eitaa logo
واگویه|ⱽᵃᵍᵒʸᵉʰ
62 دنبال‌کننده
759 عکس
347 ویدیو
7 فایل
واگویه سخن گفته شده را دوباره گفتن‌. -از‌ تبارعلی محب عباس؛. چای‌السطنه روی مود افکارم ، یذره شعر و نوشته
مشاهده در ایتا
دانلود
گوشی خودم خاموشهه
تلگرام نمیتونم چک‌کنمم
امشب تولدش بود و ما یه کیک خیلی کوچولو و خوشگل داشتیم .. بچه های مهربون و ناز میومدن و دونه دونه بهش تبریک میگفتن :)) زینب هم فقط حرص میخورد که الان بچه ها دلشون میخواد که.. بعد از اینکه عکسامون رو گرفتیم و شمعش رو فوت کرد، رفتو دونه دونه به همشون نفری یه قاشق کیک داد :) این مهربونی زینب واقعا برام قابل ستایشه:) تولدت مبارک زینب مهربونم💕
از ژرفای جان، برایت درخششی بی‌کران و کامیابی‌هایی ماندگار تمنا دارم. می‌دانم که کلمات در برابر حقیقتِ وجودت ناتوان‌اند، اما با تلاشی ناچیز و با دست‌های خود، این کیک کوچک وهدیه‌ای را برایت فراهم آوردم؛ نه برای آنکه به تو چیزی بیفزایم، بلکه تنها به این امید که در میانه‌ی تلاطمِ روزگار، لحظه‌ای آرامش و جانی تازه به دلت ببخشم و لبخند وشادیت را تماشا کنم امیدوارم که آرزوهای ناب و درخشانت، همچون ماه در شبِ تیره، همواره نمایان و محقق شوند. همواره در پناهِ آرزوهایت باش، خواهری تولدت هزاران بار مبارک سیده قشنگم(دخترک سبز)🌱💚
هدایت شده از سُجادیا.
به نام خدایی که پروانه ای به من هدیه کرد نمی‌دونم چندمین باره که می‌شینم و می‌خوام برات چیزی بنویسم، اما هر بار به این فکر می‌کنم که مگه می‌شه برای آدمی که این‌همه توی زندگی و خاطراتت جا داره، چند خط نوشت و تمومش کرد؟ زینبِ قشنگم، از چشم‌هات بگم؟ از همون دو تا چشم که نمی‌دونم چطور این‌همه حرف رو توی خودشون جا دادن؟ گاهی دلم می‌خواد ساعت‌ها بهشون نگاه کنم و ازت بپرسم توی این سرِ کوچولوت چه خبره که این‌همه قصه برای گفتن داری. قربون برق نگاهت برم که حتی از پشتِ صفحه‌ی گوشی هم می‌تونه حالِ دلِ یمنش رو عوض کنه. می‌دونی پروانه؟ من اسم تو رو فقط برای صدا زدنت انتخاب نکردم؛ تو برای من همون پروانه‌ای هستی که اسمش با کلی خاطره و دلتنگی و خنده گره خورده. همون رفیقی که از دوری‌اش گاهی دلم می‌گیره، از خنده‌هاش ذوق می‌کنم‌... چقدر روزها و شب‌ها گذشت تا رسیدیم به امروز. ما از پشتِ این فاصله، زندگی رو با هم قسمت کردیم؛ از خنده‌های بی‌موقع تا حرف‌های جدی، از روزهای پر از ذوق تا وقت‌هایی که هیچ‌کدوممون حالِ درست و حسابی نداشتیم. چه چیزهایی که فقط خودمون می‌دونیم و چه خاطراتی که شاید هیچ‌وقت برای هیچ‌کس قابل تعریف نباشن. تولدت مبارک، زینبِ من. الهی چشم‌هات همیشه خندون باشن، دلت هیچ‌وقت از امید خالی نشه و خدا توی تک‌تک قدم‌هات همراهت باشه. امیدوارم یک روز تمام این فاصله‌ها و دلتنگی‌ها تبدیل بشن به خاطراتی که کنار هم مرورشون می‌کنیم. دوستت دارم، پروانه‌ی زندگیِ یمن؛ بیشتر از تمامِ قربون‌صدقه‌هایی که بلدم و بیشتر از تمامِ کلمه‌هایی که هنوز نتونستم برات بنویسم. از طرف یمن؛
یا حسین نامه اصلی پاک نویسش مونده و من واقعا برای امشب چشمانم را از دست دادم