یکی از بچه های هلال احمر تبریز شهید شده
آشنای بابام بود
میگه قرار کوه گذاشته بودیم..
تو این وضعیت اگه کسی نگرانتون شد
زنگتون زد هرجوری شده یه خبری بهش
بدید یه صدایی ازتون بشنوه
نذارید دق کنه از نگرانی
هدایت شده از افکاردرونمن.
اگر پایان ما با سردارانمان بود،
در کربلا همهچیز به پایان میرسید.
الوُجوم ؛
اخ خدا خدا.. :)🖤
چقد غم چقد بغض چقد چشم بیتاب .. خدایا فکر کردن میتونن دلگرمیای مارو بگیرن، نمیدونن ما دلمون به تو گرمه ..