فرهاد قنبری
جنگ هرمز
پرتغالیها نزدیک به ۱۲۰ سال جزایر ایران در خلیج فارس را در اشغال خود داشتند و «آلبو کرکی» فرمانده استعمارگران پرتغالی معتقد بود کسی که بر سه گذرگاه آبی هرمز، مالاکا و عدن تسلط داشته باشد بر کل تجارت جهانی تسلط خواهد داشت.
قدرت استعماری انگلیس به خوبی بر موقعیت استراتژیک هرمز در تجارت جهانی آگاه بود و یکی از راههای فروپاشی امپراطوری پرتغال را در شکست دادن آنها در هرمز و خلیج فارس میدید. با این نگاه انگلیس کشتیهای جنگی خود را در اختیار شاه عباس قرار داد تا او در سال ۱۶۶۲ میلادی پرتغالیها را از بندر گمبرون (که پس از آن به افتخار شاهعباس به بندرعباس تغییر نام داد) و جزایر جنوبی ایران بیرون رانده و سرآغاز فروپاشی امپراطوری پرتغال را بنیان بگذارد.
پس از ضعف و سستی امپراطوری پرتغال برای نزدیک به سه قرن متمادی انگلستان با تکیه بر نیروی دریایی قدرتمند خود به یکهتاز عرصه استعمار تبدیل شده و کنترل تجارت جهانی را در دست میگیرد.
پس از جنگ جهانی دوم و افول انگلستان نوبت ایالات متحده، قدرت استعماری جدید جهان شد تا با تکیه بر ناوها و کشتیهای جنگی و قدرت دریایی عظیم خود بر تمام دریاها و اقیانوسهای جهان احاطه داشته و خود را به عنوان ابرقدرت و یکهتاز عرصه تجارت و اقتصاد جهانی معرفی کند.
⏪ در واقع پس از جنگهای صلیبی و به ویژه پس از اشغال قاره آمریکا توسط اروپاییان، آن کشوری قدرت بلامنازع جهانی بوده است که قدرتمندترین نیروی دریایی جهان را در اختیار داشته و بر دریاها و اقیانوسها و گذرگاههای آبی مهم جهان تسلط داشته است.
حال با چنین منطقی باید «جنگ هرمز» را مورد تحلیل و بررسی قرار داد. از دست رفتن سلطه آمریکا بر این آبراه راهبردی یک شکست استراتژیک ساده نیست و میتواند آیندهای را برای امپراطوری آمریکا رقم بزند که پیروزی شاهعباس در «جنگ هرمز» برای پرتغالیها رقم زد. و بر اساس چنین منطقی است که باید گفت آنکه تصور میکرد آمریکا به سادگی زیر بار پذیرش ترتیبات ایرانی برای مدیریت تنگه هرمز خواهد رفت، شناخت دقیقی از تحولات بینالمللی نداشت.
ترامپ با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی و آشوب و تجزیه ایران وارد جنگ با ایران شد اما پس از کمتر از دو ماه متوجه شد که در شرایطی قرار گرفته است که راه پس و پیش از آن بسیار دشوار است.
حالا تصمیمگیران آمریکا در شرایط دشواری قرار دارند. آنها برای تسلی بر تنگه هرمز یا باید ریسک ورود نیروی نظامی زمینی و جنگ تمام عیار با ایران را به جان بخرند و یا اینکه با پذیرش اراده و تسلط ایران بر تنگه هرمز، بزرگترین شکست استراتژیک خود پس از جنگ ویتنام (و به نظر بزرگتر از جنگ ویتنام) را بپذیرند.
⏪ این روزها مدام به سخنان فرمانده شهید کلقوا و شهید سردار سلیمانی فکر میکنم که بارها تکرار میکردند که «شروع جنگ با شما خواهد بود اما پایان آن را ما رقم خواهیم زد»
و حقیقتا اگر چنین چیزی رقم بخورد، چه پیروزی بزرگ و ماندگاری در تاریخ این سرزمین ثبت خواهد شد.
🆔@world_order
هدایت شده از کاوش مدیا
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ نظریهپرداز و استاد دانشگاه ملی مکزیک:
📍ترامپ از تاریخ سر در نمیآورد اگر از تاریخ چیزی میدانست میفهمید که باید تسلیم محض ایران را از سر بیرون کند...
🔻دنیا فقط نکات منفی ایران را به ما نشان میدهد، به ما نمیگویند آنها یک تمدن هستند که بهترین مهندسان و دانشمندان را دارند و در حوزه آموزش جزو بهترینها هستند...
#اسپانیایی
🆔 @Kavoshmedia
جنگ سخت است. جنگ خرابی و ویرانی و آوارگی دارد. جنگ مرگ عزیزان و از هم فروپاشیدن خانوادهها دارد.
اما باید توجه داشته باشیم که این جنگ را ما شروع نکردهایم، این جنگ به ما تحمیل شده است و باید با اراده قوی و استوار از وطن خود دفاع کنیم.
در این شرایط که فرزندان مردم در پادگانها با فدا کردن جان خود از وطن ما دفاع میکنند، وظیفه داریم:
- به رسانههای فارسیزبان اسرائیل و ناتو نگاه نکنیم، خبرهای آنها را دنبال نکرده و برای دیگران نفرستیم. وظیفه داریم که امید را در دل جامعه زنده نگه داریم.
- در این شرایط اگر به هر صورتی به سخنگوی رسانههای دشمن تبدیل شده و دل مردم را خالی کنیم به عنوان سرباز بیجیره و بدبخت و فرومایه دشمن درآمده و خواسته و ناخواسته در راستای منافع نها قدم برمیداریم. در این شرایط اگر شایعات کانالهای تلویزیونی و خبری دشمن را دنبال کرده و آنها را برای دیگران بازگو کنیم، خواسته یا ناخواسته یک سرباز بزدل در خدمت دشمن هستیم.
- جنگ دشوار و پر از رنج است اما برای دفاع از وطن خود چارهای جز ایستادن نداریم.
به هیچوجه قصد مقایسه و یا کوچک جلوه دادن جنگ را ندارم اما یک زلزله (به مانند زلزله سال گذشته ترکیه) در یک دقیقه صدها هزار خانه را ویران کرده و جان دهها هزاران نفر را گرفت اما ترکیه ماند و کم کم از زیر بار سنگین این فاجعه خارج شد.
امروز کشور ما با خطری به مراتب بزرگتر از هر زلزلهای مواجه است و ما وظیفه داریم که در مقابل خسارتهای وارده دل قوی داشته و به هر قیمتی از وطن خود دفاع کنیم.
اسرائیل در دو سال اخیر نزدیک به پنج درصد از مردم غزه را به قتل رسانده و حتی آنجا را اشغال نظامی کرده است اما هنوز نود و پنج درصد مردم غزه در آنجا حضور دارند و حاضر به تسلیم شدن در برابر دشمن نبستند.
بخش عمده جنگ امروز در رسانههاست و بیشتر از جبهه نظامی جنگ ارادههاست. در این جنگ اگر ما ایرانیان خود را باخته و ضعف نشان دهیم، روزهای بسیار تلخ و دردناکی را در پیش رو خواهیم داشت.
#خرمگس
🆔@world_order
✔️هدف آمریکا در دور جدید حملات چیست؟
✍🏻سهند ایرانمهر
حملات ۴۸ساعت گذشته به ایران که عمدتا پلها و زیرساختها در جنوب را هدف قرار داده است نشان میدهد که اگر تا دیروز محور حملات، مراکز موشکی، سامانههای پدافندی و پایگاههای نظامی بود، امروز هدف به لایهای منتقل شده که بدون آن، همان توان نظامی نیز قادر به ادامه عملیات نیست در نتیجه به وضوح شاهد تغییر معنادار منطق جنگایم.
پلهایی که هدف قرار گرفتهاند، مسیرهای ارتباطی جنوب، زیرساختهای برق و تاسیسات بندری، در ظاهر اهدافی ناهمگوناند؛ اما وقتی روی نقشه قرار میگیرند، تصویر کاملتری شکل میگیرد. تقریبا همه آنها در امتداد کریدور لجستیکی جنوب ایران قرار دارند؛ منطقهای که بندرعباس، مسیرهای ارتباطی هرمزگان، بنادر پشتیبان و زیرساختهای انتقال نیرو و تجهیزات را به یکدیگر متصل میکند. این همپوشانی جغرافیایی بهسختی میتواند محصول انتخابهای جداگانه و تصادفی باشد بنابراین در تحلیل اطلاعاتی، هنگامی که اهداف با کاربری متفاوت اما وابستگی عملکردی مشترک کنار هم انتخاب و چیده میشوند، فرض «حمله به شبکه» قوت میگیرد .
به نظر میرسد آمریکا از مرحله انهدام «قابلیتها» وارد مرحله انهدام «ظرفیتها» شده است. این دو، اگرچه در ظاهر نزدیک به هماند، اما در عمل دو راهبرد کاملا متفاوت را نمایندگی میکنند. نابود کردن یک لانچر موشکی یا یک انبار مهمات، بخشی از قدرت رزمی را از بین میبرد؛ اما حمله به پل، شبکه برق، مسیرهای مواصلاتی و مراکز پشتیبانی، فرآیندی را هدف میگیرد که آن قدرت رزمی را زنده نگه میدارد. به بیان سادهتر، آمریکا دیگر فقط به دنبال کاهش قدرت آتش نیست؛ تلاش میکند چرخه تولید، انتقال، تعمیر، سوخترسانی و جابهجایی آن قدرت را مختل کند.
این تغییر اتفاقی نیست و به نظر میرسد آمریکا به این جمعبندی رسیده که حمله به اهداف صرفا نظامی، اگرچه خسارت وارد میکند، اما الزاما توان ادامه عملیات را از ایران نمیگیرد. بنابراین میدان نبرد از پایگاهها به زیرساختها منتقل شده است؛ جایی که آسیب به یک گره، اثر خود را بر دهها نقطه دیگر نیز میگذارد.
از همین منظر، انتخاب پلها اهمیت ویژهای پیدا میکند. پل فقط مسیر عبور خودرو نیست؛ گره اتصال یک شبکه است و لاجرم هر پل تخریبشده، زمان انتقال نیرو را افزایش میدهد، رساندن مهمات را کند میکند، بازسازی خسارتهای دیگر را به تأخیر میاندازد و فرماندهی را ناچار میکند منابع بیشتری را صرف حفظ جریان لجستیک کند. حمله به شبکه برق نیز همین منطق را دارد. برق در جنگ مدرن فقط انرژی مصرفی شهرها نیست؛ ستون پنهان سامانههای فرماندهی، مخابرات، رادار، بنادر، تعمیرگاهها و مراکز پشتیبانی است. وقتی این اهداف کنار هم قرار میگیرند، دیگر نمیتوان آنها را مجموعهای از حملات مستقل دانست.
این الگو یک نکته مهم دیگر را نیز آشکار میکند. آمریکا ظاهرا در پی آن نیست که تنها توان رزمی ایران را کاهش دهد؛ بلکه میخواهد سرعت بازیابی آن را هم پایین بیاورد. در ادبیات نظامی، میان از بین بردن یک توان و از بین بردن امکان بازسازی آن، تفاوتی اساسی وجود دارد. آنچه امروز بیشتر دیده میشود، حمله به امکان بازسازی است.
حملات اخیر همزمان فرض مقدمهسازی برای ورود نیروی زمینی را هم برای عدهای مطرح کرده است اما آیا این روند مقدمه عملیات زمینی است؟
حمله به خطوط مواصلاتی، مراکز لجستیکی و گرههای ارتباطی میتواند بخشی از مقدمات یک عملیات زمینی باشد، اما میان آمادهسازی میدان و تصمیم به ورود نیروی زمینی فاصله زیادی وجود دارد. چنین تصمیمی برای آمریکا فقط یک انتخاب نظامی نیست؛ یک تصمیم بزرگ سیاسی با هزینههای داخلی و خارجی است. بحثهایی که چهرههایی مانند جیدی ونس درباره پرهیز از درگیر شدن آمریکا در جنگهای طولانی مطرح کردهاند، نشاندهنده نگرانی بخشی از جریان سیاسی آمریکا از تکرار تجربه عراق و افغانستان است؛ تجربههایی که نشان دادند پیروزی در حمله اولیه لزوماً به معنای موفقیت در مرحله بعدی نیست. حتی اگر آمریکا بتواند با تکیه بر قدرت هوایی و موشکی، بخشی از توان نظامی ایران را کاهش دهد، حفظ یک نیروی زمینی در کشوری با وسعت ایران، جغرافیای پیچیده و شبکههای متعدد قدرت، مسئلهای کاملاً متفاوت خواهد بود. دشواری اصلی حمله زمینی در تصرف واشغال نیست بلکه در روزهای بعد از موفقیت است؛ تامین مداوم نیرو و تجهیزات، حفاظت از مسیرهای پشتیبانی، کنترل مناطق گسترده و تحمل هزینههای انسانی و سیاسی.
به همین دلیل، آنچه تاکنون دیده میشود بیشتر به راهبردی برای فرسایش توان عملیاتی و افزایش فشار بر ایران شباهت دارد تا نشانهای روشن از تصمیم برای آغاز جنگ زمینی؛ زیرا تجربه جنگهای گذشته به آمریکا آموخته است که آغاز یک عملیات ممکن است در اختیار فرماندهان باشد، اما پایان آن همیشه در اختیار آنها نیست.
ادامه متن👇🏼
👇🏼ادامه متن پیشین
آنچه تا اینجا گفتم مربوط به بخش سیاسی ماجراست از نظر نظامی هم بر پایه اطلاعات موجود، اینکه از قریبالوقوع بودن حمله زمینی سخن بگوییم، نتیجهای عجولانه است. حمله به زیرساختهای لجستیکی میتواند یکی از مقدمات یک تهاجم زمینی باشد، اما بهتنهایی چنین معنایی ندارد. اگر واشنگتن به سمت اشغال زمینی حرکت کرده باشد، باید همزمان نشانههای دیگری نیز دیده شود؛ استقرار گسترده نیروهای رزمی، ایجاد عقبه لجستیکی، انتقال انبوه تجهیزات مهندسی، افزایش ظرفیت تخلیه مجروحان، انبارهای سوخت و مهمات و برتری هوایی پایدار. دستکم تاکنون، چنین تصویری در اطلاعات علنی مشاهده نمیشود اما آنجه تقریبا قطعی است این است که اهدافی مانند پلهای اصلی، تقاطعهای بزرگ جادهای، مراکز توزیع برق، زیرساختهای بندری، مراکز تعمیراتی و گرههای مخابراتی همه در یک شبکه مشترک تعریف میشوند و آمریکا وارد مرحله جنگ علیه «شبکههای پشتیبانی» شده است.
اما همینجا محدودیت این راهبرد نیز آغاز میشود این درست است که انهدام شبکههای لجستیکی، میتواند هزینه عملیات را افزایش دهد و آزادی عمل نظامی را محدود کند اما الزاما به تحقق اهداف سیاسی منجر نمیشود. تاریخ جنگهای سه دهه گذشته بارها نشان داده است که میان موفقیت در تخریب زیرساختها و موفقیت در تحمیل اراده سیاسی یا قدرت تخریب و تبدیل آن به دستاورد سیاسی، فاصلهای زیادی وجود دارد.
اگر راهبرد آمریکا بر این فرض استوار باشد که فشار فزاینده بر زیرساختها، بهتنهایی محاسبات سیاسی تهران را تغییر خواهد داد، هنوز برای قضاوت درباره موفقیت آن زود است. آنچه امروز میتوان با اطمینان بیشتری گفت، این است که منطق عملیات تغییر کرده است؛ اما اینکه این تغییر، سرنوشت جنگ را نیز تغییر دهد، نیازمند زمان بیشتر و محاسبه میزان تابآوری طرفین است. ایران باید ببیند تا کجا هزینههای اقتصادی، آسیب به زیرساختها و فشار ناشی از ادامه جنگ را تحمل میکند، و آمریکا هم باید هزینههای مالی، سیاسی و داخلی ورود به یک درگیری طولانی را محاسبه کند؛ زیرا در جنگهای فرسایشی، گاهی پیروز بیشتر از توانایی ایراد ضربه به توانایی تحمل ضربه متکی است.
🆔@world_order
پیشتر گفتیم که این جنگ تا شکلگیری نظم و معماری امنیتی جدید در غرب آسیا ادامه خواهد یافت.
دربارهٔ این مرحله از جنگ، بر پایهٔ اطلاعات میدانی، چنین بهنظر میرسد:
نخست آنکه هر دو طرف خوب میجنگند و با نمایش ضعف ساختگی یکدیگر را فریب میدهند؛ همچنین هر دو از تدابیر خوبی برخوردارند. در جبههٔ جنوبی نیز چنین نیست که دستگاه تصمیمگیری ایران دستپاچه و هل شده باشد.
ظاهر امر سادگی پزشکیان است، اما حقیقت امر، تدابیر قوهی عاقلهی نظام ایران با خروجیهای پیچیده و مخرب، ضمن نزول نصرتهای الهی.
اگر سپاه نقاط آغاز عملیات آمریکا را بکوبد ـ که ظاهراً در حال انجام این کار است ـ و بتواند بازار انرژی را متزلزل سازد، هفتهٔ آینده یا دو هفتهٔ دیگر وارد آتشبس میشویم.
مگر آنکه بازیگران دیگری از جمله اسرائیل وارد جنگ شوند و دشمن بخواهد با وارد کردن نیروی زمینی تشدید کند، که در آن صورت جنگ طولانیتر میشود.
باز تأکید میکنم دشمن نیز ضربات سنگینی میخورد.
🆔@world_order
هدایت شده از خبرگزاری صداوسیما
موشکهای ایرانی راه دور زدن پدافند آمریکایی را بلدند
والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای آمریکایی:
🔹ایران با بهرهگیری از موشکهایی که با سرعتی بسیار بالا پرواز میکنند و در مرحله نهایی مسیر خود، پیش از اصابت، قابلیت مانور دارند، روشهای جدیدی برای عبور از سامانههای دفاع موشکی آمریکا توسعه داده است.
🔹مقامهای آمریکایی همچنین نسبت به افزایش چشمگیر دقت حملات موشکی ایران ابراز نگرانی کردهاند.
@iribnews
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
موشکهای ایرانی راه دور زدن پدافند آمریکایی را بلدند والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای آمریکایی:
چه چیز مانع جنگ میشود و امنیت را تأمین میکند؟
مذاکره؟ یا قدرت؟
قدرت نرم و انگارهای یا «سخت»؟ کدام ضریب تعیینکننده و بیشتری دارد؟ اگر چه ایران و نظام را همین مذهب شیعی (با تسامح ایدئولوژی) حفظ کرد، با کشاندن مردم غالبا مذهبی به خیابان.
اما
«مقامهای آمریکایی نسبت به افزایش چشمگیر دقت حملات موشکی ایران ابراز نگرانی کردهاند.»
#قدرت_میدانی #قدرت_عینی #نظامی #فناوری #تکنولوژی #جغرافیا #انرژی #اقتصادی #رسانهای
🆔@world_order
18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 عراقچی: بمباران بیت از طریق حفره امنیتی صورت گرفته و این حفره امنیتی همچنان وجود دارد
🔹 این حفره امنیتی در جهتگیری در #تصمیمسازیها هم اثرگذار است!
پ. ن: تصمیمگیر فرصت تفکر ندارد و #نسخه را مشاور و #کارشناس ارائه میدهد. یک شکل #نفوذ و بلکه مهمترین آن به خودآگاه و ناخودآگاه ما اعمال میشود از طریق #دستگاه_کارشناسی در مقام #تصمیمسازی و به خلاف طعن دکتر عراقچی که تندروها را هدف میگیرد، اغلب از ناحیهی #غربگراییِ #غربگراها است.
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🎥 عراقچی: بمباران بیت از طریق حفره امنیتی صورت گرفته و این حفره امنیتی همچنان وجود دارد 🔹 این حفره
❌امیدوارم از انتشار کامل گفتگو در این برهه خودداری بشود.
⚠️ علاوه بر حواشی اختلاف انگیز گستردهای که در پی خواهد داشت، اگر همه فیلم به منوال این چند ثانیه باشد پیامِ شدید ضعف و مذاکره محسوب میشود.
⚠️اگر چه طی یک بدسیقگی بزرگ، بدترین قسمت از مصاحبه تقطیع و منتشر شد و دشمن آن پیامی را که باید میگرفت با همین چند ثانیه گرفت.
❌این نوع استدلال که اگر ده روز زودتر آتشبس میشد شهید لاریجانی و خطیب زنده بودند از لحاظ منطقی درست، اما از فلسفی و استراتژیک کاملا غلط است! چرا که با این استدلال، اگر ۳۹ روز پیش به آتش بس میرسیدیم امام خامنهای نیز شهید نمیشد! اگر ۹ ماه پیش صلح با آمریکا میرسیدیم شهید سلامی و حاجی زاده و باقری نیز شهید نمیشدند! اصلا اگر کربلا رخ نمیداد امام حسین نیز سالهای بیشتری زنده میماند! این استدلال آدرس غلط است و اتفاقا آمریکا را جری تر میکند.
❌به هر صورت بنظرم انتشار کامل این مصاحبه در حال حاضر نه تنها هیچ سودی ندارد بلکه مایه تفرقه، جنجال، حاشیه سازی و عدم تغییر محاسبات دشمن است.
✍اللهکرم مشتاقی
🆔@world_order
کاش بر سردر همهٔ انجمنها و احزاب و نهادهای سیاسی نوشته میشد.
شاید کمک میکرد در میانهٔ جنگ و جنایات استعمارگرانه، طومارهای دعوت به صلح خطاب به متجاوزانِ ددمنش نوشته شود و نه خطاب به موردتجاوزقرارگرفتگان و مدافعان وطن و آرزومندان و زمینهسازان امنیت و صلح و بالندگیِ پایدار در ایران.
✍محمدرضا جلاییپور
🆔@world_order