𝖠︎𝗅︎𝗍𝗁︎𝗈𝗎𝗀︎𝗁︎ 𝖾𝗏︎𝖾𝗋𝗒𝗍𝗁︎𝗂𝗇︎𝗀︎ 𝗉𝖺𝗌𝗌𝖾𝗌 , 𝖺 𝗉𝖾𝗋𝗌𝗈𝗇︎ 𝗋𝖾𝗆︎𝖺𝗂𝗇︎𝗌 𝗌𝖺𝖽 𝖿︎𝗈𝗋𝖾𝗏︎𝖾𝗋 𝖿︎𝗈𝗋 𝖼︎𝖾𝗋𝗍𝖺𝗂𝗇︎ 𝗍𝗁︎𝗂𝗇︎𝗀︎𝗌 .
ای ساربان آهسته رو کآرامجانم میرود
وآن دل که با خود داشتم با دلستانم میرود
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود