الوُجوم ؛
بدو بدو بیدارشو کوچولو حاج اقا ازت میخواد صورتتو بشوری بیای سحریتو بخوری بری کپکتو بذاری
حاج اقا ما نشسته نشستیم پاس سفره
الناز هفت صبح داره از شکست پروژه چن ماه پیشمون پرده برداری میکنه و قلبم تیر میکشه از میزان گندی که زدیم
یه روزی یه پرایوت میزنم تک تک اون خرابکاریا رو تعریف میکنم(((((((: نمیتونم تنهایی میزان فشارشو تحمل کنم
الوُجوم ؛
الناز هفت صبح داره از شکست پروژه چن ماه پیشمون پرده برداری میکنه و قلبم تیر میکشه از میزان گندی که
تورو خوابوندم رفتم چتای همون موقع هارو بخونم واقعا عقل نداشتیم یعنی؟ همین دی ماه بود دیگه ؛)))
الوُجوم ؛
الناز نه الناز نه امشب اعصابت خرابه صبوری کن جلو زبونتو نگه دار نه الناز نه
صبوری که در برابر این آدم و زخم زبوناش
به خودم و بقیه، تحقیراش نسبت
به خودم و بقیه میکنم، دوحالته
یا بزرگیه و ثواب داره برام یا حماقته