eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
545 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.4هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
ژولین فروند بارها متهم به جنگ طلبی شده بود، اما از منظر او جنگ نه از میل به جنگ، بلکه از جایی آغاز می‌شود که سیاست دیگر توان انجام کارکرد اصلی خود، یعنی تبدیل تعارض به رابطه‌ای قابل‌تحمل را از دست داده است. در این معنا، جنگ دیگر یک انتخاب آگاهانه نیست، بلکه اغلب آخرین مرحله فرایندی است که در آن امکان مذاکره، تفاهم و سازش بتدریج فرسوده شده‌ است. اما با این حال نکته‌ مهم در اندیشه‌ فروند این است که جنگ تنها یک بن بست یا رویدادی ویرانگر نیست؛ بلکه گاهی می‌تواند واقعیت‌های سیاسی جدیدی نیز خلق کند. واقعیاتی که پیش از آن از سوی آغازگر جنگ در عرصه دیپلماسی نادیده گرفته می شدند. 🆔@world_order
«انسان نقشه می‌کشد و خدا در میدان می‌خندد» فقط یک تعبیر ادبی نیست، بلکه بیان فشرده یکی از بنیادی‌ترین واقعیت‌های راهبردی است؛ واقعیتی از جنس اینکه هیچ جنگی، دقیقا مطابق برنامه آغازکنندگان آن پیش نمی‌رود. زیرا هر چند طراحان می‌توانند با تکیه بر انبوهی از داده‌های اطلاعاتی، مدل‌های هوش مصنوعی و تصاویر ماهواره‌ای، دقیق‌ترین سناریوها را طراحی کنند، اما جنگ، لحظه‌ای که از اتاق‌های فرماندهی به میدان منتقل می‌شود، دیگر تابع محاسبات نیست؛ بلکه وارد قلمرویی می‌شود که بخش بزرگی از آن خارج از اراده انسان قرار دارد. در این قلمرو، تاریخ و جغرافیا، سرسخت‌ترین واقعیات هستند. زیرا نه تنها کوهستان‌ها، دره‌ها و بیابان‌ها با فرمان هیچ فرماندهی کوتاه، هموار و گل و بلبل نمی‌شوند، بلکه تاریخ نیز با اراده هیچ قدرتی از نو نوشته نمی‌شود. در واقع همانگونه که جغرافیا قواعد خود را بر همه تحمیل می‌کند، تاریخ نیز حافظه خود را بر ارتش‌ها تحمیل می‌کند؛ آن هم بی‌آنکه میان قدرت‌های بزرگ و کوچک تفاوتی قائل شود. از همین منظر، جغرافیا و تاریخ نه متغیرهایی منفعل، بلکه دو بازیگر اصلی نبرد هستند؛ بازیگرانی خاموش که سخن نمی‌گویند، اما سرنوشت بسیاری از جنگ‌ها را تعیین می کنند. این واقعیت را نیز «تاریخ» همواره را بازگو کرده است. بطوریکه شکست بسیاری از قدرت‌های بزرگ، پیش از آنکه ناشی از برتری نظامی حریف باشد، محصول نادیده گرفتن واقعیت‌هایی بوده که در نقشه‌های عملیاتی دیده نمی‌شوند. زیرا واقعیت این است که هیچ سرزمینی تنها با کوه‌، دشت، جنگل‌ها یا بیابان‌هایش قدرت نمی‌آفریند، بلکه آنچه جغرافیا را به یک مولفه راهبردی تبدیل می‌کند، تاریخی است که در دل همان جغرافیا شکل گرفته است. در واقع هر تهاجم، هر مقاومت، هر شکست و هر پیروزی، لایه‌ای تازه بر حافظه یک ملت می‌افزاید و به مرور زمان، این حافظه به بخشی از قدرت ملی تبدیل می‌شود؛ قدرتی که نه در زرادخانه‌ها یافت می‌شود و نه با حملات به پل ها و جاده ها از میان می‌رود. بدین ترتیب، آنچه در ابتدا یک ویژگی طبیعی بود، در گذر زمان به یک مزیت راهبردی تبدیل می‌شود. در این راستا، نیروهای نظامی نیز فقط بهره برداران جغرافیا نیستند، بلکه وارثان تاریخ آن نیز هستند. بطوریکه ارتشی که در بستر تاریخی و جغرافیایی خود شکل گرفته، تنها زمین را نمی‌شناسد، بلکه می‌داند چگونه آن را به بخشی از قدرت رزمی خود تبدیل کند؛ دانشی که هیچ فناوری نمی‌تواند جایگزین آن شود. این چنین است که باید گفت، انسان نقشه می‌کشد، اما تاریخ و جغرافیا هستند که تصمیم می‌گیرند کدام نقشه، مجال تبدیل شدن به «تاریخ» را پیدا می کند. 🆔@world_order
🔴هرمز دیگر جهان را نمی‌ترساند؛ پایان یک اهرم تاریخی؟ / بلومبرگ 🔴شوکِ مهارشده 🔴رؤسای‌جمهور آمریکا طی دهه‌ها از رویارویی مستقیم با ایران پرهیز می‌کردند؛ زیرا تنگه‌ای باریک در امتداد سواحل ایران می‌توانست به‌سادگی مسدود شود و زیرساخت انرژی کشورهایی که یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی جهان را از این مسیر عبور می‌دهند، در معرض آسیب یا نابودی قرار گیرد. دونالد ترامپ در ۲۸ فوریه، برخلاف این سنت دیرپا، در کنار اسرائیل حمله به ایران را آغاز کرد و همان نگرانی‌های تاریخی به‌سرعت واقعیت یافت: اختلال در تنگه هرمز و حملات ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس. با این حال، بازار جهانی انرژی برخلاف پیش‌بینی‌های دیرین به انفجار قیمت‌ها تن نداد و سناریوی نفت فوق‌العاده گران محقق نشد. 🔴این تناقض، پرسشی بنیادین را پیش کشیده است: چرا تحقق بزرگ‌ترین کابوس ژئوپلیتیکی بازار نفت، به فاجعه‌ای که سال‌ها تصور می‌شد منجر نشد؟ پاسخ، مجموعه‌ای از عوامل هم‌زمان است که نشان می‌دهد شاید جهان به نقطه «اوج هرمز» نزدیک شده باشد؛ نقطه‌ای که در آن اهمیت تاریخی این آبراه پابرجاست، اما توان آن برای فلج‌کردن اقتصاد جهانی دیگر مطلق نیست. 🔴وفور و بی‌اعتنایی 🔴چهار ماه و نیم پیش، هنگامی که بمباران‌ها آغاز شد، بازار جهانی از پیش با وفور نفت روبه‌رو بود. عرضه گسترده، نخستین سپر در برابر شوک هرمز شد. هم‌زمان، آزادسازی هماهنگ ذخایر سرشار، فشار ناشی از اختلال در جریان انرژی را کاهش داد و به بازارها امکان داد کمبودهای احتمالی را مدیریت کنند. عامل تعیین‌کننده‌تر، رفتار چین بود؛ یکی از بزرگ‌ترین خریداران سوخت‌های فسیلی که در حاشیه ماند و با ورود فعال به بحران، تقاضا یا رقابت برای منابع محدود را تشدید نکرد. 🔴در کنار این عوامل، دو تولیدکننده بزرگ نفت در خاورمیانه استفاده از خطوط لوله‌ای را افزایش دادند که از دل بیابان عبور می‌کند و تنگه پرمخاطره هرمز را دور می‌زند. این مسیرهای جایگزین، وابستگی مطلق به آبراه را کاهش دادند و نشان دادند بخشی از صادرات منطقه می‌تواند حتی در شرایط اختلال ادامه یابد. تاب‌آوری بازار نتیجه هم‌زمان وفور عرضه، دسترسی به ذخایر، رفتار محتاطانه چین و فعال‌شدن زیرساخت‌های جایگزین بود. 🔴پایان انتظار منفعلانه 🔴اکنون مسئله فقط بازگشت تنگه هرمز به وضعیت عادی نیست، بلکه انتخابی راهبردی پیش روی جهان قرار دارد: آیا باید منتظر عادی‌شدن این گذرگاه حیاتی ماند، یا سرمایه‌گذاری در مسیرهای جایگزین، افزایش ذخایر و متنوع‌سازی شبکه‌های تأمین را شتاب داد؟ توانایی ایران برای محدودکردن جریان انرژی از هرمز دیگر یک فرضیه ژئوپلیتیکی نیست و در عمل آزموده شده است. همین واقعیت، منطق قدیمی اتکا به یک گلوگاه را زیر سؤال می‌برد. 🔴واکنش بازارها نشان داده است که آماده‌سازی قبلی، ذخایر انباشته و مسیرهای دورزننده می‌توانند شدت بحران را کاهش دهند؛ اما این تاب‌آوری می‌تواند دولت‌ها را به اقدام بلندمدت‌تری سوق دهد. کشورها احتمالاً انگیزه بیشتری خواهند داشت تا ظرفیت انبارهای خود را افزایش دهند، زنجیره‌های عرضه را گسترده‌تر کنند و خطوط لوله و کریدورهای دریایی تازه‌ای بسازند. اگر این روند تثبیت شود، هرمز همچنان مهم خواهد ماند، اما دیگر تنها نقطه‌ای نخواهد بود که با بسته‌شدنش جهان انرژی به زانو درآید. 🆔@world_order
🔴چرا ایران از جنگ استقبال می‌کند؟ جمهوری اسلامی با احساس پشتوانه بالای مردمی، آماده حرکات تهاجمی‌تر است / فایننشال تایمز 🔴تغییر موازنه قوا 🔴توافق‌نامه صلح میان ایالات متحده و ایران با یک نقص ساختاری اساسی متولد شد؛ این معاهده تنها بازتاب‌دهنده موازنه قوای موقت در لحظه امضا بود، موازنه‌ای که واشنگتن برای برهم زدن آن و تهران برای حفظش مصمم بودند. جنگ اولیه که با هدف سرنگونی نظام یا تحمیل دیکته‌های اتمی و منطقه‌ای آمریکا آغاز شده بود، در عمل با دستیابی ایران به کنترل تنگه هرمز، به یک پیروزی راهبردی برای تهران تبدیل شد. 🔴رهبران ایران با سوءظن شدید معتقد بودند که این آتش‌بس تنها یک عقب‌نشینی تاکتیکی از سوی واشنگتن برای کاهش فشار بر اقتصاد جهانی و بازسازی قوا است. اظهارات صریح معاون رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر اینکه این توافق فرصت لازم را برای بازسازی ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده فراهم می‌کند، در کنار مسدود ماندن دارایی‌های ایران و نادیده گرفتن شروط تهران در توافق اسرائیل و لبنان، این بدبینی را به یک یقین استراتژیک تبدیل کرد. 🔴فرسایش اهرم‌های فشار 🔴اقدامات میدانی ایالات متحده به طور هماهنگ در جهت تضعیف اهرم‌های برآمده از پیروزی اولیه ایران هدایت شد. اعزام تجهیزات نظامی بیشتر به خلیج فارس و ترغیب کشتی‌های تجاری به نادیده گرفتن دستورات تهران و عبور از آب‌های نزدیک به عمان، تلاشی آشکار برای درهم‌شکستن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز بود. از نظر حاکمان تهران، هرگونه خویشتن‌داری در برابر این اقدامات، صرفاً دعوت از واشنگتن برای اعمال فشارهای بیشتر تلقی می‌شد. 🔴رهبران ایران بر این باورند که برای بازدارندگی در برابر آمریکا و مجبور کردن آن به مذاکره جدی برای رفع تحریم‌ها و تضمین امنیت، باید رویکردی تهاجمی اتخاذ کرده و تنش‌ها را فراتر از حد تحمل واشنگتن بالا ببرند. تنگه هرمز به عنوان حیاتی‌ترین اهرم دیپلماتیک ایران برای آینده شناخته می‌شود که از دست دادن آن، کشور را در مذاکرات بعدی کاملاً بی‌دفاع خواهد ساخت. 🔴آمادگی برای تقابل 🔴حضور گسترده و میلیونی مردم در مراسم تشییع رهبر فقید ایران، این پیام را به حاکمان کشور منتقل کرد که جامعه از اتخاذ رویکرد سخت‌گیرانه در تنگه هرمز به عنوان یک آرمان ملی حمایت می‌کند. در همین راستا، ایران با حمله به دو نفت‌کش در نزدیکی سواحل عمان، طرح‌های آمریکا برای بازگشایی تنگه را به چالش کشید؛ اقدامی که با موج شدیدی از بمباران‌های آمریکا علیه زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی ایران مواجه شد. تهران که از پیش خود را برای این نبرد آماده کرده بود، ترجیح داد پیش از بازسازی کامل توان نظامی آمریکا و بهبود اقتصاد جهانی از شوک‌های انرژی، وارد این رویارویی شود. 🔴استراتژی کنونی ایران، جذب حملات هوایی آمریکا و تشدید ضربات متقابل به اهداف نظامی و زیرساخت‌های انرژی در خلیج فارس است تا نشان دهد سطح تنش‌ها را واشنگتن تعیین نمی‌کند. تهران با پذیرش سختی‌های محاصره دریایی جدید، شرط‌بندی کرده است که بستن هرمز و دریای سرخ، در نهایت ترامپ را به عقب‌نشینی وادار خواهد کرد. 🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔴آیا ترامپ برای اشغال جزایر ایران آماده می‌شود؟ سناریویی که می‌تواند جنگ را منفجر کند / الجزیره 🔴توانِ تصرف 🔴حملات اخیر آمریکا به جزایر قشم، کیش و ابوموسی، همراه با بمباران شهرهای بندری جنوب ایران از جمله بندرعباس، بار دیگر احتمال تصرف بخشی از خاک ایران را مطرح کرده است. این گمانه‌زنی نخستین‌بار زمانی جدی شد که دو مقام آمریکایی از آمادگی وزارت دفاع برای عملیات احتمالی علیه جزیره خارک سخن گفتند؛ جزیره‌ای که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت خام ایران از آن عبور می‌کند. امضای تفاهم‌نامه ۱۷ ژوئن موقتاً این بحث را فرو نشاند، اما خودداری دونالد ترامپ از رد صریح چنین عملیاتی، آن را دوباره به دستور کار بازگردانده است. 🔴آمریکا از نظر نظامی قادر است جزیره‌ای کوچک را با اتکا به برتری هوایی، دریایی و نیروهای آبی‌خاکی تصرف کند. حضور حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی در خاورمیانه نیز امکان پشتیبانی اولیه را فراهم می‌سازد. بااین‌حال، تصرف با نگهداری تفاوت اساسی دارد. قشم به‌دلیل وسعت و مجاورت مستقیم با سرزمین اصلی ایران هدفی بسیار دشوار است و حتی جزایر کوچک‌تر نیز در برد توپخانه، موشک‌ها، پهپادها و قایق‌های تندرو ایران باقی می‌مانند. 🔴دامِ اشغال 🔴یک عملیات محدود برای تصرف جزیره احتمالاً به پنج تا ده هزار نیرو نیاز دارد؛ رقمی که با افزودن پدافند هوایی، مهندسی، لجستیک، خدمات پزشکی و فرماندهی به‌سرعت افزایش می‌یابد. این نیروها زیر آتش مستقیم ایران فعالیت خواهند کرد و خطوط تدارکاتی آنها، از کشتی‌های پشتیبانی تا بالگردها و شناورهای پیاده‌کننده، در معرض موشک، پهپاد، مین و توپخانه قرار می‌گیرد. 🔴تهران برای شکست چنین عملیاتی لزوماً نیازی به بازپس‌گیری فوری جزایر ندارد؛ کافی است مواضع آمریکایی را به پایگاه‌هایی پرهزینه، فرسایشی و از نظر سیاسی تحقیرآمیز تبدیل کند. حفظ این مواضع به حفاظت دائمی دریایی، برتری هوایی و سرکوب مستمر سامانه‌های آتش ایران نیاز خواهد داشت. در این وضعیت، مأموریتی که با ادعای حفاظت از کشتیرانی آغاز شده، می‌تواند به تعهدی سرزمینی و نامحدود تبدیل شود. هزینه تلفات انسانی و واکنش داخلی، به‌ویژه در میان پایگاه سیاسی ماگا، نیز بسیار سنگین خواهد بود و ناگزیر مقایسه با جنگ عراق را زنده می‌کند. 🔴راهِ جنگ زمینی 🔴تصرف جزایر به‌خودی‌خود توان ایران برای مختل‌کردن تنگه هرمز را از بین نمی‌برد. بخش مهمی از رادارها، باتری‌های موشکی ساحلی، پایگاه‌های پهپادی و مراکز فرماندهی سپاه متحرک، پنهان یا در عمق سرزمین اصلی مستقر هستند. نیروی هوایی آمریکا شاید بتواند تهدید را برای اجرای یک فرود موقتاً مهار کند، اما نابودی پایدار آن مستلزم کارزاری پیوسته است. ایران حتی بدون کنترل جزایر نیز می‌تواند از خاک اصلی به کشتی‌ها حمله کند. 🔴خاموش‌کردن واقعی این توان، حمله و احتمالاً اشغال بخش گسترده‌ای از ساحل جنوبی ایران را ضروری می‌کند؛ نقطه‌ای که دیگر با عملیات جزیره‌ای روبه‌رو نیستیم، بلکه آغاز یک جنگ زمینی بزرگ‌تر است. تهران نیز چنین اقدامی را تشدیدی بنیادین تلقی خواهد کرد و احتمالاً مین‌گذاری، حمله به کشتی‌ها، پایگاه‌های آمریکا و زیرساخت انرژی کشورهای خلیج فارس را افزایش می‌دهد. نتیجه می‌تواند جهش هزینه بیمه، فرار کشتی‌ها از هرمز و تیرگی روابط واشنگتن با دولت‌های عربی باشد. تصرف جزایر شاید تصویری نمایشی از قدرت بسازد، اما جنگ کشتیرانی را به جنگ سرزمینی تبدیل خواهد کرد 🆔@world_order
(تحلیل‌گر ریسک، آمریکا) هدف واقعی آمریکا در جنگ با ایران، تنها یک چیز است: تغییر رژیم. چون آمریکا هیچ اعتمادی به جمهوری اسلامی ندارد — نه درباره برنامه هسته‌ای، نه موشکی و پهپادی، نه حمایت از نیروهای نیابتی — هر ادعای دیگری درباره اهداف جنگ را دروغ می‌داند. ترامپ با مجموعه‌ای از اشتباهات، این هدف را غیرممکن کرده است: بمباران مدرسه‌ای در میناب در روز اول جنگ با ۱۶۸ کشته دانش‌آموز، تهدید به نابودی کل تمدن ایران، تهدید به حمله به پل‌ها و نیروگاه‌ها، تماس «عالی» با حزب‌الله، ستایش از رهبر ایران به‌عنوان فردی «بسیار محترم»، و سپس محاصره اقتصادی، ایجاد کمبود غذا و دارو، و بمباران زیرساخت‌های غیرنظامی از جمله تأسیسات آب، فولاد و کارخانه‌ها که بیکاری را بالا برد. نکته کلیدی این است: تنها راه پیروزی آمریکا این بود که مردم ایران علیه حکومت قیام کنند، چون خود رژیم هرگز امتیاز نمی‌دهد — تسلیم شدن به آمریکا مشروعیتش را نابود می‌کند و خودش به سقوط می‌انجامد. اما ترامپ با همین اقدامات، مردم ایران را علیه آمریکا متحد کرده و عملاً لقب «شیطان بزرگ» را تأیید کرده است. روند جنگ کاملاً قابل پیش‌بینی بوده: ایران واکنش‌های منطقی و عمل‌گرایانه نشان داده و همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد تشدید متقابل کرده است. بازگشت ترامپ به جنگ نیز فاجعه‌بار بوده — ایران به‌راحتی پایگاه‌های آمریکایی (از جمله در اردن)، تأسیسات آب‌شیرین‌کن، برق و نفت کویت را هدف قرار می‌دهد، کشتی‌ها را حتی زیر پوشش هوایی آمریکا می‌زند، و مردم ایران هم قیام نکرده‌اند. کویت در حال له شدن است و بحرین و کل خلیج فارس نیز به همین سرنوشت دچار خواهند شد. نتیجه‌گیری نهایی: هیچ مسیری برای پیروزی آمریکا در این جنگ وجود ندارد؛ تنها دستاورد، ویرانی غیرمسئولانه بدون هیچ شانس واقعی موفقیت است. تصمیم ترامپ برای بازگشت به جنگ — به‌جای پایبندی به تفاهم‌نامه و حرکت به سوی صلح پایدار — خطرناک، بی‌پروا و غیرمسئولانه بوده است. https://x.com/BrettErickson28/status/2078172397912658250 https://x.com/BrettErickson28/status/2078459594884682172 https://x.com/BrettErickson28/status/2078461327102915069
🔹دنی سیترونویچ (تحلیلگر سیاسی/امنیتی اسرائیلی): آخرین تحولات، فشار فوق‌العاده‌ای را بر پاکستان وارد می‌کند. نزدیک به یک‌پنجم از جمعیت پاکستان شیعه هستند و بسیاری از آن‌ها علی خامنه‌ای را به عنوان رهبر مذهبی عالی‌قدر خود می‌دانستند؛ موضوعی که در تجمعات اعتراضیِ مقابل کنسولگری ایالات متحده در کراچی پس از ترور او مشهود بود. آخرین چیزی که اسلام‌آباد می‌خواهد این است که در صورت فعال شدن توافقات دفاعی عربستان سعودی و ورود مستقیم این کشور به عملیات نظامی علیه ایران و/یا حوثی‌ها، به یک جنگ منطقه‌ای کشیده شود. همسویی مجدد عربستان سعودی با ایالات متحده — که در گفتگوی اخیر محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، با رئیس‌جمهور ترامپ برجسته شد و بنا بر گزارش‌ها شامل بحث‌هایی درباره‌ی سیاست عربستان در قبال حوثی‌ها و هماهنگی گسترده‌تر با واشنگتن در مورد ایران بود — به ناچار پادشاهی سعودی را در رتبه‌ی بالاتری از فهرست اهداف تهران قرار می‌دهد. این تغییر رویکرد همچنین ایران و حوثی‌ها را به یکدیگر نزدیک‌تر می‌کند. یکی از دلایل اصلی که حوثی‌ها پیش از این خویشتن‌داری نشان می‌دادند، وابستگی اقتصادی فزاینده‌ی آن‌ها به عربستان سعودی و علاقه‌شان به حفظ نقشه راهِ توافق‌شده با ریاض بود. اگر آن چارچوب سیاسی شروع به فروپاشی کند، احتمال حملات مجدد حوثی‌ها علیه عربستان سعودی، به همراه تمایل بیشتر برای رویارویی مستقیم با ریاض، به شدت افزایش می‌یابد. توقیف اخیر یک کشتی تجاری و تهدید فزاینده برای کشتیرانی در تنگه باب‌المندب را باید در این بافتار استراتژیکِ گسترده‌تر دید. برای پاکستان، این یک سناریوی عمیقاً نگران‌کننده است. اسلام‌آباد به طور فزاینده‌ای نگران است که عربستان سعودی ممکن است به زودی با کارزار هماهنگ ایرانی-حوثی مواجه شود که به طور بالقوه می‌تواند شامل حملات تشدیدشده به خاک عربستان و تلاش‌های مجدد برای مختل کردن ترافیک دریایی در تنگه باب‌المندب باشد. چنین تحولی، انتخاب‌های استراتژیک دشواری را برای پاکستان ایجاد خواهد کرد؛ کشوری که به دنبال حفظ روابط خود با عربستان سعودی و در عین حال اجتناب از ورود مستقیم به یک منازعه‌ی منطقه‌ایِ گسترده‌تر است. https://x.com/i/status/2078377506416066733 🔸باراک راوید: 🚨 یک مقام آمریکایی: ایران یک موشک بالستیک به سمت یک پایگاه ایالات متحده در عربستان سعودی شلیک کرد. 🚨 چرا این موضوع اهمیت دارد: این نخستین حمله مستقیم ایران به عربستان سعودی در نزدیک به چهار ماه گذشته است. https://x.com/i/status/2078256131315511549 🆔@world_order
فرهاد قنبری جنگ هرمز پرتغالی‌ها نزدیک به ۱۲۰ سال جزایر ایران در خلیج فارس را در اشغال خود داشتند و «آلبو کرکی» فرمانده استعمارگران پرتغالی معتقد بود کسی که بر سه گذرگاه آبی هرمز، مالاکا و عدن تسلط داشته باشد بر کل تجارت جهانی تسلط خواهد داشت. قدرت استعماری انگلیس به خوبی بر موقعیت استراتژیک هرمز در تجارت جهانی آگاه بود و یکی از راه‌های فروپاشی امپراطوری پرتغال را در شکست دادن آنها در هرمز و خلیج فارس می‌دید. با این نگاه انگلیس کشتی‌های جنگی خود را در اختیار شاه عباس قرار داد تا او در سال ۱۶۶۲ میلادی پرتغالی‌ها را از بندر گمبرون (که پس از آن به افتخار شاه‌عباس به بندرعباس تغییر نام داد) و جزایر جنوبی ایران بیرون رانده و سرآغاز فروپاشی امپراطوری پرتغال را بنیان بگذارد. پس از ضعف و سستی امپراطوری پرتغال برای نزدیک به سه قرن متمادی انگلستان با تکیه بر نیروی دریایی قدرتمند خود به یکه‌تاز عرصه استعمار تبدیل شده و کنترل تجارت جهانی را در دست می‌گیرد. پس از جنگ جهانی دوم و افول انگلستان نوبت ایالات متحده، قدرت استعماری جدید جهان شد تا با تکیه بر ناوها و کشتی‌های جنگی و قدرت دریایی عظیم خود بر تمام دریاها و اقیانوسهای جهان احاطه داشته و خود را به عنوان ابرقدرت و یکه‌تاز عرصه تجارت و اقتصاد جهانی معرفی کند. ⏪ در واقع پس از جنگ‌های صلیبی و به ویژه پس از اشغال قاره آمریکا توسط اروپاییان، آن کشوری قدرت بلامنازع جهانی بوده است که قدرتمندترین نیروی دریایی جهان را در اختیار داشته و بر دریاها و اقیانوسها و گذرگاه‌های آبی مهم جهان تسلط داشته است. حال با چنین منطقی باید «جنگ هرمز» را مورد تحلیل و بررسی قرار داد. از دست رفتن سلطه آمریکا بر این آبراه راهبردی یک شکست استراتژیک ساده نیست و می‌تواند آینده‌ای را برای امپراطوری آمریکا رقم بزند که پیروزی شاه‌عباس در «جنگ هرمز» برای پرتغالی‌ها رقم زد. و بر اساس چنین منطقی است که باید گفت آنکه تصور می‌کرد آمریکا به سادگی زیر بار پذیرش ترتیبات ایرانی برای مدیریت تنگه هرمز خواهد رفت، شناخت دقیقی از تحولات بین‌المللی نداشت. ترامپ با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی و آشوب و تجزیه ایران وارد جنگ با ایران شد اما پس از کمتر از دو ماه متوجه شد که در شرایطی قرار گرفته است که راه پس و پیش از آن بسیار دشوار است. حالا تصمیم‌گیران آمریکا در شرایط دشواری قرار دارند. آنها برای تسلی بر تنگه هرمز یا باید ریسک ورود نیروی نظامی زمینی و جنگ تمام عیار با ایران را به جان بخرند و یا اینکه با پذیرش اراده و تسلط ایران بر تنگه هرمز، بزرگترین شکست استراتژیک خود پس از جنگ ویتنام (و به نظر بزرگتر از جنگ ویتنام) را بپذیرند. ⏪ این روزها مدام به سخنان فرمانده شهید کل‌قوا و شهید سردار سلیمانی فکر می‌کنم که بارها تکرار می‌کردند که «شروع جنگ با شما خواهد بود اما پایان آن را ما رقم خواهیم زد» و حقیقتا اگر چنین چیزی رقم بخورد، چه پیروزی بزرگ و ماندگاری در تاریخ این سرزمین ثبت خواهد شد. 🆔@world_order
هدایت شده از کاوش مدیا
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ نظریه‌پرداز و استاد دانشگاه ملی مکزیک: 📍ترامپ از تاریخ سر در نمی‌آورد اگر از تاریخ چیزی می‌دانست می‌فهمید که باید تسلیم محض ایران را از سر بیرون کند... 🔻دنیا فقط نکات منفی ایران را به ما نشان می‌دهد، به ما نمی‌گویند آن‌ها یک تمدن هستند که بهترین مهندسان و دانشمندان را دارند و در حوزه آموزش جزو بهترین‌ها هستند... 🆔 @Kavoshmedia
جنگ سخت است. جنگ خرابی و ویرانی و آوارگی دارد. جنگ مرگ عزیزان و از هم فروپاشیدن خانواده‌ها دارد. اما باید توجه داشته باشیم که این جنگ را ما شروع نکرده‌ایم، این جنگ به ما تحمیل شده است و باید با اراده قوی و استوار از وطن خود دفاع کنیم. در این شرایط که فرزندان مردم در پادگان‌ها با فدا کردن جان خود از وطن ما دفاع می‌کنند، وظیفه داریم: - به رسانه‌های فارسی‌زبان اسرائیل و ناتو نگاه نکنیم، خبرهای آنها را دنبال نکرده و برای دیگران نفرستیم. وظیفه داریم که امید را در دل جامعه زنده نگه داریم. - در این شرایط اگر به هر صورتی به سخنگوی رسانه‌های دشمن تبدیل شده و دل مردم را خالی کنیم به عنوان سرباز بی‌جیره و بدبخت و فرومایه دشمن درآمده و خواسته و ناخواسته در راستای منافع نها قدم برمی‌داریم. در این شرایط اگر شایعات کانال‌های تلویزیونی و خبری دشمن را دنبال کرده و آنها را برای دیگران بازگو کنیم، خواسته یا ناخواسته یک سرباز بزدل در خدمت دشمن هستیم. - جنگ دشوار و پر از رنج است اما برای دفاع از وطن خود چاره‌ای جز ایستادن نداریم. به هیچ‌وجه قصد مقایسه و یا کوچک جلوه دادن جنگ را ندارم اما یک زلزله (به مانند زلزله سال گذشته ترکیه) در یک دقیقه صدها هزار خانه را ویران کرده و جان ده‌ها هزاران نفر را گرفت اما ترکیه ماند و کم کم از زیر بار سنگین این فاجعه خارج شد. امروز کشور ما با خطری به مراتب بزرگتر از هر زلزله‌ای مواجه است و ما وظیفه داریم که در مقابل خسارت‌های وارده دل قوی داشته و به هر قیمتی از وطن خود دفاع کنیم. اسرائیل در دو سال اخیر نزدیک به پنج درصد از مردم غزه را به قتل رسانده و حتی آنجا را اشغال نظامی کرده است اما هنوز نود و پنج درصد مردم غزه در آنجا حضور دارند و حاضر به تسلیم شدن در برابر دشمن نبستند. بخش عمده جنگ امروز در رسانه‌هاست و بیشتر از جبهه نظامی جنگ اراده‌‌هاست. در این جنگ اگر ما ایرانیان خود را باخته و ضعف نشان دهیم، روزهای بسیار تلخ و دردناکی را در پیش رو خواهیم داشت. 🆔@world_order