هدایت شده از 𝘉𝘶𝘵 𝘸𝘩𝘺?
صدام فقط میتونه چیزی رو بازگو کنه که تو دوست داری بشنوی یا بتونی بفهمیش
+ولی من نصف حرف هاتم نمیفهمم
_منم جوری نمیگم که تو بفهمی،جوری میگم که بشینی کل روز بهش فکر کنی
+که چی؟که بیام مثل احمقا بگم نفهمیدم و تو پوزخندتو بزنی و بهم بخندی؟
_امم نه راستش،من فقط از اینکه آدمارو با حرفام به چالش بکشم لذت میبرم
اینکه تو نمیفهمی مهم نیست اینکه تو تلاش میکنی بفهمی جالبه.
عـطرنـعـنــٰــاع
صدام فقط میتونه چیزی رو بازگو کنه که تو دوست داری بشنوی یا بتونی بفهمیش +ولی من نصف حرف هاتم نمیفهمم
من فقط از اینکه آدمهارو با حرفهام به چالش بکشم، لذت میبرم.
هدایت شده از 𝘉𝘶𝘵 𝘸𝘩𝘺?
_والریا تو همیشه میدونستی،از اون نگاهت میفهمیدم متنفری ازم،پس چرا سکوت کردی؟چرا چرا؟از این بدم میاد که آدما میبینن ولی سکوت میکنن
ولی توی عوضی نگاه هات تمام صداهای مغزت رو داد میزدن،همیشه از این نگاه هات متنفر بودم
+اوه،میپرسی چرا چیزی نگفتم؟خب راستش من صرفا فقط دوست دارم ببینم آدما با چه ریتمی روی کلاویه های زندگیشون میرقصن،که تورو دیدم،قشنگ میرقصیدی،جوری قدم میذاشتی که با نت جدیدت نت قبلیت فراموش بشه.و یه چیز دیگه،تو واقعا فکر کردی انقدر برام مهمی که ازت متنفر باشم؟نه نه تنفر یه حسه،اگه ازت متنفر باشم یعنی یه حس از تو توی سلول های مغزم هست،اما متاسفانه آدم ها همینجوری مغز من رو به عنوان پیاده رو برای قدم زدن بدون تصادف با حرفام گرفته بودن،تو دیگه میتونی کی باشی که بخوام حتی حس تنفر ازت داشته باشم؟که بخوام تورو هم بین اون آدما تو مغزم به عنوان کلکسیون نفرت انگیزان داشته باشم؟!
اشتباه نکن،اینکه سرتو نکردم زیر آب تنها دلیلش این بوده که از هوشت تو احمقانه ترین روش استفاده کردی و من فقط میخواستم ببینم تا کجا میتونی ردِ پاهای خیستو از روی سرامیک ها پاک کنی.
چون محض رضای خدا من عاشق دیدن تقلای آدما برای زنده موندن از دریایی که آزادی از این دنیای فاکی رو بهشون هدیه میده هستم.
پس فقط نگاهت کردم،نمیدونستم نگاه هام هم برات دردناکه.نگران نباش اگه اینطوره از این به بعد بیشتر نگاهت میکنم.
عـطرنـعـنــٰــاع
_والریا تو همیشه میدونستی،از اون نگاهت میفهمیدم متنفری ازم،پس چرا سکوت کردی؟چرا چرا؟از این بدم میاد
من فقط میخواستم ببینم تا کجا میتونی ردِ پاهای خیست رو از روی سرامیکها پاک کنی.
عـطرنـعـنــٰــاع
_والریا تو همیشه میدونستی،از اون نگاهت میفهمیدم متنفری ازم،پس چرا سکوت کردی؟چرا چرا؟از این بدم میاد
چون محض رضای خدا من عاشق دیدن تقلای آدما برای زنده موندن از دریایی که آزادی از این دنیای فاکی رو بهشون هدیه میده هستم.
عـطرنـعـنــٰــاع
_والریا تو همیشه میدونستی،از اون نگاهت میفهمیدم متنفری ازم،پس چرا سکوت کردی؟چرا چرا؟از این بدم میاد
نمیدونستم نگاههام هم برات دردناکه. نگران نباش اگه اینطوره از این به بعد بیشتر نگاهت میکنم.
هدایت شده از 𝘉𝘶𝘵 𝘸𝘩𝘺?
_اون دختر،چقدر حرفاش عمیقه انگار 100 سال عمر کرده و 99 سالش تنها غذاش غم بوده
برای این همه غم اونقدرا هم سنش زیاد نیست
+روحش پیره ولی نه پیری که دست و پاها چروکیده باشه،اونی که توی مدار احساسات تمام بالا پایین هارو کرده،با همه نشست و برخواست داشته و همه چیزا رو میدونه.
_پس چرا چشماش انقدر عمیقه؟
+چون چشما دریچه روح هستن.اون روحش عمیقه میدونی؟
عـطرنـعـنــٰــاع
_اون دختر،چقدر حرفاش عمیقه انگار 100 سال عمر کرده و 99 سالش تنها غذاش غم بوده برای این همه غم اونقدر
چون چشما دریچهی روح هستن. اون روحش عمیقه میدونی؟
هدایت شده از 𝘉𝘶𝘵 𝘸𝘩𝘺?
_من الان واقعا تو مرز فروپاشی روانیم و تو هنوزم همون ظاهر آروم تو داری
بس کن بس کن بس کن
من دارم تقلا میکنم آب هایی که از سوراخای کشتی وارد شده رو با سطل خالی میکنم ولی تو داری خونسرد نگاه میکنی که کشتی مون داره غرق میشه و تلاشی نمیکنی برای کمک
بس کن لعنتی
+میخوای چیکار کنم؟کشتی سوراخه،هر چی با سطلت آبو بیرون بریزی بازم داری به دریایی اون ابو برمیگردونی که خودش داره خفه ات میکنه
بازم از سوراخ مغزت وارد میشه و کل وجودتو میگیره و میکشتت
یکم بزرگ شو کاراگاه،اینجا قایم باشک بازی نیست که وقتی بگی،بازی استپ بشه اینجا بازی ِمرگه.
باید واسه جونت بجنگی،تا وقتی که قاتل بالا سر خودت نیومده به جای تقلای بیخود برای محکم سازی کشتیت بهتره شنا یاد بگیری
خیلی از پرونده ات مطمئن نباش همین الانش هم توش گیر کردی.اجازه نده کار به جایی برسه که دست و پا بزنی ولی نه تنها نتونی خودتو نجات بدی بلکه با هر حرکت به ته دریا نزدیکتر بشی.
کاری نکن که توی این دو راهی قرار بگیری که نه از ترسِ به تهش رسیدن تلاشی برای نجات نکنی،و نه از ترس و عجله برای رسیدن به خشکی برسی به آخر آب که نشه حتی جنازه و صورت قشنگتو پیدا کرد،دوست ندارم خط خطی بشه،صورتتو میگم.
پس خودتو جمع کن بجای پریدن به بقیه خودت رو برای پرواز آماده کن.
_ازت متنفرم. از این مطمئن بودنت متنفرم.
+منم دوستت دارم،به توصیه هام خوب گوش کن بچه تا بعد.
و بعد رفت،مثل همیشه.این دختر.واقعا خونسرد بود.اصلا خونی داشت که سرد بشه؟دوباره منو تو علامت سوالی ترین حالتم تنها گذاشت که خودم جواب رو پیدا کنم.لعنت.
عـطرنـعـنــٰــاع
_من الان واقعا تو مرز فروپاشی روانیم و تو هنوزم همون ظاهر آروم تو داری بس کن بس کن بس کن من دارم ت
اجازه نده کار به جایی برسه که دست و پا بزنی ولی نه تنها نتونی خودتو نجات بدی بلکه با هر حرکت به ته دریا نزدیکتر بشی.