eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
542 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.4هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴سقوط دومینو‌یی آسمان اروپا؛ چگونه جنگ ایران غول‌های هوانوردی را به مرز ورشکستگی کشاند‌/ رویترز 🔴بحران بقا در آسمان 🔴شعله‌ور شدن مجدد درگیری‌ها در خلیج فارس و جهش قیمت نفت، ضعیف‌ترین شرکت‌های هواپیمایی اروپا را در مسیر فروپاشی قرار داده است. شرکت بریتانیایی «ایزی‌جت» در آستانه واگذاری به رهبری سرمایه‌گذاران آمریکایی با ارزشی بسیار پایین‌تر از دوران اوج پیشاکرونا قرار دارد. «ایر بالتیک» برای فرار از ورشکستگی به دنبال تامین مالی کوتاه‌مدت است و جهش بازدهی اوراق قرضه سال ۲۰۲۹ آن، نشان‌دهنده ریسک شدید سرمایه‌گذاری است. شرکت نروژی «نورس آتلانتیک» نیز پس از سقوط سهامش به نزدیک صفر، بازنگری استراتژیک در ساختار خود را آغاز کرده است. 🔴جنگ فرسایشی ایران فشارهای هزینه‌ای را تشدید کرده و چشم‌انداز سودآوری صنعت جهانی هوانوردی برای سال ۲۰۲۶ را به نصف کاهش داده است؛ بحرانی که ناشی از افزایش هزینه سوخت، اختلال در کریدورهای هوایی و شکنندگی مالی شرکت‌هاست. اکنون موسسات مالی، طرح‌های بازسازی ساختاری را برای چهار یا پنج شرکت عظیم در اروپا آماده کرده‌اند و چرخه رونق هوانوردی حتی پیش از شروع واقعی به پایان رسیده است. 🔴سقوط سودای توسعه 🔴محیط سخت‌گیرانه کنونی، خطوط هوایی را به مهار برنامه‌های توسعه‌ای خود واداشته است. شرکت «ایرباس» پیش‌بینی تقاضای بیست‌ساله خود را کاهش داده، چرا که تنش‌های جنگ و تجارت، بهبود پساکرونا را مهار کرده است. به استثنای «ترکیش ایرلاینز»، اکثر شرکت‌ها در افزایش ظرفیت پروازی در اروپا، آمریکا و آسیا به شدت محتاط هستند. هزینه‌های بالای سوخت که در دوران اوج قیمت‌ها بیش از یک‌سوم مخارج را تشکیل می‌دهد، نگرانی‌های عمیقی درباره سلامت مالی صنعت ایجاد کرده است. 🔴بی‌ثباتی در خاورمیانه این تردید را به وجود آورده که آیا شرکت‌های ضعیف‌تر می‌توانند نقدینگی کافی را در تابستان برای بقا در زمستان ذخیره کنند یا خیر. از دست دادن ترافیک مسافری در تابستان برای شرکت‌های کوچک‌تر و وابسته به نقدینگی کاملاً مرگبار است؛ چرا که حتی در صورت عبور از تابستان، با اتمام ذخایر نقدی در ماه فوریه، با بحران بزرگ‌تری مواجه خواهند شد. در آمریکا نیز جهش هزینه‌ها به فروپاشی «اسپریت ایرلاینز» منجر گردید. 🔴شکارچیان در کمین 🔴در این بازار پرتلاطم، شرکت لهستانی «لوت» سال‌هاست که به عنوان هدف ادغام شناخته می‌شود و ترازنامه شکننده شرکت ارزان‌قیمت «ویز ایر» نیز، آن را به یکی دیگر از اهداف بالقوه تصاحب تبدیل کرده است. با این حال، مدیریت «ویز ایر» با تاکید بر نقدینگی کافی خود، پیش‌بینی می‌کند که با کاهش شدید رزروهای پروازی برای فصل کم‌سود زمستان، موج جدیدی از ورشکستگی‌ها در پایان تابستان صنعت هوانوردی را درهم خواهد کوبید و شرکت‌های بازمانده می‌توانند رویکردی فرصت‌طلبانه اتخاذ کرده و برخی از مسیرهای رقبای شکست‌خورده را تصاحب کنند. 🔴با استمرار جهش قیمت سوخت، ساختار سنتی هوانوردی که همواره در برابر شوک‌های خارجی مقاومت نشان می‌داد، در حال فروپاشی است. سیگنال‌های هشداردهنده‌ای مانند کاهش برنامه‌های ظرفیت پروازی، افت قیمت هواپیماهای دست‌دوم و افزایش حجم ورشکستگی‌ها، نشان می‌دهند که روند صعودی پساکرونا قدرت خود را از دست داده و بسیاری از شرکت‌ها ناگزیر به خروج از بازار یا ادغام با غول‌های هوانوردی خواهند بود. 🆔@world_order
تحلیل سیاسی قرار است تلاشی برای کشف حقیقت باشد نه ابزاری برای ارضای کینه‌های سیاسی و اثبات لجاجت‌های شخصی. اما برخی مدت‌هاست که تحلیل را رها کرده‌اند و تنها به راویان آرزوهای خود تبدیل شده‌اند. آنها آنقدر در نفرت از یک جریان سیاسی غرق شده‌اند که دیگر میان نقد سیاست و آرزوی شکست کشور هیچ مرزی قائل نیستند. بطوریکه برای این افراد، هر بحرانی یک فرصت است، هر ناکامی مایه شعف و هر حمله ای خوراکی برای اثبات روایتی که مدتهاست با تعصب از آن دفاع کرده‌اند. اما با این حال مشکل این افراد تعصب یا اشتباه بودن تحلیل‌هایشان نیست. زیرا همه اشتباه می‌کنند بلکه مشکل آنجاست که تحلیل برایشان مبدل به هویت شخصی شده است در چنین وضعیتی، پذیرش خطا دیگر یک اصلاح فکری نیست؛ بلکه یک شکست شخصی تلقی می‌شود. به همین دلیل حتی وقتی روندها برخلاف پیش‌بینی‌های حضرات حرکت می‌کند، باز هم حاضر نیستند یک قدم عقب بروند و در مفروضات خود تجدیدنظر کنند. بلکه در کمال وقاحت واقعیت را انکار می‌کنند تا روایتشان زنده بماند. در این میان وجه کمیک ماجرا اینجاست که این افراد معمولا خود را واقع‌بین‌ترین و مستقل ترین صداهای عرصه سیاست می‌دانند، اما با این حال اسیر همان چیزی شده‌اند که یک تحلیلگر باید از آن بگریزد: تعصب. تعصبی که نه‌تنها قدرت تشخیص را از بین می‌برد، بلکه انسان را به جایی می‌رساند که دیگر رویدادها را بر اساس واقعیات و منافع ملی نمی‌سنجد، بلکه فقط از زاویه تعصبات شخصی نگاه می کند، نتیجه هم چیزی نیست، جز تبدیل تحلیل به تخیلی برای ارضای عقده های درونی. 🆔@world_order
به عنوان يک دانشجوی تاريخ اينجا لازم است با تأکيد اعلام کنم ايرانيان تهاجم به کشورشان را تنها تهاجمی نظامی به واقعيتی سياسی و يا جغرافيای سرزمينی نمی بينند. ايرانيان و همراه آنان همه کسانی که با تاریخ تمدن بشری آشنايند اين تهاجم را تهاجم به یکی از مهمترین تمدن های بشر و یکی از ملت‌های بزرگ تاريخی می دانند که هفت هزار سال سابقه تمدنی و دست کم سه هزار سال تاريخ مکتوب دارد. هرگونه تعرضی وجودی به سرزمين ايران تنها جغرافيای منطقه را تغيير نخواهد داد بلکه بر تمام اينک و آينده بشريت در منطقه و جهان و تعامل و درک تمدنی ملل تأثير خواهد گذاشت. ايرانيان اين لحظه را مهمترين لحظه تاريخ خود بعد از حمله اسکندر به ايران می دانند. امیدوارم کسانی که تصمیم‌گیر هستند درایت پیشه کنند. ايران تمام دنيای ايرانيان و ايران‌دوستان است... صلح و احترام به ايران را بر جنگ ترجيح دهيد! اين تهاجم وحشيانه را متوقف کنيد! ✍دکتر حسن انصاری 🆔@world_order
یکی از دوستان این پرسش را مطرح کرده بود که اگر تقریباً هیچ کشوری، جز چند قدرت بزرگ و هسته‌ای، توان بازدارندگی واقعی در برابر ایالات متحده را ندارد، پس چرا آمریکا به بیشتر آنها حمله نمی‌کند؟ پاسخ ایشان این بود که دلیل اصلی، «نرمال بودن» این کشورها، پذیرش نظم بین‌المللی و پرهیز از سیاست خارجی ستیزه‌جویانه است؛ در حالی که جمهوری اسلامی با اتخاذ سیاستی تقابلی، خود زمینه افزایش تنش و درگیری را فراهم کرده است. بر همین اساس، ایشان نتیجه می‌گرفت که مسئله اصلی، بازدارندگی نیست، بلکه نوع رفتار سیاست خارجی است. به گمان من، این تحلیل هرچند بخشی از واقعیت را توضیح می‌دهد، اما به دلیل نادیده گرفتن محیط امنیتی ایران، ساختار منطقه‌ای، تغییرات نظام بین‌الملل پس از جنگ سرد و رفتار سایر بازیگران، تصویری ناقص از مسئله ارائه می‌کند. پاسخ من به این پرسش از منظر نظریه‌های روابط بین‌الملل و تجربه تاریخی به شرح زیر است: به نظرم مشکل اصلی استدلال شما این است که سیاست خارجی ایران را در خلأ بررسی می‌کنید. گویی همه دولت‌ها در محیط امنیتی مشابهی قرار دارند و تنها تفاوتشان این است که برخی «نرمال» هستند و ایران ستیزه‌جوست. در حالی که در روابط بین‌الملل، رفتار امنیتی دولت‌ها فقط محصول ایدئولوژی یا شخصیت رهبران نیست، بلکه به موقعیت جغرافیایی، ساختار منطقه، توزیع قدرت، سابقه جنگ، حضور قدرت‌های خارجی و برداشت آنها از تهدید نیز بستگی دارد. ۱. محیط امنیتی ایران با بسیاری از کشورها قابل مقایسه نیست ایران در یکی از نظامی‌شده‌ترین و بی‌ثبات‌ترین محیط‌های امنیتی جهان قرار گرفته است. در چند دهه گذشته، در پیرامون ایران جنگ ایران و عراق، دو جنگ خلیج فارس، اشغال افغانستان، اشغال عراق، جنگ‌های سوریه، لبنان، یمن، غزه و گسترش پایگاه‌ها و نیروهای نظامی خارجی رخ داده است. بنابراین مقایسه ایران با کشوری مانند برزیل، اندونزی، آفریقای جنوبی یا حتی بسیاری از دولت‌های اروپایی از اساس ناقص است. ایران از جنوب با منطقه‌ای روبه‌روست که چندین دولت آن امنیت خود را از طریق مناسبات نظامی با آمریکا تأمین می‌کنند. در شرق آن، افغانستان و پاکستان قرار دارند؛ یکی گرفتار فروپاشی دولت و دیگری یک قدرت هسته‌ای با بی‌ثباتی داخلی. در غرب، عراق و ترکیه قرار گرفته‌اند و در فاصله‌ای نه‌چندان دور، اسرائیل به عنوان تنها قدرت هسته‌ای اعلام‌نشده منطقه حضور دارد. بنابراین، محیط امنیتی ایران را نمی‌توان تنها با ارجاع به رفتار جمهوری اسلامی توضیح داد. این سخن البته به معنای نادیده‌گرفتن نقش سیاست‌های جمهوری اسلامی نیست. برخی از سیاست‌های منطقه‌ای، برنامه هسته‌ای مبهم و استفاده از بازیگران مسلح غیردولتی به تشدید تهدیدها و تشکیل ائتلاف‌های ضدایرانی کمک کرده است. اما «محیط تهدید» صرفاً ساخته تهران نیست. بخشی از آن پیش از جمهوری اسلامی وجود داشته و بخش دیگری نیز محصول رفتار سایر دولت‌ها و مداخلات قدرت‌های بزرگ است. در اینجا مفهوم «معمای امنیتی» اهمیت پیدا می‌کند. ممکن است اقدامی که یک دولت دفاعی می‌داند، از دید دولت مقابل تهاجمی به نظر برسد. ایران می‌گوید موشک، نیروهای نیابتی و عمق منطقه‌ای برای جلوگیری از محاصره و حمله‌اند؛ همسایگان و اسرائیل آنها را برنامه‌ای برای سلطه منطقه‌ای می‌بینند. اسرائیل عملیات پیش‌دستانه و برتری نظامی خود را دفاعی معرفی می‌کند؛ ایران و بسیاری از بازیگران منطقه آن را تلاش برای تثبیت هژمونی اسرائیل تلقی می‌کنند. نتیجه، چرخه‌ای است که در آن افزایش امنیت یک طرف، ناامنی طرف دیگر را بیشتر می‌کند. ۲. «منطقه» صرفاً مجموعه‌ای از کشورهای هم‌جوار نیست در نظریه مجموعه‌های امنیتی منطقه‌ای، منطقه فضایی است که نگرانی‌های اصلی امنیتی دولت‌های آن چنان به یکدیگر پیوند خورده که امنیت هیچ‌یک را نمی‌توان جدا از دیگران تحلیل کرد. خاورمیانه نمونه روشن چنین مجموعه‌ای است: امنیت ایران به عراق، خلیج فارس، اسرائیل، لبنان، سوریه و افغانستان پیوند خورده و امنیت این دولت‌ها نیز از تحولات ایران اثر می‌پذیرد. از این منظر، ایران نمی‌تواند بگوید آنچه در لبنان، سوریه، عراق یا خلیج فارس رخ می‌دهد هیچ ارتباطی با امنیتش ندارد. اما همین منطق درباره اسرائیل، آمریکا و دولت‌های عربی نیز صادق است. هیچ‌یک نمی‌توانند مداخلات نظامی، پایگاه‌ها، ائتلاف‌ها و عملیات برون‌مرزی خود را کاملاً دفاعی بنامند و سپس فقط اقدامات ایران را مداخله‌جویانه تلقی کنند. مشکل خاورمیانه این است که فاقد یک معماری امنیتی فراگیر است. برخلاف اروپا، نهادی وجود ندارد که همه بازیگران اصلی، از ایران و دولت‌های عربی تا ترکیه و اسرائیل، در آن درباره کنترل تسلیحات، مرزها، حل بحران، عدم تجاوز و تضمین‌های امنیتی مذاکره کنند.
ترتیبات موجود عمدتاً انحصاری‌اند: آمریکا و متحدانش در یک طرف، ایران و شبکه شرکای منطقه‌ای آن در طرف دیگر، و برخی دولت‌های موازنه‌گر در میان آنها. نظم قدیمی منطقه فرسوده شده، بی‌آنکه نظم فراگیر و باثباتی جایگزین آن شده باشد. از همین رو، «نرمال‌شدن» ایران در معنای کاهش خصومت و پذیرش قواعد دیپلماتیک ضروری است، اما کافی نیست. ایران نمی‌تواند به تنهایی نرمال شود، در حالی که ساختار منطقه همچنان بر حملات پیشگیرانه، تغییر رژیم، اشغال، جنگ نیابتی، تحریم فراسرزمینی و برتری نظامی یک‌جانبه استوار باشد. نرمال‌سازی باید متقابل و نهادی باشد، نه به معنای خلع قدرت یک طرف و حفظ آزادی عمل کامل طرف دیگر. ۳. اسرائیل را نمی‌توان صرفاً یک قدرت حافظ وضع موجود دانست در این بحث، باید درباره مفهوم «قدرت تجدیدنظرطلب» دقیق بود. قدرت تجدیدنظرطلب لزوماً دولتی نیست که بخواهد کل نظام جهانی را نابود کند. دولتی است که از توزیع موجود قدرت، مرزها، قواعد یا محدودیت‌های حاکم ناراضی است و می‌کوشد آنها را به سود خود تغییر دهد. از این منظر، جمهوری اسلامی در حوزه‌هایی تجدیدنظرطلب بوده است. این حکومت مشروعیت اسرائیل و حضور آمریکا در منطقه را به چالش کشیده، خواهان تغییر نظم امنیتی خلیج فارس شده و از شبکه‌ای از بازیگران مسلح برای تغییر موازنه منطقه‌ای استفاده کرده است. اما اسرائیل را نیز نمی‌توان همیشه و در همه حوزه‌ها یک بازیگر صرفاً حافظ وضع موجود معرفی کرد. گسترش شهرک‌ها در اراضی اشغالی، تلاش برای تغییر واقعیت‌های ارضی، استفاده مکرر از نیروی نظامی در خارج از مرزها، ترورهای فرامرزی، دکترین حملات پیشگیرانه و کوشش برای بازسازی نظم منطقه‌ای بر پایه برتری نظامی اسرائیل، دارای عناصر آشکار تجدیدنظرطلبانه‌اند. راهبرد اسرائیل در سال‌های اخیر از حفظ صرف وضع موجود به سوی بازطراحی فعال محیط منطقه‌ای حرکت کرده است. پیمان‌های عادی‌سازی نیز فقط پروژه‌های صلح نبودند. آنها هم‌زمان بخشی از تلاش برای شکل‌دادن به یک معماری امنیتی جدید بر محور آمریکا، اسرائیل و برخی دولت‌های عربی و با هدف موازنه ایران بودند. بنابراین، اگر تنها ایران را تجدیدنظرطلب بدانیم و اقدامات اسرائیل را واکنش‌های دفاعی بنامیم، از تحلیل علمی فاصله می‌گیریم. هر دو دولت در حوزه‌هایی به دنبال تغییر نظم منطقه‌ای بوده‌اند، هرچند اهداف، ابزارها، توانایی‌ها و حمایت بین‌المللی آنها یکسان نیست. ایران عمدتاً از موشک، نیروهای هم‌پیمان و جنگ نامتقارن بهره برده است؛ اسرائیل از برتری هوایی، اطلاعاتی، هسته‌ای، فناوری و حمایت آمریکا استفاده کرده است. ۴. تغییر معماری قدرت پس از جنگ سرد بدون فهم پایان جنگ سرد، رفتار ایران، اسرائیل و آمریکا قابل توضیح نیست. در دوران جنگ سرد، خاورمیانه درون رقابت دو ابرقدرت قرار داشت. ایالات متحده و اتحاد شوروی هر دو متحدانی داشتند و تا حدی یکدیگر را محدود می‌کردند. پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، آمریکا به قدرت مسلط خارجی در منطقه تبدیل شد. جنگ خلیج فارس، گسترش حضور نظامی آمریکا، سیاست مهار هم‌زمان ایران و عراق، سپس حمله به افغانستان و عراق، توازن منطقه‌ای را عمیقاً تغییر داد. دو رقیب مهم ایران، یعنی طالبان و صدام حسین، به دست آمریکا سرنگون شدند، اما در همان حال نیروهای آمریکایی در شرق، غرب و جنوب ایران مستقر شدند. این تحول برای ایران هم فرصت ایجاد کرد و هم احساس محاصره. اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ ساختار قدرت را بیش از پیش دگرگون کرد. نابودی دولت بعثی ناخواسته میدان نفوذ ایران را گسترش داد، اما فروپاشی دولت عراق، جنگ داخلی، ظهور داعش و حضور طولانی آمریکا منطقه را نظامی‌تر کرد. به همین دلیل، گسترش نفوذ ایران را نمی‌توان فقط نتیجه طرح از پیش تعیین‌شده تهران دانست؛ بخشی از آن پیامد خلأهای قدرتی بود که در نتیجه مداخلات آمریکا به وجود آمد. در ادامه، خیزش‌های عربی و فروپاشی یا تضعیف دولت‌ها در سوریه، لیبی، یمن و عراق رقابت را از سطح دولت‌ها به درون جوامع منتقل کرد. ایران، اسرائیل، عربستان، ترکیه، امارات، قطر، آمریکا و روسیه هر یک در بخش‌هایی از این فضای جدید مداخله کردند. در نتیجه، مرز میان جنگ داخلی، جنگ نیابتی و رقابت بین‌دولتی از بین رفت. از سوی دیگر، کاهش نسبی تمرکز آمریکا بر منطقه، بازگشت روسیه، افزایش نقش چین، توافق‌های ابراهیم و نزدیکی امنیتی اسرائیل با برخی دولت‌های عربی به پیدایش معماری چندلایه‌تری منجر شد. این نظم نه کاملاً تک‌قطبی است، نه دارای موازنه‌ای باثبات و نه متکی بر نهادهای منطقه‌ای فراگیر. همین وضعیت گذار، احتمال محاسبه غلط و جنگ را افزایش داده است. ۵. چرا برخی کشورهای ضعیف‌تر مورد حمله قرار نمی‌گیرند؟ پاسخ این نیست که همه آنها صرفاً «نرمال» هستند. امنیت آنها از ترکیب متفاوتی از عوامل حاصل می‌شود:
برخی عضو ائتلاف‌های نظامی‌اند؛ برخی میزبان پایگاه‌های آمریکا هستند؛ برخی تهدیدی برای منافع اصلی آمریکا محسوب نمی‌شوند؛ برخی از اهمیت ژئوپلیتیک محدودی برخوردارند؛ برخی روابط اقتصادی عمیقی با قدرت‌های بزرگ دارند؛ و حمله به برخی دیگر ممکن است هزینه‌ای بیش از فایده آن داشته باشد. نرمال‌بودن می‌تواند احتمال جنگ را کاهش دهد، اما علت کافی برای صلح نیست. عراق در دهه ۱۹۸۰، هنگام جنگ با ایران، از حمایت یا همراهی بسیاری از قدرت‌های خارجی برخوردار بود، اما بعدها هدف حمله قرار گرفت. لیبی پس از کنارگذاشتن برنامه‌های تسلیحاتی و بهبود مناسبات با غرب، نهایتاً از مداخله نظامی مصون نماند. در مقابل، کره شمالی با وجود رفتار به‌شدت تقابلی و غیرنرمال، به دلیل توان هسته‌ای و هزینه غیرقابل پیش‌بینی جنگ مورد حمله گسترده قرار نگرفته است. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که نه «نرمال‌بودن» به تنهایی امنیت می‌آورد و نه «ستیزه‌جویی» به طور خودکار باعث جنگ می‌شود. دولت‌ها زمانی حمله می‌کنند که هم انگیزه داشته باشند و هم تصور کنند هزینه قابل تحمل و احتمال موفقیت بالاست. بنابراین، دیپلماسی باید انگیزه حمله را کاهش دهد و بازدارندگی باید هزینه آن را بالا ببرد. این دو جایگزین یکدیگر نیستند. ۶. مسئولیت جمهوری اسلامی و مسئولیت مهاجم پذیرفتن محیط امنیتی ایران نباید به معنای نادیده‌گرفتن مسئولیت سیاست‌گذاران ایرانی باشد. برخی انتخاب‌های تهران در تولید بی‌اعتمادی، تشدید رقابت منطقه‌ای و محدودکردن ظرفیت دیپلماسی مؤثر بوده‌اند. اما از این مسئولیت نمی‌توان نتیجه گرفت که هر حمله‌ای علیه ایران صرفاً پیامد طبیعی رفتار حکومت ایران است. این استدلال اراده و مسئولیت تصمیم‌گیرنده مهاجم را حذف می‌کند. در روابط بین‌الملل، ساختار فرصت‌ها و تهدیدها را شکل می‌دهد، اما دولت‌ها همچنان انتخاب می‌کنند. اسرائیل یا آمریکا می‌توانند میان مذاکره، مهار، تحریم، عملیات محدود و جنگ گسترده انتخاب کنند. انتخاب حمله، مسئولیت مستقل سیاسی و حقوقی ایجاد می‌کند. من نمی‌گویم جمهوری اسلامی هیچ نقشی در وضعیت کنونی ندارد. بخشی از سیاست خارجی آن در تولید بحران امنیتی ایران مؤثر بوده است. اما تقلیل تمام تحولات به «ستیزه‌جویی ایران» نیز تحلیلی تک‌علتی و غیرتاریخی است. محیط امنیتی ایران را جنگ‌های پی‌درپی، حضور قدرت‌های خارجی، رقابت‌های منطقه‌ای و فقدان معماری امنیتی فراگیر شکل داده است. منطقه یک نظام به‌هم‌پیوسته است و رفتار هیچ بازیگری را نمی‌توان جدا از دیگران فهمید. جمهوری اسلامی یک بازیگر تجدیدنظرطلب بوده است، اما اسرائیل نیز در سال‌های اخیر در پی تغییر مرزها، قواعد و توازن منطقه‌ای به سود خود بوده است. پس از جنگ سرد نیز برتری آمریکا، نابودی عراق، فروپاشی دولت‌ها و شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید، ساختار قدرت را دگرگون کرده است. راه‌حل ایران نه ادامه تقابل دائمی است و نه خلع قدرت و امید بستن به حسن نیت نظم جهانی. ایران به سیاست خارجی عادی، دولت توسعه‌گرا، تنش‌زدایی، روابط متوازن با همسایگان، بازدارندگی دفاعی معتبر و ایجاد یک معماری امنیتی فراگیر نیاز دارد. صلح پایدار زمانی حاصل می‌شود که انگیزه حمله از طریق بازدارندگی اتمی به همراه دیپلماسی کاهش یابد، امکان موفقیت حمله از طریق دفاع محدود شود و قواعد مشترک منطقه‌ای آزادی عمل همه بازیگران، نه فقط ایران، را مهار کند. ✍حسین قتیب
"با صدور فتوای جنگ و جهاد از سوی علما علیه روسیه، مجلسی در سلطانیه برگزار شد و همگان در حضور فتحعلی‌شاه، حضور یافتند. جیره‌خواران با شعار و احساسات ریاکارانه؛ فضای مجلس را در دست گرفته، اصرار به جنگ داشتند. در این هنگام، فتحعلی‌شاه رو به قائم‌مقام کرد و پرسید نظر شما چیست؟ قائم‌مقام دیدگاه خود را با پرسشی مطرح کرد و از شاه پرسید عایدی و مالیات شما چقدر است؟ فتحعلی‌شاه جواب داد سالیانه شش کرور مالیات دریافت می‌کنیم. قائم‌مقام سپس ادامه داد مالیات روسیه چقدر است؟ فتحعلی‌شاه گفت شنیده‌ایم روسیه سالانه ششصد کرور مالیات دریافت می‌کند. قائم‌مقام گفت عقل حکم می‌کند کسی که شش کرور دارد با کسی که ششصد کرور دارد، درنیاویزد.. در همین جلسه، جیره‌خواران و مزدوران شاه و دربار با هتاکی قائم‌مقام را مورد شماتت قرار دادند که او به شاه توهین کرده و فردای همانروز حکم تکفیر قائم‌مقام در تبریز پخش شد و به خانه او حمله و آن را غارت کردند و او به مشهد تبعید شد و.. دور دوم جنگهای ایران و روسیه شروع و به شکست و خفت و خواری مملکت ختم شد" (حماسه کویر - محمدابراهیم باستانی پاریزی) پ.ن: بارها و بارها در این صفحه اشاره شده است، آنکه امروز فرماندهان نظامی را به واسطه مذاکره مسخره می‌کند یا به آنها متلک می‌گوید یا آنها را کودن و ساده‌لوح معرفی می‌کند، خود اگر خائن و جاسوس رسانه‌ای دشمن نباشد، هیچ بویی از شرافت نبرده است. این جماعت همیشه و از همه طلب‌کار عمدتاً افراد بی‌شرف و دلال‌مسلک و نان به نرخ‌روزخوری هستند که حالا دایه مهربان‌تر از مادر شده و فریاد می‌زنند که آی فلانی و فلانی ننگت باید که رهبرتان را آمریکا ترور کرد و شما با او پای میز مذاکره رفتید. جماعتی که حالا به سردار قاآنی و مجید موسوی و حاتمی و عبدالهی و دیگرانی که عمرشان را در جنگ سپری کرده‌اند متلک می‌گوید. به خاطر داشته باشیم هیچکس به اندازه فرماندهان ارتش و سپاه از ترور رهبر و همرزمان خود غمگین و عصبی نیست و هیچکس به اندازه آنان فکر انتقام را در سر ندارد، اما او بهتر از همه ما به وضعیت میدان و شرایط اقتصادی و میزان تجهیزات نظامی خودی و دشمن اشراف دارد. به خاطر داشته باشیم رهبری هم پس از ترور سردار سلیمانی که شاید نزدیکترین فرد به ایشان در میان تمام نیروهای سیاسی و نطامی بود از انتقام سخت سخن گفت اما انتقام را در یک استراژی کلان برای بیرون راندن آمریکا از منطقه تعریف کرد. به خاطر داشته باشیم همسو با جماعتی که چیزی جز غر زدن بلد نیست و کاری جز هزینه‌تراشی و بالا بردن انتظارات جامعه از قوای نظامی کشور دارد، نباشیم. 👈 در نهایت اینکه وظیفه ما در این شرایط به عنوان تحلیلگر و شهروند و هر کسی که دغدغه این مملکت و کشور را دارد، حمایت بی‌چون و چرا از تصمیمات فرماندهی کل قوا و سایر فرماندهان ارشد نظامی است. 🆔@world_order
هدایت شده از اتاق جنگ
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حماسه مردم در تشییع پیکر رهبر انقلاب بیژن عبدالکریمی: «آیت‌الله خامنه‌ای فرزند بزرگ خرد ایرانی، مظهر خودآگاهی ملی و تربیت شده مکتب اسلام بود.» برای تماشای گفت‌وگوهای بیشتر، کانال «اتاق جنگ» را دنبال کنید: @otaqejangmedia 📺 مشاهده «گفت‌وگو با بیژن عبدالکریمی» در آپارات اتاق جنگ
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
افشاگری اسکای‌نیوز درباره جنایت میناب؛ ترامپ چه چیزی را انکار می‌کند؟ 🔵«مارک استون» خبرنگار اسکای نیوز در واشنگتن: ارتش و دولت آمریکا تاکنون از توضیح آنچه در میناب رخ داد، خودداری کرده‌اند. 🔵ترامپ هم به کل موضوع را انکار کرده، تردید افکنده و تلاش کرده مسئولیت را از دوش آمریکا بردارد. ترامپ گفته این کار توسط ایران انجام شده است! 🔵یک منبع در داخل ارتش به من گفته که هرچه رئیس‌جمهور بیشتر چنین اظهاراتی مطرح کند، احتمال آشکار شدن حقیقت کمتر می‌شود. 🔵تحقیقات داخلی ارتش آمریکا به پایان رسیده و وارد مرحله‌ای شده که از آن با عنوان «مرحله بازبینی» یاد می‌شود؛ مرحله‌ای که پیش از نهایی شدن گزارش انجام می‌شود. 🔵یک منبع نظامی که این گزارش را دیده، به من گفته است که نتیجه اولیه کاملاً روشن است: خطای انسانی. 🔵بر اساس اطلاعات منابع ما، علت این فاجعه مجموعه‌ای از عوامل بوده است؛ از جمله ضعف در اطلاعات انسانی، اطلاعات هدف‌گیری قدیمی‌و فرضیات نادرستی که توسط نهادهای مختلف دولت آمریکا اتخاذ شده بود. 🔵یک منبع آگاه در ارتش می‌گوید: ارتش خواهان شفافیت کامل است. آنها می‌خواهند وقتی اشتباهی رخ می‌دهد، روند رسمی و شناخته‌شده رسیدگی به آن طی شود. اما انکارهای رئیس‌جمهور، آن‌طور که به من گفته شده، در حال تضعیف همین روند است. 🆔@world_order
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
آغاز جنگ تمام‌عیار؛ آمادگی کامل، ضربات کوبنده و تولد نظمی جدید در منطقه ✍🏻 مهدی محمدی جنگ دوباره آغاز شد. ما مجدداً وارد یک درگیری تمام‌عیار شده‌ایم؛ جنگی که مدتها منتظرش بودیم و خود را برای آن مهیا کرده‌ایم. مردم ایران مطلقاً نگران نباشند. هیچ غافلگیری‌ای در کار نیست. نظام و نیروهای مسلح ما با آمادگی کامل، حجم قابل توجهی از تسلیحات و طراحی‌های عملیاتی نوین، آماده رویارویی با این مرحله جدید هستند. فرزندان شما در نیروهای مسلح، چونان قهرمانان افسانه‌ای تاریخ این سرزمین، خواهند جنگید و دشمن بار دیگر به خاک سیاه مذلت خواهد نشست. این بار، پشیمانی ممکن است دیگر سودی برایش نداشته باشد. 🔹نکته کانونی تاکتیکی: سرعت تحولات علت سرعت بالا آن است که هر دو طرف تلاش می‌کنند جنگ را از نقطه‌ای آغاز کنند که دفعه قبل به پایان رسانده بودند. دشمن فاقد ایده‌های عملیاتی خلاقانه است و همان روش های سابق را تکرار می‌کند. ما از برنامه‌هایشان مطلع بودیم و جلوتر از آنها آماده شدیم. عملیات‌های دشمن، پر سر و صدا اما بی‌کیفیت خواهد بود. نیروهای مسلح ما با تکیه بر تجربه عملیاتی بی‌سابقه، قدم‌های مفصلی رو به جلو برداشته و طرح‌ریزی‌های خود را به‌طور کامل بازنگری کرده‌اند. 🔹مصداق عینی استیصال دشمن (تأسیسات کوه کلنگ) ترامپ همین چند ساعت پیش از حمله به تأسیسات "کوه کلنگ" در نطنز سخن گفته است. همان‌گونه که ریچارد نفیو اشاره کرد، این اظهارات یعنی گزینه‌های ترامپ به پایان رسیده و او به سمت عملیاتی سوق یافته که خود آمریکایی‌ها پیشاپیش آن را شکست‌خورده می‌دانند. اسناد سنتکام نشان می‌دهد حمله به چنین تأسیساتی که مستحکم‌ترین تأسیسات هسته‌ای جهان است، به هیچ هدفی دست نخواهد یافت. تأکید می‌کنم: اگر تأسیسات کوه کلنگ مورد حمله قرار گیرد، کل منطقه تبدیل به جهنمی بر سر آمریکا خواهد شد. 🔹اهداف سه‌گانه دشمن در این مرحله: ۱. تغییر موضع کرانه‌ای ایران در تنگه هرمز و مذاکرات هسته‌ای (که قطعاً موفق نخواهند شد). ۲. ترکیب عملیات نظامی با ناآرامی داخلی (همان راهبردی که در جنگ‌های قبلی با سیلی ملت ایران مواجه شد). ۳. گره زدن همه چیز به انتخابات کنگره؛ اما نقطه ثقل اصلی جنگ پس از انتخابات کنگره خواهد بود. 🔻گزارش میدانی از هفت محور جبهه: ۱. بسته شدن تنگه هرمز: تنگه هرمز اکنون از تمامی مسیرها کاملاً بسته است. این اتفاق در پایین‌ترین سطح ذخایر انرژی آمریکا و وخیم‌ترین وضعیت تورمی رخ داد. بازار انرژی دچار غافلگیری غیرمنتظره از جانب ایران شد. نرخ جهش قیمت نفت و بنزین، تصاعدی و با شیب نمایی رشد خواهد کرد. ۲. محاصره دریایی جدید: ترامپ تلاش کرد با عوارض بیست درصدی محاصره را برگرداند، اما به دست خود کل دنیا را محاصره کرد. ما این بار بر نقاط استقرار شناورهای دشمن اشراف کامل داریم و پاسخ کاملاً نا‌متقارن تدارک دیده‌ایم. اگر نفتی صادر نشود، هیچ کس دیگری هم نخواهد توانست. ۳. شکست عملیات دشمن در جنوب: حملات دشمن در سواحل جنوبی کاملاً شکست خورده و به افتضاحی تمام‌عیار تبدیل شده است. در سه ساعت گذشته، چندین شناور متخلف مورد اصابت قرار گرفته‌اند. ارتش آمریکا در میانه یک فاجعه عملیاتی قرار دارد. احتمال حمله به شهرهای بزرگ و حتی ورود زمینی احمقانه (مثل جزیره خارک) وجود دارد که در آن صورت ویتنام در برابر تلفاتشان هیچ خواهد بود. ۴. قدرت تهاجمی و هوشمندی ایران: تاکنون بیش از ۲۰۰ اصابت به اهدافی در حدود هفت کشور داشته‌ایم. هیچ نشانی از پدافند مؤثر دشمن نمی‌بینیم. ما آموخته‌ایم چگونه پدافند موشکی و پهپادی را بی‌اثر کنیم. دنیا باید بیاید سر کلاس درس نیروی هوافضا و دریایی ما بنشیند. ۵. یمن جدید: این بار از همان لحظه اول، جنگ را منطقه‌ای کردیم. یمن هم در جنگ زمینی و هم موشکی دشمن را غافلگیر کرده است. اگر سعودی اقدامی علیه ایران بکند، مستقیماً هدف قرار خواهد گرفت. رویارویی زمینی یمن با عربستان و امارات، بزرگ‌ترین کابوس آنهاست. ۶. آتش افروزی در دریای سرخ: بستن تنگه هرمز به‌سرعت به باب‌المندب و ینبع سرایت خواهد کرد. کانال سوئز نا‌امن و خط لوله‌ها هدف خواهند خورد. این گوشه‌ای از طرح‌ریزی ذهن خلاق ایرانی است. ۷. جبهه داخلی: رژیم صهیونیستی مأموریت خود را بر عملیات ترور و ایجاد آشوب مسلحانه در مرز و عمق ایران متمرکز کرده است. احتمال وقوع چنین حوادثی در ساعات آینده وجود دارد. 🔹چشم‌انداز راهبردی: یکم. جنگ تشدید خواهد شد. ترامپ جز دست زدن به گزینه‌های احمقانه گزینه‌ای ندارد. تنگه هرمز باز نخواهد شد و ما تا نابودی سیاسی ترامپ پیش خواهیم رفت. دوم. ما گزینه‌های بسیار زیادی داریم که هنوز به سمتشان نرفته‌ایم (حوزه هسته‌ای، زیرساخت‌های آمریکا، برق، گاز، آب و شیرین‌کننده‌ها)، در حالی که آمریکایی‌ها تمام گزینه‌های خود را مصرف کرده‌اند. @mohammadi61
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
سوم. دشمن در توهم تغییر محاسبات ماست، غافل از اینکه محاسبات ما پخته‌تر و رادیکال‌تر از آن است که متزلزل شود. اگر به سراغ برنامه هسته‌ای بیایند، با یک برنامه هسته‌ای جدید و دوران کاملاً تازه در ایران مواجه خواهند شد. چهارم. همزمان، شاهد شکل‌گیری یک نبرد جهانی هستیم (اوکراین و تایوان). خیال ترامپ مبنی بر جنگ دو تا سه هفته‌ای، عملاً غیرممکن است. 🔸جمع‌بندی نهایی: خروجی این جنگ، فقط شکل‌گیری یک نظم جدید منطقه‌ای نیست؛ این بار شاهد تولد یک ایران جدید خواهیم بود که ارکان بازدارندگی خود را با کمک شرکای بین‌المللی‌اش باز‌تعریف کرده است. اگر آمریکایی‌ها ذره‌ای عقل داشتند، باید پیش از قدم اول به قدم آخر می‌اندیشیدند. من چنین خردمندی را در آمریکا نمی‌بینم، اما این همان چیزی است که با آن مواجه خواهند شد. @mohammadi61