eitaa logo
𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
34 دنبال‌کننده
5 عکس
1 ویدیو
0 فایل
آنها واقعیت را مانند یک بازی می‌بینند؛
مشاهده در ایتا
دانلود
𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
🎧 چه طور کاملا ناپدید بشویم؟ #Music
آنجا، اون من نیستم، من هرجا که دلم بخواهد می‌روم از دیوارها عبور می‌کنم و در رودخانه‌ی لیفی شناور می‌شوم من اینجا نیستم، این اتفاق نمی‌افتد من اینجا نیستم، من اینجا نیستم یکم دیگر من می‌روم، این لحظه دیگر گذشته است درسته، گذشته و من دیگر اینجا نیستم این اتفاق قرار نیست بی‌افتد من اینجا نیستم، من اینجا نیستم چراغ‌ های چشمک‌ زن و بلندگوهای خاموش آتش‌بازی و طوفان من اینجا نیستم، این اتفاق نمی‌افتد من اینجا نیستم، من اینجا نیستم
نام کتاب: طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن موضوع: سلسله جلسات استاد سید علی خامنه‌ای در مشهد مقدس، مسجد امام حسن مجتبی زمان: رمضان المبارک ۱۳۵۳ شمسی
𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
نام کتاب: طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن موضوع: سلسله جلسات استاد سید علی خامنه‌ای در مشهد مقدس، مسجد
اشاره روزهای آخر تابستان ۱۳۵۳، امام جماعت مسجد کوچک و نیمه‌کاره‌ی امام حسن مجتبی، در انتهای بازار سرشور مشهد، با شروع ماه رمضان برنامه‌ی جدیدی برای مسجد می‌ریزد. سید علی خامنه‌ای سی‌وپنج ساله، با آن قد رشید و چشمان نافذش، بنا می‌کند که هر روز ماه مبارک، بعد از نماز ظهر و عصر، قرآن به دست، پشت تریبون بایستد و یک ساعت سخنرانی کند، با موضوع "طرح کلی اندیشة اسلامی در قرآن" با شروع جلسات، شهر مشهد بهم می‌ریزد. در آخرین روزهای تابستان، وقت نماز ظهر که معمولاً شهر خلوت می‌شود و مردم به استراحتی چند ساعته تن می‌دهند. در گوشه‌ای از شهر، جنب‌وجوشی عجیب برپاست. مردم، از پیر و جوان و زن و مرد، از راه‌های دور و نزدیک، در هوای گرم ظهرها، با زبان‌های خشک روزه‌دار، در حرکتند به سمت مسجد امام حسن. همه مشتاقانه خود را به این مسجد می‌رسانند تا از سفره‌ی پربرکت معارفی که سید جوان در بهترین ماه خدا برایشان پهن کرده است، بهره‌ها ببرند و تشنگی‌هایشان را فرو بنشانند. هر روز به تعداد مستمعان این روحانی جوان اضافه و مجلس شلوغ‌تر می‌شود. دیگر حتی در گاراژ بسیار بزرگ پشت مسجد هم جایی برای نشستن پیدا نمی‌شود. چشم که می‌گردانی، می‌بینی از همه قشری آنجا نشسته‌اند: طلبه، دانشجو، دانش‌آموز، کاسب، اهل محل، زن، مرد و اکثراً هم جوان. دانشجویان پزشکی برای آمدن و رفتن، اتوبوس گرفته‌اند که هر روز آن‌ها را از دانشگاه به نماز برسانند و بعد از جلسه برگردانند. در جلسه‌ی سید علی آقای خامنه‌ای، همه چیز نو و جدید است. قبل از شروع جلسه، به هر نفر برگه‌ای کپی‌شده می‌دهند که در آن خلاصه‌ای از مباحث جلسه نوشته شده. سخنران، برخلاف معمول، روی منبر نمی‌نشیند؛ پشت تریبون می‌ایستد و هر روز، با زبان روزه، بیش از یک ساعت، با حرارت و صدای بلند صحبت می‌کند. بعد از سخنرانی، یک قاری قرآن در جایگاهی که روی منبر برایش آماده کرده‌اند، می‌نشیند و آیات مطرح‌شده در آن جلسه را با صوت و لحن زیبا قرائت می‌کند. جلسه‌ی سخنرانی مسجد، بیشتر به یک کلاس آموزشی شباهت دارد تا یک جلسه‌ی سخنرانی معمولی. سال‌ها، سال‌های خفقان و استبداد و دیکتاتوری رژیم پهلوی، سال‌های سیاه شکنجه و کشتن زیر شکنجه است. در این سال‌های تاریک که امام خمینی در تبعید به سر می‌بردند در هیچ محفل دینی‌ای، نمی‌شود کوچک‌ترین حرفی یا حتی اشاره‌ای به موضوعات حساس رژیم طاغوت کرد. ساواک در اوج اقتدار است و همه‌جا جاسوس دارد. خواندن آیات مربوط به جهاد و مبارزه جرم است و اگر سخنرانی، در آیه‌ای نام بنی‌اسرائیل را بیاورد و اشاره‌ای به اسرائیل بکند، مجالس تعطیل و خودش زندانی می‌شود. بااین‌همه، روحانی جوان مسجد امام حسن، پیر مبارزه است، او می‌داند چطور جلسه‌ی سخنرانی را اداره کند که گرفتار عوامل ساواک نشود. او در نهایت کیاست و درایت، معبری باز می‌کند برای رساندن نور کلام خدا به امت دورمانده از قرآن. آقای خامنه‌ای با دقت و زیرکی تمام، مجموعه‌ی اعتقادات اسلامی را از زبان قرآن طوری بیان می‌کند که مردم علاوه‌بر ساختن دوباره‌ی اعتقادات خود بر اساس معارف قرآن، به فکر ایجادکردن جامعه‌ی اسلامی نیز می‌افتند. سید جوان مباحثش را از ایمان شروع کرده، به توحید رسانده، و بعد با مطرح‌کردن نبوت و ولایت و با تمام‌شدن ماه رمضان این دوره‌ی اعتقادی ناب و بی‌نظیر را به ۱۱ اشاره پایان می‌رساند. سید جوان در این جلسات توانست با کاشتن بذر ایمان آگاهانه در قلب و جان جوانان مشهد، آنان را با قرآن آشتی دهد و قرآن عزیز را از غربت طاقچه‌ها و سفره‌های عقد و مجالس ختم درآورده و در اختیار جوانان بگذارد. سال‌های سال، عده‌ای که فهم درستی از دین نداشتند، با افکار خشک خود مردم را به بهانه‌ها و معاذیر مختلف از قرآن دور نگه داشته بودند که مثلاً قرآن کار مردم عادی نیست و باید قرآن را فقط به امید ثواب خواند و این حرف‌ها؛ حرف‌هایی که حکومت‌ها از آن استقبال می‌کردند اما سید علی آقای خامنه‌ای اینها را یا توطئه‌ی دشمن می‌دانست یا کج‌فهمی‌های خاص. خودش مجذوب قرآن بود، عاشق قرآن بود، فدایی قرآن بود، و کمر بسته بود که مهجوریت قرآن را از بین ببرد. استوار و راسخ، با کلامی گرم و گیرا، قرآن به دست می‌گرفت، پشت تریبون می‌ایستاد و تمام وجودش را وقف کلمات الهی می‌کرد. می‌خواست اندیشه‌ی ناب اسلامی را دوباره از دل ناب‌ترین متن الهی احیا کند و قرآن را به قلب و عمل مردم مسلمان بازگرداند. سرانجام چند ماه پس از پایان‌ یافتن جلسات طرح کلی در مسجد امام حسن و پیرو جلسات شرح نهج‌البلاغه، سید علی آقای خامنه‌ای دستگیر شده و راهی پایتخت ستم می‌شود؛ راهی یکی از مخوف‌ترین شکنجه‌گاه‌ های آن روز دنیا یعنی کمیته‌ی مشترک ضد خرابکاری. | طرح کلی اندیشه‌ی اسلامی در قرآن
https://eitaa.com/102687312/336 رهبر پرچم کشور خودشم یادش می‌ره جناب؟👺
https://eitaa.com/102687312/337 پیش میاد، مثل پرچم قبیله‌ی صابون ها👺؟
https://eitaa.com/102687312/338 یهودی ها منظورم بود👺