eitaa logo
شلیک غم‌.
660 دنبال‌کننده
923 عکس
9 ویدیو
4 فایل
درد فرمانده را به زانو درآورده؛ بشنو فریادهایش را. 𝖣︎𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝗐𝖺𝗇︎𝗍 𝗍𝗈 𝗍𝖺𝗅︎𝗄︎ 𝗍𝗈 𝗆︎𝖾? https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_6een2a&btn=آینی
مشاهده در ایتا
دانلود
همه‌‌ی راه‌ها به تو ختم میشن، حتی اون‌هایی که برای از یاد بردنت،طی کردم.
^Challenge^ پیس‌پیس؛ نعناع قراره تقدیمی بده و این تقدیمی ازین قراره که شما این پیام+پست مورد‌علاقتون رو فوروارد می‌کنید داخل چنلِتون و بین این دوتا یکیش رو انتخاب میکنید تا بنده: یک استایلِ رندوم مثل بالا + یک تکست از انتخابی که کردید تقدیم‌نگاه پرفروغتون کنم☕️؛ •داخل‌چنل‌جوین‌باشید• Tag | @jiijo_o
شلیک غم‌.
پاندای بزرگ و اژدهای کوچک.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
این روزای زندگیم واقعا وصف اسم اینجاست‌.
از نقطه به نقطه‌ی زندگیم غم شلیک میشه. نمی‌دونم تا کی قراره این گلوله‌ها بهم اصابت شه‌‌.
شلیک غم‌.
وقتی میگم گاهی اوقات پیاما انقدر زیاد میشه که گم میشه بعضی‌هاشون ولی ممبرا قبول نمی‌کنن:
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
+فرمانده، چیشد که اینجوری شدیم؟ -از کجا برات بگم سرباز؟ از اونجایی که حفره‌ی خالی ِزندگیم از پا درم اورد؟ +آخه شما امید بودین. میومدیم اینجا و با روشنایی‌‍ه شما راه‌مون رو پیدا می‌کردیم. الان شما یه شمع دست‌تون گرفتید تا شروع راه‌مون کمی برامون مشخص بشه‌. پس نور خودتون چی؟ -نور من خاموش شده سرباز. نور من قدرت مقابله با خاک رو نداره که بیاد و برسه بهم. +ممکنه تا ابد شلیک غم بمونیم؟ -غیرمنتظره بودن زندگی رو قبول داری؟ جوری که نه می‌دونی فردا از امروزت غمگین‌تری یا خوشحال‌تر. +البته فرمانده. زندگی همیشه برامون ناگهانی‌‍ه. -ولی زندگی ِمن بعد از رفتن‌ش گیر یه قانون نانوشته افتاده. "آیا می‌تونم فردا کمتر از امروز غمگین باشم؟" پس باید بگم اره‌. ممکنه تا روزی که ذره‌های خاک بدنم رو در آغوش بگیرن شلیک غم بمونیم. +ولی عطرنعناع چی فرمانده؟ شما باهاش خاطره‌ها ساختین. -دقیقا به خاطر همین خاطرات اینجا عوض شد. دلم می‌خواست از عطرنعناع با نور و امیدی که منعکس می‌کرد یاد بشه. خواستار اینکه این برهه‌ از زندگی‌م اسم عطرنعناع رو کم‌نور و ضعیف کنه نبودم. برای همین شدیم شلیک‌ غم. +ولی شما هنوزم نور- -ششش سرباز‌. ادامه نده. نمی‌تونی از نوری که نیست حرف بزنی. +اما من مطمئنم دوباره عطرنعناع میشیم. -گاهی اوقات یقین‌های ما تبدیل به رویاهایی می‌شن که دست یافتن بهشون از محدوده‌ی اختیارات‌مون خارج‌‍ه.