ه•┈••✾•🔸﷽🔸•✾••┈•ه
🍃سلام علیکم و رحمت الله 🍃
📆 پنجشنبه
🔅 ۱۹ تیر ۱۴۰۴
🔅 ۱۴ محرم ۱۴۴۷
🔅 ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۵
🌿 الَِلَِهَِمَِ َِعَِجَِلَ َِلَِوَِلَِیَِکَِ َِاَِلَِفَِرَِجَِ 🌿
ه•┈┈••✾•💠•✾••┈┈•ه
🔸همراه شما در کانال
❇️ داستان دفاع مقدس، نکته، نقد
هدایت شده از فاطمه شیبانی
سلام
نقش ما در این روزها چیه ؟
باید چه کار کنیم ؟
هدایت شده از ابوالقاسم وَردیانی
نقش ما در این روزها.mp3
زمان:
حجم:
6.8M
سلام علیکم و رحمت الله
روز یاران و عزیزان بخیر و خدا قوت
سوال بسیار خوبی سرکار خانم شیبانی مطرح فرمودند نمی شود به سادگی از کنار آن گذشت. در پاسخ به این سوال مواردی به ذهنم رسید که در این فایل صوتی تقدیم می کنم.
التماس دعا
یا علی🌺
ه•┈••✾•🔸﷽🔸•✾••┈•ه
🍃سلام علیکم و رحمت الله 🍃
📆 جمعه
🔅 ۲۰ تیر ۱۴۰۴
🔅 ۱۵ محرم ۱۴۴۷
🔅 ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۵
🌿 الَِلَِهَِمَِ َِعَِجَِلَ َِلَِوَِلَِیَِکَِ َِاَِلَِفَِرَِجَِ 🌿
ه•┈┈••✾•💠•✾••┈┈•ه
🔸همراه شما در کانال
❇️ داستان دفاع مقدس، نکته، نقد
🔸#نکته_روزانه
ه•┈┈••✾•💠•✾••┈┈•ه
🔸همراه شما در کانال
❇️ داستان دفاع مقدس، نکته، نقد
🔸لینک ارتباط
@A_Ghasem_Vardiani_Annotation
.
#اصطلاحات_داستان_نویسی_به_زبان_خودمانی
✍️#رولان_بارت در مورد داستان چه نظری داره؟
رولان بارت یکی از مهمترین نظریهپردازان ادبیات قرن ۲۰ بود که خیلی از نظریههای جدید در مورد داستان و روایت رو مطرح کرد. نظر بارت در مورد داستان خیلی با نظریههای سنتی متفاوت بود.
خلاصهاش اینه که او میخواست به ما نشون بده که داستانها نه فقط بهعنوان یه روایت خطی (از اول تا آخر) که میخوایم دنبال کنیم، بلکه باید به عنوان یه نشانه نگاه بشن. یعنی داستانها بیشتر از اینکه صرفاً دنبال یک خط منطقی باشن، یه شبکه از معانی و نشانهها هستن که به هم وصل میشن.
اجازه بدین کمی موضوع رو بازتر کنیم.
بارت میگفت که داستانها همیشه از یه نقطهنظر خاص تعریف میشن، یعنی معمولاً یه راوی یا یه زاویه دید وجود داره که همه چیز از اون نقطه مشخص میشه. اما بارت معتقد بود که ما نباید فقط به این راوی یا زاویه دید نگاه کنیم. به عبارت دیگه، به جای اینکه داستان رو از دید یه نفر دنبال کنیم، باید داستان رو بهعنوان یه شبکه از معانی ببینیم که در هر نقطهای میشه واردش شد. داستان همیشه میتونه به هزار شکل مختلف دیده بشه و این یعنی راوی و روایت دیگه در مرکز نیستن.
مثلاً اگر یه داستان رو از زاویهی دید شخصیت اصلی و بعد از دید یک شخصیت فرعی بخونیم، ممکنه حتی معانی و برداشتهای متفاوتی پیدا کنیم.
نکته بعدی اینکه بارت طرفدار تغییر در نحوه روایت داستان بود. به جای اینکه همه چیز از یک زاویه ثابت و واضح بیان بشه، او دوست داشت داستانها بهطور غیرمستقیم و پیچیده بیان بشن. یعنی نه همه چیز باید واضح باشه، نه همیشه از یک دیدگاه واحد، بلکه باید به نوعی ابهام و فاصله بین روایت و خواننده ایجاد بشه تا فرد بتونه خودش فکر کنه و به معانی عمیقتر برسونه.
این نوع روایت غیرمستقیم و پُر از ابهام برای بارت به این معنی بود که خواننده باید فعالانه درگیر داستان بشه و اون رو تفسیر کنه. در واقع، بارت داستان رو تبدیل به یک فرایند میکرد که فقط با خوندن و فکر کردن به معانی مختلف اون کامل میشد.
این رو همه شنیدیم که می گن نویسنده مرده است این جمله مال بارته. این یعنی هیچوقت نباید فکر کنی که نویسنده دقیقاً منظور خاصی از نوشتن این داستان داشته. منظورش این بود که وقتی داستان منتشر میشه، دیگه نظر نویسنده در مورد اون داستان مهم نیست. حالا این خواننده است که باید خودش این داستان رو تفسیر کنه و به اون معنی بده. از نظر بارت، این جملات و کلمات داستان بیشتر به خود داستان مربوط میشن تا به نویسنده.
اینطور بگم که بارت میخواست یه نوع آزادی به خواننده بده. دیگه نباید فقط به فکر این میبودیم که نویسنده چی میخواسته بگه. بلکه باید خودمون وارد دنیای داستان بشیم و معناهای مختلفی ازش بگیریم.
نکته دیگه هم که میشه بهش اشاره کرد اینه که بارت میگفت داستانها در واقع یه جور متنهای چندلایه هستن که هر بار که دوباره خونده بشن، میتونن معنای متفاوتی پیدا کنن. چون داستانها بهطور پیوسته در حال تغییر و تکامل هستن و هر خواننده یا هر زمان میتونه یه برداشت جدید از اون داشته باشه. این یعنی داستان هر بار که خونده بشه، یک تجربه جدید به حساب میاد.
نگاه جالبی هم به نشانه ها و معنی اون در داستان داره. بارت می گه. در داستان، هر چیزی – از دیالوگها گرفته تا فضا و رفتار شخصیتها – یه نوع نشانه هست که باید تفسیر بشه. بارت به این نکته توجه داشت که هر قسمت از داستان میتونه در عین حال معنیهای مختلفی داشته باشه و این تفسیرها ممکنه با هم تداخل داشته باشن.
یعنی یک داستان، ترکیبی از نشانههاست که هر کدومش ممکنه از هزار زاویه مختلف تفسیر بشه و این تفسیرها هیچوقت ثابت نیستند. بارت میخواست نشون بده که داستانها هم مثل زبان، پر از معنی و معانی پنهان هستن که به این راحتی قابل درک نیستن.
خلاصه همه اینهایی که گفتم میشه:
مرکززدایی از راوی: بارت میگفت داستان نباید فقط از دید یه نفر روایت بشه، بلکه باید بهعنوان یه شبکه از نشانهها دیده بشه.
فاصلهگذاری: داستان باید به شکلی پیچیده و غیرمستقیم روایت بشه که خواننده بتونه خودش فکر کنه و معنا پیدا کنه.
نویسنده مرده است: وقتی داستان منتشر شد، دیگه نظر نویسنده مهم نیست و خواننده باید خودشو وارد داستان کنه.
بازخوانی و تفسیر: داستان همیشه میتونه معانی مختلفی داشته باشه که با هر بار خوندن تغییر میکنه.
نشانهها: هر بخش از داستان یه نشانه است که باید تحلیل بشه و معنای مختلفی ازش استخراج بشه.
به زبان خودمونی، بارت میگفت داستانها مثل یه پازل بزرگ هستن که هر کس میتونه از یه زاویه خاص بهش نگاه کنه و معانی مختلفی پیدا کنه. دیگه نمیشه داستان رو فقط از دید یه نفر یا یه معنی خاص دید؛ داستانها پر از معانی پنهان و پیچیده هستن که به خواننده اجازه میده خودش رو توی دنیای اون داستان پیدا کنه.
🔸این نکته رو هم خدمت عزیزان عرض کنم که اینجا من فقط نظر بارت رو بیان کردم و این به اون معنی نیست که باهمه نظریاتش موافقم
ه•┈┈••✾•💠•✾••┈┈•ه
🔸همراه شما در کانال
❇️ داستان دفاع مقدس، نکته، نقد
🔸لینک ارتباط
@A_Ghasem_Vardiani_Annotation
.
ه•┈••✾•🔸﷽🔸•✾••┈•ه
🍃سلام علیکم و رحمت الله 🍃
📆 شنبه
🔅 ۲۱ تیر ۱۴۰۴
🔅 ۱۶ محرم ۱۴۴۷
🔅 ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۵
🌿 الَِلَِهَِمَِ َِعَِجَِلَ َِلَِوَِلَِیَِکَِ َِاَِلَِفَِرَِجَِ 🌿
ه•┈┈••✾•💠•✾••┈┈•ه
🔸همراه شما در کانال
❇️ داستان دفاع مقدس، نکته، نقد