eitaa logo
_مغآزه لبخند فروشی!_.
170 دنبال‌کننده
602 عکس
87 ویدیو
2 فایل
باد تولدش را فراموش کرد. راهِ راتباطیِ من و ستاره هام: https://abzarek.ir/service-p/msg/4305387
مشاهده در ایتا
دانلود
یادآوری برای جمنای ، لیبرا ، آکواریس گاهی اوقات، وقتی در تاریکی هستی، فکر میکنی دفن شدی، اما در واقع کاشته شدی ( و قراره رشد کنی. )
غمگینم مثل اهنگ pertty when you cry ی لانا دل ری.
جمنای ، هرکاری میکنی فقط خودتو از یاد نبر. تو فقط خودتو داری.
غم به وسعتِ آسمان.
میهمان ناخوانده ی من. همیشه در آغوشم است ، سنگینی عضلات سنگی و آزرده سازش را هر دم بر شانه هایم حس میکنم،گاهی به کاسه ی دیدگانم دست می‌کشد و لانه می‌کند و به زورِ بازویش قطرات بلوری شکلِ شورِ خفته در دیدگانم را به تپه ی گونه ام ، هُل می‌دهد ، بعضی از اوقات نیز با یک تبر نامرئی اما با دردی حقیقی ساقِ پایم را به سلاخی می‌گیرد، جنون وار ترین گامِ او ، مغموم ساختنِ احساساتِ در جریان در جمجمه ی سر است ، به قدری دستان سیاه و آغشته به رنگِ سیه شبانگاهی ش را به احساسات میپیچاند که همگی دلمرده و کلاغ فام میشوند. تا که قدم بر کشتزارِ گل های امید میگذراد ، تمام غنچه های ریز و خندانِ آرزو را به جامِ مرگ مینوشاند . به راستی که زندگی با چنین زاده شده‌ ای، از جهنم هایی که آزادگان بر زبان جاری می‌سازند ؛ چندین مرتبه دلخراش تر است. نامش چیست؟نمی‌دانم ،اما آینه های رو به چشمانم نام جدیدی برایم یافته اند،میشنونم که پچ پچ کنان مرا غم پذیرا می‌خوانند.
یکی از دوستان میگفت که جوهرِ قلمِ نویسنده بعد از یک مدتی گر مورد بی لطفی قرار گیرد ، خشک می‌گردد . اما گویی قلمی که جوهرش غم باشد، به همین سادگی ها خشک شدنی نیست.