دلم یه سوپرایز گنده میخاد، یه اتفاق خیلی خوب و هیجان انگیز، یه چیزی که انتظارشو ندارم یهو از سقف بیفته تو دامنم.
ولان!
خدایا… شبی دیگهای گذشت و من باز هم زیر سایهی مهربونت نفس کشیدم. برای همهی آرامشها، لبخندها و حتی
هرروز که میرسه، نسیم تو یادم میاندازه هنوز امید هست.
خدایا شکرت برای نوری که تاریکی رو شکست،
برای دلهایی که هنوز لبخند میزنن،
و برای عشقی که در ذرات جهان جاریه…
روز ۶۳ شکرگزاری 💕