دلم برای لبخندهات تنگ شده لعنتی. میفهمی؟ یادت میاد زمانی رو که کلی قربون صدقهی خندههات میرفتم بعد یهو برمیگشتی بهم میگفتی بسه بچهجون من فقط برای مامانت میخندم.
بابا تموم شدم. بهم ثابت کردی آدما میتونن نابود شده باشن ولی بخندن، حرف بزنن، راه برن، گله کنن، نفس بکشن، زندگی کنن؛ ولی نابود شده باشن.
دردت داره قلبم رو ذره ذره به آتیش نزدیک میکنه تا آب شدنش رو شاهد باشم.
دیگه اصلا چیزی ازم نمونده برای آب شدن. نمیدونم واقعا، الان دقیقا چی از من داره میسوزه؟
بهت گفتم نرو، اگه بری من میمیرم.
رفتی و من هنوز زندم؛ ولی دیگه زندگی نمیکنم.
عـطرنـعـنــٰــاع
اگر از میان درد رشد نکنی، درد رشد خواهد کرد.
درد انقدر رشد کرده است که حال، دارد مرا درون خودش میبلعد.