eitaa logo
دانلود
چه باک اگر جهان در میان خون و خاک گم شده است؟ ما در پناه همین عطر هل و خاطره، وقتمان را دوباره صرف نوشیدن چای می‌کنیم؛ گویی که تمام اقیانوس دلتنگی‌ای که در چشمانت حبس کرده‌بودی، همین‌جا، در فنجانی کوچک به ساحل رسیده‌ است‌.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گاهی فکر می‌کنم درد و غم قسمت عظیمی از گوشت بدنم را دریدند و حالا من مرده‌ای هستم که از درد دوباره جان گرفته و سر تعظیم به پای غم فرود آورده‌ام. من کیستم؟ حتی در آغاز زندگی جدید، باز هم قربانی و برده‌ی انزوا و رنجم؟ شاید این خواسته‌ی خودم است. اگر نه، انسان چگونه می‌تواند با این همه رنج کنار بیاید، جز اینکه بهای زنده بودنش را با تحمل کردن بپردازد؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا