غزل ناتمام
هنوز باور ندارم دیگه نیستن
این ایام، چندین بار ناظر به ایشون نوشتم و پاک کردم، دوباره نوشتم و پاک کردم و ...
نشد اونی که باید بشه
اما امشب، تصویری از ایشون در فضای مجازی دیدم و فرم چشمهای ایشون و برق نگاهشون، شد دلیل خطخطیهای زیر:
شاهکاری بهتر از چشمت ندیدم در جهان
میکُشد ما را دَمی، در لحظه جان میبخشد آن
بیسبب هرگز نباشد مستِ چشمانت شدن
صیدِ صیّادی چنین گشتن، نمیخواهد سَنان
چشم بستی، پر کشیدی؛ فکر ما را کردهای؟
عالَمی گردیده حیران، از فراغت در فغان
مجمعی از دردها را دارم امشب دوستان
این غزل شد ناتمام از دردِ دوری، از خزان
پن: استاد جلالالدین همایی، غزل چهاربیتی رو «غزل ناتمام» میدونستن و نامگذاری کرده بودن؛ غزل فوق هم ناتمام موند...!
آقای ما هر موقع وارد مضجع نورانی امام رضا علیهالسلام میشدند، بدون عمامه بودند. اما شرفیاب شدن در محضر ارباب، خاصتر و ویژهتر هست؛ این بار نه تنها عمامه نداشتند بلکه با پیکری خونین و تابوتی شکسته و بدون پرچم، محضر ارباب، شرفیاب شدند.
آقای مظلوم ما
یادم هست یکبار در یکی از جلساتی که خدمت آقا مصباح (انگار هنوز عادت نکردم به ذکر عنوان شهید برای ایشون) بودم، بحث در مورد نحوه استفاده از آیات قرآن در پژوهش شد و ایشان خیلی سریع و البته صریح گفتند که برخی آیات قرآن را از ساحت قدسی آن پایین کشیده و سعی دارند به زور در متون خود جای دهند و این، ظلم به قرآن است و ... (نقل به مضمون و تا جایی که خاطرم هست چون برای قریب به ده سال پیش است).
با دیدن جایگاه وداع رهبر عزیز و شهیدمان در مصلی، ناخودآگاه یاد این فرمایش آقا مصباح افتادم.
گویی مسئولان امر تمام تلاش خود را کرده بودند تا حضرت آقا را به زور در ظرف ملیت و ایرانیت جای دهند.
هیچ نماد و نشانهای از #مقاومت، از #فلسطین، از شهدای عزیز این مسیر و آرمان دیده نمیشد. از حکومت جهانی مستضعفان و مبارزه با طواغیت.
آقای ما ایرانیترین ایرانی تاریخ بود اما رهبر جبهه مقاومت و آرمان فلسطین هم بود.
کشور دوستترین بود اما زعیم شیعیان جهان هم بود.
جان فدای ایران و ایرانی بود اما رهبر آزادیخواهان جهان هم بود.
حیف و صد حیف که مسئولان امر سهوا یا عامدانه، از روی بیخردی یا بیتجربگی، آقای شهید ما را تقلیل دادند به امری صرفا ملی.
که اگر چنین هم بود ای کاش لااقل تصاویر فرماندهان شهیدمان را یا نه حداقل تصویری از آقا با حاج قاسم را در نزدیکی جایگاه قرار میدادند.
پن: تعمدا در ایام وداع و تشییع، ننوشتم و نگفتم.