eitaa logo
مَحفآ؛
47 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
172 ویدیو
3 فایل
خانه‌ای برای نور، بوی کاغذ کاهی،نظرات، و تجرابیاتِ من. و شاید دریچه‌ای برای شناختِ روباه کوچولو(دلقک متشخص). https://abzarek.ir/service-p/msg/5164482 | اینم صندوق پستی ما
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 𝐀𝐦𝐢𝐫𝐞𝐮𝐱|Pinterest ver
یوزر مُحآ،ستاره شناس آینده ی احساس میکنم، به کتاب خوندن ادامه تو میتونی، تولد دوستت هم مبارکککک، هرکسی بهت بی توجهی کرد از زندگیت بندازش بیرون چون هرکسس لیاقتت رو نداره، احساس میکنم عاشق چایی، مراقب کهربونیت باش زیبا رو.
مرگ پشت دروازه ها نویسنده:صباطاهر داستان ۳دیدگاهس :لایا ، هلین(سنگ چشم)الایس(روح گیر)۲بارم شب اور ژانر:فانتزی ،ماجراجویی،عاشقانش خیلییییی کمه جلد سوم مجموعه اس پایانش خیلی گنگ بود و واقعا من جلد بعدیشو میخوام. .......... اسپویل❌❌ واقعااا غمگین بود که آنتیوم سقوط میکنه یا الایس به روحگیر تبدیل شد من الان میخوام بدونم کی شوهر لایا میشه موسی؟ از هلینم خوشم میادا ولی احمقه که ماسکشو داد شب اور از شب اورم متنفرم ولی شیوا تنها جنیه که دوسش داشتم.از مارکوس بدم میاد واقعاااااااا خواهر هلین لیویا مظلوم ترین شخصیت بود ................. کیا بخونن؟فانتزی دوستا و کسایی که ماجراجویی میخوان کیا نخونن؟ممکنه ادم کشتنا به روحیه لطیفتون لطمه بزنه🎀🤣 ................. خلاصه بعد کشمکش های فراوان لایا و الایس دارینو از کاف نجات میدن ، ولی هیچ چیز مثل قبل نیست ، شب اور اون جن خبیث ! با کرکتر های اصلی ملاقات کرده و ....... ....... ❌❌اگه جلدای قبلو نخوندین کل متنایی که من نوشتمو بخونید اسپویل میشه براتون ........ امتیاز●●●●○دوست داشتم یه خورده عاشقانه بود ...... ۹:۱۸ سر زنگ هنر 1404/12/25 اهواز.
موش شاهکاره²
مامان فرهاد خوب جمعش کرد.
فرهادم واسه داداش بودن باحاله ها
هدایت شده از 𝓜𝓪𝓱𝓯𝓪 |نمایش دلقک
اصلا مامان بابام🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐 خواهر برادرم🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐 فامیلام🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐 دوستام🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐 فیلمام🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐 کتابام🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐 علایقم🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐
هدایت شده از Omlet
هدایت شده از سیب.
وقتی او را به دست می‌گیرم و در طبیعت روح‌نوازش سِیر می‌کنم، بوی هر صفحه‌اش عطری از زندگانی به مشام می‌رساند و ناجیِ لحظاتم می‌شود که ماندگار در یاد باقی و همیشه در جان زنده بماند. با درک هر کلمه‌اش به دنیایی متفاوت از آفرینش قدم نهاده و تولدی تازه در افکارم شکل می‌گیرد... و در پایانِ دوباره برای یکی دیگر از زندگی‌هایم، در کتابی که حالا از چشمانم بر صفحه‌ی آخرش باران می‌بارد، مهمان شده‌ام... و نفس میکشم او را تا در ریه‌هام جاودان شود./بوی کتاب - https://eitaa.com/ZY2008 + https://eitaa.com/MahfaLibrary قلم: زینب‌یعقوبی دوربین: مهدی‌قنبری
ذوق از چشاش میریزه(چقدر یجوری افتاد باید استیکرش کنم)
هدایت شده از شَنبَلیله
برای محفآ : ز جام ساقی باقی چو خورده ای تو دلا که لحظه لحظه برآری ز عربده عللا مگر ز زهره شنیدی دلا به وقت صبوح که بزم خاص نهادم صلای عیش صلا
امسال هرچقدرم بد بوده حالا دیگه وارد سال جدید میشیم و میخوام خاطرات دوستی و اشنایی با بچهها فالن میوز،میای سلیطه،پت من ×۲، بچهها که توی گپ شنبلیله باهاشون اشنا شدم و اقا داماد که به واسطه ی میا باهاشون اشنا شدیم و همچنین عمو ویلیام که بخاطر STومیا باهاشون اشنا شدم رو با خودم ببرم نوروز همتون پیروز🤍