632.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینکه رئیسجمهور به هر بهانه و در پایان هر سخنرانی خود میگوید: «هر کسی که مدعی است میتواند کشور را بهتر مدیریت کند این گوی و این میدان»، هم پالس عدم اعتماد به نفس دولت به جامعه در مواجهه با بحران را میدهد و هم پالس ضعف و پریشانی قوه حاکمه کشور به دشمن فرستاده میشود.
به نظر اگر رئیسجمهور به هر دلیلی توانایی یا اعتماد به نفس کافی برای مدیریت این شرایط بحرانی را ندارد باید صادقانه با جامعه سخن گفته و خود را کنار بکشد.
هر کشوری اگر یک پنجم بحرانی که ایران در یک سال اخیر با آن مواجه بوده را تجربه میکرد، بلافاصله برای مدت یکی دو سال شرایط فوقالعاده اعلام میکرد و کار را به دولتی قاطع و عملگرا با توانایی تصویب و اجرای قوانین سریع مربوط به شرایط فوقالعاده (در حوره مدیریت مصرف و انرژی و اجاره خانه و حمایت از اقشار آسیبپذیر و...) واگذار میکرد.
فارغ از اینکه پزشکیان آدم خوب یا بدی است ایشان با مسائل امنیتی و واقعیت حاکم بر منطقه و اهداف دشمن آشنایی چندانی ندارد و حتی در شرایط عادی هم گزینه مناسبی برای مدیریت دولت نیست چه برسد به این شرایط که کشور با جنگی پیچیده و چندلایه و خطرناک مواجه است.
#خرمگس
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
اینکه رئیسجمهور به هر بهانه و در پایان هر سخنرانی خود میگوید: «هر کسی که مدعی است میتواند کشور را
وضعیت فوقالعاده به وضعیتی گفته میشود که در آن یک دولت این اختیار را دارد که سیاستهایی را که معمولاً مجاز به انجام آن نیست، برای حفظ حاکمیت ملی و حفاظت از شهروندان خود اعمال کند.
وضعیت فوقالعاده به این معنی است که دولت میتواند برخی از عملکردهای عادی قوای اجرایی، قانونگذاری و قضائی را به حالت تعلیق درآورده یا برای یک دوره زمانی مشخص تغییر دهد. این وضعیت هشداری به شهروندان و فعالین صنفی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی است تا با عمل به دستورهای سازمانهای دولتی برای اجرای طرح اضطراری خود را هماهنگ نمایند. یک دولت میتواند به سبب بلایای طبیعی، جنگ یا دورهای از ناآرامیهای اجتماعی دست به چنین اقدامی بزند و در اکثر کشورهای جهان امری رایج در شرایط بحرانی است.
صادرات نفت کشورهای خلیج فارس از ۲۰ میلیون بشکه در روز گذشت؛ هرمز با ۱۳ میلیون بشکه همچنان برای دنیای انرژی با اهمیت است.
✍️ عبداله باباخانی
کشورهای حوزه خلیج فارس با اتکا به ظرفیت تنگه هرمز و خطوط لوله صادراتی، رکورد صادرات روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت را پشت سر گذاشتهاند.
از این میزان، حدود ۷ میلیون بشکه در روز از طریق خطوط لوله و مسیرهای غیرهرمزی صادر شده و بیش از ۱۳ میلیون بشکه در روز نیز از تنگه هرمز عبور کرده است.
به نظر میرسد این ترکیب، با نوساناتی محدود، الگوی غالب صادرات نفت منطقه در چند سال آینده باقی بماند. با این حال، انتظار میرود با توسعه ظرفیت خطوط لوله و مسیرهای جایگزین، سهم صادرات عبوری از تنگه هرمز بهتدریج به حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز کاهش یابد.
🆔@world_order
دوگانهسازی رایج در فضای سیاسی ایران، چه در قالب «تندروها، دلواپسان و مخالفان مذاکره» در برابر «عقلگرایان و تعاملگرایان»، و چه در قالب «غربگرایان و لیبرالها» در برابر «اصولگرایان اصیل و ملیگرا»، تصویری سادهشده و گمراهکننده از واقعیت سیاست خارجی ایران ارائه میدهد. مسئله اصلی نه تقابل عقل و بیعقلی است و نه نزاع میان جنگطلبی و صلحطلبی؛ بلکه اختلاف بر سر ارزیابی محیط بینالمللی، میزان اعتماد به طرف مقابل، و نحوه تأمین منافع ملی ایران است.
تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد که هیچیک از دو رویکرد مسلط نیز نتوانستهاند بهطور کامل اهداف اعلامشده خود را محقق کنند. از یک سو، راهبرد مذاکراتی سعید جلیلی نتوانست از شکلگیری اجماع گسترده علیه ایران در شورای امنیت جلوگیری کند و هزینههای بینالمللی کشور افزایش یافت. از سوی دیگر، برجام نیز با وجود دستاوردهای مقطعی، نتوانست مسئله بنیادین امنیت و تحریمهای ایران را به شکلی پایدار حل کند؛ زیرا با تغییر شرایط سیاسی در ایالات متحده، بخش مهمی از توافق عملاً از بین رفت و ایران بار دیگر با فشارهای شدید مواجه شد.
بنابراین، بازگشت به همان دوگانههای گذشته، کمکی به فهم شرایط کنونی نمیکند. جهان امروز دیگر جهان نظم لیبرال دهه ۱۹۹۰ نیست و فرض اینکه صرفاً با اتخاذ رفتاری «عقلانیتر» بتوان از قدرتهای بزرگ پاداش دریافت کرد، با واقعیتهای سیاست بینالملل سازگار نیست. روابط میان دولتها همچنان تابع موازنه قدرت، محاسبات امنیتی و منافع راهبردی است، نه صرفاً حسن نیت یا اعتماد متقابل.
از همین رو، مخالفت با برخی راهبردهای مذاکراتی یا انتقاد از برخی توافقها الزاماً به معنای مخالفت با دیپلماسی، تعامل با جهان یا توسعه روابط اقتصادی نیست. بسیاری از منتقدان بر این باورند که تعامل خارجی باید ادامه یابد، اما این تعامل نباید به وابستگی در حوزههای راهبردی و زیرساختهای حیاتی منجر شود. اگر کشوری که سابقه اعمال تحریم، فشار حداکثری یا تهدید زیرساختهای حیاتی ایران را دارد، به تأمینکننده کالاهای اساسی، فناوریهای حساس یا مسیرهای حیاتی اقتصاد ایران تبدیل شود، این وابستگی میتواند در شرایط بحران به یک ابزار فشار سیاسی و امنیتی تبدیل گردد.
همچنین از منظر بازدارندگی، استدلال منتقدان آن است که هرگونه توافق باید با در نظر گرفتن توازن قدرت و تضمینهای اجرایی طراحی شود. اگر کشوری در شرایطی قرار داشته باشد که توان بازدارندگی یا ظرفیت مقاومت آن کاهش یافته باشد، پذیرش تعهدات بلندمدت و برگشتناپذیر میتواند هزینههای امنیتی قابل توجهی ایجاد کند. نگرانی آنان این است که واگذاری اهرمهای راهبردی، بدون دریافت تضمینهای معتبر و قابل اجرا، ممکن است کشور را در موقعیتی قرار دهد که بازگشت فشارهای بینالمللی یا حتی تلاش برای محدودسازی گستردهتر توان ملی آسانتر شود.
البته در مقابل، واقعیتی نیز وجود دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت. بخشی از سیاستگذاران معتقدند ادامه وضعیت فعلی، با توجه به آسیبهای اقتصادی، محدودیت منابع ارزی، فشار بر زیرساختها و دشواری تأمین برخی نیازهای اساسی، در بلندمدت پایدار نیست و کشور نیازمند کاهش تنش و بازگشت به تعاملات اقتصادی گستردهتر است. این نگرانی نیز بر پایه ملاحظات واقعی اقتصادی و اجتماعی شکل گرفته است.
در نتیجه، بحث اصلی میان دو طرف نه بر سر اصل دیپلماسی، بلکه بر سر ارزیابی ریسکهاست. یک دیدگاه، هزینه تداوم فشار و انزوا را مهمترین تهدید میداند؛ دیدگاه دیگر، خطر وابستگی راهبردی و توافقهای فاقد تضمین را تهدید بزرگتر تلقی میکند. اگر قرار باشد سیاستی پایدار برای منافع ملی ایران طراحی شود، باید از این دوگانههای احساسی فاصله گرفت و با نگاهی واقعگرایانه، هم هزینههای استمرار تقابل و هم مخاطرات توافقهای بدون تضمین را همزمان مورد توجه قرار داد.
✍حسین قتیب
🆔@world_order
🔴پایان اسلام سیاسی و نقاب ملیگرایی بر چهره تهران / نیویورک تایمز
🔴سقوط دکترین بنیادگرایی
🔴اسلام سیاسی که روزگاری نیروی غالب در ساختار دولتهای خاورمیانه بود، اکنون افول عمیقی را تجربه میکند. جریانهایی که مذهب را راهکار نهایی حکومتداری میدانستند، در حال گسستن پیوند ایدئولوژی اسلامی و مدیریت سیاسی هستند. شعار «اسلام راهکار است» که اخوانالمسلمین را در مصر به قدرت رساند، نفوذش را از دست داده و در تونس، اسلامگرایان جای خود را به یک رهبر پوپولیست دادند. این فروپاشی در عربستان سعودی نیز بازتاب یافته؛ جایی که اجرای سختگیرانه شریعت، ممنوعیت رانندگی زنان و سختگیریهای مذهبی برچیده شده است.
🔴محمد بن سلمان برای پاسخ به نسل جوانی که از محدودیتها گریزانند، رابطه پادشاهی با مذهب را بازتعریف کرده و جشنوارههای موسیقی به راه انداخته است. در سوریه، احمد الشرع که روزگاری شاخه القاعده را رهبری میکرد، پس از رسیدن به ریاستجمهوری از اسلامگرایی افراطی فاصله گرفته است. او با کتوشلوار غربی در کنار همسرش ظاهر میشود، شریعت را اجرا نمیکند و فعالانه به دنبال روابط با غرب است. تروریسم برند اسلام سیاسی را مخدوش کرده و رهبران دریافتهاند این رویکرد دیگر دستاورد راهبردی ندارد.
🔴رستاخیز هویت پارسی
🔴ایران به عنوان موفقترین آزمایش مدرن اسلام سیاسی، در واکنش به جنگ دوازدهروزه اخیر با اسرائیل، دگردیسی چشمگیری را میگذراند. حاکمیت برای متحد کردن افکار عمومی، ایدئولوژی مذهبی را به نفع یک ملیگرایی پررنگ کنار میزند. این تحول در تصویرسازی بیسابقه از زنان مشهود است؛ تلویزیون دولتی رژههای نظامی زنانی را پخش میکند که با سلاحها و خودروهای صورتیرنگ حضور یافته و صراحتاً زنانی را نشان میدهد که بدون داشتن حجاب، حامی رژیم هستند. از زمان درگیریهای تابستان گذشته، ماشین تبلیغاتی دولت از تمرکز انحصاری بر چهرههای انقلاب اسلامی فاصله گرفته است.
🔴حکومت اکنون سرودهای میهنپرستانه پخش میکند و پوسترهایی از قهرمانان اساطیری پارسی را میآویزد. این توسل استراتژیک به هویت ایرانی، اقدامی محاسبهشده برای جذب طیف گستردهتری از شهروندان است. فلسفه حکومتی که زمانی تمامی امور را صرفاً از دریچه اسلام دیکته میکرد، اکنون بقای ملی و انسجام داخلی را بر جزماندیشیهای مذهبی ترجیح میدهد.
🔴تولد انحصار قدرت در دست سپاه
🔴با وجود این نقاب ملیگرایانه، واقعیتهای خشن جنگ پویایی قدرت در ایران را به طور بنیادین تغییر داده است. این نبرد، دگردیسی ایران به سوی یک تمامیت نظامی با پوستهای ظاهری از اسلام را تسریع نمود. کنترل اجرایی کشور اکنون بیش از آنکه در دست نهاد روحانیت باشد، در انحصار سپاه پاسداران است. هرچند انقلاب در استفاده از مذهب برای تحقق آزادی ناکام ماند، اما یک هدف اسلامگرایانه را با موفقیت تثبیت کرد: مخالفت سرسختانه با سلطه بیگانگان بر سرزمینهای اسلامی.
🔴در نتیجه، اگرچه تعهد رژیم به اسلامگراییِ سختگیرانه داخلی رنگ باخته، اما جنگ کاربرد سیاسی آن را در جبهه خارجی تقویت کرد. ساختار سیاسی به جا مانده، دستگاهی به شدت نظامی است که کاملاً وقف ضدیت با صهیونیسم و مقاومت در برابر نفوذ آمریکا در خاورمیانه شده است. رویارویی با قدرتهای خارجی، تندروترین عناصر درون معماری نظامی را قدرتمند ساخته و قدرت حاکمیت را در یک نیروی نظامیگرای تثبیتشده متمرکز کرده است.
🆔@world_order
🔴زدوبند ترامپ با تهران؛ بند محرمانهای که کمر اقتصاد ایران را میشکند/ اسرائیل هیوم
🔴قمار بقای کاخسفید
🔴انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در چهار ماه آینده، دونالد ترامپ را در موقعیت حساسی قرار داده است؛ چرا که از دست دادن مجلس نمایندگان به معنای استیضاح سوم او خواهد بود. هراس از جهش بهای نفت به ۲۰۰ دلار و وقوع بحران اقتصادی مشابه سال ۱۹۷۳، ترامپ را وادار ساخت تا کارزار نظامی را بدون آسیب به زیرساختهای انرژی ایران متوقف کند. این تفاهمنامه برخلاف تصور عمومی، یک معامله هستهای نیست بلکه معاملهای بر سر تنگه هرمز است. نکته استراتژیک و پنهان این سند، تعلیق موقت تحریمهاست نه لغو دائمی آنها؛ امری که ۱۰۰ درصد فشار اقتصادی را از روی واشنگتن برمیدارد اما تنها چند درصد به اقتصاد ویرانشده ایران تنفس میدهد، گویی که یک استخر خالی را با فنجان پر کنند.
🔴تعهد تهران به انجماد برنامه هستهای یک تحول دراماتیک است، چرا که پس از عملیات «شیر خروشان» در ژوئن ۲۰۲۵ روند توسعه اتمی متوقف نشده بود. تضاد منافع ترامپ و نتانیاهو در پاییز امسال عیان شد؛ رئیسجمهور آمریکا برای پیروزی در انتخابات به این توافق نیاز داشت و نخستوزیر اسرائیل برای حفظ قدرت به بنبست مذاکرات محتاج بود، اما ترامپ خودخواهی سیاسی را برگزید.
🔴رئالیسم نظامی و بازدارندگی
🔴در جبهه شمال، حضور عمیق ارتش اسرائیل در خاک لبنان واقعیتهای جدیدی را تحمیل کرده است، چرا که نابودی کامل حزبالله بدون تصرف کل لبنان یا فروپاشی ایران غیرممکن است. بنابراین، راهبرد اصلی بر مبنای بازدارندگی و تداوم عملیات ارتش علیه بازسازی نظامی در منطقه امنیتی جدید استوار خواهد بود؛ رویکردی که وزرای دفاع و امنیت ملی نیز بر آن صحه گذاشتهاند. در تصویر کلان، تهدید وجودی ۲.۵ سال گذشته پابرجا نیست؛ زرادخانه موشکی ایران از هزاران فروند به تنها هزار موشک تقلیل یافته و زیرساختهای تولیدی آن نابود شده است که بازسازی آن ۳ تا ۵ سال زمان میبرد.
🔴علاوه بر این، نوآوری گنبد آهنین در رهگیری موشکها، هزینه هر انهدام را از میلیونها دلار به ۱۰۰ هزار دلار کاهش داده است. لفاظیهای تند ترامپ و ونس علیه کابینه اسرائیل صرفاً ناشی از ضرورتهای مواجهه با رسانهها و دفاع در برابر حامیان اسرائیل در حزب جمهوریخواه است، لذا سکوت و صبوری عاقلانهترین سیاست کنونی برای تلآویو خواهد بود.
🔴طوفان داخلی در لیکود
🔴توافق ترامپ با تهران درست ۱۲۰ روز پیش از انتخابات، منطق بنیادین حیات سیاسی نتانیاهو و حزب لیکود را زیر سوال برده و یک طوفان سیاسی کامل ایجاد کرده است. بزرگترین تهدید برای راستگرایان، احتمال سقوط شدید نرخ مشارکت در میان جامعه مذهبی ارتدوکس است؛ بدنه تندرویی که به شدت از مقامات خود به دلیل ناتوانی در جلوگیری از دستگیریها و تحریمهای مذهبی ناامید شدهاند. تلاش شتابزده احزاب شاس و یهودیت متحد تورات برای تصویب قوانین مذهبی، ناشی از وحشت آنها برای اثبات کارآمدی به رایدهندگان است.
🔴مسدودسازی جادهها توسط جریان حریدی با همکاری جناح قدس، نشاندهنده یک انشقاق عمیق میان جریان لیتوانیایی «دگل هاتوراه» و جریان حریدی «آگودات یسرائیل» است. این انشعاب احتمالی و رقابت شدید میان آنها، ممکن است همانند انتخابات سال ۱۹۸۸ به یک شگفتی معکوس بدل شده و با هدایت تودهها به پای صندوقهای رای، موازنه قدرت ارتدوکسها را در برابر ائتلاف حاکم به طور کامل دگرگون سازد.
🆔@world_order
⭕️اراده مستقل در شرایط استثنایی
شباهت های فراوان واقعه عاشورا و انقلاب اسلامی و بویژه شهادت حسین گونه رهبر انقلاب بارها دستمایه تحلیل های گوناگون بوده است اما مایلم یکبار از منظری متفاوت یعنی از دریچه نظریه تصمیم استثنایی (Exception) کارل اشمیت به آن نگاه کنم.
نکته اصلی عاشورا این نیست که امام حسین(ع) شهید شد بلکه این است که در شرایطی که تقریباً همه نخبگان سیاسی، دینی و اجتماعی جهان اسلام منطق بقا را پذیرفته بودند، حسین(ع) تنها کسی بود که تشخیص داد وضعیت به نقطهای رسیده که حفظ نظام موجود مساوی با نابودی حقیقت آن نظام است. یعنی مسئله او مرگ و زندگی نبود؛ بلکه تشخیص یک وضعیت استثنایی بود.
در شرایط عادی، عقل سیاسی میگوید موازنه قوا را حفظ کن، هزینهها را کاهش بده و بقای ساختار را مقدم بدار اما در شرایط استثنایی، همین عقل سیاسی ممکن است به ابزار نابودی حقیقت تبدیل شود. هنر حسین(ع) این بود که تشخیص داد زمان، زمان محاسبه عادی نیست.
مقایسه انقلاب اسلامی با عاشورا هم نشان می دهد شباهت آن دو در شهادت نیست؛ بلکه در نوع مواجهه با نظم جهانی است.
از نگاه بسیاری از تحلیلگران، جمهوری اسلامی میتوانست مانند بسیاری از دولتهای منطقه در نظم مسلط جهانی ادغام شود و هزینههای تقابل را کاهش دهد.
اما رهبران انقلاب طی دههها بر این گزاره اصرار داشتند که مسئله صرفاً اختلاف بر سر منافع نیست؛ بلکه نزاع بر سر حق تصمیمگیری مستقل است.
اینجاست که شباهت عمیق پدیدار میشود:
یزید از حسین فقط بیعت نمیخواست؛
میخواست مرجع تشخیص حق و باطل را از مدینه به شام منتقل کند.
آمریکا نیز فقط تغییر یک سیاست منطقهای را نمیخواهد؛ میخواهد مرجع تصمیمگیری راهبردی از تهران به نظم هژمونیک جهانی منتقل شود.
در هر دو مورد، نزاع بر سر قلمرو یا قدرت نیست؛ نزاع بر سر مرجعیت تصمیم است.
با این نگاه، شهادت حسین(ع) از یکسو و شهادت رهبر انقلاب را نباید صرفاً از زاویه فداکاری دید.
مسئله این است که آیا با حذف رهبر، مرکز تصمیم مستقل نیز حذف میشود یا نه؟
اگر حذف شود، دشمن پیروز شده است؛
حتی اگر هزاران نفر زنده بمانند و اگر حذف نشود، دشمن شکست راهبردی خورده؛ حتی اگر رهبر کشته شده باشد.
از این منظر، مهمترین شباهت عاشورا و این رخداد در مظلومیت یا شهادت نیست بلکه در این حقیقت است که هر دو آزمونی برای سنجش ظرفیت یک امت در تولید اراده مستقل پس از حذف رهبر هستند.
عاشورا ثابت کرد که شیعه توانست مرجعیت حق را از حسین(ع) به یک سنت تاریخی منتقل کند.
پرسش امروز هم این است که آیا ساختار سیاسی، نخبگان، نیروهای اجتماعی و بدنه مؤمن به ایران و انقلاب میتوانند قدرت تصمیم مستقل را بدون حضور رهبر بازتولید کنند؟
اگر پاسخ مثبت باشد، آنگاه شباهت با عاشورا در سطحی بسیار عمیقتر از شعارهای رایج شکل میگیرد؛ زیرا در هر دو مورد، دشمن نه برای کشتن یک فرد، بلکه برای پایان دادن به یک اراده تاریخی مستقل اقدام کرده و معیار موفقیت یا شکست نیز نه تعداد کشتهها، بلکه بقای آن اراده پس از حذف رهبری است.
✍️ دکتر محمدرضا اخضریان کاشانی
🆔@world_order
⭕️منطق قدرت و سناریوهای پنهان نظم جهانی
تحولات جهانی و ژئوپلیتیک، حاصل تصمیمهای آنی و لحظهای نیستند؛ بلکه نتیجه سناریوها و راهبردهاییاند که سالها پیش طراحی شدهاند. این تحولات، مستقیماً بر تمام ابعاد زندگی ما، یعنی اقتصاد و فرهنگ و سیاست و منابع و کسبوکارها اثر میگذارند.
منظور از #منطق_قدرت، تسلیم شدن در برابر ابرقدرتی چون آمریکا نیست. منطق قدرت یعنی شناخت مجموعه قواعد و سازوکارهایی که از درون نظم کهنه، بر اساس مقتضیات زمانه، نیازهای تعریفشده و اهداف مشخص، به سوی نظمی جدید حرکت میکند. هر دولت، هر حکومت و هر ملتی که این منطق را بهتر درک کند و به آن عمل کند، خواهد توانست آن نظم را در اختیار خود بگیرد.
آمریکا، بهعنوان یک قدرت قرن بیستم، از طریق سناریوهای مختلف مانند جنگهای سایبری (که پیشنویس آن به سال ۱۹۹۵ برمیگردد) در پی تثبیت ابرقدرتی خود در قرن بیستویکم بود. سناریوهایی که برخی سناتورهای آمریکایی در سال ۱۹۹۷ بهدستور وزارت دفاع، مأمور نگارش «استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن ۲۱» شدند. این پروژه سه سال طول کشید و بیش از ۱۰۰۰ کارشناس روی آن کار کردند. (این سند در ایران توسط نشر ابرار معاصر تهران ترجمه و منتشر شده است).
خلاصه اینکه، دنیا بیحسابوکتاب نمیچرخد. تمام این بازیها بر زندگی شما اثر دارد: بر بازار، اقتصاد، فرهنگ، کسبوکار، سیاست و همه چیز.
#منطق_قدرت #نظم_جهانی
🆔@world_order
🔴نقشه راه سپاه برای احیای زرادخانهها پسا آتشبس؛ آیا ایران میتواند زرادخانه خود را بازسازی کند؟ / الشرق الاوسط
🔴بازسازی در محاصره لاشهها
🔴ابعاد دقیق خسارات وارده به توان نظامی ایران در پی حملات سال ۲۰۲۶ واشنگتن و تلآویو کماکان نامشخص است، اما گزارش مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) تایید میکند که در صورت عدم تغییر رژیم، تهران به سرعت به سمت احیای ساختار خود حرکت خواهد کرد. شواهد اوپنسورس و تصاویر ماهوارهای تجاری، از نابودی تقریباً تمام ناوگان سطحی متعارف نیروی دریایی و ویرانی کارخانههای اصلی کشتیسازی و پایگاههای دریایی حکایت دارند؛ بنادری که به دلیل غرق شدن شناورها در لنگرگاهها، بخشی از کارایی خود را از دست دادهاند.
🔴بر اساس گزارش CSIS، نخستین اولویت حیاتی تهران، پاکسازی بنادر از لاشه کشتیها با استفاده از تجهیزات تخصصی نظیر بالشتکهای بادی نجات دریایی، پمپهای هیدرولیک غوطهور و جرثقیلهای دروازهای سنگین است، چرا که بدون بازگشایی کانالها، هرگونه تلاش برای احیای نظامی در بنبست باقی میماند. همزمان با تلاش برای بازیابی بنادر، ترمیم کارخانههای تخریبشده تسلیحات روی زمین و جایگزینی تجهیزات خطوط تولید، پیششرط اصلی بازگشت به چرخه تولید انبوه نظامی به شمار میرود.
🔴انقلاب قایقهای تندرو
🔴تصاویر ماهوارهای نشاندهنده آسیب جدی به تاسیسات تولید سلاح است و آمارهای متناقضی از زرادخانه موشکی و پهپادی ایران پس از شلیک ۶۷۷۰ پرتابه تا اول آوریل وجود دارد. ارزیابیهای اخیر دولتی در نیویورک تایمز و واشنگتن پست نشان میدهد تهران کماکان ۷۰ درصد از ذخایر موشکی پیش از جنگ خود را حفظ کرده، اما انبار پهپادهای آن به ۴۰ درصد سقوط کرده است. از آنجا که پهپادها محور اصلی دکترین نظامی، بازدارندگی نامتقارن و رژیم صادرات تسلیحاتی ایران هستند، بازسازی این زرادخانه اولویت درجه اول تهران خواهد بود.
🔴گزارش CSIS تاکید میکند با فلج شدن ناوگان متعارف و آسیب به کشتیسازیها، تهران به طور کامل به سمت ظرفیتهای ناهمساز قایقهای تندرو کوچک، حملات سریع و توانمندیهای بدون سرنشین دریایی سپاه پاسداران متمایل خواهد شد؛ پلتفرمهایی که ارزانتر و سریعتر ساخته میشوند و برای ماموریتهای ایذایی و انکار دسترسی در کوتاهمدت کاملاً ایدهآل هستند.
🔴شریانهای خزر
🔴احیای ناوگان پهپادی مستلزم واردات مستمر قطعات کلیدی است؛ اسناد افشاشده از سفر هیات روسی در نوامبر ۲۰۲۲ نشان میداد ایران توانایی تولید سالانه ۵۰۰۰ موتور و ۵۰۰ بدنه پهپاد شاهد-۱۳۶ را دارد. تهران برای حفظ این آمار و احیای خودکفایی داخلی، علاوه بر قطعات الکترونیکی و موتور، باید تجهیزات پایه تولید را نیز وارد کند. مسیرهای تدارکاتی ایران در اثر جنگ تغییر یافته و تمرکز اصلی بر توسعه کانالهای قاچاق از طریق کشورهای حاشیه دریای خزر استوار خواهد بود.
🔴گزارش CSIS تصریح میکند اگرچه قطعات و تجهیزات چینی بخش اعظم نیازهای تهران را پوشش میدهند، اما ایران کماکان به تلاشهای غیرقانونی خود برای قاچاق فناوریهای پیشرفته غربی نظیر کنترلرهای ماشینابزار آلمانی و ژاپنی ادامه خواهد داد. البته فشارهای دیپلماتیک بر پکن میتواند به پنهانکاری تجاری بیشتر و تعدد ایستگاههای واسط گمرکی میان چین و ایران منجر شود که این امر فرآیند تامین را کندتر و به شدت پرهزینهتر میسازد.
🆔@world_order
🔴جنگ ایران و قمار اتمی ریاض: مرگ چتر امنیتی آمریکا و تولد زرادخانه پنهان خاورمیانه / The National Intrest
🔴پایان توهم امنیتی واشنگتن
🔴جنگ ویرانگر سال ۲۰۲۶ میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران، آسیبپذیری استراتژیک و ژئوپلیتیک عربستان سعودی را به عریانترین شکل ممکن به تصویر کشید. ریاض پس از اصابت موشکها و پهپادهای ایرانی به تاسیسات کلیدی انرژی و سفارت آمریکا، با درک این واقعیت که واشنگتن دیگر سپر دفاعی قابلاتکایی نیست، از ورود رسمی به درگیری نظامی خودداری کرد. این پادشاهی در اوج بحران، کانالهای ارتباطی مستقیم خود را با تهران حفظ نمود و بلافاصله پس از آتشبس، دیپلماسی فعال را از سر گرفت.
🔴ریشههای این تغییر پارادایم به حملات سال ۲۰۱۹ بازمیگردد؛ جایی که انفعال آمریکا ثابت کرد معادله سنتی تبادل نفت در برابر امنیت، عملاً کارکرد خود را از دست داده است. واشنگتن با وجود اعطای جایگاه متحد اصلی خارج از ناتو در اواخر سال ۲۰۲۵ و امضای قراردادهای کلان تسلیحاتی، همچنان از ارائه تضمینهای امنیتی الزامآور طفره میرود. این رویکرد محتاطانه، همراه با پیامدهای سیاسی جنگ غزه که عادیسازی روابط با اسرائیل را ناممکن ساخته، پادشاهی سعودی را به این نتیجه قطعی رسانده است که اتکا به یک حامی خارجی واحد، قماری محکوم به شکست است و بقای ژئوپلیتیک نیازمند استقلال کامل خواهد بود.
🔴معماری ائتلافهای جایگزین
🔴ریاض در راستای جبران این خلأ استراتژیک، معماری دفاعی خود را به سمت شرق گسترش داده است. مشارکت راهبردی با پکن به انتقال سیستمهای پدافندی و بومیسازی تولید موشکهای بالستیک سوخت جامد در تاسیسات الدوادمی منجر شده است؛ تسلیحاتی که واشنگتن همواره از فروش آنها امتناع میورزید. در سوی دیگر، پیمان دفاعی سال ۲۰۲۵ با پاکستان، لایه دیگری از بازدارندگی نظامی را فراهم میآورد، هرچند نقش میانجیگرایانه اسلامآباد در جنگ اخیر نشان داد که این توافق بیشتر کارکردی نمادین دارد.
🔴حیاتیترین چرخش استراتژیک ریاض، حرکت شتابان در مسیر مدل کره جنوبی است. عربستان با توسعه صنعت موشکی داخلی و پیگیری مجدانه حقوق غنیسازی تحت پوشش توافقهای هستهای غیرنظامی، در حال ساخت یک ظرفیت هستهای نهفته است. دستیابی به نقطه گریز هستهای بدون وجود چتر حمایتی قدرتمند، پاسخی پیشگیرانه و قاطع به تهدیدات فزاینده منطقهای محسوب میشود.
🔴هژمونی و گسست منطقهای
🔴پیامدهای جنگ اخیر، توهم همبستگی در شورای همکاری خلیج فارس را نیز به سرعت در هم شکست. در حالی که امارات متحده عربی، به عنوان یکی از قربانیان اصلی حملات، با خروج ناگهانی از اوپک در ماه مه و آغاز جنگ بیرحمانه سهم بازار، خواهان تقابل با ایران و همسویی بیشتر با واشنگتن است، ریاض مسیر کاملاً متفاوتی میپیماید. عربستان با برخورداری از عمق استراتژیک سرزمینی، راهبرد مدارا و تعامل مدیریتشده با تهران را با حمایت مستقیم کویت، قطر و عمان پیش گرفته است. این رویکرد چندلایه، بازتاب یک پوستاندازی بیسابقه در دکترین سیاست خارجی است.
🔴ریاض ضمن حفظ روابط ظاهری با آمریکا، با شتابی چشمگیر به سوی خوداتکایی و استقلال تسلیحاتی حرکت میکند. سیاستهای محدودکننده ایالات متحده، نظیر خودداری از ارائه تعهدات امنیتی، نه تنها مانع جاهطلبیهای منطقهای ریاض نشده، بلکه در خلأ ناشی از سیاستهای خاورمیانهای واشنگتن، دقیقاً همان کاتالیزوری است که عربستان سعودی را به سمت توانمندیهای نهفته هستهای سوق میدهد.
🆔@world_order
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صورتی از "پورنوگرافی" کلامی در سینما و تئاتر و حوزه بلاگری ایران شکل گرفته است که حقیقتا شرمآور است.. پورنوگرافی که شنیدن آن باعث تهوع انسان می شود. این صورت از پورنوگرافی به شدت مخربتر از پورنوگرافی عریان است چرا که سعی الگوسازی فرهنگی دارد و این سبک گفتاری را به عنوان سبک معیار «باحال» بودن معرفی میکند.
این ویدئوها هزاران بار دست به دست میشود، از کودک و نوجوان میبینند و از آن الگو میگیرند، از آن به عنوان ادبیات گفتاری روزمره استفاده میکنند. تاثیر این جماعت لمپن در گفتار و رفتار دانش آموزان در مدارس قابل مشاهده است. این طیف در حال ویران کردن تخیل و ذهن و فکر نسلهای جدید جامعه هستند.
به خدا قسم آن فردی که سرخیابان ایستاده و روسپیگری میکند هزاران هزار بار شرف دارد به این طیفی که امروز به نام هنرمند (بیچاره هنر) و بلاگر مشغول تولید این پورنوگرافی کلامی در قالب طنز است.
#خرمگس
🆔@world_order
جنگها صرفاً یک رخداد نظامی و امنیتی نیستند، بلکه لحظهای برای بازتعریف مناسبات قدرت، بازتوزیع مشروعیت و جابهجایی نخبگان سیاسی به شمار میروند. در ایران نیز هر جنگ بزرگ، بهویژه اگر با فرسایش ساختارهای پیشین همراه شود، میتواند به نقطه عطفی برای تغییر آرایش نیروهای حاضر در ساخت قدرت تبدیل شود. در چنین شرایطی اگر جنگ چهلروزه را نه صرفاً یک درگیری نظامی، بلکه یک جنگ ترکیبی با شوک ژئوپلیتیکی و نهادی تلقی کنیم، آنگاه پیامدهای آن را باید در سطحی فراتر از میدان نبرد و درون ساخت قدرت جمهوری اسلامی جستوجو کرد؛ ساختی که با توجه به تجربیات چهار سال اخیر بیش از هر چیز متمرکز بر نوعی «عملگرایی امنیتی» خواهد بود، الگویی که در آن، حفظ ثبات بر هرگونه رقابت جناحی و اصطکاک های فرهنگی و اجتماعی بحران زا اولویت پیدا میکند.
#کاتخون
🆔@world_order