هدایت شده از کتابخانهٔ ﺍمیلیـا
آنیونگ...🎐
قضیه ازین قراره که سنجاقك و کتابخانهی امیلیا تصمیم گرفتن تقدیمی بدن!
خب شما کافیه اینپیام رو تویِ چنلای نازتون فوروارد کنین و تویِ هردو چنل جوین باشین 🍜؛ تا هستی بهتون بگه اگه یه شخصیت توی کیدراما بودید اون کی بود و یه خاطرهی کوچیک براتون بنویسه ؛ امیلیا هم طبق وایبتون براتون ازین عکسای ترند با هوشمصنوعی درست کنه🥢.
صبور باشین و تا تقدیمیتون ارسال نشده پیام رو از تویِ چنلای قشنگتون پاک نکنین𓍯
🧺 Tag? @Ha09sti
+ازم میخوای واست نجنگم؟
-آخر این داستان قرار نیست به هدفت برسی ژنرال، برو دنبال کسی که آرزوی خیلیا باشه؛ من آرزوی کسی نیستم.
حقیقت ماجرا این است که ما دور از هم یخ میزنیم و خیلی نزدیک بهم میسوزیم؛
آمدی، سوزاندی و یکهو مرا در سردخانهی نبودنت ول کردی.
غم میتونه شکلهای مختلفی داشته باشه، میتونه به شکل سکوت بیاد سراغت، میتونه به شکل نشستن و خیرهشدن به نقطهی نامعلوم بیاد سراغت، میتونه به شکل خوابیدنهای طولانی بیاد سراغت، میتونه به شکل نوشتن ِغمگینترین نوشتهها برای کسی که دوستش داری و ازت دوره بیاد سراغت.