آن کسی را که تو می جویی
کی خیال تو به سر دارد
بس کن این ناله و زاری را
بس کن او یار دگر دارد
"فروغ فرخزاد "
تا جایی که یادمه زندگی و زندگی کردنمو خرج آدمایی کردم که دوستشون داشتم
نمیدونم بگم خرج کردن یا حروم کردن.
ولی میتونم بگم خوش به حال اون آدمایی که من دوستشون داشتم و برام عزیز بودن، چون آرزو داشتم یکی مثل خودم به روش خودم دوستم داشته باشه و باهام رفتار کنه. هر چی بیشتر میرم جلو احساس میکنم کمتر آدمی هست که مثل خودم دوست داشتن رو بلد باشه.
ولی هیچوقت این کار منو نکنید خودتون ضرر میکنید آخرش خودتون هستید که تنها میشید خودتون هستید که ضربه میبینید و انرژی و احساسات و انگیزتون تحلیل میره و هیچی هم براتون باقی نمیمونه حتی اون آدمی که شما زندگیتونو سرش شرط کردید.
الان تو دورهای از زندگیم هستم که واقعا احساس راحتی میکنم. اینطوریه که کلا شخص خاصی به جز خانوادم تو زندگیم نیست، شما بیای بگردی محال ممکنه پیدا کنی کسی رو که خیلی به من نزدیک باشه یا باهاش احساس راحتی کنم.
مثل این میمونه که ردشون کردم رفتن و این رد کردن و کنسل شدنم دلیلی داره وگرنه بنده مرض ندارم کسی که باهاش حال میکنم و همه جوره اوکیه رو بیخیال بشم. بلاخره یا از چشم افتادن یا خودشون خود به خود بی دلیل رفتن و به چپشونم نگرفتن که بابا آدمیزاد، یه رفیقی داری اینجا اینم آدمه مثل خودت احساس داره.
کلا این احساس رو دارم که چجوری بگم .. دنیا و آدماش دارن روی بدشونو نشون میدن و کلا از همه جا دیس شدم.
نمیگم این وضعیت بده یا خوب قطعا سخت و ناراحت کننده هم هست و من بعد از گذروندن خیلی روزا و شبا تازه تو این موقعیت قرار گرفتم و باهاش کنار اومدم مثل آدمی که بدشناس بوده همیشه دیگه بهش عادت میکنه حالا هر کیم هر جور دلش میخواد فکر کنه.