eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹علیرضا دوستدار: این خلاصه حرف‌های ولی نصر درباره دلائل از سر گیری جنگ خیلی درست و کلیدی است. هر کس فکر می‌کند ایران از سر زیاده‌خواهی یا به خاطر «جنوب لبنان» یا تحت تاثیر شعار انتقام به جنگ بازگشته بد نیست این پنج شش دقیقه را گوش دهد.... https://x.com/i/status/2078608197057736974 : 🎥 علی واعظ، عضو گروه بین‌المللی بحران، این سؤال را مطرح کرد که چرا ایران باید یک توافق به ظاهر سخاوتمندانه با آمریکا را فدای کنترل تنگه هرمز کند؛ آن هم شامل یک کریدور جنوبی که در بهترین حالت تنها ۲۰ درصد از ترافیک دریایی را پوشش می‌دهد. ولی نصر با رد این فرض، استدلال کرد که تهران از همان ابتدا به این نتیجه رسیده بود که واشنگتن هرگز قصد پایبندی به این یادداشت تفاهم (MOU) را نداشته و صرفاً از آن برای تجدید قوا پیش از آغاز جنگی دیگر استفاده می‌کرده است. نصر گفت ایران انتظار داشت دور بعدی درگیری با اسرائیل و آمریکا تا ماه اکتبر رخ دهد، اما این اتفاق بسیار زودتر از حد انتظار افتاد. او چهار سیگنالی را نام برد که تهران را متقاعد کرد این یادداشت تفاهم هرگز اجرا نخواهد شد: 1️⃣ هیچ پولی واریز نشد: هیچ‌کدام از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران آزاد نشد. نصر به نقل از یک منبع گفت اگر قالیباف، مذاکره‌کننده ارشد، حتی با ۱ میلیارد دلار از دوحه بازگشته بود، «فضا و گفتگوها در داخل ایران بسیار متفاوت می‌شد.» معافیت‌های نفتی دو ماهه نیز تغییر چندانی در وضعیت اقتصادی ایران ایجاد نمی‌کند. 2️⃣ لبنان به تهران نشان داد که آمریکا به امضای خود پایبند نیست: نصر گفت واشنگتن در یادداشت تفاهم با بندهای مربوط به لبنان موافقت کرد، اما بلافاصله پس از آن، به ایجاد شرایطی کمک کرد تا اسرائیل بتواند با تایید دولت لبنان در آنجا عملیات انجام دهد و به این ترتیب، اهرم فشار را از دست ایران خارج کرد. 3️⃣ آمریکا بلافاصله پس از امضای توافق، بازسازی توان نظامی خود برای جنگ را آغاز کرد: تجهیزات نظامی با الگویی روانه منطقه شدند که تهران آن را از زمان آمادگی‌های پیش از فوریه می‌شناخت. نصر اشاره کرد که لفاظی‌های دیپلماتیک به‌هیچ‌وجه با آنچه ایران از نظر نظامی در میدان می‌دید، همخوانی نداشت. 4️⃣ واشنگتن شروع به «تضعیف تدریجی» کنترل ایران بر تنگه هرمز کرد: نصر بر دو اقدام مجزا تاکید کرد: ابتدا آمریکا نفتکش‌ها را تشویق کرد که اصلاً با ایران هماهنگی نکنند، و سپس آن‌ها را به سمت کانال جنوبی سوق داد. ایران در اینجا خط قرمز خود را ترسیم کرد. واشنگتن نیز با یک تنش‌زایی گسترده، سامانه‌های موشکی و پهپادی را هدف قرار داد تا کنترل تنگه را از دست ایران خارج کند. 🔸 نکته کلیدی ولی نصر: ایران این وضعیت را به عنوان انتخابی میان منافع اقتصادی و تنگه هرمز نمی‌بیند. از نگاه تهران، اصلاً منفعت اقتصادی وجود نداشت که بخواهد «فدا» شود، چرا که واشنگتن هرگز قصد محقق کردن آن‌ها را نداشت. علاوه بر این، ایران معتقد است بدون کنترل بر تنگه هرمز، هیچ اهرم فشاری برای وادار کردن آمریکا به اجرای هرگونه توافق در آینده نخواهد داشت. همان‌طور که نصر مطرح کرد، کنترل بر این تنگه، «شمشیر داموکلس را بر سر اقتصاد جهانی» قرار می‌دهد که تهران آن را برای گرفتن هرگونه امتیازی از واشنگتن «حیاتی و ضروری» می‌داند. https://x.com/i/status/2078548344658624827 🆔@world_order
▫️ «گزارش نیویورک تایمز از تحولات ۱۸ ژوئیه و حملات سنگین ایران به اردن» پیوند به متن کامل اصلی ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۶ -------------------- خلاصه گزارش: گزارش نیویورک تایمز از تحولات ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۶ حاکی از آن است که حمله موشکی و پهپادی ایران به پایگاه هوایی «موفق» در اردن، از حیث تلفات انسانی یکی از جدی‌ترین حملات مستقیم به نیروهای آمریکایی در این مرحله از جنگ به شمار می‌رود. ارتش ایالات متحده کشته شدن دو نظامی، مفقود شدن یک نفر و انتقال چهار نظامی دیگر به مراکز درمانی را تایید کرده است؛ هرچند اعلام شد که مجروحان بعداً از بیمارستان مرخص شده‌اند. با احتساب این حمله و بر اساس گزارش‌های همزمان، مجموع تلفات نظامیان آمریکایی در جنگ جاری به ۱۶ نفر افزایش یافت. 🔺 از منظر خسارات تجهیزاتی، گزارش اشاره می‌کند که این حمله بخش‌هایی از پایگاه را که تجهیزات حساس آمریکایی در آن مستقر بوده‌اند، هدف قرار داده. بر اساس گزارش‌های اولیه منتشرشده، یک سامانه راداری و چند فروند بالگرد در این پایگاه مورد اصابت قرار گرفته یا آسیب دیده‌اند. با این حال، تعداد، مدل و میزان دقیق آسیب‌دیدگی بالگردها هنوز به طور رسمی از سوی فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) اعلام نشده است. از آنجا که بخشی از ادعای انهدام تجهیزات توسط سپاه پاسداران مطرح شده است، باید میان اصل اصابت پرتابه‌ها و جزئیات خسارات ادعایی تفکیک قائل شد. گزارش‌های مستقل نیز تایید می‌کنند که ایران ادعا کرده تجهیزات راداری و هواگردهای آمریکایی را در اردن منهدم کرده است. 🔺 اهمیت خسارات تجهیزاتی در این واقعیت نهفته است که پایگاه «موفق» صرفاً یک محل استقرار معمولی نیست، بلکه در ماه‌های اخیر به یکی از مراکز اصلی عملیات هوایی آمریکا علیه ایران تبدیل شده بود. پیش از آغاز دور جدید درگیری‌ها، بیش از ۶۰ فروند هواگرد رزمی و پشتیبانی از جمله جنگنده، پهپاد و بالگرد به همراه سامانه‌های پدافند هوایی در این پایگاه مستقر بودند. آسیب دیدن بالگردها و سیستم‌های راداری می‌تواند بر ماموریت‌های این پایگاه در جابه‌جایی نیرو، جستجو و نجات رزمی، عملیات ویژه و هشدار زودهنگام تاثیر بگذارد. هرچند بدون وجود اطلاعات رسمی، نمی‌توان میزان دقیق اختلال عملیاتی را مشخص کرد. 🔺 به طور خلاصه، خسارات ایالات متحده به تلفات انسانی محدود نشده و ظاهراً بخشی از زیرساخت‌ها و ناوگان مستقر در این پایگاه نیز آسیب دیده‌اند. مهم‌تر از ارزش مالی چند بالگرد یا یک رادار، این واقعیت است که بخشی از این حملات موفق شده‌اند از لایه‌های دفاعی عبور کرده و به یک مرکز عملیاتی محافظت‌شده آمریکایی اصابت کنند؛ رویدادی که آسیب‌پذیری پایگاه‌های منطقه‌ای ایالات متحده در برابر حملات گسترده و ترکیبی ایران را برجسته می‌‌کند و احتمال واکنش شدیدتر از سوی واشنگتن را افزایش می‌دهد. 🆔@world_order
🔰بررسی و نقد بر لبه تنهایی؛ استراتژی امنیت احتمال جنگ را افزایش می‌دهد؟ ایدئولوژی، ابزار ژئوپلیتیک بود، نه ژئوپلیتیک، ابزار ایدئولوژی 🔸در میزگرد بررسی و نقد کتاب «بر لبه تنهایی» تالیف ولی نصر منتقدان به بررسی امنیت پرداختند و آن را در چهار دهه گذشته تا به امروز بررسی کردند. 🔸جهانگیر کرمی: اگر بخواهم ویژگی‌های اصلی کتاب را در چند جمله کوتاه بیان کنم، باید بگویم که ایده اصلی کتاب این است: «امنیت، دولت را می‌سازد و جنگ، ساختار دولت را تنظیم می‌کند.» این، یک نظریه کلی است. در علوم سیاسی، معمولاً این دیدگاه مطرح می‌شود که جنگ‌ها و مسائل امنیتی، دولت‌ها را شکل می‌دهند و بسیاری از دولت‌های جهان، محصول جنگ‌ها و مسائل امنیتی هستند. 🔸محمدفاضلی: اولین تلاشی که کتاب انجام داده، عقلانی کردن سیاست امنیتی و سیاست منطقه‌ای ایران است. منظور از عقلانی کردن این نیست که مؤلف بخواهد آن را خوب یا تأیید کند، بلکه می‌خواهد توضیح دهد که منطق پشت این سیاست‌ها چیست. یعنی اگر بخواهید از زاویه نگاه یک استراتژیست ایرانی یا یک رهبر ایرانی فکر کنید که چرا چنین تصمیم‌هایی گرفته شده و چرا چنین اقداماتی انجام شده است، ولی نصر تلاش می‌کند این منطق را بازسازی و تبیین کند؛ اینکه این افراد در چه چارچوبی فکر می‌کردند و بر چه اساسی تصمیم می‌گرفتند. بنابراین، اگر می‌خواهید خوانشی از این داشته باشید که استراتژیست‌ها و رهبران ایرانی، اقداماتی را که انجام داده‌اند، چرا انجام می‌دادند و منطق پنهان پشت این تصمیم‌ها چه بوده است، این کتاب از این لحاظ خواندنی است. وحید عابدینی، مترجم کتاب:آنچه که در کتاب، به نظرم، جالب است و حداقل برای من اهمیت داشت، تصمیم‌گیری برای ورود به خاک عراق پس از آزادسازی خرمشهر بود و اینکه استدلال نظامیان این است که از آن سوی مرز، به‌راحتی آبادان را می‌زنند. بعد هم جملاتی از امام خمینی(ره) نقل شده که در توضیح اینکه چرا باید وارد خاک عراق شویم، می‌گوید: «از آن سوی مرز ما را می‌زنند.» به نظرم، این توضیح‌دهنده این مسئله است که نبود موانع طبیعی در مرزها و احساس ناامنی ناشی از مرزها، ورود به خاک عراق را در ذهن تصمیم‌گیرندگان ایرانی توجیه می‌کند و بعدها، به یک معنا، همین مسئله به آن چیزی تبدیل می‌شود که از آن با عنوان «دفاع به جلو» یاد می‌شود. بنابراین، در عین حال که نباید در دام استثناگرایی مرتبط با ایران بیفتیم و تصور کنیم که ایران کشوری استثنایی است، کتاب تلاش می‌کند بفهمد که چرا این وضعیت شکل گرفته است. ibna.ir/x6J4s @ibna_official
هدایت شده از خبرگزاری فارس
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سخنگوی وزارت خارجه: صلح را در طاقچهٔ روابط بین‌الملل تقدیم نمی‌کنند؛ برای صلح، باید جنگید! 🔹ما بزرگترین انسان‌هایمان را برای برقراری صلح پایدار برای تک‌تک مردم ایران تقدیم کرده‌ایم؛ باید از تصورات فانتزی دست برداریم. 🔹آمریکایی‌ها خرداد پارسال گفتند «برای ازبین‌بردن خطر هسته‌ای ایران»، بعد گفتند «به‌خاطر قریب‌الوقوع‌بودن خطر هسته‌ای ایران»، بعد گفتند «در راستای حمایت از اسرائیل» ۹ اسفند پارسال گفتند «برای جلوگیری از ساخت بمب اتمی ایران» و حالا می‌گویند «برای آسیب‌دیدن چند کشتی در تنگهٔ هرمز» به ایران حمله کرده‌اند؛ همهٔ این‌ها بهانه است. @Farsna
فارن پالیسی: آمریکا توافق را نقض کرد؛ اقدامات ایران در تنگه هرمز با متن توافق سازگار بود 🔵«دیوید رایکوف» دیپلمات پیشین سازمان ملل در سودان، سودان جنوبی، لیبی و افغانستان در فارن‌ پالیسی نوشته است: کاخ سفید توافق آتش‌بس هرمز را از بین برد، زیرا یا متوجه نبود دقیقاً با چه چیزی موافقت کرده است، یا اساساً برایش اهمیتی نداشت. پیامدهای این اشتباه، سایه‌ای بلند بر آینده تنگه هرمز خواهد انداخت. 🔵وقتی پای توافق‌های صلح و آتش‌بس در میان باشد، جزئیات اهمیت حیاتی دارند. این موضوع درباره هر توافق بین‌المللی صادق است، اما در شرایط جنگی، نبود اعتماد و حسن نیت میان طرف‌ها تقریباً هیچ جایی برای خطا یا ابهام باقی نمی‌گذارد. 🔵از هر زاویه‌ای که به این متن نگاه کنیم، حاصل کار توافقی عمیقاً معیوب است. متن رسمی انگلیسی آن تنها کمی بیش از دو صفحه است و در بخش‌های مختلف، مبهم، چندپهلو و گاه غیرقابل فهم است. 🔵نمی‌توان با قطعیت دانست هنگام مذاکرات چه در ذهن مذاکره‌کنندگان، امضاکنندگان یا مشاورانشان می‌گذشته است. با این حال، به نظر می‌رسد ایران عمداً عباراتی را وارد متن کرده که به آن اجازه می‌دهد ادعای مدیریت تنگه هرمز را مطرح کند و سپس نیز برای اجرای همین برداشت اقدام کرده است. 🔵مهم‌ترین بخش، بند پنجم توافق است که می‌گوید: «جمهوری اسلامی ایران با به‌کارگیری نهایت تلاش خود، ترتیبات لازم را برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری، بدون دریافت هیچ‌گونه هزینه، صرفاً به مدت ۶۰ روز فراهم خواهد کرد.» 🔵به نظر می‌رسد مذاکره‌کنندگان و رهبران آمریکا یا متوجه پیامدهای این عبارت نشده‌اند یا اساساً به آن اهمیتی نداده‌اند. نتیجه، تلاش‌های متضاد دو طرف برای کنترل تنگه هرمز بود. 🔵ایران سپس برای اجرای ترتیبات موردنظر خود از زور استفاده کرد؛ اقدامی که می‌توان استدلال کرد در چارچوب توافق قرار داشت. در مقابل، آمریکا با حمله نظامی، توافق را نقض کرد. اکنون هر دو طرف، دست‌کم به طور موقت، توافق را کنار گذاشته‌اند و حملات متقابل از راه دور را از سر گرفته‌اند؛ وضعیتی که آن‌ها را بیش از گذشته از هرگونه راه‌حل پایدار دور کرده است. 🔵ایران استدلال قابل قبولی دارد که تا پیش از آغاز حملات آمریکا به اهدافی در داخل خاک ایران، مفاد توافق را نقض نکرده بود. هیچ بخشی از توافق ایران را ملزم نمی‌کند که اجازه عبور به همه کشتی‌های تجاری بدهد. حتی بند چهارم توافق، با اشاره به اصل تناسب، به طور ضمنی می‌پذیرد که ایران ممکن است دست‌کم در ۳۰ روز نخست چنین نکند. 🔵آنچه توافق از ایران می‌خواهد، صرفاً ایجاد ترتیباتی برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری مطابق بند پنجم است؛ عبارتی که با الزام آمریکا در همان توافق برای «پایان کامل» محاصره بنادر ایران تفاوت اساسی دارد. 🔵برخلاف برخی بندهای دیگر، در اینجا هیچ الزامی برای توافق یا رضایت متقابل درباره این ترتیبات وجود ندارد و همچنین توضیحی درباره ماهیت این ترتیبات، نحوه اجرای آن‌ها یا محدودیت‌های ایران در اعمال آن‌ها ارائه نشده است. 🔵به نظر می‌رسد ایران نیز دقیقاً مطابق متن توافق عمل کرده و ترتیباتی وضع کرده که براساس آن، همه کشتی‌ها باید از «سازمان عبور و مرور تنگه خلیج فارس» (PGSA) مجوز عبور دریافت کنند و تنها از مسیرهای دریایی مورد تأیید ایران که از آب‌های سرزمینی این کشور عبور می‌کنند، استفاده کنند. 🔵هرچند این الزامات محل ایرادهای جدی هستند، اما به خودی خود با متن توافق مغایرت ندارند. 🔵توافق همچنین استفاده ایران از زور علیه کشتی‌های تجاری را به طور مطلق ممنوع نکرده است. البته این موضوع با بحث حقوق بین‌الملل دریاها متفاوت است؛ به‌ویژه آنکه ایران خود را ملزم به کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل نمی‌داند و آمریکا نیز تنها بخشی از آن را پذیرفته است. 🔵بند نخست توافق فقط استفاده طرفین از زور علیه یکدیگر را ممنوع می‌کند و درباره استفاده از زور علیه طرف‌های ثالث سکوت کرده است. 🔵طبق گزارش‌ها، تمام حملات ایران به کشتی‌رانی تاکنون علیه کشتی‌هایی بوده که خارج از مسیرهای مورد تأیید ایران و احتمالاً بدون مجوز PGSA قصد عبور از تنگه را داشته‌اند. اگر هدف ایران اجرای ترتیبات پیش‌بینی‌شده در توافق باشد، می‌توان استدلال کرد که دست‌کم بخشی از این اقدامات با متن توافق سازگار بوده است. 🔵در مقابل، آمریکا ظاهراً تلاش کرده مانع از اعمال مدیریت ایران بر تنگه شود. «مرکز مشترک اطلاعات دریایی» وابسته به نیروهای دریایی ائتلاف تحت رهبری آمریکا، بارها به کشتی‌های تجاری توصیه کرده از مسیرهایی استفاده کنند که مورد تأیید ایران نیست. 🔵همچنین، تحریم‌های دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا‌ علیه سازمان PGSA لغو نشد و این دفتر هشدار داد هر فرد یا شرکتی که با این نهاد همکاری کند، ممکن است در معرض تحریم قرار گیرد.
🔵اگرچه توافق این اقدامات را صراحتاً ممنوع نکرده است، اما به‌وضوح هرگونه استفاده آمریکا از زور علیه خاک یا دارایی‌های ایران را ممنوع می‌کند. 🔵با در نظر گرفتن همه این شرایط، کاملاً قابل تصور است که رهبران ایران واقعاً معتقد باشند به تعهدات خود عمل کرده‌اند و این آمریکا بوده که بخش‌های مهمی از توافق را نادیده گرفته است. 🔵ترامپ نیز تقریباً بلافاصله با نقض ممنوعیت صریح تهدید به استفاده از زور، این برداشت را تقویت کرد. این مسئله می‌تواند توضیح منسجمی برای تقریباً تمام اقدامات ایران از اواخر ژوئن تاکنون باشد. 🔵همچنین به نظر می‌رسد مقام‌های ایرانی پیام‌رسانی عمومی خود را نه صرفاً بر پایه متهم کردن آمریکا به بدعهدی، بلکه بر اساس همین بندهای مشخص تنظیم کرده‌اند. 🔵در هر صورت، برداشت ایران از روند مذاکرات، سایه‌ای سنگین بر هر تلاش آینده برای مدیریت این بحران و بازگشایی تنگه هرمز انداخته است. هیچ دلیلی وجود ندارد که تصور کنیم آمریکا یا هر قدرت دیگری بتواند بدون رضایت ایران تنگه هرمز را باز نگه دارد. هر مسیر منتهی به یک راه‌حل پایدار، در نهایت باید دوباره به میز مذاکره ختم شود. 🆔@world_order
🔰 در مصاحبه با ایسنا، به بررسی ابعاد تهدید سوریه علیه لبنان پرداختم. واقعیت این است که من این مساله را تهدیدی فوری و اولویت دار نمی‌دانم و زمینه را برای درگیری بین دمشق و بیروت فراهم نمی‌بینم. خلاصه آنچه در مصاحبه با ایسنا گفتم: 🔶 سیاست آمریکایی‌ها به شکل عام و ترامپ به شکل خاص درباره تحولات منطقه، اساساً نه پایان درگیری‌ها، بلکه مدیریت تنش و منازعات است. 🔶 استمرار فضای تهدید میان سوریه و لبنان و حفظ سایه جنگ میان این دو کشور، مطلوب آمریکاست. 🔶زیرساخت‌های وقوع جنگ میان دو کشور وجود ندارد؛ نه اختلافات مرزی جدی، نه ادعاهای سرزمینی، نه آمادگی داخلی برای جنگ، نه اراده رهبران دو کشور و نه زمینه منطقه‌ای برای چنین درگیری‌ای وجود ندارد. 🔶 آمریکا از تبعات غیرقابل کنترل جنگ فراگیر بین سوریه و لبنان و تأثیرات منفی چنین جنگی بر رژیم صهیونیستی نگران است؛ از این رو تا زمانی که از کنترل دامنه درگیری مطمئن نباشد، جنگ بین این دو کشور را به سود خود نمی‌داند. چهار اولویت آمریکا در لبنان 🔶آمریکایی‌ها در قبال لبنان چهار اولویت دارند؛ نخست، ضعیف ماندن دولت لبنان، البته نه تا حد فروپاشی کامل؛ دوم، تضعیف و خلع سلاح مقاومت؛ سوم، فعال نگه داشتن گسل‌های داخلی برای بهره‌برداری در مواقع لازم؛ و چهارم، کاهش نفوذ ایران. 🔶 واشنگتن چنین القا می‌کند که لبنان با خطر بزرگی روبه‌رو است و راهی جز تکیه بر آمریکا ندارد. 🔶 ترامپ مایل است سوریه به بازیگری تبدیل شود که در عین ایفای نقش مخرب در منطقه، در خدمت منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد، در حالی که این برداشت ناشی از شناخت نادرست از جامعه، تاریخ، سیاست و ساختار حکومت سوریه است. 🔶 احمد الشرع نشان داده برخلاف تصورات اولیه، رویکردی ماجراجویانه ندارد و با نگاهی عمل‌گرایانه و تکنوکرات به اداره سوریه می‌نگرد. 🔶 دولت لبنان دو انتظار اصلی از سوریه دارد؛ نخست کنترل مرزها برای جلوگیری از نفوذ گروه‌های تکفیری و دوم ساماندهی بازگشت آوارگان سوری. 🔶سوریه در شرایط فعلی توان اثرگذاری مؤثر بر هیچ کشوری را ندارد و دست‌کم تا دو دهه آینده نمی‌توان آن را یک بلوک قدرت یا موازنه‌ساز منطقه‌ای دانست، هرچند همچنان ظرفیت ایفای نقش یک «بازی‌خراب‌کن» را خواهد داشت. 🔶بعید است عربستان، سوریه را به اقدام نظامی علیه لبنان تشویق کند. تلاش ریاض برای تقویت کنترل مرزها و جلوگیری از انتقال هرگونه کمک به حزب‌الله است، نه ورود سوریه به جنگ با این جنبش. 🔶 اغلب سفرهای خارجی مقامات سوری با هدف جذب کمک‌های مالی، سرمایه‌گذاری و کسب مشروعیت بین‌المللی انجام می‌شود. 🔶سوریه دست‌کم تا یک دهه آینده تمرکز خود را بر بازسازی، ساماندهی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و حل مسائل داخلی خواهد گذاشت. 🔶 ایران به‌دنبال تقابل با سوریه نخواهد بود، بلکه تلاش می‌کند رفتار دمشق را از مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم مدیریت کند و در عین حال بعید است سوریه نیز به سمت اقدامات مخرب علیه ایران حرکت کند، زیرا با وجود برخی نگرش‌های ضدایرانی، همچنان اشتراکات مهمی از جمله مخالفت با اشغالگری رژیم صهیونیستی و مخالفت با تکفیر، در برخی مقامات جدید سوریه وجود دارد. ✍الله‌کرم مشتاقی 🆔@world_order
(تحلیل‌گر ریسک، آمریکا) یکی از جالب‌ترین نکات تفاهم‌نامه‌ای که امضا شد این بود که آزادسازی فوری و پیشاپیش دارایی‌ها از سوی ایالات متحده را در بر نمی‌گرفت. در آن زمان، این موضوع اشتباهی باورنکردنی از سوی ایران به نظر می‌رسید. ایران با تضمین آزادسازی پیشاپیش دارایی‌ها — که در آستانه امضای تفاهم‌نامه گمانه‌زنی می‌شد بین ۶، ۱۲ یا ۲۴ میلیارد دلار باشد — می‌توانست عملاً تمام خساراتی را که طی ۶۶ روز محاصره آمریکا متحمل شده بود جبران کند. آنچه اکنون می‌بینم، نظامی در ایران است که همیشه توانسته یک قدم از همه جلوتر بماند. ایرانی‌ها می‌دانستند که رئیس‌جمهور ترامپ هیچ قصدی برای پایبندی به مفاد تفاهم‌نامه ندارد. و... کاملاً حق داشتند. اما در ۲۷ روزی که محاصره‌های آمریکا و ایران برداشته شده بود، ایران توانست ۸۰ میلیون بشکه نفت صادر کند؛ نرخی ۱۸۰ درصد بالاتر از نرخ صادرات عادی پیش‌بینی‌شده در لایحه بودجه ۱۴۰۵، یعنی ۱٫۷۷ میلیون بشکه در روز. افزون بر این، توانستند به‌سرعت کالاهای اساسی و حیاتی مانند گندم، ملزومات پزشکی، روغن خوراکی و مواد پروتئینی وارد کنند. ایالات متحده، در تضادی کاملاً آشکار، حتی به عادی‌سازی واردات و صادرات از طریق تنگه هرمز نزدیک هم نشد، چه رسد به اینکه مانند ایران از ۱۰۰ درصد فراتر برود. در نتیجه مستقیم همین امر، ایران اکنون با موقعیتی قوی‌تر از دفعه پیش وارد جنگ ازسرگرفته‌شده می‌شود؛ همان موقعیتی که در ژوئن به امضای تفاهم‌نامه ورسای — که عملاً حکم تسلیم را داشت — توسط رئیس‌جمهور ترامپ انجامید. اکنون ایران اهرم فشار به‌مراتب بیشتری برای گرفتن شرایطی حتی مطلوب‌تر در تفاهم‌نامه‌ای آتی دارد. تفاهم‌نامه‌ای که شامل آزادسازی چشمگیر، پیشاپیش و برگشت‌ناپذیر دارایی‌ها باشد. تفاهم‌نامه‌ای که کنترل کامل بر تنگه هرمز را تثبیت کند. تفاهم‌نامه‌ای که بازدارنده‌ای دائمی در برابر مداخله آمریکا در منطقه ایجاد کند. ایران می‌دانست که رئیس‌جمهور ترامپ به تفاهم‌نامه پایبند نخواهد ماند. می‌دانست که ایالات متحده قصد دارد همچنان برای عبور دادن کشتی‌ها از مسیر عمان تلاش کند. می‌دانست که این وضعیت در نهایت به درگیری مجدد خواهد انجامید... و بر همین اساس برنامه‌ریزی کرد. https://x.com/BrettErickson28/status/2078528751525314904
مهمات کافی نداریم و در همه‌ی جبهه‌ها ضربه می‌خوریم، The Washington Post (جناح میانه، آمریکا) آمریکا و ایران در آستانه جنگ تمام‌عیار قرار گرفته‌اند. طبق اعلام فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، از زمان ازسرگیری درگیری‌ها در هفته گذشته، دست‌کم سه و احتمالاً چهار نظامی آمریکایی کشته شده‌اند: دو نفر در حمله موشکی ایران به پایگاهی در اردن، یک نفر در شمال عراق هنگام انهدام کنترل‌شده مهمات پهپاد ایرانی، و بقایای ناشناس دیگری نیز در محل حمله در اردن پیدا شده است. یک مقام هشدار داد که گسترش عملیات آمریکا به دلیل کاهش ذخایر پدافند هوایی و مهمات دوربرد و همچنین محدودیت در اعزام نیرو و هواپیماهای بیشتر به منطقه، در پی خسارات ناشی از نبرد، با محدودیت روبه‌رو خواهد بود. علاوه بر خسارات واردشده به تجهیزات و ذخایر مهمات، آمریکا برای عملیات زمینی احتمالی در داخل ایران نیز آمادگی ندارد. - ایران به تأسیسات آب و برق کویت و مواضع آمریکا در آن کشور حمله پهپادی کرده و اردن سه موشک ایرانی را رهگیری کرده است. - یک مقام آمریکایی هشدار داده که پنتاگون برای «جنگ گسترده‌تر» برنامه‌ریزی می‌کند اما ذخایر مهمات پدافندی و دوربرد رو به اتمام است: «برای ادامه امن عملیات مهمات کافی نداریم و فکر نمی‌کنم کاخ سفید از این موضوع آگاه باشد.» - کارشناسان می‌گویند آمریکا برای عملیات زمینی احتمالی در خاک ایران آماده نیست؛ پایگاه‌های آمریکایی منطقه در برابر موشک‌های بالستیک آسیب‌پذیرند و به گفته یک سرباز، «در همه جبهه‌ها داریم ضربه می‌خوریم.» - در مجموع ۱۷ (احتمالاً ۱۸) نظامی آمریکایی کشته و بیش از ۴۳۰ نفر زخمی شده‌اند. - ایران اعلام کرده دیگر به تفاهم‌نامه دوجانبه پایبند نیست؛ ترامپ گفته «برایش اهمیتی ندارد». وزیر خارجه روبیو گفته آمریکا همچنان به راه‌حل دیپلماتیک متمایل است اما در حکومت ایران شکاف فزاینده‌ای می‌بیند — هرچند برخی ارزیابی‌ها حاکی از تقویت حمایت داخلی از مواضع سخت‌گیرانه است. - قیمت بنزین در آمریکا به حدود ۴ دلار در هر گالن رسیده و سناتور دموکرات مارک وارنر این «جنگ انتخابی» را از نظر نظامی و وجهه جهانی آمریکا «فاجعه» خوانده است. https://www.washingtonpost.com/national-security/2026/07/19/us-teeters-return-all-out-war-with-iran-after-more-troops-killed/
پایگاه‌زدایی: استراتژی ایران در جنگ هوایی (تحلیل‌گر نظامی، آمریکا) جنگ محور آمریکا–اسرائیل–شورای همکاری خلیج (به تعبیر نویسنده «محور آمریکا») علیه ایران در روزهای اخیر به شدیدترین آهنگ خود از آغاز درگیری رسیده و موج‌های موشکی و پهپادی ایران این بار به‌طور بی‌سابقه‌ای بر کویت و اردن متمرکز شده است. جنگ چند صحنه دارد — تنگه هرمز، حملات علیه زیرساخت‌ها، کارزار ایران علیه نیروهای نیابتی کُرد در جناح غربی — اما این تحلیل صرفاً بر نبرد هوایی میان نیروی موشکی و پهپادی هوافضای سپاه از یک سو و نیروی هوایی آمریکا، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس از سوی دیگر تمرکز دارد. الگوی حملات ایران در این فاز «موجی پیش‌رونده» است: برخلاف فاز داغ قبلی که همه پایگاه‌های منطقه هم‌زمان زده می‌شدند، این بار حملات از پایگاه‌های نزدیک سواحل ایران آغاز شده و گام‌به‌گام به سمت مرز اسرائیل پیش می‌رود. پس از انهدام بخش عمده شبکه راداری منطقه در فاز قبلی، اولویت هدف‌گیری اکنون مخازن سوخت، آشیانه پهپادها، تانکرهای سوخت‌رسان و محل اسکان نیروهاست. واکنش آمریکا عقب‌کشیدن مداوم دارایی‌ها به اردن و اسرائیل بوده — روندی که نویسنده آن را «پایگاه‌زدایی» می‌نامد. عدم‌تقارن اول: حساسیت آمریکا به تلفات. حمایت سیاسی داخلی از جنگ پایین است و روایت رسمی بر برتری مطلق و کم‌خطر استوار است؛ هر تلفات یا از دست رفتن تجهیزات این روایت را می‌فرساید. پنتاگون پیش از جنگ پایگاه‌های آسیب‌پذیر را تخلیه کرده بود، اما هر جا دارایی ارزشمندی در معرض ماند نتیجه فاجعه‌بار بود: انهدام یک آواکس E-3 سنتری روی باند پایگاه شاهزاده سلطان عربستان، و ادعای منابع نظامی ایران درباره آسیب به تانکرهای سوخت‌رسان در العدید قطر، الخرج عربستان و موفق سلطی اردن در یک موج واحد در روز جمعه. اردن که قرار بود نقطه عقب‌نشینی از پایگاه‌های بحرین، کویت، قطر و امارات باشد، خود ناامن از آب درآمده است: به گزارش نیویورک‌تایمز چهار حمله ایرانی طی یک هفته با تلفات و خسارات همراه بوده — پنج زخمی در پایگاه ملک فیصل، آسیب به چند بالگرد بلک‌هاوک در پایگاه شاهزاده حسن، ۲۰ زخمی در حمله ۱۶ ژوئیه به موفق سلطی و دست‌کم دو کشته آمریکایی در حمله روز بعد به همان پایگاه. ویدئوهای اصابت موشک‌های میان‌برد نرخ رهگیری بسیار پایینی را نشان می‌دهد، حتی با شلیک رهگیر به نسبت ۳ به ۱ و بالاتر، و ادعای رسمی اردن درباره رهگیری صددرصدی با انبوه شواهد تصویری بی‌اعتبار شده است. خط بعدی عقب‌نشینی خودِ اسرائیل است؛ اما روشن نیست اسرائیل تمایلی به ورود به این فاز داشته باشد، ذخایر رهگیرش در وقفه کوتاه جنگ ترمیم نشده (پیش از آتش‌بس در بحران موجودی بود) و حتی در اوج ذخایر هم قادر به حفاظت کامل از پایگاه‌های هوایی خودش نبود. پیامد عملیاتی: تعداد پایگاه‌های قابل استفاده آمریکا از حدود ۲۰ به حدود ۵ کاهش می‌یابد، صدها هواپیما روی چند باند متراکم می‌شوند و در فاصله کوتاه میان هشدار رادار و اصابت موشک نمی‌توان آن‌ها را به هوا فرستاد — یعنی احتمال اصابت‌های ایران بالا می‌رود، و با اعزام تجهیزات بیشتر برای تشدید احتمالی حملات، مشکل تشدید هم می‌شود. عدم‌تقارن دوم: وابستگی به سوخت‌رسانی هوایی. همان فاصله‌ای که پایگاه‌های اسرائیل را امن‌تر می‌کند، عملیات تانکری را فلج می‌کند: پرواز بیش از هزار مایل تا مرز جنوبی ایران (و بیشتر برای دورزدن حریم هوایی عراق) و تا ۱۷۰۰ مایل برای رساندن سوخت به هواپیماهای ناوهای مستقر در دریای عرب. عقب‌نشینی به اسرائیل عملاً نیروی آمریکا را دوپاره می‌کند: نیروی هوایی در اسرائیل، نیروی دریایی در سواحل عمان. از آنجا که کلید کارزار هوایی آمریکا سرکوب و انهدام پدافند ایران (S/DEAD) برای امکان استفاده از بمب‌های ارزان سُرشی و گرانشی است — ضرورتی ناشی از ته‌کشیدن ذخایر کروز دوربرد — و این مأموریت‌ها به پرسه‌زنی طولانی و پشتیبانی سنگین تانکری وابسته‌اند، هر تضعیفی در عملیات تانکرها مستقیماً توان سرکوب پدافند را می‌کاهد. جمع‌بندی نویسنده: بنا بر شواهد موجود، کارزار پایگاه‌زدایی ایران جواب داده است؛ توان رزمی هوایی آمریکا نسبت به آغاز جنگ افت کرده و روند رو به وخامت است. راه‌حل روشنی هم در افق نیست — بدیهی‌ترین اهرم، پذیرش تلفات و خسارات بیشتر است که برای ارتش مدرن آمریکا گامی بی‌سابقه محسوب می‌شود. https://www.amerikanets.com/p/debasification
آمریکا نمی‌تواند این تبادل آتش را مانند بهار ادامه دهد (تحلیل‌گر امنیتی، آمریکا) گزارش‌های عالی نیویورک تایمز درباره حملات ایران به نیروهای آمریکایی در اردن؛ از جمله چهار حمله در پنج روز، کشته شدن دو نظامی و زخمی شدن ده‌ها نفر. سه نکته درباره توانمندی‌های ایران و موقعیت آمریکا در منطقه برجسته است. نخست، نیروهای آمریکایی اکنون در اردن و اسرائیل متمرکز شده‌اند. یکی از راه‌های دفاع در برابر تهدیدات موشکی/پهپادی، پراکنده‌سازی هواپیماها و نیروهاست تا هیچ اصابت واحدی آسیب چندانی نزند. اما پراکنده‌سازی نیازمند فرودگاه است و به گزارش نیویورک تایمز، آمریکا از پایگاه‌های آسیب‌پذیرترش در بحرین، امارات و قطر خارج شده و دیگر شرکا نیز استفاده از پایگاه‌ها و حریم هوایی را محدود کرده‌اند. در نتیجه، آمریکا جاهای کمتری برای استقرار هواپیما دارد و ایران هم اهداف کمتری برای حمله. دوم، پدافند موشکی آمریکا هم از نظر حسگرها و هم از نظر رهگیرها ضعیف‌تر از آغاز جنگ است. در روزهای نخست جنگ، ایران یک رادار AN/TPY-2 (حسگری که به سامانه ثاد امکان رؤیت موشک‌های بالستیک در حال نزدیک‌شدن را می‌دهد) را در پایگاه موفق السلطی نابود کرد. روشن نیست که این رادار پیش از این هفته جایگزین شده باشد. اما اگر نشده باشد، پایگاهی که بزرگ‌ترین تمرکز قدرت هوایی تاکتیکی آمریکا در منطقه را در خود جای داده (به گزارش نیویورک تایمز)، نزدیک به پنج ماه بدون حسگر اصلی موشک‌های بالستیک خود فعالیت کرده است. و بعد مسئله رهگیرهاست. دور دوم با ذخایری آغاز می‌شود که از همین حالا نیمه‌خالی‌اند: مرکز CSIS برآورد می‌کند آمریکا در شش هفته نخست جنگ ۵۳٪ از رهگیرهای ثاد و ۴۳٪ از رهگیرهای پاتریوت خود را شلیک کرده است. یعنی آمریکا نمی‌تواند این تبادل آتش‌ها را مانند بهار ادامه دهد. با رهگیرهای کمتر، موشک‌ها/پهپادهای ایرانی بیشتری عبور خواهند کرد. این مرحله از جنگ احتمالاً پرهزینه‌تر خواهد بود. سوم، حملات ایران کارآمدتر می‌شوند. مقامات آمریکایی به نیویورک تایمز گفته‌اند نیروهای ایرانی همچنان ذخایر موشکی فراوانی دارند و در گریز از پدافند هوایی آمریکا ماهرتر شده‌اند. این امر محاسبات رهگیری آمریکا را بدتر می‌کند، چون گریز بهتر یعنی شلیک‌های بیشتر برای هر انهدام. جمع‌بندی: آمریکا دور دوم را در موقعیتی ضعیف‌تر از آغاز دور نخست شروع می‌کند. آیا حملات بیشتر، ایران را به بازگشایی تنگه وادار خواهد کرد؟ احتمالاً نه. آیا تلاش برای این کار به‌هرحال پرهزینه خواهد بود؟ تقریباً به‌طور قطع. https://x.com/i/status/2078872869862355288
در دهه‌های اخیر مفهوم اسطوره دچار تغییر شد و دیگر نه رستم و اسفندیار و آشیل و هکتور بلکه آل‌پاچینو و دنیرو و رونالدو و مسی و..، بودند که به عنوان اسطوره جامعه مصرفی معرفی شدند. در این دهه ها تلویزیون، توتی (اسطوره رم) جرارد (اسطوره لیورپول) مالدینی (اسطوره میلان) و سایر قهرمانان ورزشی را به عنوان اساطیر به نسل جدید معرفی کرد. در این دهه‌ها خوانندگان پاپ و بازیگران سینما بودند که جایگاه اسطوره ای یافتند (مایکل جکسون و داریوش و..، بود) که در جایگاه اسطوره قرار گرفته و چنان جایگاهی را اشغال کردند که عده ای از دیدن آنها از خود بیخود شده و با چشمانی گریان به دست و پایشان می‌افتادند. این خیانت بزرگی به ملل مختلف به ویژه کشوری با تاریخ بزرگ اساطیری چون ایران بود. جامعه با اسطوره ساختن از مشتی ورزشکار و خواننده و بازیگر (عمدتا لات و بیشعور) نسل جدید را نسلی فاقد هویت اساطیری پرورش داد و در به قهقرا رفتن ارزش‌های ملی نقش پررنگی ایفا کرد. یکی از بزرگترین این اساطیر لیونل مسی است. مسی بدون شک بهترین فوتبالیستی است که تاریخ به خود دیده است ولی این آدم در سایر حوزه‌های اجتماعی موجودی به غایت احمق و پوچ است. 🆔@world_order