eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
542 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.4هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کاوش مدیا
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ کشیش و فعال آمریکایی: 📍جنگ صدام علیه ایران توسط ما و به دستور تل‌آویو پشتیبانی شد/ما هزاران ایرانی را به خاطر اسرائیل به کشتن دادیم اما گویی این کافی نیست و ما هنوز باید ایرانی‌های بیشتری را بکشیم... 🔻ترامپ هیچ قصدی برای عمل به وعده‌هایش ندارد. از چه زمانی بزرگ‌ترین شیاد تاریخ به قول و قرارش اهمیت داده؟/ایران هم بلوف نمی‌زند؛ آن‌ها پیش از این صحت این ادعا را ثابت کرده‌اند... 🆔 @Kavoshmedia
آنچه در جنوب ایران در حال رخ‌دادن است، فقط افزایش تعداد حملات دشمن نیست. مسئله اصلی، تغییر در عمق، جهت و منطق عملیات است. تا این لحظه قشم، سیریک، بندرعباس، جاسک، بوشهر، خنداب، بندر ماهشهر، بهبهان، اندیمشک، دزفول، اهواز، آبادان و خرمشهر هدف تجاوز آمریکا قرار گرفته‌اند. این نقاط تصادفی انتخاب نشده‌اند. وقتی آنها را روی نقشه کنار هم می‌گذاریم، یک الگوی روشن دیده می‌شود: حملات از خط ساحلی آغاز شده و به‌تدریج به سمت عقبه در جنوب و جنوب‌غرب کشور حرکت می‌کند. هدف فقط زدن چند پایگاه، سامانه موشکی یا مرکز نظامی نیست. فشار از ساحل به سمت عمق در حال گسترش است تا خطوط دفاعی، رینگ‌های موشکی، مراکز پشتیبانی و مسیرهای انتقال نیرو و تجهیزات به عقب رانده شوند. به بیان دیگر، دشمن تلاش می‌کند میان خط دفاع ساحلی و عقبه لجستیکی کشور فاصله ایجاد کند. ابتدا سواحل، بنادر و مراکز نزدیک به دریا تحت فشار قرار می‌گیرند و بعد دامنه حملات به مسیرهای ارتباطی، مراکز پشتیبانی و نقاط مهم‌تر در خوزستان و جنوب کشور کشیده می‌شود. اینها حملات جدا از هم نیستند. قشم، بندرعباس، جاسک، بوشهر، ماهشهر، اهواز، اندیمشک و دزفول هرکدام بخشی از یک جغرافیای به‌هم‌پیوسته نظامی و لجستیکی‌اند. حمله به هرکدام، در نهایت بخشی از شبکه دفاع، پشتیبانی و انتقال را تحت فشار قرار می‌دهد. نکته مهم این است که این روند فعلاً در سطحی پایین‌تر از جنگ تمام‌عیار پیش می‌رود. یعنی دشمن هنوز لزوماً وارد مرحله نهایی نشده، اما با حملات محدودتر، مرحله‌به‌مرحله میدان را آماده می‌کند. در این نوع عملیات، هدف فقط تخریب نیست. واکنش ایران سنجیده می‌شود، نقاط ضعف شناسایی می‌شوند، بخشی از توان دفاعی فرسوده می‌شود و هزینه عملیات بعدی پایین می‌آید. عملیات‌های زیر حد جنگ تمام‌عیار، در واقع می‌توانند مقدمه‌ای برای یک عملیات بزرگ‌تر باشند. اگر این روند ادامه پیدا کند، معنایش این است که دشمن می‌خواهد پیش از ورود به مرحله وسیع‌تر، خطوط دفاعی را عقب ببرد، مسیرهای پشتیبانی را مختل کند و امکان مانور بیشتری در جنوب و جنوب‌غرب به دست آورد. در چنین وضعیتی، اهمیت چابهار و خطوط ارتباطی شرق و شمال‌شرق دوچندان می‌شود. چابهار تنها بندری است که برای اتصال ایران به آب‌های آزاد، به عبور از تنگه هرمز وابسته نیست. همین ویژگی، آن را از یک بندر تجاری به یک دارایی راهبردی تبدیل می‌کند. راه‌آهن‌های شرق و شمال‌شرق نیز فقط پروژه‌های عمرانی یا اقتصادی نیستند. این خطوط در شرایط بحران می‌توانند بخشی از شبکه جایگزین حمل کالا، تجهیزات، سوخت و منابع باشند و وابستگی کشور را به مسیرهای تحت فشار در جنوب کاهش دهند. بنابراین، حملات اخیر را باید روی یک نقشه واحد دید. نقشه‌ای که از ساحل شروع شده، به سمت عقبه حرکت می‌کند و هدفش فقط تخریب نقاط منفرد نیست، بلکه فرسایش تدریجی ساختار دفاعی و لجستیکی ایران است. آنچه در حال شکل‌گیری است، مجموعه‌ای از حملات تصادفی نیست. این یک روند مرحله‌ای برای آماده‌سازی میدان و بازکردن راه عملیات‌های بزرگ‌تر است. ✍حسین قتیب
تا زمانی که قدرت‌های بزرگ بتوانند بدون پرداخت هزینه از تعهدات خود عدول کنند، هر توافقی شکننده خواهد بود و طرف ضعیف‌تر ناچار خواهد شد برای حفظ منافع خود به ابزارهای فشار متوسل شود؛ ابزارهایی که ممکن است از منظر حقوقی یا سیاسی محل اختلاف باشند، اما در منطق واقع‌گرایانه روابط بین‌الملل، تلاشی برای ایجاد همان چیزی هستند که نظام بین‌الملل فاقد آن است: ضمانت اجرای مؤثر.
حسین قتیب: روایت رسمی یا واقعیت راهبردی؟ حملات دریایی و مسئله ضمانت اجرای توافق به نظر می‌رسد تلاش هماهنگی برای تثبیت یک روایت مشخص در حال شکل‌گیری است؛ روایتی که مدعی است گروه‌هایی جنگ‌طلب در داخل ایران، به دلیل منافع سیاسی، اقتصادی یا امنیتی، خواهان تداوم جنگ هستند و با حملات محدود به کشتی‌های تجاری، عمداً توافق موجود را از بین برده‌اند. نتیجه طبیعی این روایت نیز آن است که ایالات متحده بازیگری پایبند به تعهدات، علاقه‌مند به حقوق بین‌الملل و قربانی اقدامات غیرمسئولانه ایران معرفی شود. این روایت از نظر رسانه‌ای جذاب است. پیشینه تاریخی مشابه، ذهنیت عمومی را برای پذیرش آن آماده می‌کند و یک چارچوب تفسیری ساده برای توضیح رخدادهای پیچیده ارائه می‌دهد. اما تحلیل راهبردی، برخلاف روایت رسانه‌ای، باید توالی واقعی اقدامات، منطق تصمیم‌گیری بازیگران و مسئله «ضمانت اجرای توافق» را بررسی کند. در عمل، مهم‌ترین عاملی که ایالات متحده را به توقف عملیات نظامی و پذیرش آتش‌بس سوق داد، نه تغییر ناگهانی اراده سیاسی واشنگتن، بلکه فشار ناشی از وضعیت تنگه هرمز بود. البته باید میان «بازدارندگی» (Deterrence) و «اجبار یا وادارسازی» (Compellence) تفاوت قائل شد. تنگه هرمز ابزار بازدارندگی به معنای کلاسیک آن نبود؛ زیرا بازدارندگی زمانی رخ می‌دهد که پیش از اقدام، محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد و او را از آغاز عملیات منصرف کند. در این پرونده، تنگه هرمز بیشتر نقش یک ابزار اجبار را ایفا کرد؛ یعنی وسیله‌ای برای تحمیل هزینه و واداشتن طرف مقابل به پذیرش یا اجرای یک توافق. در ادبیات روابط بین‌الملل، توافق زمانی پایدار می‌ماند که برای نقض آن هزینه وجود داشته باشد. در غیر این صورت، تعهدات صرفاً ارزش سیاسی دارند و نه ارزش اجرایی. ایران با استفاده از اهرم تنگه هرمز تلاش کرد چنین هزینه‌ای ایجاد کند. به نظر می‌رسد ایالات متحده در برآوردهای اولیه خود این ظرفیت را کمتر از واقع ارزیابی کرده بود. هم‌زمان، اسرائیل نیز این تصور را به واشنگتن منتقل کرده بود که با حذف رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی، ساختار تصمیم‌گیری و توان عملیاتی ایران فرو خواهد پاشید و مقاومت سازمان‌یافته پایان خواهد یافت. تحولات بعدی نشان داد این ارزیابی با واقعیت فاصله داشت. با این حال، در عملکرد ایران نیز یک ضعف راهبردی آشکار مشاهده می‌شود. تیم تصمیم‌گیر ظاهراً احتمال محاصره دریایی را به‌عنوان پاسخ مستقیم به فشار بر تنگه هرمز به اندازه کافی پیش‌بینی نکرده بود. آغاز محاصره دریایی تنها دو روز پس از پذیرش آتش‌بس، عملاً نخستین و مهم‌ترین شکاف در توافق محسوب می‌شد. این اقدام، توازن اولیه توافق را تغییر داد، اما واکنش متناسبی برای بازگرداندن هزینه به طرف مقابل مشاهده نشد. مرحله بعد، پس از توافق اسلام‌آباد، اهمیت بیشتری پیدا کرد. بر اساس تفاهم حاصل‌شده، قرار بود بازگشایی تنگه هرمز با ترتیبات مورد توافق ایران ظرف شش روز انجام شود. اما باز کردن مسیر جنوبی و اعمال فشار بر عمان برای بی‌اثر کردن این ترتیبات، عملاً بخش دیگری از توافق را خنثی کرد. بنابراین، اگر قرار است درباره نقض توافق صحبت شود، نمی‌توان صرفاً آخرین حلقه زنجیره، یعنی حملات به کشتی‌ها، را برجسته کرد و حلقه‌های پیشین را نادیده گرفت. ممکن است گفته شود حمله به کشتی‌های تجاری، صرف‌نظر از زمینه سیاسی، اقدامی غیرقابل دفاع است. این بحث، از منظر حقوق بین‌الملل، قابل طرح و بررسی است. اما پرسش راهبردی همچنان پابرجاست: هنگامی که طرف مقابل تعهدات خود را نقض می‌کند و هیچ نهاد بین‌المللی قادر به وادار کردن او به اجرای توافق نیست، چه ابزار عملی دیگری برای بازگرداندن او به چارچوب توافق وجود دارد؟ این همان نقطه‌ای است که تحلیل باید از سطح اخلاقی یا تبلیغاتی به سطح ساختار نظام بین‌الملل منتقل شود. نظام بین‌الملل فاقد مرجع عالیِ الزام‌آور است. اجرای توافق‌ها نه بر پایه اعتماد، بلکه بر پایه هزینه نقض آنها استوار است. هرگاه یکی از طرفین احساس کند که می‌تواند بدون پرداخت هزینه از تعهدات خود عبور کند، توافق عملاً ارزش اجرایی خود را از دست می‌دهد. از این منظر، حملات دریایی را نمی‌توان صرفاً محصول جنگ‌طلبی، ماجراجویی یا بی‌ثباتی داخلی دانست. اگر چنین حملاتی رخ داده باشند، باید آنها را در چارچوب تلاش برای بازگرداندن هزینه نقض توافق به طرف مقابل تحلیل کرد؛ نه به‌عنوان علت اولیه بحران، بلکه به‌عنوان واکنشی به فروپاشی تدریجی سازوکار اجرای توافق. بنابراین، مسئله اصلی وجود یا عدم وجود افراد جنگ‌طلب در ایران نیست. مسئله اصلی، فقدان ضمانت اجرای توافق در نظام بین‌الملل است.
اصلا‌ح‌طلبی آمده بود تا از حقوق مردم و حاکمیت ملی دفاع کند، نه آنکه سر از تسلیم‌طلبی و هلدینگ‌طلبی درآورد. اعتدال‌خواهی هم لزوماً به‌معنای عقب‌نشینی و امتیازدهی نیست؛ آن‌گاه که دشمن تنش کامل و تسلیم کامل می‌خواهد، ایستادگی خود عین اعتدال است.
هدایت شده از sepahnews.ir | سپاه نیوز
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 به هیچ عنوان نمی‌گذاریم آمریکا در مدیریت تنگه هرمز دخالت کند سخنگوی قرارگاه مرکزی حضرت خاتم الانبیا: 🔹ماجراجویی‌ها و شرارت های مکرر آمریکا برای دخالت در مدیریت تنگه هرمز، امنیت منطقه، تجارت بین‌المللی و عبور و مرور کشتی‌های نفت‌کش و تجاری را به‌طور جدی به مخاطره انداخته است و متأسفانه همکاری برخی کشورهای منطقه نیز موجب شده، خطر گسترش جنگ در سراسر منطقه، افزایش یابد. بر این اساس اعلام می‌گردد: 🔹پیرو هشدارهای قبلی به هیچ عنوان به آمریکا اجازه دخالت در مدیریت تنگه هرمز را نمی دهیم و نخواهیم داد. 🔹نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با هرگونه اختلال و ناامنی برای عبور و مرور کشتی‌های تجاری و نفتکش توسط ارتش متجاوز و راهزن آمریکا خارج از مسیر تعیین شده ایران و بدون مجوز نیروی مسلح با شدت برخورد می نمایند و اقدامات قدرتمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران در ایام گذشته شاهدی بر این ادعا می باشد. 🔹به سران کشورهای منطقه، هشدار داده می‌شود که هرگونه همکاری با آمریکا و پشتیبانی لجستیکی از ارتش متجاوز آن کشور، به منزله جنگ علیه حاکمیت و امنیت ملی ایران تلقی گردیده و در صورت گسترش جنگ در منطقه شعله‌های آتش جنگ، دامن تمام کشورهای منطقه را فرا خواهد گرفت. 🔹مسئولیت همه ناامنی ها و گسترش جنگ در منطقه، متوجه آمریکا و کشورهایی می باشد که با ارتش جنایتکار آن کشور، همکاری می‌کنند. sepahnews.ir | سپاه نیوز @sepahnews
هدایت شده از خبرگزاری فارس
مرشایمر: آمریکا درصورت اقدام نظامی بازهم شکست خواهد خورد 🔹نظریه‌پرداز سیاسی آمریکایی: مذاکره‌کنندگان ایرانی، برخلاف واقعیت موازنه قدرت، ارزش و گستره اهرم‌های در اختیار تهران را به‌درستی درک نکردند و با امضای توافقی که اجرای آن به اراده واشنگتن وابسته بود، مرتکب خطایی جدی شدند. 🔹بدعهدی آمریکا ثابت کرد که مخالفت بسیاری از جریان‌های سیاسی با مذاکره در ایران، کاملاً درست بود و اکنون تهران را به این جمع‌بندی رسانده است که تنها از طریق اتخاذ موضعی سخت‌تر و مشروط کردن هرگونه مذاکره جدید به اجرای کامل تعهدات طرف مقابل می‌تواند از منافع خود دفاع کند. 🔹آمریکا هرگز نمی‌تواند از مسیر نظامی به نتیجه دلخواه برسد و بازهم شکست می‌خورد؛ دولت آمریکا نمی‌تواند توضیح دهد که ازسرگیری حملات چگونه قرار است به نتیجه‌ای منطبق با منافع واشنگتن منجر شود. @Farsna
هدایت شده از sepahnews.ir | سپاه نیوز
18.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 سرلشکر صفوی: ۱۵ سال قبل حضرت آقا به بستن تنگه هرمز به عنوان یک ابزار نگاه می‌کردند 📌برشی از برنامه تلویزیونی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با عنوان "آخرین دیدار" sepahnews.ir | سپاه نیوز @sepahnews
هدایت شده از sepahnews.ir | سپاه نیوز
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 سرلشکر صفوی: حضرت آقا نگاه توسعه‌ای و پیشرفت نسبت به تمام مناطق ایران داشتند 🔹️سردار فدوی: پیگیری کننده اصلی اقدامات مربوط به پیشرفت و توسعه شخص امام شهید بودند 📌برشی از برنامه تلویزیونی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با عنوان "آخرین دیدار" sepahnews.ir | سپاه نیوز @sepahnews
هدایت شده از sepahnews.ir | سپاه نیوز
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 سرلشکر رحیم صفوی: در سال ۷۶، ما ۲۰۰۰ موشک داشتیم، حضرت آقا در آن زمان فرمودند ۲۰۰۰ موشک کم است و باید به چند ده هزار موشک برای چندین ماه جنگ برسد. 🔹️پاسداران در این سالها هر موفقیت را پاسخی به اعتمادی می‌دیدند که از سوی رهبرشان دریافت کرده بودند. 📌برشی از برنامه تلویزیونی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با عنوان "آخرین دیدار" sepahnews.ir | سپاه نیوز @sepahnews
هدایت شده از کیهان آنلاین
🔰لطفا قبل از هر چیز با پدر مشورت کنید! 🔸سرلشگر صفوی امروز طی اظهاراتی با اشاره به آینده نگری رهبر شهید انقلاب به ذکر خاطره ای از ایشان پرداختند و گفتند: 🔸رهبر شهید انقلاب سال 1390 بنده را خواستند و گفتند میتوانی یک طرح برای بستن تنگه هرمز برای من بیاوری؟... به من گفتند یک ماهه طرحت را بیاور. 🔸سرلشگر صفوی در ادامه توضیح میدهد به همراه سردار فدوی(فرمانده وقت نیروی دریایی سپاه)، سردار حاجی زاده (فرمانده وقت نیروی هوافضا) و سردار سلامی (جانشین وقت فرمانده کل سپاه) طرح جامعی را در این زمینه تهیه کردند و خدمت رهبر شهید انقلاب بردند. 🔸سرلشگر صفوی می گوید رهبر انقلاب این طرح را آن زمان به ستاد کل نیروهای مسلح ابلاغ کردند و چیزی که الان در تنگه هرمز اتفاق می افتد قسمتی از آن طرح است. 🔺لازم به ذکر است «حمزه صفوی» که بیشتر به عنوان فرزند سرلشگر صفوی شناخته می شود و این روزها در سخنرانی و ارائه تحلیل فعال شده است چندی پیش در اظهاراتی خلاف واقع مدعی شده بود: 🔺 ستاد کل نیرو‌های مسلح با فردی که اولین بار از بستن تنگه هرمز سخن گفت، برخورد کرد؛ از ابتدا حتی به زبان آوردن این حرف، کار جاهلانه‌ای بود. 🔺با این حساب آقای حمزه نه تنها در ارائه تحلیل بلکه حتی در کسب اخبار نیز به خطا رفته و بهتر است پیش از اظهارات شاذ خود، کمی با پدر بزرگوارشان مشورت کنند. 🔺گفتنی است حمزه صفوی علی رغم این خطاهای مبتدیانه از اعتماد به نفس فوق العاده ای برخوردار بوده و اظهارات شاذ و خلاف واقع دیگری نیز دارد. مانند: «یک روز در چهل سال گذشته نبوده که ایران سودای ساخت بمب اتم نداشته باشد.» «یکی از گران‌ترین سیستم‌های حفاظت در میان رهبران جهان مربوط به آقای خامنه‌ای بود، اما نتوانستیم او را حفاظت کنیم» 🔘 بله | ایتا | سروش+ | اینستاگرام | تلگرام @Kayhan_Online
جنگ، پیچیده‌ترین کنش انسان است. زیرا هیچ پدیده‌ای به اندازه جنگ، این حجم از متغیرهای متداخل چون قدرت نظامی، اقتصاد، فناوری، اطلاعات، روان‌شناسی، دیپلماسی، فرهنگ، مدیریت افکار عمومی، جغرافیا، لجستیک و ...، را به طور هم زمان در خود جمع نمی‌کند؛ به همین دلیل، نظریه پردازان جنگ چون توسیدید و کلاوزویتس، همواره بر یک نکته تاکید کرده‌اند: جنگ، قلمرو عدم قطعیت است. قلمرویی که در آن هیچ معادله‌ای خطی نیست، هیچ برتری‌ دائمی نیست و هیچ پیروزی‌ از پیش تضمین نشده است و بزرگ‌ترین خطا راهبردی، تبدیل این جهان پیچیده به روایتی ساده و قابل پیش‌بینی است. اما با این حال، یکی از روندهای نگران‌کننده در بخشی از رسانه‌ ها، سیاستمداران و افکار عمومی، تقلیل جنگ به یک روایت تک‌عاملی است؛ روایتی که در آن تمامی پیچیدگی‌های جنگ حذف می‌شوند و تنها یک متغیر باقی می‌ماند: اراده. در این تصویر، موازنه قوا، ظرفیت‌های صنعتی، فناوری، سامانه‌های اطلاعاتی، اقتصاد جنگ، شبکه‌های ائتلاف، تاب‌آوری اجتماعی و پیامدهای سیاسی، همگی به حاشیه رانده می‌شوند و جنگ به نبردی میان خواستن و نخواستن تقلیل پیدا می‌کند. نتیجه این رویکرد هم از همان ابتدا معلوم است؛ دشمن ضعیف است، پیروزی قطعی است و تنها عاملی که این پیروزی را به تاخیر می‌اندازد، ملاحظات سیاسی یا دیپلماتیک است. این نوع نگاه، صرفا یک خطای تحلیلی نیست؛ بلکه نوعی فروکاستن ماهیت جنگ است. زیرا جنگ را نمی‌توان با حذف متغیرهای آن فهمید. همانگونه که نمی‌توان اقتصاد را بدون بازار، پزشکی را بدون زیست شناسی یا سیاست را بدون جامعه تحلیل کرد، جنگ نیز با حذف لایه‌های مختلفش قابل فهم نیست. زیرا هر متغیری که از معادله حذف شود، به همان میزان احتمال خطای محاسباتی افزایش می‌یابد. در واقع، ساده‌سازی جنگ، همان پیچیده‌تر کردن شکست است. اما با این همه آنچه این مسئله را به یک نگرانی راهبردی تبدیل می‌کند، تاثیر این ساده سازی بر فرهنگ تصمیم‌گیری است. زیرا هنگامی که بخشی از جامعه، نخبگان یا تصمیم‌سازان، جنگ را پدیده‌ای ساده و خطی تصور کنند، حساسیت آنها نسبت به ریسک کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی هزینه‌ها کوچک شمرده می‌شوند، ظرفیت‌های دشمن دستکم گرفته می‌شود و تصور می‌شود که اراده، می‌تواند جایگزین برنامه‌ریزی شود. در چنین فضایی، خوش‌بینی دیگر یک ویژگی روان‌شناختی نیست؛ بلکه به یک خطای ساختاری در تصمیم‌گیری تبدیل می‌شود، خطایی که مهم‌ترین متضرر آن میدان است، میدانی که با تمام توان می جنگد اما با این حال کارش از طرف مارشال رومل های زیر کولری به هیچ گرفته می شود. 🆔@world_order