هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
جمنای ، هرکسی درک نمیکنه که تو چیکارا کردی فقط برای اینکه زنده بمونی.
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
یادآوری برای جمنای ، لیبرا ، آکواریس
گاهی اوقات، وقتی در تاریکی هستی، فکر میکنی دفن شدی، اما در واقع کاشته شدی ( و قراره رشد کنی. )
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
جمنای ، هرکاری میکنی فقط خودتو از یاد نبر. تو فقط خودتو داری.
_مغآزه لبخند فروشی!_.
غمگینم مثل اهنگ pertty when you cry ی لانا دل ری.
غمگینم مثل اهنگ poison tree ی grouper
میهمان ناخوانده ی من.
همیشه در آغوشم است ، سنگینی عضلات سنگی و آزرده سازش را هر دم بر شانه هایم حس میکنم،گاهی به کاسه ی دیدگانم دست میکشد و لانه میکند و به زورِ بازویش قطرات بلوری شکلِ شورِ خفته در دیدگانم را به تپه ی گونه ام ، هُل میدهد ، بعضی از اوقات نیز با یک تبر نامرئی اما با دردی حقیقی ساقِ پایم را به سلاخی میگیرد، جنون وار ترین گامِ او ، مغموم ساختنِ احساساتِ در جریان در جمجمه ی سر است ، به قدری دستان سیاه و آغشته به رنگِ سیه شبانگاهی ش را به احساسات میپیچاند که همگی دلمرده و کلاغ فام میشوند.
تا که قدم بر کشتزارِ گل های امید میگذراد ، تمام غنچه های ریز و خندانِ آرزو را به جامِ مرگ مینوشاند .
به راستی که زندگی با چنین زاده شده ای، از جهنم هایی که آزادگان بر زبان جاری میسازند ؛ چندین مرتبه دلخراش تر است.
نامش چیست؟نمیدانم ،اما آینه های رو به چشمانم نام جدیدی برایم یافته اند،میشنونم که پچ پچ کنان مرا غم پذیرا میخوانند.