ترتیبات موجود عمدتاً انحصاریاند: آمریکا و متحدانش در یک طرف، ایران و شبکه شرکای منطقهای آن در طرف دیگر، و برخی دولتهای موازنهگر در میان آنها. نظم قدیمی منطقه فرسوده شده، بیآنکه نظم فراگیر و باثباتی جایگزین آن شده باشد.
از همین رو، «نرمالشدن» ایران در معنای کاهش خصومت و پذیرش قواعد دیپلماتیک ضروری است، اما کافی نیست. ایران نمیتواند به تنهایی نرمال شود، در حالی که ساختار منطقه همچنان بر حملات پیشگیرانه، تغییر رژیم، اشغال، جنگ نیابتی، تحریم فراسرزمینی و برتری نظامی یکجانبه استوار باشد. نرمالسازی باید متقابل و نهادی باشد، نه به معنای خلع قدرت یک طرف و حفظ آزادی عمل کامل طرف دیگر.
۳. اسرائیل را نمیتوان صرفاً یک قدرت حافظ وضع موجود دانست
در این بحث، باید درباره مفهوم «قدرت تجدیدنظرطلب» دقیق بود. قدرت تجدیدنظرطلب لزوماً دولتی نیست که بخواهد کل نظام جهانی را نابود کند. دولتی است که از توزیع موجود قدرت، مرزها، قواعد یا محدودیتهای حاکم ناراضی است و میکوشد آنها را به سود خود تغییر دهد.
از این منظر، جمهوری اسلامی در حوزههایی تجدیدنظرطلب بوده است. این حکومت مشروعیت اسرائیل و حضور آمریکا در منطقه را به چالش کشیده، خواهان تغییر نظم امنیتی خلیج فارس شده و از شبکهای از بازیگران مسلح برای تغییر موازنه منطقهای استفاده کرده است.
اما اسرائیل را نیز نمیتوان همیشه و در همه حوزهها یک بازیگر صرفاً حافظ وضع موجود معرفی کرد. گسترش شهرکها در اراضی اشغالی، تلاش برای تغییر واقعیتهای ارضی، استفاده مکرر از نیروی نظامی در خارج از مرزها، ترورهای فرامرزی، دکترین حملات پیشگیرانه و کوشش برای بازسازی نظم منطقهای بر پایه برتری نظامی اسرائیل، دارای عناصر آشکار تجدیدنظرطلبانهاند.
راهبرد اسرائیل در سالهای اخیر از حفظ صرف وضع موجود به سوی بازطراحی فعال محیط منطقهای حرکت کرده است. پیمانهای عادیسازی نیز فقط پروژههای صلح نبودند. آنها همزمان بخشی از تلاش برای شکلدادن به یک معماری امنیتی جدید بر محور آمریکا، اسرائیل و برخی دولتهای عربی و با هدف موازنه ایران بودند.
بنابراین، اگر تنها ایران را تجدیدنظرطلب بدانیم و اقدامات اسرائیل را واکنشهای دفاعی بنامیم، از تحلیل علمی فاصله میگیریم. هر دو دولت در حوزههایی به دنبال تغییر نظم منطقهای بودهاند، هرچند اهداف، ابزارها، تواناییها و حمایت بینالمللی آنها یکسان نیست. ایران عمدتاً از موشک، نیروهای همپیمان و جنگ نامتقارن بهره برده است؛ اسرائیل از برتری هوایی، اطلاعاتی، هستهای، فناوری و حمایت آمریکا استفاده کرده است.
۴. تغییر معماری قدرت پس از جنگ سرد
بدون فهم پایان جنگ سرد، رفتار ایران، اسرائیل و آمریکا قابل توضیح نیست. در دوران جنگ سرد، خاورمیانه درون رقابت دو ابرقدرت قرار داشت. ایالات متحده و اتحاد شوروی هر دو متحدانی داشتند و تا حدی یکدیگر را محدود میکردند. پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، آمریکا به قدرت مسلط خارجی در منطقه تبدیل شد.
جنگ خلیج فارس، گسترش حضور نظامی آمریکا، سیاست مهار همزمان ایران و عراق، سپس حمله به افغانستان و عراق، توازن منطقهای را عمیقاً تغییر داد. دو رقیب مهم ایران، یعنی طالبان و صدام حسین، به دست آمریکا سرنگون شدند، اما در همان حال نیروهای آمریکایی در شرق، غرب و جنوب ایران مستقر شدند. این تحول برای ایران هم فرصت ایجاد کرد و هم احساس محاصره.
اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ ساختار قدرت را بیش از پیش دگرگون کرد. نابودی دولت بعثی ناخواسته میدان نفوذ ایران را گسترش داد، اما فروپاشی دولت عراق، جنگ داخلی، ظهور داعش و حضور طولانی آمریکا منطقه را نظامیتر کرد. به همین دلیل، گسترش نفوذ ایران را نمیتوان فقط نتیجه طرح از پیش تعیینشده تهران دانست؛ بخشی از آن پیامد خلأهای قدرتی بود که در نتیجه مداخلات آمریکا به وجود آمد.
در ادامه، خیزشهای عربی و فروپاشی یا تضعیف دولتها در سوریه، لیبی، یمن و عراق رقابت را از سطح دولتها به درون جوامع منتقل کرد. ایران، اسرائیل، عربستان، ترکیه، امارات، قطر، آمریکا و روسیه هر یک در بخشهایی از این فضای جدید مداخله کردند. در نتیجه، مرز میان جنگ داخلی، جنگ نیابتی و رقابت بیندولتی از بین رفت.
از سوی دیگر، کاهش نسبی تمرکز آمریکا بر منطقه، بازگشت روسیه، افزایش نقش چین، توافقهای ابراهیم و نزدیکی امنیتی اسرائیل با برخی دولتهای عربی به پیدایش معماری چندلایهتری منجر شد. این نظم نه کاملاً تکقطبی است، نه دارای موازنهای باثبات و نه متکی بر نهادهای منطقهای فراگیر. همین وضعیت گذار، احتمال محاسبه غلط و جنگ را افزایش داده است.
۵. چرا برخی کشورهای ضعیفتر مورد حمله قرار نمیگیرند؟
پاسخ این نیست که همه آنها صرفاً «نرمال» هستند. امنیت آنها از ترکیب متفاوتی از عوامل حاصل میشود:
برخی عضو ائتلافهای نظامیاند؛ برخی میزبان پایگاههای آمریکا هستند؛ برخی تهدیدی برای منافع اصلی آمریکا محسوب نمیشوند؛ برخی از اهمیت ژئوپلیتیک محدودی برخوردارند؛ برخی روابط اقتصادی عمیقی با قدرتهای بزرگ دارند؛ و حمله به برخی دیگر ممکن است هزینهای بیش از فایده آن داشته باشد.
نرمالبودن میتواند احتمال جنگ را کاهش دهد، اما علت کافی برای صلح نیست. عراق در دهه ۱۹۸۰، هنگام جنگ با ایران، از حمایت یا همراهی بسیاری از قدرتهای خارجی برخوردار بود، اما بعدها هدف حمله قرار گرفت. لیبی پس از کنارگذاشتن برنامههای تسلیحاتی و بهبود مناسبات با غرب، نهایتاً از مداخله نظامی مصون نماند. در مقابل، کره شمالی با وجود رفتار بهشدت تقابلی و غیرنرمال، به دلیل توان هستهای و هزینه غیرقابل پیشبینی جنگ مورد حمله گسترده قرار نگرفته است.
این نمونهها نشان میدهند که نه «نرمالبودن» به تنهایی امنیت میآورد و نه «ستیزهجویی» به طور خودکار باعث جنگ میشود.
دولتها زمانی حمله میکنند که هم انگیزه داشته باشند و هم تصور کنند هزینه قابل تحمل و احتمال موفقیت بالاست. بنابراین، دیپلماسی باید انگیزه حمله را کاهش دهد و بازدارندگی باید هزینه آن را بالا ببرد. این دو جایگزین یکدیگر نیستند.
۶. مسئولیت جمهوری اسلامی و مسئولیت مهاجم
پذیرفتن محیط امنیتی ایران نباید به معنای نادیدهگرفتن مسئولیت سیاستگذاران ایرانی باشد. برخی انتخابهای تهران در تولید بیاعتمادی، تشدید رقابت منطقهای و محدودکردن ظرفیت دیپلماسی مؤثر بودهاند.
اما از این مسئولیت نمیتوان نتیجه گرفت که هر حملهای علیه ایران صرفاً پیامد طبیعی رفتار حکومت ایران است. این استدلال اراده و مسئولیت تصمیمگیرنده مهاجم را حذف میکند. در روابط بینالملل، ساختار فرصتها و تهدیدها را شکل میدهد، اما دولتها همچنان انتخاب میکنند. اسرائیل یا آمریکا میتوانند میان مذاکره، مهار، تحریم، عملیات محدود و جنگ گسترده انتخاب کنند. انتخاب حمله، مسئولیت مستقل سیاسی و حقوقی ایجاد میکند.
من نمیگویم جمهوری اسلامی هیچ نقشی در وضعیت کنونی ندارد. بخشی از سیاست خارجی آن در تولید بحران امنیتی ایران مؤثر بوده است. اما تقلیل تمام تحولات به «ستیزهجویی ایران» نیز تحلیلی تکعلتی و غیرتاریخی است.
محیط امنیتی ایران را جنگهای پیدرپی، حضور قدرتهای خارجی، رقابتهای منطقهای و فقدان معماری امنیتی فراگیر شکل داده است. منطقه یک نظام بههمپیوسته است و رفتار هیچ بازیگری را نمیتوان جدا از دیگران فهمید. جمهوری اسلامی یک بازیگر تجدیدنظرطلب بوده است، اما اسرائیل نیز در سالهای اخیر در پی تغییر مرزها، قواعد و توازن منطقهای به سود خود بوده است. پس از جنگ سرد نیز برتری آمریکا، نابودی عراق، فروپاشی دولتها و شکلگیری ائتلافهای جدید، ساختار قدرت را دگرگون کرده است.
راهحل ایران نه ادامه تقابل دائمی است و نه خلع قدرت و امید بستن به حسن نیت نظم جهانی. ایران به سیاست خارجی عادی، دولت توسعهگرا، تنشزدایی، روابط متوازن با همسایگان، بازدارندگی دفاعی معتبر و ایجاد یک معماری امنیتی فراگیر نیاز دارد.
صلح پایدار زمانی حاصل میشود که انگیزه حمله از طریق بازدارندگی اتمی به همراه دیپلماسی کاهش یابد، امکان موفقیت حمله از طریق دفاع محدود شود و قواعد مشترک منطقهای آزادی عمل همه بازیگران، نه فقط ایران، را مهار کند.
✍حسین قتیب
"با صدور فتوای جنگ و جهاد از سوی علما علیه روسیه، مجلسی در سلطانیه برگزار شد و همگان در حضور فتحعلیشاه، حضور یافتند.
جیرهخواران با شعار و احساسات ریاکارانه؛ فضای مجلس را در دست گرفته، اصرار به جنگ داشتند.
در این هنگام، فتحعلیشاه رو به قائممقام کرد و پرسید نظر شما چیست؟
قائممقام دیدگاه خود را با پرسشی مطرح کرد و از شاه پرسید عایدی و مالیات شما چقدر است؟
فتحعلیشاه جواب داد سالیانه شش کرور مالیات دریافت میکنیم.
قائممقام سپس ادامه داد مالیات روسیه چقدر است؟
فتحعلیشاه گفت شنیدهایم روسیه سالانه ششصد کرور مالیات دریافت میکند.
قائممقام گفت عقل حکم میکند کسی که شش کرور دارد با کسی که ششصد کرور دارد، درنیاویزد..
در همین جلسه، جیرهخواران و مزدوران شاه و دربار با هتاکی قائممقام را مورد شماتت قرار دادند که او به شاه توهین کرده و فردای همانروز حکم تکفیر قائممقام در تبریز پخش شد و به خانه او حمله و آن را غارت کردند و او به مشهد تبعید شد و..
دور دوم جنگهای ایران و روسیه شروع و به شکست و خفت و خواری مملکت ختم شد"
(حماسه کویر - محمدابراهیم باستانی پاریزی)
پ.ن:
بارها و بارها در این صفحه اشاره شده است، آنکه امروز فرماندهان نظامی را به واسطه مذاکره مسخره میکند یا به آنها متلک میگوید یا آنها را کودن و سادهلوح معرفی میکند، خود اگر خائن و جاسوس رسانهای دشمن نباشد، هیچ بویی از شرافت نبرده است.
این جماعت همیشه و از همه طلبکار عمدتاً افراد بیشرف و دلالمسلک و نان به نرخروزخوری هستند که حالا دایه مهربانتر از مادر شده و فریاد میزنند که آی فلانی و فلانی ننگت باید که رهبرتان را آمریکا ترور کرد و شما با او پای میز مذاکره رفتید. جماعتی که حالا به سردار قاآنی و مجید موسوی و حاتمی و عبدالهی و دیگرانی که عمرشان را در جنگ سپری کردهاند متلک میگوید.
به خاطر داشته باشیم هیچکس به اندازه فرماندهان ارتش و سپاه از ترور رهبر و همرزمان خود غمگین و عصبی نیست و هیچکس به اندازه آنان فکر انتقام را در سر ندارد، اما او بهتر از همه ما به وضعیت میدان و شرایط اقتصادی و میزان تجهیزات نظامی خودی و دشمن اشراف دارد.
به خاطر داشته باشیم رهبری هم پس از ترور سردار سلیمانی که شاید نزدیکترین فرد به ایشان در میان تمام نیروهای سیاسی و نطامی بود از انتقام سخت سخن گفت اما انتقام را در یک استراژی کلان برای بیرون راندن آمریکا از منطقه تعریف کرد.
به خاطر داشته باشیم همسو با جماعتی که چیزی جز غر زدن بلد نیست و کاری جز هزینهتراشی و بالا بردن انتظارات جامعه از قوای نظامی کشور دارد، نباشیم.
👈 در نهایت اینکه وظیفه ما در این شرایط به عنوان تحلیلگر و شهروند و هر کسی که دغدغه این مملکت و کشور را دارد، حمایت بیچون و چرا از تصمیمات فرماندهی کل قوا و سایر فرماندهان ارشد نظامی است.
#خرمگس
🆔@world_order
هدایت شده از اتاق جنگ
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حماسه مردم در تشییع پیکر رهبر انقلاب
بیژن عبدالکریمی:
«آیتالله خامنهای فرزند بزرگ خرد ایرانی، مظهر خودآگاهی ملی و تربیت شده مکتب اسلام بود.»
برای تماشای گفتوگوهای بیشتر، کانال «اتاق جنگ» را دنبال کنید:
@otaqejangmedia
📺 مشاهده «گفتوگو با بیژن عبدالکریمی» در آپارات اتاق جنگ
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
افشاگری اسکاینیوز درباره جنایت میناب؛ ترامپ چه چیزی را انکار میکند؟
🔵«مارک استون» خبرنگار اسکای نیوز در واشنگتن: ارتش و دولت آمریکا تاکنون از توضیح آنچه در میناب رخ داد، خودداری کردهاند.
🔵ترامپ هم به کل موضوع را انکار کرده، تردید افکنده و تلاش کرده مسئولیت را از دوش آمریکا بردارد. ترامپ گفته این کار توسط ایران انجام شده است!
🔵یک منبع در داخل ارتش به من گفته که هرچه رئیسجمهور بیشتر چنین اظهاراتی مطرح کند، احتمال آشکار شدن حقیقت کمتر میشود.
🔵تحقیقات داخلی ارتش آمریکا به پایان رسیده و وارد مرحلهای شده که از آن با عنوان «مرحله بازبینی» یاد میشود؛ مرحلهای که پیش از نهایی شدن گزارش انجام میشود.
🔵یک منبع نظامی که این گزارش را دیده، به من گفته است که نتیجه اولیه کاملاً روشن است: خطای انسانی.
🔵بر اساس اطلاعات منابع ما، علت این فاجعه مجموعهای از عوامل بوده است؛ از جمله ضعف در اطلاعات انسانی، اطلاعات هدفگیری قدیمیو فرضیات نادرستی که توسط نهادهای مختلف دولت آمریکا اتخاذ شده بود.
🔵یک منبع آگاه در ارتش میگوید: ارتش خواهان شفافیت کامل است. آنها میخواهند وقتی اشتباهی رخ میدهد، روند رسمی و شناختهشده رسیدگی به آن طی شود. اما انکارهای رئیسجمهور، آنطور که به من گفته شده، در حال تضعیف همین روند است.
🆔@world_order
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
آغاز جنگ تمامعیار؛ آمادگی کامل، ضربات کوبنده و تولد نظمی جدید در منطقه
✍🏻 مهدی محمدی
جنگ دوباره آغاز شد. ما مجدداً وارد یک درگیری تمامعیار شدهایم؛ جنگی که مدتها منتظرش بودیم و خود را برای آن مهیا کردهایم. مردم ایران مطلقاً نگران نباشند. هیچ غافلگیریای در کار نیست. نظام و نیروهای مسلح ما با آمادگی کامل، حجم قابل توجهی از تسلیحات و طراحیهای عملیاتی نوین، آماده رویارویی با این مرحله جدید هستند. فرزندان شما در نیروهای مسلح، چونان قهرمانان افسانهای تاریخ این سرزمین، خواهند جنگید و دشمن بار دیگر به خاک سیاه مذلت خواهد نشست. این بار، پشیمانی ممکن است دیگر سودی برایش نداشته باشد.
🔹نکته کانونی تاکتیکی: سرعت تحولات
علت سرعت بالا آن است که هر دو طرف تلاش میکنند جنگ را از نقطهای آغاز کنند که دفعه قبل به پایان رسانده بودند. دشمن فاقد ایدههای عملیاتی خلاقانه است و همان روش های سابق را تکرار میکند. ما از برنامههایشان مطلع بودیم و جلوتر از آنها آماده شدیم. عملیاتهای دشمن، پر سر و صدا اما بیکیفیت خواهد بود. نیروهای مسلح ما با تکیه بر تجربه عملیاتی بیسابقه، قدمهای مفصلی رو به جلو برداشته و طرحریزیهای خود را بهطور کامل بازنگری کردهاند.
🔹مصداق عینی استیصال دشمن (تأسیسات کوه کلنگ)
ترامپ همین چند ساعت پیش از حمله به تأسیسات "کوه کلنگ" در نطنز سخن گفته است. همانگونه که ریچارد نفیو اشاره کرد، این اظهارات یعنی گزینههای ترامپ به پایان رسیده و او به سمت عملیاتی سوق یافته که خود آمریکاییها پیشاپیش آن را شکستخورده میدانند. اسناد سنتکام نشان میدهد حمله به چنین تأسیساتی که مستحکمترین تأسیسات هستهای جهان است، به هیچ هدفی دست نخواهد یافت. تأکید میکنم: اگر تأسیسات کوه کلنگ مورد حمله قرار گیرد، کل منطقه تبدیل به جهنمی بر سر آمریکا خواهد شد.
🔹اهداف سهگانه دشمن در این مرحله:
۱. تغییر موضع کرانهای ایران در تنگه هرمز و مذاکرات هستهای (که قطعاً موفق نخواهند شد).
۲. ترکیب عملیات نظامی با ناآرامی داخلی (همان راهبردی که در جنگهای قبلی با سیلی ملت ایران مواجه شد).
۳. گره زدن همه چیز به انتخابات کنگره؛ اما نقطه ثقل اصلی جنگ پس از انتخابات کنگره خواهد بود.
🔻گزارش میدانی از هفت محور جبهه:
۱. بسته شدن تنگه هرمز: تنگه هرمز اکنون از تمامی مسیرها کاملاً بسته است. این اتفاق در پایینترین سطح ذخایر انرژی آمریکا و وخیمترین وضعیت تورمی رخ داد. بازار انرژی دچار غافلگیری غیرمنتظره از جانب ایران شد. نرخ جهش قیمت نفت و بنزین، تصاعدی و با شیب نمایی رشد خواهد کرد.
۲. محاصره دریایی جدید: ترامپ تلاش کرد با عوارض بیست درصدی محاصره را برگرداند، اما به دست خود کل دنیا را محاصره کرد. ما این بار بر نقاط استقرار شناورهای دشمن اشراف کامل داریم و پاسخ کاملاً نامتقارن تدارک دیدهایم. اگر نفتی صادر نشود، هیچ کس دیگری هم نخواهد توانست.
۳. شکست عملیات دشمن در جنوب: حملات دشمن در سواحل جنوبی کاملاً شکست خورده و به افتضاحی تمامعیار تبدیل شده است. در سه ساعت گذشته، چندین شناور متخلف مورد اصابت قرار گرفتهاند. ارتش آمریکا در میانه یک فاجعه عملیاتی قرار دارد. احتمال حمله به شهرهای بزرگ و حتی ورود زمینی احمقانه (مثل جزیره خارک) وجود دارد که در آن صورت ویتنام در برابر تلفاتشان هیچ خواهد بود.
۴. قدرت تهاجمی و هوشمندی ایران: تاکنون بیش از ۲۰۰ اصابت به اهدافی در حدود هفت کشور داشتهایم. هیچ نشانی از پدافند مؤثر دشمن نمیبینیم. ما آموختهایم چگونه پدافند موشکی و پهپادی را بیاثر کنیم. دنیا باید بیاید سر کلاس درس نیروی هوافضا و دریایی ما بنشیند.
۵. یمن جدید: این بار از همان لحظه اول، جنگ را منطقهای کردیم. یمن هم در جنگ زمینی و هم موشکی دشمن را غافلگیر کرده است. اگر سعودی اقدامی علیه ایران بکند، مستقیماً هدف قرار خواهد گرفت. رویارویی زمینی یمن با عربستان و امارات، بزرگترین کابوس آنهاست.
۶. آتش افروزی در دریای سرخ: بستن تنگه هرمز بهسرعت به بابالمندب و ینبع سرایت خواهد کرد. کانال سوئز ناامن و خط لولهها هدف خواهند خورد. این گوشهای از طرحریزی ذهن خلاق ایرانی است.
۷. جبهه داخلی: رژیم صهیونیستی مأموریت خود را بر عملیات ترور و ایجاد آشوب مسلحانه در مرز و عمق ایران متمرکز کرده است. احتمال وقوع چنین حوادثی در ساعات آینده وجود دارد.
🔹چشمانداز راهبردی:
یکم. جنگ تشدید خواهد شد. ترامپ جز دست زدن به گزینههای احمقانه گزینهای ندارد. تنگه هرمز باز نخواهد شد و ما تا نابودی سیاسی ترامپ پیش خواهیم رفت.
دوم. ما گزینههای بسیار زیادی داریم که هنوز به سمتشان نرفتهایم (حوزه هستهای، زیرساختهای آمریکا، برق، گاز، آب و شیرینکنندهها)، در حالی که آمریکاییها تمام گزینههای خود را مصرف کردهاند.
@mohammadi61
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
سوم. دشمن در توهم تغییر محاسبات ماست، غافل از اینکه محاسبات ما پختهتر و رادیکالتر از آن است که متزلزل شود. اگر به سراغ برنامه هستهای بیایند، با یک برنامه هستهای جدید و دوران کاملاً تازه در ایران مواجه خواهند شد.
چهارم. همزمان، شاهد شکلگیری یک نبرد جهانی هستیم (اوکراین و تایوان). خیال ترامپ مبنی بر جنگ دو تا سه هفتهای، عملاً غیرممکن است.
🔸جمعبندی نهایی:
خروجی این جنگ، فقط شکلگیری یک نظم جدید منطقهای نیست؛ این بار شاهد تولد یک ایران جدید خواهیم بود که ارکان بازدارندگی خود را با کمک شرکای بینالمللیاش بازتعریف کرده است. اگر آمریکاییها ذرهای عقل داشتند، باید پیش از قدم اول به قدم آخر میاندیشیدند. من چنین خردمندی را در آمریکا نمیبینم، اما این همان چیزی است که با آن مواجه خواهند شد.
@mohammadi61
هدایت شده از تحولات عراق 🇮🇶
🔴 سفر پرماجرای نخستوزیر عراق به واشنگتن؛ از استقبال ترامپ تا ذلت ملی!
🔹علی فالح الزیدی نخستوزیر جوان و تازه کار عراق، در ۲۲ تیر ۱۴۰۵ (۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶) در اولین سفر خارجی خود، راهی واشنگتن شد. سفری که اگرچه با شعار «گذار از مدیریت بحران به آفرینش فرصتها» کلید خورد، اما به یکی از جنجالیترین رویدادهای سیاسی عراق در سالهای اخیر تبدیل شده است؛ تا جایی که رسانهها از آن با عنوان «دستورکار ضدایرانی» یاد کردند.
🔸 دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با استقبال گرم و کمسابقهای از الزیدی در کاخ سفید پذیرایی کرد. ترامپ در این دیدار، الزیدی را «رهبری بزرگ در خاورمیانه» خواند و گفت: «نفوذ او در سراسر خاورمیانه گسترش خواهد یافت». برخی رسانهها به شوخی از الزیدی با عنوان «ترامپ خاورمیانه» یاد کردند.
🔹 در مقابل، الزیدی اعلام کرد که پیام مردم «کهنترین تمدن جهان» را با خود آورده و هدف اصلی سفرش، اعلام یک «شراکت اقتصادی» میان دو کشور است.
🔸 الزیدی در این سفر و در مقالهای که در روزنامه واشنگتن پست منتشر کرد، چند موضع راهبردی را اعلام نمود:
🔻 انحصار سلاح در دست دولت: او تأکید کرد که کشور باید حق استفاده انحصاری و قانونی از نیرو را داشته باشد.
🔻 ضربالاجل ۳۰ سپتامبر: الزیدی در کنفرانس خبری با ترامپ صراحتاً اعلام کرد: «پس از ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶، دیگر هیچ توجیهی برای ادامه فعالیت گروههای مسلح غیردولتی وجود نخواهد داشت». این تاریخ مصادف با پایان مأموریت نیروهای ائتلاف بینالمللی در عراق است.
🔻 اولویت سرمایهگذاری اقتصادی: او خواستار حضور شرکتهای بزرگ آمریکایی در بخشهای انرژی، صنعت، فناوری و اقتصاد دیجیتال عراق شد.
🔻 سیاست مستقل: الزیدی در مقاله خود نوشت: «عراق سیاست مستقلی را دنبال میکند که از قطبیشدن و درگیریهای منطقهای اجتناب میکند».
🔹 در نقطه مقابل، مقاومت اسلامی عراق با صدور بیانیهای شدیداللحن، این سفر را غیرقابلقبول و مغایر با عزت ملی خواند و تأکید کرد که سفر به پایتخت دولت تروریست آمریکا در شرایط جنایات آمریکا و اسرائیل در منطقه، نقض آشکار استقلال سیاسی و اقتصادی عراق است.
🔸 همچنین گروههایی مانند کتائب حزبالله و حرکه النجباء این سفر را جایگزینی برای اشغال نظامی با اشغال اقتصادی خطرناکتر دانستند و اکرم الکعبی، رهبر حرکة النجباء، خواستار اخراج شرکتهای آمریکایی از عراق شد.
🔹 در این میان اظهارات ترامپ علیه فرماندهان شهید جبهه مقاومت، خشم گستردهای را در بین مردم عراق و فضای مجازی این کشور برانگیخت.
🔸 پاسخ طفرهآمیز الزیدی نیز که گفت در آن زمان درگیر سیاست نبودم، توسط مخالفان به عنوان پاسخی تحقیرآمیز تعبیر شد و آتش خشم مردم عراق را شعلهورتر نمود.
🔹 پس از این اتفاق و در پاسخ به این اقدام هشتگهایی مانند #سلیمانی_منا_اهل_العراق (سلیمانی از ماست، اهل عراق) در فضای مجازی عراق ترند شد.
🔸 البته گروهی نیز از اعلامیه انحصار سلاح در دست دولت استقبال کرده و آن را به عنوان گامی برای تحقق حاکمیت ملی و پایان نفوذ گروههای شبهنظامی قلمداد کردند.
🔹 جالبترین واکنش اما سکوت نسبی چارچوب هماهنگی بود. این سکوت، میتواند نشاندهنده شکافهای عمیق داخلی در این ائتلاف بر سر نحوه تعامل با آمریکا و گروههای مسلح تفسیر شود. ترامپ نیز در این دیدار فاش کرد که شخصاً از نامزدی الزیدی حمایت کرده و هشدار داده بود اگر فرد دیگری به نخستوزیری برسد، حمایت آمریکا از عراق را قطع خواهد کرد.
🔸 حال باید صبر کرد و دید مواجهه مردم عراق با سیاستهای دولت جدید این کشور چگونه خواهد بود و خشم مردم و گروههای مقاومت از اظهارات نخستوزیرشان به کجا خواهد رسید.
@iraqevents 🇮🇶 تحولات عراق
🔹نادر هاشمی:
با نهایت تأسف اعلام میکنم که جان ال. اسپوزیتو[استاد مطالعات اسلامی دانشگاه جرج تاون] امروز به دلیل عوارض ناشی از جراحی قلب درگذشت. او ۸۶ ساله بود.
انسانیت و اخلاقمداریِ جان، بازتابدهنده بهترین سنتهای ایالات متحده و مردم آمریکا بود.
او همدردی عمیقی با مبارزات مردم نیمکره جنوبی، بهویژه در جهان عربی-اسلامی، نشان میداد.
او تلاش میکرد سیاستهای مذهبی را نه از منظر امپراتوری آمریکا، بلکه از دیدگاه مستضعفان، تحتاشغالبودگان و ستمدیدگان درک و تفسیر کند.
پیشینه ایتالیایی-آمریکایی و ریشههای عمیق کاتولیک جان به او این امکان را میداد تا سنت اسلامی را از منظر یک سنت مذهبی مشابه (کاتولیک) تفسیر کند؛ سنتی با ریشههای تاریخی عمیق که مانند اسلامِ امروز، برای تطبیق ادعاهای اخلاقی و هنجاری خود با مقتضیات مدرنیته در تلاش بود.
جان از دانشمندان پیشگام و شجاعی بود که بازنماییهای نادرست و شرقشناسانه از اسلام و مسلمانان را به چالش کشید.
آثار پژوهشی او فضایی برای درک متقابل به جای پیشداوری ایجاد کرد و بینش فکری و سخاوتش تأثیری ماندگار بر نسلهایی از دانشجویان و همکارانش بر جای گذاشت.
با تامل در میراث جان اسپوزیتو، یاد سخنی از ادموند برک سوم میافتم.
برک در اظهارنظری درباره آثار زندهیاد مارشال جی. اس. هاجسون، نویسنده کتاب «ماجرای اسلام: وجدان و تاریخ یک تمدن جهانی»، اشاره کرد که هاجسون نیز مانند اسپوزیتو، از نگاه به اسلام به عنوان «دیگری» امتناع میورزید.
در مقابل، او سنت اسلامی را به عنوان «ماجرایی در کنار دیگر ماجراها که نشاندهنده تلاشهای بشر برای ایجاد جهانی عادلانه و اخلاقی بود» درک میکرد.
وقتی جان از دانشگاه جورجتاون بازنشسته شد، ما این ویدیوی کوتاه را برای بزرگداشت میراث او آماده کردیم:
https://youtu.be/dFwdZx4qcyM?is=qD4ky8fq2wpX-2wy
https://x.com/i/status/2077548122889490596
🆔@world_order
🔹گزارش هرمز:
خبر فوری: بر اساس گزارش رسانه «دراپسایت نیوز»، ایران در جریان مذاکرات سوئیس پیام خصوصی به جیدی ونس ارسال کرده و هشدار داده است که جرد کوشنر و استیو ویتکاف در حال «سوءاستفاده» از مذاکرات هستند و بیشتر به جای دستیابی به توافق، به کسب سود از طریق اطلاعات نهانی علاقه دارند.
ایران ۹ میلیارد دلار سود حاصل از دستکاری بازار توسط «افراد نزدیک به ترامپ» را محاسبه کرده و به طور رسمی درخواست کرده است که ۴.۵ میلیارد دلار از این مبلغ از طریق واسطهها به ایران اختصاص یابد. این مقام ایرانی افزود: «متون مبادلهشده در نهایت بخشی از اسناد تاریخی خواهند شد.»
ایران همچنین ابراز نگرانی کرده است که کوشنر و ویتکاف «تقریباً هر روز با نتانیاهو» و رئیس موساد گفتگو میکنند و اطلاعات نهانیِ حاصل از مذاکرات را در اختیار سرویس اطلاعاتی اسرائیل قرار میدهند.
دولت ترامپ این ادعاها را تکذیب میکند. ایران میگوید مدارک علنی خواهند شد.
در صورت تایید، این موضوع یکی از بزرگترین رسواییهای مالی در دیپلماسی مدرن خواهد بود.
https://x.com/i/status/2077467098851442999
🔸منبع خبر:
https://www.dropsitenews.com/p/iran-jd-vance-kushner-witkoff-exploiting-negotiations?open=false
🆔@world_order
جی دی ونس، معاون رئیس جمهوری امریکا در اظهاراتی جنجالی با پردهبرداری از کارشکنیهای گسترده در مسیر دیپلماسی، از فعالیت یک کمپین بسیار پنهان و با بودجهای کلان خبر داد که هدف اصلی آن به بنبست کشاندن مذاکرات و توافق (با ایران) است.
وی با استناد به گزارش اخیر نشریه «تایم»، فاش کرد که گروهی از افراد به طور مستقیم از سوی یکی از اعضای پیشین کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ وجوهی را دریافت کردهاند؛ فردی که خود تحت حمایت مالی جریانهای خاصی در داخل کابینه اسرائیل قرار داشته است. معاون رئیسجمهوری آمریکا تصریح کرد که این افراد تنها به جرم تلاش وی برای تحقق اهداف مذاکراتیِ تعیینشده از سوی رئیسجمهوری، او را آماج حملات بیرحمانه خود قرار دادهاند.
ونس در تشریح ماهیت این حملات و مواضع مخالفان، خاطرنشان کرد که این جریان تخریبی عمدتاً از طریق شبکههای اجتماعی و درز هدفمند اطلاعات به رسانهها هدایت میشود. به گفته وی، منتقدان با پافشاری بر مواضع خود مدعیاند که واشنگتن نباید با تهران وارد مذاکره شود و کارزار نظامی باید به صورت نامحدود تداوم یابد.
وی ضمن رد قاطعانه اتهاماتی نظیر تاثیرپذیری از دولتهای خارجی همچون قطر یا خطگرفتن از چهرههایی مانند «تاکر کارلسون»، این ادعاها را فضاسازیهایی کاملاً بیاساس خواند. ونس تاکید کرد که ماموریت اصلی او، اجرای دستورات رئیسجمهوری برای دستیابی به توافقی جامع است که ضمن جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، تضمینکننده جریان آزاد نفت و گاز در جهان باشد.
این مقام ارشد آمریکایی در بخش پایانی سخنان خود، ضمن تفکیک قائل شدن میان لابیگریهای مرسوم دیپلماتیک و نفوذ مخرب بیگانگان، اظهار داشت: انتقاد برخی جریانهای داخلی در دولت اسرائیل از این توافق یا تلاش دولتهای خارجی برای اعمال نفوذ در آمریکا، امری مسبوق به سابقه در عرصه بینالملل است که همواره از سوی متحدان و دشمنان واشنگتن رخ میدهد و وی شخصاً با نفس این مسئله چالشی ندارد.
با این وجود، ونس تاکید کرد آنچه مایه تاسف و خشم است، تسلیم شدن رهبران آمریکایی در برابر این نفوذ خارجی و تاثیرپذیری قضاوتها و تصمیمگیریهایشان از این جریانهاست.
وی در نهایت با ابراز انزجار از افشاگریهای نشریه تایم مبنی بر تامین مالی یک کمپین نفوذ خارجی برای نابودی توافق در دست اقدام و حملات ناجوانمردانه حقوقبگیران این کمپین، در واکنشی تند خطاب به تخریبگران گفت: «به جهنم!» و تصریح کرد که به عنوان نماینده مردم، همواره پاسداری از منافع آمریکاییها را در اولویت نخست خود قرار خواهد داد.
🆔@world_order