الوُجوم ؛
بوی نون و نرمیش زیر دندون، مزه نمکی پنیر، حس گرمی شیکم بعد هر قلپ چایی شیرین اوخ نَنَه
درد نگیرید من صبونه نخوردم الان ممرم
کله صب درحال دویدن مثل سگ سمت دانشکده، حراست جلومو گرفته کارت دانشجوییتو بده
اخه کدون مغز سگ خوردهای که دانشجوی اینجا نیست این ساعت اومده ، پیست دومیدانیه؟ پیک نیکه؟
یه غلط بزرگی کردم که خودم راضیم
اما مامانم یا حتی سارا و مهی بفهمن
دهنمو پاره میکنن
استرس از فهمیدن مامان ووی*
حالا گفت آخر ترم این برگرو ببُر تحویلم بده ولی حالا که فکرشو میکنم ترجیح میدم نابودش کنم
الوُجوم ؛
متاسفانه منم خیلی🤦🏻♀
یعنی یجوری لبم کش میاد و گونم سریع میره بالا آماده پوکیدن که فقط با زور دست نگهش میدارم