هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
غفلت منتقدان سیاستزده بیژن عبدالکریمی از حقوق و مسئولیت روشنفکر
به گزارش انصاف نیوز، کانال تلگرامی «مدرسه» روز سهشنبه ۱۶ تیر ۴۰۵، مقالهای منتشر کرد با عنوان «فاکتورهای یک هبوط» که حاوی نقدی تند و تیز علینجات غلامی بر مواضع بیژن عبدالکریمی از منظر فلسفی بود. حال دانشآموخته فلسفه دیگری، خانم خدیجه کاردوست آن نقد را نقد کرده است که متن آن در پی میآید:
آنچه از متن آقای علینجات غلامی برداشت میشود، ذهنیت تئولوژیک، سیاستزده و ایدئولوژیک ایشان است؛ ذهنیتی که بیش از آنکه دغدغه فهم واقعیتها، پدیدارها و سخن «دیگری» را داشته باشد، دلنگران دفاع و حفظ جهتگیریهای سیاسی و ایدئولوژیک خویش است.
یکی از مهمترین شاخصههای ذهنیت ایدئولوژیک، دوقطبیسازی و ثنویتاندیشی است. چنین ذهنیتی درنمییابد که ما در ذهن ناگزیریم با «مفاهیم ثنوی» کار کنیم اما در جهان خارج، واقعیتها دوگانه نیستند بلکه «طیفی» هستند. فردی که تئولوژیک و ایدئولوژیک میاندیشد تفاوت عالم ذهن و عالم واقع را درنمییابد و آنها را خلط میکند. همین ذهنیت ثنویاندیش و غیرطیفی، جامعه را هر چه بیشتر به سوی دوقطبیشدن و شکاف عمیق اجتماعی سوق میدهد و سبب بروز انسدادها و بحرانهای اجتماعی فراوان میشود چراکه بیش از آنکه دغدغه فهم و شناخت داشته باشد، اراده معطوف به نقد دارد.
در این راستا، متن نویسنده، بر اساس نوعی ثنویتاندیشی و دوگانهسازی ایدئولوژیک استوار شده است. بر پایه این چارچوب نویسنده، هرکس جریانات روشنفکری و گروههای اجتماعی را نقد میکند، خواهان دفاع از حکومت و نظام قدرت است. نویسنده ما را فقط با دو الگو روبهرو میسازد؛ الگوی فیلسوف مستقل، آزاد و حقیقتجو و دیگری الگوی فیلسوف نزدیک به حکومت که فاسد، سقوطکرده و توجیهگر است.
در واقع، نویسنده، استقلال فکری را به یک موقعیت سیاسی فرومیکاهد و همه مسائل را صرفاً از چشمانداز سیاسی میبیند. در این سیاق، مصالح اجتماعی قربانی ستیزهای سیاسی میشود و از طرح هر مسئلهای در جهت نقد یا دفاع قدرت سیاسی استفاده میشود. این نوع تقسیمبندی، همان منطقی را بازتولید میکند که متن، مدعی نقد آن است یعنی حذف طیفهای میانی و تبدیل سیاست به خیر مطلق و شر مطلق. این امر سبب میشود که اگر فردی عملکردی از جریان معترض را نقد کند، به او میگویند طرفدار جریان حاکم و سنتی هستید و اگر عملی از جریان حاکم را نقد کند، به او بگویند که طرفدار جریان اپوزیسیون هستید.
اساساً چرا متفکری که در حوزه فسلفه فعالیت میکند باید اینچنین اسیر دوقطبیسازیها و ثنویتاندیشیهای سیاسی و ایدئولوژیک شود که جایی برای تفکر حکمی و فلسفیاش باقی نماند؟ و سعی کند با استفاده از مفاهیم و واژگان فلسفی به عنوان برچسب، یک کیفرخواست و بیانیهای سیاسی صادر کند.
آیا نمیتوان در یک موضع از سیاستهای دولت دفاع کرد اما در موضوعی دیگر همان دولت را نقد کرد؟ آیا میتوان همزمان هم حکومت و هم شبهروشنفکران منتقد و اپوزیسیون را نقد کرد؟
آیا شخصی چون عبدالکریمی این حق را دارد که توامان در برابر وجوه اقتدارگرایانهی نگاه رسمی و استبداد روشنفکران ناروشنفکر بایستد و فراسوی دوقطبیسازیهای حکومتی –معترض، فاشیست– آزادیخواه حرکت کند؟ به راستی که متفکر و فیلسوف، وکیل مدافع حقیقت است، نه حکومت و نه اپوزیسیون. اگر متفکری بخواهد به قول مهندس سحابی از این «دیکتاتوری جو» خارج شود و مستقل بیاندیشید، افراد و گروهها اجازه نخواهند داد. گفتمان دکتر عبدالکریمی سعی میکند فراسوی این فضای دوقطبیسازیهای رایج بیندیشد.
گذشته از این، نویسنده تنها از یکگونه وابستگی روشنفکر به قدرت سیاسی سخن میگوید حال آنکه در جهان معاصر، روشنفکر ممکن است در بعد جهانی نوعی وابستگی فکری و معرفتی داشته باشد. به بیانی دیگر، در برابر روشنفکر شیفته قدرت داخلی، ما روشنفکر شیفته قدرت خارجی و هژمونی غرب را داریم. شبه روشنفکرانی که روایتهای قدرتهای غربی را بدون نقد میپذیرند و خشونت دولتهای غربی را نامرئی اما خشونت رقبای آنها را پررنگ و مطلق میبینند و در مقابل جنایات نظام امپریالیسم و سلطه خارجی سکوت میکنند اما در داخل زبان نقدشان آتشین است، وابستگی به قدرت ندارند؟
🔗 متن کامل در انصاف نیوز
@bijanabdolkarimi
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کوتاه آمدن مقابل آمریکا بیشعوری است
بیژن عبدالکریمی:
🔸این حرفها را راجع به رهبر شهید هم میزدند که ایشان اگر یکم کوتاه بیاید مشکل حل میشود! این حرفها عین بیشعوری است. مگر ما با یک شخصی به نام ترامپ مواجهیم؟
🔸این درک غیر ساختاری است، ما با یک فرماسیون اجتماعی_تاریخی به نام سرمایهداری جهانی مواجه هستیم، با امپریالیسم مواجه هستیم و افراد غربپرست و غربسالار میخواهند بگویند این ادبیات امپریالیستی مارکسیستی است و آب به آسیاب دشمنان این کشور میریزند و همان حرفهایی را تکرار میکنند که اتاق فکرهای سازمان سیا و موساد بیان میکنند.
🆔@world_order
چه کسی خود بمب اتم داشت و میگفت دیگران حق داشتن انرژی هستهای هم ندارند:
آمریکا
چه کسی ایران را محور شرارت نامید:
آمریکا
چه کسی از برجام خارج شد:
آمریکا
چه کسی ایران را تحریم کرد و گفت کاری میکنم که از گرسنگی آشغال بخورند:
آمریکا
چه کسی بالاترین مقام نظامی ایران را ترور کرد:
آمریکا
چه کسی به سایتهای هستهای ایران حمله کرد:
آمریکا
چه کسی اموال ایران را بلاک کرد:
آمریکا
چه کسی به تجزیهطلبان و تروریستها برای ایجاد جنگ داخلی اسلحه و پول داد:
آمریکا
چه کسی رهبر و وزا و فرماندهان ایران را ترور کرد:
آمریکا
چه کسی کودکان میناب را کشت:
آمریکا
چه کسی مفاد به تفاهمنامه پس از جنگ عمل نکرد:
آمریکا
حال فضای مجازی کشور را که نگاه کنیم. چه کسی مقصر آغاز جنگ است؟
ایران
#خرمگس
🆔@world_order
دشمن، در همان زمانی که بنادر و جزایر کشور را میکوبد و خود را برای اشغال برخی از آنها آماده میکند، به جنگ داخلی و رویارویی نیروهای سیاسی در ایران چشم دوخته و دل بسته است.
آنکه میگوید «امت مبعوث شده، بعثی است»، در خط دشمن است.
آنکه میگوید اسلحه بردارید و مخالفان خود را درو کنید، در خط دشمن است.
آنکه میگوید مسئولان کشور کودتاچیاند، در خط دشمن است.
آنکه میگوید ایران توافق را نقض کرده و مسئول آغاز جنگ است، در خط دشمن است.
و آنکه میگوید بروید در جنوب بجنگید و چنین فضایی را میسازد، در خط دشمن است.
امروز، هر سخنی که شکاف داخلی را عمیقتر کند، ایرانی را در برابر ایرانی قرار دهد و کشور را از درون فرسوده سازد، خواسته یا ناخواسته، به همان هدفی خدمت میکند که دشمن برای تحقق آن به جنگ آمده است.
✍حسین قتیب
🔻تصمیم مهمی در تهران اتخاذ شده است؛ اگر حکومت جولانی بنا به درخواست ترامپ و فشار آمریکا دست به اقدام علیه حزبالله بزند، با حملات موشکی و پهپادی مستقیم ایران مواجه خواهد شد. این هشدار به جولانی داده شده است.
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
دوویلپن: چارهای جز گفتوگو با ایران نیست
🔵نخستوزیر پیشین فرانسه: گزینهای جز گفتوگو نیست. ما میبینیم که حکومت ایران هر بار از این تنشهای پایانناپذیر سود میبرد. هر بار این تنشها به انسجام بیشتر حاکمیت ایران منجر میشود و تهدیدها علیه کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز افزایش مییابد.
🔵راه خروج چیست؟ پیش بردن یک جنگ نظامی علیه حکومتی مانند جمهوری اسلامی که جنگی نامتقارن را دنبال میکند، آن هم بدون هیچ هدف سیاسی مشخص، چه فایدهای دارد؟
🔵نگاه کردن به اتفاقات چند ماه گذشته واقعاً جالب است. ما همراه با ترامپ وارد این ماجرا شدیم و هزینه آن را هم از طریق افزایش قیمت نفت و سایر کالاهای اساسی پرداخت کردیم. اما یک روز صبح ترامپ گفت «خب، دیگر کافی است.» و در حالی که در واقع هیچ چیز تغییر نکرده بود، اعلام کرد: «حالا ورق را برمیگردانیم و با ایرانیها مذاکره میکنیم.»
🔵او تازه کشف کرد که ایرانیها مذاکرهکنندگانی بسیار کارکشته هستند، گاهی مواضع خود را تغییر میدهند؛ اما مهمتر از همه، امروز ایرانیها ابزاری در اختیار دارند که پیش از این نداشتند و آن تنگه هرمز است. پیش از اقدام آمریکا، هیچکس درباره تنگه هرمز صحبت نمیکرد، اما امروز این اهرم را در دست دارند و حتی خودشان میگویند که این ابزار از چشمانداز دستیابی به سلاح هستهای هم مهمتر است.
🔵امروز آنچه جاهطلبی ایران و اسرائیل به وجود آورده، این است که نمیتوان با حکومتی جنگید که چیزی برای از دست دادن ندارد و در عین حال آماده است تا آخرین نفس و حتی تا آخرین ایرانی رنج بکشد، بدون آنکه واقعاً راهبرد سیاسی روشنی داشته باشد.
🔵پس دیر یا زود، همه ما میدانیم که باید دوباره همه مسائل را روی میز مذاکره گذاشت. سؤال این است که به چه ترتیبی؟ یعنی روش کار چه باید باشد؟ وقتی میگوییم باید مسائل را دوباره روی میز گذاشت، دقیقاً منظور چیست؟ کلید مذاکره چیست؟
🔵ترامپ این هدف را داشت که باید ابتدا تنگه هرمز دوباره باز شود تا اقتصاد جهانی بتواند به وضعیت عادی بازگردد. این هدف، در واقع، درست بود. چون امروز ایرانیها عملاً اقتصاد جهانی را گروگان گرفتهاند و ترامپ هم مانند خرگوشی که در مقابل نور چراغ خودرو گیر افتاده باشد، مدام سردرگم است و پیوسته موضع خود را تغییر میدهد.
🆔@world_order
فروش ۳۷ میلیارد دلاری تجهیزات نظامی آمریکا به کشورهای عربی
🔵خبرگزاری ریانووستی به نقل از اسناد پنتاگون گزارش داد که آمریکا ممکن است در بحبوحه تنش و درگیری با ایران، از محل فروش موشکها، رادارها و دیگر تجهیزات مربوط به سامانههای موشکی پاتریوت به متحدان خود در خاورمیانه، بیش از ۳۷ میلیارد دلار درآمد کسب کند.
🔵پنتاگون در فاصله مارس تا مه ۲۰۲۶، هفت اطلاعیه درباره قراردادهای جدید و گسترش توافقهای دفاعی موجود با امارات، کویت، بحرین و قطر به کنگره آمریکا ارسال کرده است.
🔵کویت با قراردادهایی به ارزش ۱۹.۸ میلیارد دلار، بزرگترین سهم را از این خریدهای دفاعی به خود اختصاص داده است.
🔵همچنین امارات قصد دارد ۱۱.۸۱ میلیارد دلار، قطر ۴.۰۱ میلیارد دلار و بحرین ۱.۶۲۵ میلیارد دلار برای این خریدها اختصاص دهند.
🔵ارزش مجموع این توافقها ۳۷.۲۴۵ میلیارد دلار برآورد شده است.
🔵این قراردادهای احتمالی در مجموع شامل تحویل ۱۴۵۰ فروند موشک PAC-3 MSE و ۱۰۰۰ فروند موشک GEM-T برای سامانههای پاتریوت است.
🔵پیمانکاران اصلی این قراردادها شرکتهای آمریکایی RTX، Lockheed Martin و Northrop Grumman هستند.
🆔@world_order
🔴سندروم باتلاق ایران و سردرگمی واشنگتن در برابر حریفی که زانو نمیزند / Nytimes
🔴سردرگمی استراتژیک در روز صد و سی و هفتم
🔴در روز صد و سی و ششم جنگ علیه ایران، پرزیدنت ترامپ با طرحی جدید وارد میدان شد: اخذ عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز در ازای تأمین امنیت آنها در برابر نیروهای ایرانی. اما تنها ۲۴ ساعت بعد و در روز صد و سی و هفتم، در پی اعتراضات شدید متحدان عرب واشنگتن که تمایلی به پرداخت این باج نداشتند، او با یک چرخش ۱۸۰ درجهای طرح خود را ملغی کرد.
🔴این سردرگمی مطلق نشان میدهد که رئیسجمهوری که به تحمیل اراده خود بر سایر کشورها عادت دارد، اکنون در پیشبرد جنگ علیه ایران کاملاً بیرقیب و سرگردان مانده است. عملیاتی که قرار بود یک حمله تر و تمیز ۴ تا ۶ هفتهای باشد، اکنون در بیستمین هفته پرهرجومرج خود دست و پا میزند و ثابت کرده است که بداههپردازی، رفتارهای تکانشی و تصمیمات لحظهای در این میدان هیچ کارایی ندارد.
🔴ناتوانی ابزارهای قدرت
🔴رئیسجمهور آمریکا که نمایش قدرت در صحنه جهانی را به نماد دوره دوم ریاستجمهوری خود تبدیل کرده، اکنون با حریفی روبرو شده است که به هیچ وجه در برابر اراده او سر خم نمیکند. این یک مناقشه ژئوپلیتیک پیچیده است که با پستهای تند و پرخاشگرانه در شبکههای اجتماعی یا تهدیدهای اعمال تعرفه گمرکی قابل پیروزی نیست.
🔴تفاهمنامهای که ترامپ ماه گذشته با تهران برای توقف درگیریها میانجیگری کرد، در عمل به یک «تفاهمنامه سوءتفاهم» تبدیل شده و اکنون به نظر میرسد واشنگتن نه یک استراتژی مشخص نظامی دارد و نه یک چشمانداز دیپلماتیک. او با کشوری مواجه شده که حاضر نیست بر اساس قواعد بازی او رفتار کند؛ قواعدی مبتنی بر تعظیم کردن، بوسیدن حلقه قدرت، تمجید از عظمت ترامپ و سپس التماس برای دریافت امتیازاتی که او مایل به اعطای آنهاست.
🔴باتلاق تاریخی جاهطلبیهای ریاستجمهوری
🔴ماجراجویی بدون چشمانداز و بیسرانجام ترامپ در خاورمیانه، درس عبرت جدیدی است از اینکه چرا این منطقه در طول نسلها، همواره به باتلاقی سیاهچاله برای جاهطلبیهای رؤسای جمهور آمریکا تبدیل شده است. اهرمهای قدرتی که به پیشبرد منافع ایالات متحده در سایر نقاط جهان کمک میکنند، لزوماً در این نقطه از خاورمیانه کارکردی ندارند؛ حقیقتی که بسیاری از اسلاف ترامپ نیز به تلخی آن را تجربه کردند.
🔴این وضعیت به ویژه برای ترامپ که از زمان بازگشت به قدرت همواره از تحمیل خواستههایش لذت برده و حتی خود را قدرتمندترین مرد تاریخ جهان خوانده، به شدت ناامیدکننده است. او اگرچه توانست متحدان ناتو را به افزایش بودجه نظامی وادار کند، از شرکای تجاری امتیاز بگیرد و ونزوئلا را با یک حمله تکاوری برقآسا و یکشبه عملاً تحت کنترل درآورد، اما اکنون به هیچ وجه مشخص نیست که بتواند خواسته خود را در پارس نیز به کرسی بنشاند.
🆔@world_order
🔴سقوط دومینویی آسمان اروپا؛ چگونه جنگ ایران غولهای هوانوردی را به مرز ورشکستگی کشاند/ رویترز
🔴بحران بقا در آسمان
🔴شعلهور شدن مجدد درگیریها در خلیج فارس و جهش قیمت نفت، ضعیفترین شرکتهای هواپیمایی اروپا را در مسیر فروپاشی قرار داده است. شرکت بریتانیایی «ایزیجت» در آستانه واگذاری به رهبری سرمایهگذاران آمریکایی با ارزشی بسیار پایینتر از دوران اوج پیشاکرونا قرار دارد. «ایر بالتیک» برای فرار از ورشکستگی به دنبال تامین مالی کوتاهمدت است و جهش بازدهی اوراق قرضه سال ۲۰۲۹ آن، نشاندهنده ریسک شدید سرمایهگذاری است. شرکت نروژی «نورس آتلانتیک» نیز پس از سقوط سهامش به نزدیک صفر، بازنگری استراتژیک در ساختار خود را آغاز کرده است.
🔴جنگ فرسایشی ایران فشارهای هزینهای را تشدید کرده و چشمانداز سودآوری صنعت جهانی هوانوردی برای سال ۲۰۲۶ را به نصف کاهش داده است؛ بحرانی که ناشی از افزایش هزینه سوخت، اختلال در کریدورهای هوایی و شکنندگی مالی شرکتهاست. اکنون موسسات مالی، طرحهای بازسازی ساختاری را برای چهار یا پنج شرکت عظیم در اروپا آماده کردهاند و چرخه رونق هوانوردی حتی پیش از شروع واقعی به پایان رسیده است.
🔴سقوط سودای توسعه
🔴محیط سختگیرانه کنونی، خطوط هوایی را به مهار برنامههای توسعهای خود واداشته است. شرکت «ایرباس» پیشبینی تقاضای بیستساله خود را کاهش داده، چرا که تنشهای جنگ و تجارت، بهبود پساکرونا را مهار کرده است. به استثنای «ترکیش ایرلاینز»، اکثر شرکتها در افزایش ظرفیت پروازی در اروپا، آمریکا و آسیا به شدت محتاط هستند. هزینههای بالای سوخت که در دوران اوج قیمتها بیش از یکسوم مخارج را تشکیل میدهد، نگرانیهای عمیقی درباره سلامت مالی صنعت ایجاد کرده است.
🔴بیثباتی در خاورمیانه این تردید را به وجود آورده که آیا شرکتهای ضعیفتر میتوانند نقدینگی کافی را در تابستان برای بقا در زمستان ذخیره کنند یا خیر. از دست دادن ترافیک مسافری در تابستان برای شرکتهای کوچکتر و وابسته به نقدینگی کاملاً مرگبار است؛ چرا که حتی در صورت عبور از تابستان، با اتمام ذخایر نقدی در ماه فوریه، با بحران بزرگتری مواجه خواهند شد. در آمریکا نیز جهش هزینهها به فروپاشی «اسپریت ایرلاینز» منجر گردید.
🔴شکارچیان در کمین
🔴در این بازار پرتلاطم، شرکت لهستانی «لوت» سالهاست که به عنوان هدف ادغام شناخته میشود و ترازنامه شکننده شرکت ارزانقیمت «ویز ایر» نیز، آن را به یکی دیگر از اهداف بالقوه تصاحب تبدیل کرده است. با این حال، مدیریت «ویز ایر» با تاکید بر نقدینگی کافی خود، پیشبینی میکند که با کاهش شدید رزروهای پروازی برای فصل کمسود زمستان، موج جدیدی از ورشکستگیها در پایان تابستان صنعت هوانوردی را درهم خواهد کوبید و شرکتهای بازمانده میتوانند رویکردی فرصتطلبانه اتخاذ کرده و برخی از مسیرهای رقبای شکستخورده را تصاحب کنند.
🔴با استمرار جهش قیمت سوخت، ساختار سنتی هوانوردی که همواره در برابر شوکهای خارجی مقاومت نشان میداد، در حال فروپاشی است. سیگنالهای هشداردهندهای مانند کاهش برنامههای ظرفیت پروازی، افت قیمت هواپیماهای دستدوم و افزایش حجم ورشکستگیها، نشان میدهند که روند صعودی پساکرونا قدرت خود را از دست داده و بسیاری از شرکتها ناگزیر به خروج از بازار یا ادغام با غولهای هوانوردی خواهند بود.
🆔@world_order
تحلیل سیاسی قرار است تلاشی برای کشف حقیقت باشد نه ابزاری برای ارضای کینههای سیاسی و اثبات لجاجتهای شخصی. اما برخی مدتهاست که تحلیل را رها کردهاند و تنها به راویان آرزوهای خود تبدیل شدهاند. آنها آنقدر در نفرت از یک جریان سیاسی غرق شدهاند که دیگر میان نقد سیاست و آرزوی شکست کشور هیچ مرزی قائل نیستند. بطوریکه برای این افراد، هر بحرانی یک فرصت است، هر ناکامی مایه شعف و هر حمله ای خوراکی برای اثبات روایتی که مدتهاست با تعصب از آن دفاع کردهاند.
اما با این حال مشکل این افراد تعصب یا اشتباه بودن تحلیلهایشان نیست. زیرا همه اشتباه میکنند بلکه مشکل آنجاست که تحلیل برایشان مبدل به هویت شخصی شده است در چنین وضعیتی، پذیرش خطا دیگر یک اصلاح فکری نیست؛ بلکه یک شکست شخصی تلقی میشود. به همین دلیل حتی وقتی روندها برخلاف پیشبینیهای حضرات حرکت میکند، باز هم حاضر نیستند یک قدم عقب بروند و در مفروضات خود تجدیدنظر کنند. بلکه در کمال وقاحت واقعیت را انکار میکنند تا روایتشان زنده بماند.
در این میان وجه کمیک ماجرا اینجاست که این افراد معمولا خود را واقعبینترین و مستقل ترین صداهای عرصه سیاست میدانند، اما با این حال اسیر همان چیزی شدهاند که یک تحلیلگر باید از آن بگریزد: تعصب. تعصبی که نهتنها قدرت تشخیص را از بین میبرد، بلکه انسان را به جایی میرساند که دیگر رویدادها را بر اساس واقعیات و منافع ملی نمیسنجد، بلکه فقط از زاویه تعصبات شخصی نگاه می کند، نتیجه هم چیزی نیست، جز تبدیل تحلیل به تخیلی برای ارضای عقده های درونی.
#کاتخون
🆔@world_order