هدایت شده از تبلیغات خرچنگ
یه دخترخاله دارم لباساشو خودش می دوزه چون میگه مانتوی ۴ میلیونی رو با ۱ میلیون در میارم 😁
الان لباس کل فامیل با اونه 😂
جالب اینجاست که هرکی لباساشو میبینه میگه : «اینم خودت دوختی؟! 😳»
از بس هنرمنده تو فامیل زبون زَده اما خودش میگه سادَس:/ از این کانال یاد گرفته 👇
https://eitaa.com/joinchat/1459552283C012b557734
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ــ خیلی حس عجیبی داره
𝗩𝗂𝖽𝖾͟𝗼 🎞 : @VideoV ̟࣪ ๋࣭ .
هدایت شده از تبلیغات خرچنگ
من #دلارا؛ دختری که داخل یه خانواده مرفه بدنیا اومدم بچه بودم که عموم و زن عموم رو داخل ی تصادف از دادیم و پدر و مادرم سرپرستی پسرشون بردیا رو قبول کردن و بردیا اومد خونه ی ما، با هم همبازی بودیم...وقتی بزرگتر شدیم، پدرم بردیا رو برای ادامه تحصیل فرستاد کانادا. ولی بردیا قبل از رفتنش منو از پدرم خواستگاری کرد و ما باهم نامزد شدیم، چندسال گذشت و بردیا بعد از اینکه فارغالتحصیل شد برگشت. چندروز بعد از برگشتنش پدرم و مادرمو داخل ی تصادف از دست دادم درست همون شب که این اتفاق افتاد بردیا با من کاری کرد که کل زندگیم نابود شد اون همون شب منو.....😱😢
برای خوندن ادامهی داستان زیبامون روی لینک زیر بزنید👇
https://eitaa.com/joinchat/3193898263Cbda2b5620a
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ــ حقیقت چیزی نیست جز
𝗩𝗂𝖽𝖾͟𝗼 🎞 : @VideoV ̟࣪ ๋࣭ .
هدایت شده از تبلیغات خرچنگ
میگویند بعضی زیباییها موهبت نیستند؛ نفرینیاند که سرنوشت بر دوش صاحبشان میگذارد...
ماهگل، دختر زیبای روستایی، آنقدر دلربا بود که خانوادهاش از ترس نگاههای هوسآلود مردم، او را پشت دیوارهای خانه پنهان کرده بودند. سهم او از دنیا، پنجرهای کوچک، حیاطی خاموش و آسمانی بود که هر شب ماهش را در آغوش میگرفت.
ماه، تنها همدم شبهایش بود... زیرا بهزاد، پسرعمویش و تنها عشق زندگیاش، هنگام رفتن دستهایش را فشرده و با لبخندی پر از امید گفته بود: «هر شب به ماه نگاه کن... هر جا باشم، همان ماه بالای سر من هم هست. خیلی زود برمیگردم.»از آن شب به بعد، ماهگل هر غروب منتظر بهزاد بود . اما روزگار، همیشه برای عاشقان مهربان نیست...
برای خواندن ادامه داستان روی لینک زیر بزنید👇🏻⭕️
https://eitaa.com/joinchat/1478230920C28f5f5e3ab