عـطرنـعـنــٰــاعJung_Kook_-_Stay_Alive_Prod_SUGA_of_BTS.mp3
زمان:
حجم:
3.8M
سرنوشت من تویی.
معجزهای که منو از خستگی نجات داد.
عـطرنـعـنــٰــاع
اگه بخواین اینجارو توصیف کنین؟
-زبان گفتار حرف ِقلبهایی که هیچوقت شنیده نشدن.
-اشکهای چکیده نشده از زخم چشمانی در انتظار، در انتظار یک آغوش.
یا شاید، عمارت بزرگی در کوچه پس کوچه های روستایی در آمستردام، که تبدیل به محلی برای عصرانههای زنانه، ولی پر از اندوه شده
#سربازنعناع
-مرهم زخمهام🌱
-تراپی با اسانس غم
-غرق در غم اما تلاش برای ادامه دادن
-مکانی برای ابراز احساسات عاطفی که با کمی غم و اندوه مخلوط شدن
-آیلی
-اینجا بهم حس خوبی میده اینطوری ام که هیچ کانالی رو چک نکنم اکثر اوقات کانالت رو چک میکنم:))
با غمت گریه ام درمیاد و گاهی که احساساتت رو مینویسی اشکم درمیاد
-وایب قصههای خیالی میده همینطور که هست مثل اسمش " عطر نعناع "
مثل خاطرهای قدیمی ولی شیرین
-کتابخونه ی محبوبی که محل دورهمی های شبانه دخترای قصر بود...شاهزاده قصر هر شب توی کتابخونه میومد و دخترای قصر به دور از جایگاه اجتماعیشون دور شاهزاده میشستن، باهم قهوه میخوردنو از روزشون میگفتن. توی کتاب خونه همیشه نور آفتاب بود و اونجارو گرم میکرد.
اما یه روزه طوفانی پرده های کتابخونه کشیده شد و دیگه باز نشد...باد سرد بین قفسه ها پیچید...همه چی تاریک شد..همه چی سیاه و سفید شد. تا اینکه دخترای قصر دور هم جمع شدن و وارد کتابخونه شدن. اونا شاهزاده رو پیدا کردن که تاریکی دورش رو گرفته بود...
اونا شاهزاده رو پیدا کردن که تاریکی دورش رو گرفته بود پس همه دورش نشستن،یکی عود با عطر نعناع روشن کرد، یکی براش کتاب خوند، یکی براش نوشت، یکی براش خوند، یکی بهش گوش کرد، یکی توی درساش کمکش کرد...
اونا کم کم شاهزاده رو سر پا کردن. شاید هنوز پرده ها کشیده باشه ولی یواش یواش اونم باز میکنن. مگه نه شاهزاده؟
#Ha_erin
-عطر نعناع:یه کلبه ی چوبی ِشناور توی مردابی از غم که بیشتر مواقع با چشمای پف کرده بهش پناه آوردم
#جوجو
-یه کتابخونه متروکه تو شهر بیسکنه که فقط صاحب کتابخونه اونجا زندگی میکنه اونم فقط به خاطر خاطراتی که با اون داشته و حالا بعد از اون خاطراتش شدن همه چیزش :)
-در میان هیاهوی جهان، جایی که خانهها تنها چهاردیواری از آجر و سیماناند، عمارتی ایستاده است که معنای دیگری دارد؛ عمارتی که از جنس «خانواده» است، نه از جنس سنگ و خاک. اینجا، جایی است که «کسی نیست»؛ یعنی هیچکس در این میان غریبه نیست، هیچکس تنها نمیماند و هیچ روحی در این تار و پود، بیسرپناه نمیماند ،، سنجابک
-شما میگی عطر نعناع،ما میگیم خونه.
-شاید جایی که توش خودمون هستیم؟!
با قهوه میشینیم و نوشتههای نونا رو با اشتیاق میخونیم.
یه اتاق در بسته که هر کسی یه جور توش خودشو نشون میده بدون ترس از قضاوت آدم ها
-آیلی
عـطرنـعـنــٰــاع
-زبان گفتار حرف ِقلبهایی که هیچوقت شنیده نشدن. -اشکهای چکیده نشده از زخم چشمانی در انتظار، در انت
هی داره بهش اضافه میشه و همشون زیادی قشنگن و دارید اغراق میکنید منذورㅠㅠ؟
عـطرنـعـنــٰــاع
حسودی؟ میبوسمت جلوی اونی که منو بخواد.
بچهها یه پست حذفشده داریم:::)