eitaa logo
𝕸𝖞 𝖜𝖔𝖗𝖉
146 دنبال‌کننده
864 عکس
135 ویدیو
7 فایل
زندگی ی دختر با دنیای خیالی خودش(تریاکیم_🤡👌)
مشاهده در ایتا
دانلود
نووان لی ایگما _ تاپ توی یه خانواده سلطنتی توی قصره وارن‌مورث زندگی میکنه که یه مدت تقریبا ۱۰ سال جدا میشه ازشون و دوباره ملحق نیشه (از ۱۰ سالگی تا ۲۱ سالگیش*) موهای نووان کرمی و سبزه کله غازی(شاید هجیب باشه ولی ترکیبشون عالیه) چشمای سبزه کم رنگ داره اون گوش و دمه گرگی داره موهاش بلنده قدش ۲۱۰ عه لایرن ...؟ امگا_باتم دوسته صمیمیه نئو میشه پدر مادرش طلاق میگیرن وقتی ۴ سالش بود از ۴ سالگیش تا ۶ سالگی با ننش زندگی میکرد و خونهشون اتیش میگیره و ننش نیمیره و توی پرورشگاه بزرگ میشه مثله نئو ماور باتمه موهای لایرن بنفش و بنفشه کمرنگه چشمام یاسی عه شاخ شیطانی داره موهاش تا شونه هاشه قدش ۱۸۴ عه سایرس و لایس بچه های دوقلو ی نووان و لایرنن
توی قصره وارن‌مورث(توی ونتونیا عه و پدر و مادره نووان توش حکومت میکنن*) هیچ زنه امگا یا بتا و هیچ امگایی پذیرفته نمیشه حتما باید یه زنه الفا یا انیگما یا یه مرده انیگما یا الفا بلشن نووان جانشینه پادشاهه این قصره (پدرش*) وقتی میگه میخاد با لایرن ازدواج کنه همه مخالفت میکنن نووان از خاندان لی کلی آتو داره که اگه لو بده خیلی براشون بد میشه اخرش هم مادرش پذیرفت که لایرن با نووان ازدواج کنه ولی به یه شرط دقیقا بعده ۹ یا ۱۰ ماه باید بچشون به دنیا بیاد😍
𝕸𝖞 𝖜𝖔𝖗𝖉
توی قصره وارن‌مورث(توی ونتونیا عه و پدر و مادره نووان توش حکومت میکنن*) هیچ زنه امگا یا بتا و هیچ ام
و اینکه باید دوتا بچه ی الفا یا انیگما باشن هردوهم پسر اگه این اتفاق نیوفته لایرن رو میکشن (برای قدرت و سلطنتشون از لایرن دارن سواستفاده میکنن*)
ادامشو اینجوری نوشتم هوا سنگینه. شعله‌ی شمعی که روی میز می‌سوزه، دیوارها رو مثل سایه‌های زندان نشون میده. لایرن با موهای بنفش تیره‌ی پریشون، با قدم‌های مردد وارد میشه. رد سوختگی روی صورتش زیر نور لرزان، پررنگ‌تر از همیشه به نظر میاد، تلو تلو میخوره چون مادره نووان به اون یه محلولی خورونده بود که باعثه میله جنسیه بیشترش بشه ، رفته بود توی هیت... نووان روی صندلی نشسته، شمشیرش رو تمیز می‌کنه، ولی چشم‌هاش از همون لحظه‌ی ورود لایرن روش قفل میشه. لایرن نفس عمیقی می‌کشه. صداش خفه و لرزونه: هی… نووا… فکر کنم مجبوریم. نووان شمشیر رو روی میز می‌ذاره. صدای فلزش مثل زنگ مرگ تو اتاق می‌پیچه. بهت چی گفتن؟ لایرن مکث می‌کنه، پلک می‌زنه، سعی می‌کنه اشک‌هاشو نگه داره. بعد با صدای گرفته: گفتن… اگه ازت باردار نشم، می‌کشنم. (سکوت کوتاه… نفسش سنگین میشه) و حتی اگه بچه دختر باشه… یا آلفا و انیگما نباشه… بازم می‌کشنم. (سرشو پایین میندازه) … من بچه می‌خوام، نووا. نووان یخ می‌کنه. نگاهش خالی میشه، مثل کسی که کل گذشته‌ی خونینش دوباره جلو چشماش زنده شده. دستاش مشت میشه. … لعنت بهشون. (بلند میشه، میره سمت لایرن، شونه‌هاشو می‌گیره) این فقط یه معامله نیست. دارن ازت استفاده می‌کنن، دارن ما رو می‌شکنن. لایرن چشم‌هاشو بالا میاره، نگاه سرد و زخمی‌شو به نووان می‌دوزونه. می‌دونم… ولی نووا… من نمی‌خوام بمیرم. (لبخند محوی می‌زنه، شکسته، تلخ) برای اولین بار تو زندگی‌م… یه چیزی پیدا کردم که ارزش زنده موندن داره... تو. نووان نفس عمیقی می‌کشه. پیشونی‌شو می‌چسبونه به پیشونی لایرن. صدای لرزونش توی اتاق تاریک می‌پیچه: قسم می‌خورم… بچه یا بدون بچه… نذارم دستشون بهت برسه. تو مال منی، لایرن. نه مال اونا.
ادامش برای شب