هدایت شده از در محضر آیتالله میرباقری
💥 «مقاومت» رقیب صلح نیست، بلکه بستر صلح پایدار است.
ملتی که در مقابلِ ظلم تسلیم شود، به صلح پایدار نمیرسد و اگر صلحی محقق شود، شکننده و غیرعزتمندانه خواهد بود.
🔰 آیتالله میرباقری:
1⃣ نمیشود کسی ادعا کند «من پیرو نبیاکرم(ص) هستم»، ولی با ظالمین و مستکبرین عالَم، که پیامبر با آنها درگیر است، درگیر نباشد. هم «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» لازم است و هم «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ». همراهان پیامبر، اینگونه هستند؛ «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ».
2⃣ «مقاومت»، رقیب صلح نیست، بلکه بستر صلح پایدار است. ملتی که در مقابل ظلم تسلیم شود، به صلح پایدار نمیرسد و اگر صلحی محقق شود، شکننده [و غیرعزتمندانه] خواهد بود.
«مقاومت»، یک منطق معقول برای ایستادگی در مقابل ظلم و سلطۀ مستکبرین و حرکت بهسمت آیندۀ بهتر است، نه بهمعنای دعوای کور و ناشی از عواطف نامعقول.
3⃣ غربزدهها اسم تئوری سازش و تسلیم را بهدروغ میگذارند تئوری صلح! و اسم «تئوری مقاومت» را میگذارند تئوری جنگ!
حتماً ما صلحطلب هستیم، اما صلح پایدار از بستر مقاومت میگذرد، نه از بستر تسلیم و سازش با دشمن.
☑️ @mirbaqeri_ir
کسری برق را به جنگ تقلیل ندهیم
✍️ عبداله باباخانی
ریشه اصلی کسری برق کشور، ناترازی مزمن در مدیریت و برنامهریزی بخش انرژی است. سال گذشته نیز، پیش از بروز درگیریهای اخیر، شبکه برق کشور در تابستان با کمبود حدود ۲۰ گیگاواتی مواجه بود و در برخی روزهای اوج مصرف این رقم به حدود ۳۰ گیگاوات نیز میرسید.
بر اساس گزارشهای رسمی، در نتیجه حملات اخیر حدود ۴ گیگاوات از ظرفیت تولید یا انتقال برق کشور از مدار خارج شده است. اما همزمان، به دلیل کاهش فعالیت بخشی از صنایع و مشکلات ایجادشده برای برخی مجتمعهای پتروشیمی و زنجیره تأمین مواد اولیه صنایع پایین دستی، میزان مصرف برق صنعتی نیز به همان اندازه یا حتی بیشتر کاهش یافته است.
بنابراین، نمیتوان تمامی خاموشیها و مشکلات شبکه برق را صرفاً به پیامدهای جنگ نسبت داد. برای حل پایدار این بحران، لازم است به جای پنهان کردن مسائل ساختاری پشت تحولات مقطعی، بر اصلاح مدیریت انرژی، افزایش بهرهوری، توسعه زیرساختها و رفع ناترازیهای انباشتهشده تمرکز شود.
🆔@world_order
تحولات جاری در مرزهای جنوبی کشور را نمیتوان فقط در قالب زنجیرهای از حملات تحلیل کرد. زیرا آنچه در حال وقوع است، بیش از آنکه یک تقابل نظامی متعارف باشد، رقابتی برای تغییر تدریجی موازنه در منطقه است؛ رقابتی که در آن آمریکا تلاش میکند بدون تحمل هزینههای سنگین یک جنگ فراگیر، محیط راهبردی پیرامون ایران را مرحله به مرحله بازآرایی کند. در چنین الگویی، هدف اصلی در این مقطع نه فقط زیر ضربه بردن توان نظامی ایران بلکه هدف فرسایش مستمر ظرفیتهای نفوذ، محدودسازی آزادی عمل و کاهش تدریجی عمق راهبردی ایران است. به همین علت، هر اقدام را در این چارچوب باید نه به عنوان یک رویداد مستقل، بلکه به عنوان جزئی از یک روند بلندمدت مورد ارزیابی قرار داد.
در این میان ویژگی اصلی این روند، حرکت تدریجی و کنترلشده آن است. زیرا آمریکا به خوبی آگاه است که عبور ناگهانی از آستانههای تنش میتواند واکنشهای غیرقابل پیشبینی ایجاد کند و منطقه را به سمت جنگی سوق دهد که نه هزینههای آن قابل محاسبه است و نه پایان آن. از این منظر راهبرد موثرتر از نگاه واشنگتن، گسترش تدریجی دامنه فشار و آزمودن مستمر مرزهای تحمل ایران است. در چنین شرایطی، هر تشدید تنشی بمثابه فرصتی برای ترسیم خطوط قرمز جدید ، شناخت دقیقتر سازوکار تصمیمگیری تهران و ارزیابی میزان آمادگی ایران برای پذیرش ریسک تبدیل میشود. به بیان دیگر، آمریکا فقط در حال اعمال فشار نیست؛ بلکه همزمان در حال مطالعه الگوی واکنش ایران نیز هست.
#کاتخون
🆔@world_order
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
غفلت منتقدان سیاستزده بیژن عبدالکریمی از حقوق و مسئولیت روشنفکر
به گزارش انصاف نیوز، کانال تلگرامی «مدرسه» روز سهشنبه ۱۶ تیر ۴۰۵، مقالهای منتشر کرد با عنوان «فاکتورهای یک هبوط» که حاوی نقدی تند و تیز علینجات غلامی بر مواضع بیژن عبدالکریمی از منظر فلسفی بود. حال دانشآموخته فلسفه دیگری، خانم خدیجه کاردوست آن نقد را نقد کرده است که متن آن در پی میآید:
آنچه از متن آقای علینجات غلامی برداشت میشود، ذهنیت تئولوژیک، سیاستزده و ایدئولوژیک ایشان است؛ ذهنیتی که بیش از آنکه دغدغه فهم واقعیتها، پدیدارها و سخن «دیگری» را داشته باشد، دلنگران دفاع و حفظ جهتگیریهای سیاسی و ایدئولوژیک خویش است.
یکی از مهمترین شاخصههای ذهنیت ایدئولوژیک، دوقطبیسازی و ثنویتاندیشی است. چنین ذهنیتی درنمییابد که ما در ذهن ناگزیریم با «مفاهیم ثنوی» کار کنیم اما در جهان خارج، واقعیتها دوگانه نیستند بلکه «طیفی» هستند. فردی که تئولوژیک و ایدئولوژیک میاندیشد تفاوت عالم ذهن و عالم واقع را درنمییابد و آنها را خلط میکند. همین ذهنیت ثنویاندیش و غیرطیفی، جامعه را هر چه بیشتر به سوی دوقطبیشدن و شکاف عمیق اجتماعی سوق میدهد و سبب بروز انسدادها و بحرانهای اجتماعی فراوان میشود چراکه بیش از آنکه دغدغه فهم و شناخت داشته باشد، اراده معطوف به نقد دارد.
در این راستا، متن نویسنده، بر اساس نوعی ثنویتاندیشی و دوگانهسازی ایدئولوژیک استوار شده است. بر پایه این چارچوب نویسنده، هرکس جریانات روشنفکری و گروههای اجتماعی را نقد میکند، خواهان دفاع از حکومت و نظام قدرت است. نویسنده ما را فقط با دو الگو روبهرو میسازد؛ الگوی فیلسوف مستقل، آزاد و حقیقتجو و دیگری الگوی فیلسوف نزدیک به حکومت که فاسد، سقوطکرده و توجیهگر است.
در واقع، نویسنده، استقلال فکری را به یک موقعیت سیاسی فرومیکاهد و همه مسائل را صرفاً از چشمانداز سیاسی میبیند. در این سیاق، مصالح اجتماعی قربانی ستیزهای سیاسی میشود و از طرح هر مسئلهای در جهت نقد یا دفاع قدرت سیاسی استفاده میشود. این نوع تقسیمبندی، همان منطقی را بازتولید میکند که متن، مدعی نقد آن است یعنی حذف طیفهای میانی و تبدیل سیاست به خیر مطلق و شر مطلق. این امر سبب میشود که اگر فردی عملکردی از جریان معترض را نقد کند، به او میگویند طرفدار جریان حاکم و سنتی هستید و اگر عملی از جریان حاکم را نقد کند، به او بگویند که طرفدار جریان اپوزیسیون هستید.
اساساً چرا متفکری که در حوزه فسلفه فعالیت میکند باید اینچنین اسیر دوقطبیسازیها و ثنویتاندیشیهای سیاسی و ایدئولوژیک شود که جایی برای تفکر حکمی و فلسفیاش باقی نماند؟ و سعی کند با استفاده از مفاهیم و واژگان فلسفی به عنوان برچسب، یک کیفرخواست و بیانیهای سیاسی صادر کند.
آیا نمیتوان در یک موضع از سیاستهای دولت دفاع کرد اما در موضوعی دیگر همان دولت را نقد کرد؟ آیا میتوان همزمان هم حکومت و هم شبهروشنفکران منتقد و اپوزیسیون را نقد کرد؟
آیا شخصی چون عبدالکریمی این حق را دارد که توامان در برابر وجوه اقتدارگرایانهی نگاه رسمی و استبداد روشنفکران ناروشنفکر بایستد و فراسوی دوقطبیسازیهای حکومتی –معترض، فاشیست– آزادیخواه حرکت کند؟ به راستی که متفکر و فیلسوف، وکیل مدافع حقیقت است، نه حکومت و نه اپوزیسیون. اگر متفکری بخواهد به قول مهندس سحابی از این «دیکتاتوری جو» خارج شود و مستقل بیاندیشید، افراد و گروهها اجازه نخواهند داد. گفتمان دکتر عبدالکریمی سعی میکند فراسوی این فضای دوقطبیسازیهای رایج بیندیشد.
گذشته از این، نویسنده تنها از یکگونه وابستگی روشنفکر به قدرت سیاسی سخن میگوید حال آنکه در جهان معاصر، روشنفکر ممکن است در بعد جهانی نوعی وابستگی فکری و معرفتی داشته باشد. به بیانی دیگر، در برابر روشنفکر شیفته قدرت داخلی، ما روشنفکر شیفته قدرت خارجی و هژمونی غرب را داریم. شبه روشنفکرانی که روایتهای قدرتهای غربی را بدون نقد میپذیرند و خشونت دولتهای غربی را نامرئی اما خشونت رقبای آنها را پررنگ و مطلق میبینند و در مقابل جنایات نظام امپریالیسم و سلطه خارجی سکوت میکنند اما در داخل زبان نقدشان آتشین است، وابستگی به قدرت ندارند؟
🔗 متن کامل در انصاف نیوز
@bijanabdolkarimi
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کوتاه آمدن مقابل آمریکا بیشعوری است
بیژن عبدالکریمی:
🔸این حرفها را راجع به رهبر شهید هم میزدند که ایشان اگر یکم کوتاه بیاید مشکل حل میشود! این حرفها عین بیشعوری است. مگر ما با یک شخصی به نام ترامپ مواجهیم؟
🔸این درک غیر ساختاری است، ما با یک فرماسیون اجتماعی_تاریخی به نام سرمایهداری جهانی مواجه هستیم، با امپریالیسم مواجه هستیم و افراد غربپرست و غربسالار میخواهند بگویند این ادبیات امپریالیستی مارکسیستی است و آب به آسیاب دشمنان این کشور میریزند و همان حرفهایی را تکرار میکنند که اتاق فکرهای سازمان سیا و موساد بیان میکنند.
🆔@world_order
چه کسی خود بمب اتم داشت و میگفت دیگران حق داشتن انرژی هستهای هم ندارند:
آمریکا
چه کسی ایران را محور شرارت نامید:
آمریکا
چه کسی از برجام خارج شد:
آمریکا
چه کسی ایران را تحریم کرد و گفت کاری میکنم که از گرسنگی آشغال بخورند:
آمریکا
چه کسی بالاترین مقام نظامی ایران را ترور کرد:
آمریکا
چه کسی به سایتهای هستهای ایران حمله کرد:
آمریکا
چه کسی اموال ایران را بلاک کرد:
آمریکا
چه کسی به تجزیهطلبان و تروریستها برای ایجاد جنگ داخلی اسلحه و پول داد:
آمریکا
چه کسی رهبر و وزا و فرماندهان ایران را ترور کرد:
آمریکا
چه کسی کودکان میناب را کشت:
آمریکا
چه کسی مفاد به تفاهمنامه پس از جنگ عمل نکرد:
آمریکا
حال فضای مجازی کشور را که نگاه کنیم. چه کسی مقصر آغاز جنگ است؟
ایران
#خرمگس
🆔@world_order
دشمن، در همان زمانی که بنادر و جزایر کشور را میکوبد و خود را برای اشغال برخی از آنها آماده میکند، به جنگ داخلی و رویارویی نیروهای سیاسی در ایران چشم دوخته و دل بسته است.
آنکه میگوید «امت مبعوث شده، بعثی است»، در خط دشمن است.
آنکه میگوید اسلحه بردارید و مخالفان خود را درو کنید، در خط دشمن است.
آنکه میگوید مسئولان کشور کودتاچیاند، در خط دشمن است.
آنکه میگوید ایران توافق را نقض کرده و مسئول آغاز جنگ است، در خط دشمن است.
و آنکه میگوید بروید در جنوب بجنگید و چنین فضایی را میسازد، در خط دشمن است.
امروز، هر سخنی که شکاف داخلی را عمیقتر کند، ایرانی را در برابر ایرانی قرار دهد و کشور را از درون فرسوده سازد، خواسته یا ناخواسته، به همان هدفی خدمت میکند که دشمن برای تحقق آن به جنگ آمده است.
✍حسین قتیب
🔻تصمیم مهمی در تهران اتخاذ شده است؛ اگر حکومت جولانی بنا به درخواست ترامپ و فشار آمریکا دست به اقدام علیه حزبالله بزند، با حملات موشکی و پهپادی مستقیم ایران مواجه خواهد شد. این هشدار به جولانی داده شده است.
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
دوویلپن: چارهای جز گفتوگو با ایران نیست
🔵نخستوزیر پیشین فرانسه: گزینهای جز گفتوگو نیست. ما میبینیم که حکومت ایران هر بار از این تنشهای پایانناپذیر سود میبرد. هر بار این تنشها به انسجام بیشتر حاکمیت ایران منجر میشود و تهدیدها علیه کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز افزایش مییابد.
🔵راه خروج چیست؟ پیش بردن یک جنگ نظامی علیه حکومتی مانند جمهوری اسلامی که جنگی نامتقارن را دنبال میکند، آن هم بدون هیچ هدف سیاسی مشخص، چه فایدهای دارد؟
🔵نگاه کردن به اتفاقات چند ماه گذشته واقعاً جالب است. ما همراه با ترامپ وارد این ماجرا شدیم و هزینه آن را هم از طریق افزایش قیمت نفت و سایر کالاهای اساسی پرداخت کردیم. اما یک روز صبح ترامپ گفت «خب، دیگر کافی است.» و در حالی که در واقع هیچ چیز تغییر نکرده بود، اعلام کرد: «حالا ورق را برمیگردانیم و با ایرانیها مذاکره میکنیم.»
🔵او تازه کشف کرد که ایرانیها مذاکرهکنندگانی بسیار کارکشته هستند، گاهی مواضع خود را تغییر میدهند؛ اما مهمتر از همه، امروز ایرانیها ابزاری در اختیار دارند که پیش از این نداشتند و آن تنگه هرمز است. پیش از اقدام آمریکا، هیچکس درباره تنگه هرمز صحبت نمیکرد، اما امروز این اهرم را در دست دارند و حتی خودشان میگویند که این ابزار از چشمانداز دستیابی به سلاح هستهای هم مهمتر است.
🔵امروز آنچه جاهطلبی ایران و اسرائیل به وجود آورده، این است که نمیتوان با حکومتی جنگید که چیزی برای از دست دادن ندارد و در عین حال آماده است تا آخرین نفس و حتی تا آخرین ایرانی رنج بکشد، بدون آنکه واقعاً راهبرد سیاسی روشنی داشته باشد.
🔵پس دیر یا زود، همه ما میدانیم که باید دوباره همه مسائل را روی میز مذاکره گذاشت. سؤال این است که به چه ترتیبی؟ یعنی روش کار چه باید باشد؟ وقتی میگوییم باید مسائل را دوباره روی میز گذاشت، دقیقاً منظور چیست؟ کلید مذاکره چیست؟
🔵ترامپ این هدف را داشت که باید ابتدا تنگه هرمز دوباره باز شود تا اقتصاد جهانی بتواند به وضعیت عادی بازگردد. این هدف، در واقع، درست بود. چون امروز ایرانیها عملاً اقتصاد جهانی را گروگان گرفتهاند و ترامپ هم مانند خرگوشی که در مقابل نور چراغ خودرو گیر افتاده باشد، مدام سردرگم است و پیوسته موضع خود را تغییر میدهد.
🆔@world_order
فروش ۳۷ میلیارد دلاری تجهیزات نظامی آمریکا به کشورهای عربی
🔵خبرگزاری ریانووستی به نقل از اسناد پنتاگون گزارش داد که آمریکا ممکن است در بحبوحه تنش و درگیری با ایران، از محل فروش موشکها، رادارها و دیگر تجهیزات مربوط به سامانههای موشکی پاتریوت به متحدان خود در خاورمیانه، بیش از ۳۷ میلیارد دلار درآمد کسب کند.
🔵پنتاگون در فاصله مارس تا مه ۲۰۲۶، هفت اطلاعیه درباره قراردادهای جدید و گسترش توافقهای دفاعی موجود با امارات، کویت، بحرین و قطر به کنگره آمریکا ارسال کرده است.
🔵کویت با قراردادهایی به ارزش ۱۹.۸ میلیارد دلار، بزرگترین سهم را از این خریدهای دفاعی به خود اختصاص داده است.
🔵همچنین امارات قصد دارد ۱۱.۸۱ میلیارد دلار، قطر ۴.۰۱ میلیارد دلار و بحرین ۱.۶۲۵ میلیارد دلار برای این خریدها اختصاص دهند.
🔵ارزش مجموع این توافقها ۳۷.۲۴۵ میلیارد دلار برآورد شده است.
🔵این قراردادهای احتمالی در مجموع شامل تحویل ۱۴۵۰ فروند موشک PAC-3 MSE و ۱۰۰۰ فروند موشک GEM-T برای سامانههای پاتریوت است.
🔵پیمانکاران اصلی این قراردادها شرکتهای آمریکایی RTX، Lockheed Martin و Northrop Grumman هستند.
🆔@world_order