هدایت شده از разлюбить
درود ، این پیام + یک پست از چنل رو فوروارد کنید و نیکنیمتون به همراه رنگ مورد علاقتون رو ذکر کنید تا با توجه به اونها یک داستان تخیلی از یک دنیای موازی برای شما بنویسم و استایل شما و موقعیت دنیای موازی رو برای شما شرح بدم .
Limit : 367 | Tags
هدایت شده از разлюбить
اندوه کسی را نکشت ؛ اما ما را از همه چیز ، تهی ساخت .
آخرین ستاره. آری. تو آخرین ستارهی درخشان زندگیام بودی و با خاموش شدنت دلیل تمام ِتاریکیهای حالم.
هدایت شده از 𝘉𝘶𝘵 𝘸𝘩𝘺?
+به نظرت عذرخواهی واقعی برای کی میتونه باشه؟
_برای دفترچهخاطراتها.
+چرا؟
_چون چیزهایی توش نوشتی که نباید مینوشتی و چیزهایی رو توش ننوشتی که باید مینوشتی.
نفرتهایی رو توش نوشتی که فکر میکردی غیرقابل بخششـه و براش پشیمون شدی و عشقهایی رو ننوشتی که فکر میکردی تموم نشدنیـه و انقدر ادامه داره که یادت میمونه و بعد برای فراموشیش تاسف خوردی.
دفترچه خاطرات احساس داره.
همونطور که موقع خوندن دوباره نوشتههات به اون برگهها لعنت میفرستی و گاها باهاش اشک میریزی و باعث میشه اشک.هات هم با اون خاطره توی دفتر حفظ بشه.
پس فکر میکنی گاهی چرا برگه ها تا میخورن یا چروک میشن؟
چون انقدر از اون برگه متنفری یا انقدر بهش علاقه مندی که احساساتت برگه هارو نابود میکنن.
اما این اشتباهه. تو از دفتری متنفر میشی که قسمتی زندگیت رو ثبت کرده.
و تو از برگههایی ناامید میشی که نوشتههاش ناامید کنندهان درحالی که تو نویسندهاش بودی.
باید گاها از دفترچه خاطراتت عذرخواهی کنی که همچین چیزهایی توش نوشتی و همچین تنفری نسبت بهش ابراز کردی.
+اما اون چیزها بخشی از زندگیم بودن.
_درسته، اما کاغذها که نباید تاوان احساسات تورو بدن.
هدایت شده از -پناهگاه𓏲࣪.
این پیامو فور کنید تا بگم اگه یه داستان ازتون ساخته میشد اون داستان چجوری بود؟
[یعنی یه شخصیت جدید ازتون میسازم و توصیفش میکنم،
و یه خلاصه از روند داستان و زندگیتون میگم.
به علاوه اسم کتاب داستانتون و یه عکس با وایب قصه تقدیم میکنم] 📔⛲️
ممبرا هم میتونن شرکت کنندD:
برای اینکه چنلتون شلوغ نشه بعد 24 ساعت پاک کنید ؛)
🏷[برای تگ هاتون]