eitaa logo
عـطرنـعـنــٰــاع ‌
634 دنبال‌کننده
575 عکس
0 ویدیو
2 فایل
اینجا ، صدای خاموش ِخیال‌هایی‌ست که به بلندای ستاره‌ها می‌رسد . ورود آقایون محترم به این مکان جایز نیست ! ‌𝖥𝗈𝗋 𝗍𝖺𝗅︎𝗄︎: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_6een2a&btn=آینی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 𝘉𝘶𝘵 𝘸𝘩𝘺?
_اون دختر،چقدر حرفاش عمیقه انگار 100 سال عمر کرده و 99 سالش تنها غذاش غم بوده برای این همه غم اونقدرا هم سنش زیاد نیست +روحش پیره ولی نه پیری که دست و پاها چروکیده باشه،اونی که توی مدار احساسات تمام بالا پایین هارو کرده،با همه نشست و برخواست داشته و همه چیزا رو میدونه. _پس چرا چشماش انقدر عمیقه؟ +چون چشما دریچه روح هستن.اون روحش عمیقه میدونی؟
هدایت شده از 𝘉𝘶𝘵 𝘸𝘩𝘺?
_من الان واقعا تو مرز فروپاشی روانیم و تو هنوزم همون ظاهر آروم تو داری بس کن بس کن بس کن من دارم تقلا میکنم آب هایی که از سوراخای کشتی وارد شده رو با سطل خالی میکنم ولی تو داری خونسرد نگاه میکنی که کشتی مون داره غرق میشه و تلاشی نمیکنی برای کمک بس کن لعنتی +میخوای چیکار کنم؟کشتی سوراخه،هر چی با سطلت آبو بیرون بریزی بازم داری به دریایی اون ابو برمیگردونی که خودش داره خفه ات میکنه بازم از سوراخ مغزت وارد میشه و کل وجودتو میگیره و میکشتت یکم بزرگ شو کاراگاه،اینجا قایم باشک بازی نیست که وقتی بگی،بازی استپ بشه اینجا بازی ِمرگه. باید واسه جونت بجنگی،تا وقتی که قاتل بالا سر خودت نیومده به جای تقلای بیخود برای محکم سازی کشتیت بهتره شنا یاد بگیری خیلی از پرونده ات مطمئن نباش همین الانش هم توش گیر کردی.اجازه نده کار به جایی برسه که دست و پا بزنی ولی نه تنها نتونی خودتو نجات بدی بلکه با هر حرکت به ته دریا نزدیکتر بشی. کاری نکن که توی این دو راهی قرار بگیری که نه از ترسِ به تهش رسیدن تلاشی برای نجات نکنی،و نه از ترس و عجله برای رسیدن به خشکی برسی به آخر آب که نشه حتی جنازه و صورت قشنگتو پیدا کرد،دوست ندارم خط خطی بشه،صورتتو میگم. پس خودتو جمع کن بجای پریدن به بقیه خودت رو برای پرواز آماده کن. _ازت متنفرم. از این مطمئن بودنت متنفرم. +منم دوستت دارم،به توصیه هام خوب گوش کن بچه تا بعد. و بعد رفت،مثل همیشه.این دختر.واقعا خونسرد بود.اصلا خونی داشت که سرد بشه؟دوباره منو تو علامت سوالی ترین حالتم تنها گذاشت که خودم جواب رو پیدا کنم.لعنت.
عـطرنـعـنــٰــاع ‌
_من الان واقعا تو مرز فروپاشی روانیم و تو هنوزم همون ظاهر آروم تو داری بس کن بس کن بس کن من دارم ت
اجازه نده کار به جایی برسه که دست و پا بزنی ولی نه تنها نتونی خودت‌و نجات بدی بلکه با هر حرکت به ته دریا نزدیکتر بشی.
هدایت شده از 𝘉𝘶𝘵 𝘸𝘩𝘺?
_هی بچه تو ساکتی و این عجیبه +ساکت شو والریا دارم پرونده رو میخونم _آها پرونده ای که برای بار 345 امین بار خونده میشه،درسته +میشه حرف نزنی انقدر؟ _پس تو حرف بزن +نمیخوام باهات حرف بزنم،نمیخوام بهت نگاه کنم،نمیخوام بهم نگاه کنی _چرا؟چشمام اذیتت میکنه یا نگاهم؟ +این دو تا چه فرقی داره؟ _فرقش تو طرز برداشته چشم ها ثابت ان،نگاه ها هستن که به طریقه های مختلفی برداشت میشن واسه همین میگن نگاه زیبا،نگاه خوب،نگاه مهربون،نگاه خشمگین و نگاه غمگین +پس چرا میگن چشمای زیبا،چشم های غمگین؟اگه اینا فقط نگاهه؟ _چون وقتی چشمی یه نگاه رو بیش از حد حفظ کنه اون حالت رو میگیره وقتی زیاد نگاه غمگین داشته باشی چشمات غمگین میشه از این طرز نگاه،به این طرز نگاه هم پیش چشمای دیگران شناخته میشی این زنجیره و راز چشماست،و من الان اینو بهت گفتم،خوشحال باش چون هر کسی اینو نمیدونه. +بازم جوری حرف میزنی که من نمیفهمم و حالا که اینطوره پس من با جفتشون مشکل دارم،نه میخوام نگاهم کنی و نه میخوام اون چشمای غمگینت رو به صورتم قفل کنی _باشه پس من با دستام نگاهت میکنم +مگه با دست هم میشه نگاه کرد؟ _به نظر من اینکه ناگهان دو تا دست بهم میخوره یعنی داشتن بهم نگاه میکردن و دوست داشتن باهم برخورد کنن +تو حالت خوب نیست،داری حرفای عاشقانه رو با چرت و پرت قاطی میکنی _حرفای عاشقانه ای نزدم،فقط خواستم مختو بزنم +زده نشد میتونی بری _عه؟فقط بدون من ناز کسی رو نمیکشما،الان که کشیدم فرصت رو غنیمت بدون،دارم از نفس ها و صدام توی چیزی استفاده میکنم که میتونه یک بار مصرف باشه. قدر بدون الکسی،من به هر کسی راز هامو نمیگم. +الان چه رازی گفتی مثلا؟ راز چشم ها؟در حالی که من حتی چیزی از زندگی تو نمیدونم؟ _آره و این مهمترینشونه،چون نگاهه که آدمارو بهم وصل میکنه،اونارو بهم گره میزنه،اونارو از هم جدا میکنه،آدم هارو بزرگ میکنه و به موقعش جایگاه شونو به خاک میکشونه،همه اینا از طرز نگاهه. و اینکه الان دارم اینارو بهت میگم واسه اینه که نگاهتو ببینم،و ببینم که چی تو فکرت میگذره تا ببینم همه چیز طبق اون برنامه های مغزم هست و تو و آدمای اطرافت هنوز قابل کنترل هستین یا نه. +همیشه همینقدر عوضی ای؟ _نه،اگه تو بخوای میتونم عوضی ترم باشم،میخوای؟ دوباره.اون برنده بحث شد. لعنت.
عـطرنـعـنــٰــاع ‌
_هی بچه تو ساکتی و این عجیبه +ساکت شو والریا دارم پرونده رو میخونم _آها پرونده ای که برای بار 345
+پس چرا میگن چشم‌های زیبا ،چشم‌های غمگین؟ اگه اینا فقط نگاهه؟ _چون وقتی چشمی یه نگاه رو بیش از حد حفظ کنه اون حالت رو میگیره.
عـطرنـعـنــٰــاع ‌
_هی بچه تو ساکتی و این عجیبه +ساکت شو والریا دارم پرونده رو میخونم _آها پرونده ای که برای بار 345
این زنجیره و راز چشم‌هاست، و من الان اینو بهت گفتم، خوشحال باش چون هر کسی اینو نمیدونه.
عـطرنـعـنــٰــاع ‌
_هی بچه تو ساکتی و این عجیبه +ساکت شو والریا دارم پرونده رو میخونم _آها پرونده ای که برای بار 345
چون نگاهه که آدم‌هارو بهم وصل می‌کنه، اونارو بهم گره می‌زنه، اونارو از هم جدا می‌کنه، آدم‌ها رو بزرگ می‌کنه و به موقع‌ش جایگاه‌شون‌‌و به خاک می‌کشونه، همه اینا از طرز نگاهه.
عـطرنـعـنــٰــاع ‌
والریای داستان، منم.
این تیکه‌نویسی‌ها به قلم ِبچه‌یه‌روزه‌ست. اگر جایی جز اینجا [بدون نقل‌قول]، ببینم‌شون برخورد می‌کنم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از سیاه‌چال‌ِانزوا؛
خیلی ها هیچوقت قرار نیست بفهمند کدر شدن رنگ چشم ها به چه معناست‌. کسانی که چشمان کدری دارند، زمانی براق ترین و گرد ترین و شاد ترین چشمان دنیا را داشتند. اما در طول عمرشان، فردی، اتفاقی یا حتی حرفی انتقام آن شادی را با دزدیدن آن ستاره های ریز، می‌گیرد. ممکن است با خود بگویید که آیا دیوانه ای؟ همه چشم ها برق می زنند! اینطور نیست. درست است برق میزنند؛ اما برای بعضی ها، آن برق تنها از درد و اشک است؛ نه چیز دیگری. کدر شدن چشمان یعنی وقتی به چشم هایش زل میزنی، دیگر چیزی پشت آن عقیق های مشکی رنگ وجود ندارد. هیچ چیز. یعنی وقتی به چشم هایش زل میزنی، دیگر هیچ احساسی پشت آن تیله های سیاه وجود ندارد. هیچ احساسی‌. یعنی وقتی به چشم هایش زل میزنی، پوچی واقعی را دریابی‌. ولی در عین حال، همه چیز و همه احساسی آن پشت پنهان است. همه آن حرف های نزده، همه آن درد ها و همه آن غم ها. چشمان کدر تنها یک اسم یا شوخی نیستند، آنها جسمی هستند که روحشان از بین رفته‌‌. آنها فریادی هستن خاموش و خسته و درمانده، از تمام حسرت ها و آرزو ها و شادی های از دست رفته. آنها صدای بی صدایی اند و، خاموشی ای روشن...! سیاه‌چال‌انزوا؛
عـطرنـعـنــٰــاع ‌
خیلی ها هیچوقت قرار نیست بفهمند کدر شدن رنگ چشم ها به چه معناست‌. کسانی که چشمان کدری دارند، زمانی ب
کدر شدن چشمان یعنی وقتی به چشم هایش زل میزنی، دیگر چیزی پشت آن عقیق های مشکی رنگ وجود ندارد. هیچ چیز. یعنی وقتی به چشم هایش زل میزنی، دیگر هیچ احساسی پشت آن تیله های سیاه وجود ندارد. هیچ احساسی‌. یعنی وقتی به چشم هایش زل میزنی، پوچی واقعی را دریابی‌.