eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.4هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از علیرضا زادبر
کشور به زبان گفتگو و مدل مصاحبه شهید لاریجانی نیاز دارد. در یک سال گذشته دکتر لاریجانی نوک پیکان مباحثش خطاب به سران آمریکا و اسرائیل بود. سطح نزاع را از خارج به داخل نکشاند. در مصاحبه عمومی به انتقادات داخلی پاسخ نمی‌داد. به صراحت در جلسات میگفت: ماموریت من مقابله با رژیم و جلوگیری از جنگ است. با مردم متواضع و با استدلال صحبت میکرد. پاسخ ترامپ را به لحظه می‌داد. اجازه نمیداد یک هفته از توهین و تهدید ترامپ بگذرد. در یک سال با تمامی جریانات سیاسی نشست. تقریبا تمامی احزاب را صدا زد. برای تک تک توضیح میداد دشمن در مذاکرات از ما چه خواسته است. میگفت: جمهوری اسلامی تمامی مسیرهای معقول را رفته در مذاکرات راه آمده اما دشمن خلف وعده می کند و.... با زبان و مدل شهید لاریجانی باید با مردم صحبت کرد. @Politicalhistory
هدایت شده از علیرضا زادبر
یکبار شهید لاریجانی میگفت: کار من نیست مدام توییت بزنم و مصاحبه کنم اما باید جواب دشمن را داد و برای مردم خودمان توضیح بدهم @Politicalhistory
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
کشور به زبان گفتگو و مدل مصاحبه شهید لاریجانی نیاز دارد. در یک سال گذشته دکتر لاریجانی نوک پیکان مبا
شهید لاریجانی مهم‌ترین ترور موساد بعد از ترور رهبری بود. تصمیم دشمن بعد از وفاداری لاریجانی به ایران و ولایت فقیه گرفته شد و الا خواست دشمن انتقال قدرت در دوران گذار به لاریجانی و امثال ایشون بود. شهید لاریجانی جدا از فهم فلسفی و تاریخی قوی، سه ویژگی مهم داشت: 1. خطابه قوی در پاسخ به دشمن 2. طبقه‌بندی و ارائه مستدل مسائل برای مردم 3. قدرت در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری حاکمیتی و جمع‌بندی.
دکتر حمود النوفلی در ارزیابی خود از تحولات جاری منطقه معتقد است که تمامی رویدادهای اخیر با یک هدف واحد هدایت می‌شوند؛ خاموش کردن هرگونه صدای مخالف در برابر ادغام رژیم صهیونیستی در منطقه و ناگزیر ساختن کشورها به عادی‌سازی بی‌چون‌وچرا با این رژیم. وی با اشاره به اوضاع سوریه، لبنان و عراق، هدف نهایی این جریان را کاملاً آشکار می‌داند. به باور دکتر النوفلی، ایران به تنهایی رهبری جبهه ایستادگی در برابر این طرح صهیونیستی-غربی را بر عهده دارد و سقوط آن را هم‌معنی با تحقق اهداف دشمن ارزیابی می‌کند. او همچنین بر این نکته تأکید دارد که پرونده سلاح هسته‌ای صرفاً یک پوشش سیاسی است؛ چرا که به گفته او، حتی پس از امضای توافق‌نامه‌هایی مبنی بر عدم تمایل ایران به دستیابی به سلاح هسته‌ای، هجمه‌ها علیه این کشور با هدف درگیر کردن آن با همسایگانش ادامه یافت تا در نهایت سیاست قدیمی «تفرقه بینداز و حکومت کن» به ثمر بنشیند. این تحلیل‌گر در بخش دیگری از واکاوی خود به منافع ایالات متحده از این آشفتگی می‌پردازد. او خاطرنشان می‌کند که آمریکا با ارسال فاکتورهای هزینه‌های خود به کشورهای منطقه (همان‌طور که ترامپ پیش‌تر مطرح کرده بود) و با افزایش قیمت نفت و گاز خود، برنده این بازی است. به اعتقاد دکتر النوفلی سلطه آمریکا بر تنگه‌های استراتژیک منطقه ابزاری برای فشار بر جهان و زمینه‌سازی برای تقابل آینده با چین و روسیه خواهد بود. این روند در نهایت می‌تواند به یک جنگ جهانی منجر شود. در صورت بروز چنین جنگی، کشورهای منطقه و حوزه خلیج فارس به عنوان هیزم این آتش، متحمل بیشترین خسارت‌ها خواهند شد. دکتر حمود النوفلی به مخاطبان خود هشدار می‌دهد که فریب پروپاگاندای صهیونیستی-غربی را نخورند و تأکید می‌کند که حمایت از نتانیاهو با اصول اخلاقی و دینی سازگار نیست. او با یادآوری یک قاعده کلی می‌گوید برای شناخت حق، باید تتبع کرد که تیرهای باطل به کدام سمت نشان رفته‌اند. له باور وی هر کشوری حق دارد با متجاوزان به حقوق خود مرزبندی و خصومت داشته باشد، اما نباید به مهره‌ای بی‌اراده در دست دشمن اصلی منطقه تبدیل شود؛ دشمنی که در پی اشغال، توسعه‌طلبی و جایگزینی به عنوان استعمارگر جدید پس از افول نفوذ آمریکا و بریتانیاست. وی در پایان پیش‌بینی می‌کند که منطقه در دوران پیش رو، به‌ویژه در صورت پیروزی ترامپ و نتانیاهو، سال‌های سختی را پیش رو خواهد داشت. او از مخاطبان خود می‌خواهد که ضمن حفظ استقلال مواضع خود در قبال ایران (حتی در صورت داشتن انتقاد یا ورود به گفتگو و دادگاه‌های بین‌المللی)، مراقب باشند که آگاهانه یا ناآگاهانه به ابزاری برای تحقق اهداف نتانیاهو تبدیل نشوند؛ چرا که در نهایت به باور او، حق پیروز خواهد شد و انسان‌ها باید در مسیر حقیقت استوار بمانند تا در دنیا و آخرت رستگار شوند. 🆔@world_order
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آمریکا با استفاده از الزیدی چه در سر دارد؟ 🔵«تام باراک» سفیر آمریکا در ترکیه: آنچه این رهبر جوان (نخست‌وزیر عراق) در ذهن دارد، و با همراهی سوریه، اردن، ترکیه، لبنان و مصر دنبال می‌شود، برنامه‌ای است که طی دو سال آینده تنگه هرمز را به موضوعی کم‌اهمیت تبدیل خواهد کرد. 🔵ما در حال گذار از مدل حمل‌ونقل «به‌موقع» که متکی به کشتی‌ها و عبور از این تنگه‌های محدود است، به مدل «برای مواقع ضروری» هستیم، یعنی از مسیرهای جایگزین و اتصال زمینی. ظرفیت و پیوندهایی که می‌تواند ایجاد شود، واقعاً شگفت‌انگیز است. 🔵اگر در کنار بین‌النهرین و منطقه شام، کریدور میانی را نیز اضافه کنیم، آنگاه می‌توانیم از طریق ترکیه، جمهوری آذربایجان و ترکمنستان تا آسیای مرکزی، حجم عظیمی از گاز را در مسیر معکوس و از راه تجارت به سمت اروپا منتقل کنیم. 🔵در این صورت، ما به‌تدریج راهی برای ایجاد شبکه‌ای متفاوت پیدا می‌کنیم؛ شبکه‌ای که به‌جای حذف خشونت‌بار و گسترش ساخت‌وسازهای نظامی در همه‌جا، بر اتصال، تجارت و همکاری استوار باشد. 🆔@world_order
🔰 از این به بعد هر کشوری در منطقه خواست از این رادارها در خاکش نصب کند باید ابتدا اجازه‌اش را از ایران بگیرد. رادار ۲ هزار کیلومتری را کویتی‌ها می‌خواستند برای رصد قبر پدرشان در روسیه داشته؟ یا برای موارد غیر نظامی و دفاعی‌شان در قفقاز یا شاخ افریقا بود؟ آیا جز برای رصد و حمله برای ایران بود؟ فرانسوی‌ها با عمانی‌ها قرار داد رادار و این موارد را نوشتند، دستگاه دیپلماسی محترم باید سریعا از دولت عمان توضیح بخواهد! این رادارها چه استفاده‌ای دارند؟ برد آنها چقدر است؟ کجا نصب خواهند شد؟ سامانه‌های نظامی متصل به آنها تهاجمی هستند یا تدافعی؟ و... البته عمانی‌ها تا حد امکان با غربی‌ها برای حمله به ابران همکاری نکرده و نخواهند کرد، ولی نظم جدید منطقه که ایران آن را برقرار کرد جای رادار چند هزار کیلومتری ندارد! حتی شما دوست عزیز که عمان باشید! ✍جواد میرگلوی بیات 🆔@world_order
🔴 چهار مانع بزرگ ترامپ برای بازگشت به جنگ تمام‌عیار با ایران 🔹️پایگاه هیل: 🔺️ ترامپ بازگشت به جنگ تمام‌عیار با ایران را برای شکست بن‌بست در تنگه هرمز و تحت فشار قرار دادن تهران در مذاکرات هسته‌ای بررسی می‌کند، اما بازگشت به جنگ تمام‌عیار با چهار خطر عمده مواجه است. 🔺️ اول، تهی شدن ذخایر مهمات. در فاز اول جنگ، بیش از ۱۳ هزار مهمات تهاجمی شلیک شد که شامل تقریباً ۵۰ درصد ذخیره موشک‌های پاتریوت و بخش زیادی از سایر موشک‌های پدافندی بود. تحلیلگران تخمین می‌زنند تکمیل مجدد این موجودی ممکن است چهار سال یا بیشتر طول بکشد. 🔺️ دوم، این اقدام می‌تواند رکود اقتصادی جهانی را تحریک کند. ترامپ پیش‌تر اذعان کرده بود که انگیزه تفاهم‌نامه با ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، جلوگیری از رکود جهانی ناشی از کاهش ذخایر انرژی بود. ذخایر راهبردی نفت آمریکا در سطوح پایینی قرار دارد و اختلال طولانی‌مدت می‌تواند به افزایش قیمت انرژی، تورم و اختلال اقتصادی منجر شود. 🔺️ سوم، تأثیر منفی بر انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که جنگ نامحبوب است و ۶۰ درصد از رأی‌دهندگان آمریکایی آن را «بی‌ارزش» می‌دانند. نرخ محبوبیت ترامپ با اقدامات او در ایران و وضعیت اقتصادی ارتباط نزدیکی دارد. 🔺️ چهارم، این امر می‌تواند متحدان عرب را بیگانه کند. حملات متقابل اخیر، سامانه‌های دفاعی متحدان آمریکا در خلیج فارس را تحت فشار قرار داده است. بسته شدن تنگه هرمز صادرات انرژی منطقه را مختل کرده و تلاش‌ها برای تنوع اقتصادی را با مشکل مواجه می‌سازد. این کشورها عمدتاً برای دفاع هوایی به آمریکا وابسته هستند. 🆔@world_order
🔵‌چگونه‌ داده‌ها نشان میدهند که جریانهای خاصی که ایران را به تنش‌زایی متهم و ایالات متحده را از جنگ افروزی مبرا میکنند، در حال قلب واقعیت هستند؟ ✍مهدی خراتیان اینروزها برخی از جریانهای سیاسی داخل و خارج از کشور، در حال رواج این روایت نادرست هستند که تشدید تنشهای اخیر میان ایران و ایالات متحده، نه به دلیل تلاش ایالات متحده برای تحمیل تفسیر شاذ خود از بند ۵ توافق اسلام آباد و روند صعودی نقض مکرر مواد دیگر آن خصوصا مواد ۱ و ۲، بلکه به دلیل «ماجراجوییهای تهران» تحت فشار جریانهای سیاسی و اجتماعی به اصطلاح «تندرو» بوده است. در این مقاله مفصل نشان خواهیم داد که چرا این روایت - که توسط سرویسهای اطلاعاتی متخاصم وارد فضای عمومی جامعه ایران شده است - نادرست است؛ و نشان خواهیم داد که نه تنها این روایت نادرست است، بلکه عکس آن صادق است، یعنی ایران به رغم نقض مکرر توافق توسط اسراییل و ایالات متحده من جمله بمباران مناطقی از ایران، رفتارهایی از خود بروز داده است که معنای آن تمایل به کاهش تنش بوده، که این امر کاملا خود را در شاخصهایی چون GPR و بازار نفت نشان داده است. در این مطلب مفصل ضمن بررسی دقیق محتوای نامه مهم ایروانی (نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد) به دبیر کل سازمان ملل متحد و رییس دوره‌ای شورای امنیت در مورد موارد مکرر نقض آتش بس توسط ایالات متحده و اسرائیل پس از امضای توافق در ۱۷ ژوئن، نشان خواهیم داد که چرا تنش زدایی بیموقع و نادرست با برخی کشورهای عربی خصوصا امارات، و همچنین عدم واکنش درست به روند تهدیدات فزاینده اسرائیل علیه لبنان و ایران و رفتارهای تهاجمی آمریکا و همچنین عدم دقت به آثار سوء این رفتارها بر تحولات بازارهای جهانی، مجددا زمینه مشتعل شدن جنگ را فراهم نمود. برای شروع، مخاطبان را به فرازی از مطلبی که یک هفته پیش از آغاز تنشها در ۷ جولای نوشتم جلب مینمایم: «شرایط حال حاضر، به طرز معناداری شبیه شرایط پیش از انفجار منطقه در ۷ اکتبر (سپتامبر ۲۰۲۳) و همچنین پیش از جنگ ۱۲ روزه (آوریل و می ۲۰۲۵) پس از سفر خالد بن سلمان به تهران است که در آن تهران با پیش فرضهایی بسیار نادرست ریاض و ابوظبی را در حاشیه امن قرار داد تا روند ابرمعامله‌ عادیسازی و تجهیز منطقه برای جنگ با ایران بدون هیچ مزاحمتی پیش برود. طرف غربی با طرح معامله آزادی جاسوسان در برابر پولهای بلوکه شده در کره جنوبی و قولهای نسیه سرمایه گذاری از جانب کشورهای عربی در پیش از جنگ ۱۲ روزه، تلاش کرد به این آسایش خاطر کاذب در تهران دامن بزند، معامله‌‌ها و قولهایی که حتی یک سنت از آنها به ایران نرسید. تهران پس از توافق پکن و معامله جاسوسان، با عدم درک زلزله ژئوپولتیک قریب‌الوقوع در منطقه، با محصور کردن خود در دام «سیاست همسایگی»، خود را در برابر تحرکات ایالات متحده و اسرائیل با هدف تغییر نظم منطقه‌ای در وضعیتی دست بسته قرار داد و این قاعده نادرست را تا زمان حمله گسترده ایالات متحده و اسرائیل به خاک ایران و ترور رهبر عالی جمهوری اسلامی حفظ کرد. متاسفانه شواهد نشان میدهد که جریانهایی که نقش مهمی در وابسته‌سازی ایران به نظام مالی امارات داشته‌اند، در حال تصمیم سازی برای فرستادن منافع عالی کشور به مسلخ نظم آمریکایی/اسرائیلی هستند؛ و جای بسی تاسف است که برغم نادرست بودن تحلیلهای این جریانها پیش و پس از طوفان الاقصی، پیش از جنگ ۱۲ روزه و همچنین نادرست بودن تبیینهای آنها از نقش راهبردی قیمت نفت و تنگه هرمز در تعیین تکلیف معالات جنگ با آمریکا، این جریانها هنوز عنان مقدرات بلندمدت کشور را در دست دارند.» اما به چه دلیل در آن مقطع زمانی چنین ادعایی از جانب بنده مطرح گردید؟ بررسی نمودارهای متعدد من جمله شاخص ریسک ژئوپولتیک GPR نشان میدهد که رفتار ایران در منطقه خاورمیانه در ماههای اخیر (خصوصا ژوئن) به شکلی بوده که برآورد محافل سیاسی و اقتصادی جهان را به سمت عدم تمایل تهران به تصعید عمودی و افقی تنشها (از درگیری دریایی در تنگه هرمز به سایر مناطق سوق) داده است و از همین رو، در پنجم جولای شاخص GPR در پایینترین حد خود از ابتدای جنگ ایران و آمریکا از ۲۸ فوریه قرار گرفته است و این کاملا خلاف آن چیزی است که جریانهای خاص از آن به عنوان «ماجراجویی ایران» یاد میکنند./۱ https://x.com/i/status/2078220666814521526 🆔@world_order
☑️ روسیه چه درسی از جنگ ایران می‌گیرد؟ یکی از قابل‌تامل‌ترین تحلیل‌هایی که درباره جنگ ۴۰ روزه منتشر شده، مقاله‌ای است که ایوان تیموفیف عضو شورای روابط بین‌الملل روسیه در روزنامه کامرسانت نوشته است. شبکه تلویزیونی راشاتودی در سایت خود RT و وبسایت شورای روابط بین الملل روسیه ( russiancouncil.ru) این مطلب را بازنشر کرده‌اند. این تحلیلگر روس در هفته اول جنگ رمضان مقاله‌ای با عنوان «هفت درس از جنگ ایران برای روسیه» نوشته و نکات معناداری به سیاسمتداران روس و کاخ کرملین گوشزد کرده است. مهمترین نکته جایی است که تیموفیف می‌نویسد: بحران ایران، حال و هوای عمیق‌تری را که در سیاست جهانی در حال ظهور است، آشکار می‌کند: به نظر می‌رسد قدرت‌های بزرگ به طور فزاینده‌ای مایل به پذیرش ریسک و پذیرش بی‌ثباتی هستند که ممکن است نگران‌کننده‌ترین درس باشد. 🔻حملات هوایی گسترده اسرائیل و ایالات متحده به ایران کاملاً غیرمنتظره نبود. نیروهای ضربت ماه‌ها در خلیج فارس در حال تقویت بودند. مذاکرات ایران و آمریکا متوقف شده بود و چشم‌انداز موفقیت چندانی نداشت. با این حال، ترور رهبر عالی ایران، اعضای خانواده‌اش و چندین مقام ارشد ایرانی، امواج شوک را فراتر از منطقه فرستاده است. ایران با حملات موشکی به اسرائیل و تأسیسات آمریکا در خاورمیانه پاسخ داده است. عواقب آن فوری بود: اختلال در حمل و نقل نفت در خلیج فارس و بی‌ثباتی در زیرساخت‌های مالی و حمل و نقل در امارات و قطر.حتی اگر تهران ضربه فعلی را تحمل کند، ممکن است دورهای بیشتری از حملات دنبال شود، مگر اینکه هزینه‌ها برای همه طرف‌ها سنگین شود.برای روسیه، این بحران درس‌های سختی ارائه می‌دهد. ✅ درس اول: تحریم‌ و زور جایگزین یکدیگر نیستند ایالات متحده از سال ۱۹۷۹ ایران را تحریم کرده است. با گذشت زمان، این اقدامات گسترده‌تر، هماهنگ‌تر و به طور فزاینده‌ای بین‌المللی شد. واشنگتن متحدان و کشورهای ثالث را متقاعد کرد که خرید نفت ایران را محدود کنند و از طریق شورای امنیت سازمان ملل متحد، اجرای این تحریم‌ها را تشدید کرد.تحریم‌ها هرگز به تنهایی مورد استفاده قرار نگرفتند. آنها با حملات نظامی، عملیات ویژه، ترورها و حملات سایبری همراه شدند. این الگو آشنا است: عراق، یوگسلاوی، لیبی، سوریه و ونزوئلا همگی انواع مختلفی از یک فرمول را تجربه کردند.اقدام نظامی مستقیم ایالات متحده و ناتو علیه روسیه به دلیل عامل هسته‌ای محدود شده است. اما این عامل بازدارنده تا حدی با حمایت نظامی گسترده از اوکراین جبران می‌شود. نیروهای اوکراینی همچنان به حملات خود به خاک روسیه ادامه می‌دهند. بحران‌های بیشتر در امتداد جبهه شرقی ناتو، به ویژه در منطقه بالتیک، را نمی‌توان نادیده گرفت. تحریم‌ها و زور جایگزین یکدیگر نیستند. آنها اغلب به صورت متوالی اعمال می‌شوند. ✅ درس دوم: فشار بلندمدت است ایران دهه‌هاست که استراتژی فرسایشی را تحمل کرده است. آنچه که با مهار اقتصادی آغاز شد، به تخریب نظامی حساب‌شده و حملات مکرر طراحی‌شده برای تضعیف توانایی‌ها بدون اشغال تبدیل شده است. این مدل می‌تواند سیاست غرب در قبال روسیه را نیز تعریف کند. فشاری که مسکو با آن مواجه است، ظرف چند سال از بین نخواهد رفت. احتمالاً صحبت از دهه‌ها می‌شود. حتی کاهش جزئی محدودیت‌ها به معنای لغو کامل آنها نخواهد بود، به خصوص در مورد کنترل صادرات فناوری‌های دو منظوره. به همین ترتیب، هرگونه توقف در خصومت‌های نظامی احتمالاً موقتی خواهد بود. تشدید تنش‌ها ممکن است به اشکال جدید بازگردد. بنابراین، استقامت استراتژیک اختیاری نیست، بلکه اساسی است. ✅ درس سوم: امتیاز دادن فایده ای ندارد توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ که تحت قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد رسمیت یافت، در ازای محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای ایران، لغو تحریم‌ها را به این کشور پیشنهاد داد. سه سال بعد، واشنگتن از آن خارج شد و خواسته‌های جدیدی را وضع کرد.این استراحت موقت بود. این تجربه موضع مسکو را در مذاکرات بر سر اوکراین شکل می‌دهد. امتناع روسیه از دادن امتیازات یکجانبه ممکن است کسانی را که صلح فوری به هر قیمتی را در اولویت قرار می‌دهند، ناامید کند. اما اعتماد کم بین مسکو و واشنگتن، و بین مسکو و کی‌یف، مصالحه یک طرفه را از نظر استراتژیک خطرناک می‌کند. تجربه ایران این منطق را تقویت می‌کند. ✅ درس چهارم: رهبران هدف قرار می‌گیرند از نظر تاریخی، تغییر رژیم اغلب پس از مداخله نظامی رخ داده است. اما حذف هدفمند رهبران ارشد همیشه هدف اصلی نبوده است. امروزه، این امر به طور فزاینده‌ای در حال افزایش است. قتل عمد مقامات ارشد ایرانی، نشان دهنده یک آستانه جدید است. روسیه به شدت از آسیب پذیری چهره های عالی رتبه آگاه است. ترورها و خرابکاری ها در خاک روسیه دیگر نادر نیستند. امنیت رهبری ملی اکنون فراتر از سرویس‌های اطلاعاتی است.
این امنیت شامل یکپارچگی ضداطلاعات، اثربخشی پدافند هوایی و تاب‌آوری سیستم نظامی گسترده‌تر می‌شود. در درگیری‌های مدرن، خود رهبری یک میدان نبرد است. ✅ درس پنجم: بی‌ثباتی داخلی، فشار خارجی را به دنبال دارد ایران پیش از حمله با اعتراضات داخلی قابل توجهی روبرو بود. سختی‌های اقتصادی و تنش‌های سیاسی، انسجام اجتماعی را تضعیف کرده بود. بازیگران خارجی این ناآرامی‌ها را به عنوان آسیب‌پذیری تفسیر می‌کردند. تاریخ نشان می‌دهد که چگونه شکاف‌های داخلی می‌توانند فروپاشی را تسریع کنند. لیبی یک نمونه است. انحلال اتحاد جماهیر شوروی نمونه دیگری را ارائه می‌دهد، موردی که در آن فروپاشی اقتصادی و سیاسی داخلی حتی بدون تهاجم مستقیم نیز تعیین‌کننده بود. برای روسیه، درس روشن است: ثبات داخلی، امنیت استراتژیک است. حکومتداری مؤثر، اصلاحات، سازوکارهای بازخورد و اعتماد بین جامعه و دولت صرفاً آرمان‌های انتزاعی نیستند و همچنین به عنوان سپرهایی در برابر استثمار خارجی عمل می‌کنند. ✅ درس ششم: «شوالیه‌های سیاه» محدودیت‌هایی دارند ایران با تجارت با کشورهایی که مایل به سرپیچی یا دور زدن فشار غرب بودند، تحریم‌ها را کاهش داد، کسانی که می‌توانیم آنها را «شوالیه‌های سیاه» بنامیم. چین، هند، ترکیه و دیگران به خرید نفت ایران با تخفیف ادامه دادند. روسیه نیز به همین ترتیب جریان‌های تجاری خود را به سمت چین، هند و سایر شرکا تغییر جهت داده است. تحریم‌ها را می‌توان از طریق تنوع‌بخشی کاهش داد. اما جایگزین‌های اقتصادی به تضمین‌های نظامی تبدیل نمی‌شوند. شرکای تجاری ایران به نمایندگی از این کشور مداخله نظامی نکرده‌اند. روسیه نیز نباید فرض کند که همکاری اقتصادی به معنای تعهدات دفاعی است. دخالت نیروهای کره شمالی در منطقه کورسک روسیه همچنان یک استثنا است، نه یک قاعده. مسکو همچنان مسئولیت اصلی دفاع از خود و متحدانش در سازمان پیمان امنیت جمعی را بر عهده دارد. تاب‌آوری اقتصادی نمی‌تواند جایگزین قدرت نظامی شود. ✅ درس هفتم: موازنه باید معتبر باشد ایران بی‌دفاع نیست. حملات موشکی و پهپادی این کشور نشان‌دهنده ظرفیت و عزم راسخ آن است. اقداماتی مانند تلاش برای محدود کردن ناوبری از طریق تنگه هرمز، نشان‌دهنده تمایل به افزایش هزینه‌ها است. با این حال، به نظر می‌رسد ایالات متحده و اسرائیل، تلافی ایران را دردناک اما قابل قبول می‌دانند. بازدارندگی نه تنها به توانایی، بلکه به حساسیت دشمن به آسیب نیز بستگی دارد. در رویارویی طولانی مدت، تحمل ضرر می‌تواند افزایش یابد. قرن بیستم نشان داد که چگونه تشدید تنش‌های سیاسی می‌تواند خویشتن‌داری را حتی در حوزه هسته‌ای از بین ببرد. روسیه ظرفیت تلافی‌جویانه بسیار بیشتری نسبت به ایران دارد. اما این به تنهایی ثبات را تضمین نمی‌کند. حریفی که محاسبه می‌کند خسارت قابل تحمل است، ممکن است به تشدید تنش ادامه دهد. بحران ایران، حال و هوای عمیق‌تری را که در سیاست جهانی در حال ظهور است، آشکار می‌کند: عزم و اراده‌ی جبری. به نظر می‌رسد قدرت‌های بزرگ به طور فزاینده‌ای مایل به پذیرش ریسک و پذیرش بی‌ثباتی هستند که ممکن است نگران‌کننده‌ترین درس باشد. وقایع ایران یک رویداد منطقه‌ای مجزا نیستند. آنها بخشی از یک تحول گسترده‌تر در نظام بین‌الملل هستند. این تحولی است که در آن تحریم‌ها به حملات تبدیل می‌شوند، مذاکره با فرسایش همراه است و خود رهبری به یک هدف تبدیل می‌شود. برای روسیه، این پیام هوشیارانه اما واضح است: استقامت، انسجام داخلی، بازدارندگی معتبر و صبر استراتژیک چیزی فراتر از ضرورت‌های موقت هستند. آنها شرایط تعیین‌کننده این دوران هستند. https://www.rt.com/news/633749-iran-lessons-for-moscow/ https://russiancouncil.ru/en/analytics-and-comments/analytics/the-iranian-crisis-and-russia-seven-lessons/ ✍علیرضا حجتی 🆔@world_order
بزرگترین خیانت امنیتی به ایران توسط آن جریان سیاسی صورت گرفت که با فهمی کودکانه از واقعیات جهان (وبا سوء استفاده از برخی محدودیت‌های اجتماعی ایجاد درجامعه) و تکیه بر «بوس در خیابان» و رقص و موسیقی و شجریان و دوگانه‌‌های سطحی و سبک و سخیف باعث اشاعه ذهنیتی رمانتیک و غیرواقعی از واقعیت بین‌الملل در اذهان طبقه متوسط شهری ایران شد. این جریان در این سالها حمایت از غزه و حزب‌الله و یمن و سوریه را مسخره کرد. مدافع حرم را مدافع اسد نامید. از ضدایرانی‌ترین نیروهای سیاسی در کشورهای منطقه (از عراق تا بحرین و عربستان و...) حمایت کرد. تصویری غیرواقعی و ویران و شبه‌کره‌شمالی از ایران به جهان مخابره کرد. مدام با تکرار «عوضش امنیت داریم» امنیت ملی را به سخره گرفت. تصویری زشت و کاریکاتوری از متحدان ایران (چین و روسیه و ونزوئلا و..) ساخت و در ایجاد تصویری آرمانی از غرب بیشترین نقش را بازی کرد. این جریان سیاسی در این سالها هم بر موج محبوبیت عمومی سوار شد، هم به پست‌های سیاسی با حقوق و مزایای عالی رسید و خانواده و فرزندان خود را راهی تفریح و تحصیل در اروپا کرد (البته این ویژگی مشترک همه جناح‌های سیاسی کشور است) و هم دانسته و ندانسته همان نقشی را ایفا کرد که دشمنان ایران با هزینه میلیاردها دلار قادر به ایفای آن نبودند. 🆔@world_order
این شعار مد روز «لعنت به جبر جغرافیایی» و «لعنت به خاورمیانه» و امثالهم بدون اشاره به نقش امپریالیسم و بدون اشاره به نقش آمریکا در ایجاد ده‌ها پایگاه نظامی در منطقه و بدون اشاره به میلیتاریزه کردن منطقه توسط غرب و بدون اشاره به جعل کثافتی به نام اسرائیل از سوی قدرتهای جهانی، خود روایتی عمیقأ استعماری است. خاورمیانه تا قبل جنگ جهانی دوم منطقه‌ای بود به مانند سایر مناطق جهان و جنگ و خشونت در آن به هیچ‌وجه بیشتر از اروپا و سایر مناطق جهان نبود. آنکه این منطقه را به چنین قتلگاهی تبدیل کرد نه شرارت ذاتی ساکنان این منطقه بلکه ناشی از نقشه‌های امپریالیستی بود که از تکه‌تکه کردن کشورها گرفته تا جعل اسرائیل و حمله به کشورهای منطقه و ایجاد پایگاه‌های متعدد نظامی و فروش گسترده سلاح و امثالهم را شامل می‌شد. * صد البته که در این بحران‌ها غرب از ساده‌لوحی و عصبیت‌های قبیله‌ای و مذهبی وعقب‌ماندگی فکری و تکنولوژیکی ساکنان این منطقه هم استفاده کرده است. 🆔@world_order