-بهنظرت خدا صبوره؟
نگاه دقیقی به چهرهاش انداخت.
+انگار برای خلقکردنت اینطور بوده.
صدای خندههایمان در تاریخ پراکنده میشود، و من فقط سعی میکنم تا یاد تو زنده بماند.
+خستهم. کاش زودتر این پروژهی لعنتشده تموم شه راحت شم.
-هیچوقت راحت نمیشی. دنیا جای راحتی نیست. جای رنجـه.
-انسان با رنج آفریده شده و با رنج زندگی میکنه و درنهایت هم، با رنج بهسراغ مرگ میره.
-فکر نکن غمی که داری از همه سنگینتره. نیست. آدمها از همون لحظهای که پا به این دنیا میزارن با میزان غم ِیکسانی شروع بهزندگی میکنن. فقط زمان و مقدار رخ دادن اون غمها فرق داره.
-یاد بگیر چطور توی رنج زندگی کنی، اینه که مهمه!
+تو اصلا تراپیست خوبی نیستی. رسما حقیقت رو میکوبونی تو صورت آدم.