eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
پایگاه‌زدایی: استراتژی ایران در جنگ هوایی (تحلیل‌گر نظامی، آمریکا) جنگ محور آمریکا–اسرائیل–شورای همکاری خلیج (به تعبیر نویسنده «محور آمریکا») علیه ایران در روزهای اخیر به شدیدترین آهنگ خود از آغاز درگیری رسیده و موج‌های موشکی و پهپادی ایران این بار به‌طور بی‌سابقه‌ای بر کویت و اردن متمرکز شده است. جنگ چند صحنه دارد — تنگه هرمز، حملات علیه زیرساخت‌ها، کارزار ایران علیه نیروهای نیابتی کُرد در جناح غربی — اما این تحلیل صرفاً بر نبرد هوایی میان نیروی موشکی و پهپادی هوافضای سپاه از یک سو و نیروی هوایی آمریکا، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس از سوی دیگر تمرکز دارد. الگوی حملات ایران در این فاز «موجی پیش‌رونده» است: برخلاف فاز داغ قبلی که همه پایگاه‌های منطقه هم‌زمان زده می‌شدند، این بار حملات از پایگاه‌های نزدیک سواحل ایران آغاز شده و گام‌به‌گام به سمت مرز اسرائیل پیش می‌رود. پس از انهدام بخش عمده شبکه راداری منطقه در فاز قبلی، اولویت هدف‌گیری اکنون مخازن سوخت، آشیانه پهپادها، تانکرهای سوخت‌رسان و محل اسکان نیروهاست. واکنش آمریکا عقب‌کشیدن مداوم دارایی‌ها به اردن و اسرائیل بوده — روندی که نویسنده آن را «پایگاه‌زدایی» می‌نامد. عدم‌تقارن اول: حساسیت آمریکا به تلفات. حمایت سیاسی داخلی از جنگ پایین است و روایت رسمی بر برتری مطلق و کم‌خطر استوار است؛ هر تلفات یا از دست رفتن تجهیزات این روایت را می‌فرساید. پنتاگون پیش از جنگ پایگاه‌های آسیب‌پذیر را تخلیه کرده بود، اما هر جا دارایی ارزشمندی در معرض ماند نتیجه فاجعه‌بار بود: انهدام یک آواکس E-3 سنتری روی باند پایگاه شاهزاده سلطان عربستان، و ادعای منابع نظامی ایران درباره آسیب به تانکرهای سوخت‌رسان در العدید قطر، الخرج عربستان و موفق سلطی اردن در یک موج واحد در روز جمعه. اردن که قرار بود نقطه عقب‌نشینی از پایگاه‌های بحرین، کویت، قطر و امارات باشد، خود ناامن از آب درآمده است: به گزارش نیویورک‌تایمز چهار حمله ایرانی طی یک هفته با تلفات و خسارات همراه بوده — پنج زخمی در پایگاه ملک فیصل، آسیب به چند بالگرد بلک‌هاوک در پایگاه شاهزاده حسن، ۲۰ زخمی در حمله ۱۶ ژوئیه به موفق سلطی و دست‌کم دو کشته آمریکایی در حمله روز بعد به همان پایگاه. ویدئوهای اصابت موشک‌های میان‌برد نرخ رهگیری بسیار پایینی را نشان می‌دهد، حتی با شلیک رهگیر به نسبت ۳ به ۱ و بالاتر، و ادعای رسمی اردن درباره رهگیری صددرصدی با انبوه شواهد تصویری بی‌اعتبار شده است. خط بعدی عقب‌نشینی خودِ اسرائیل است؛ اما روشن نیست اسرائیل تمایلی به ورود به این فاز داشته باشد، ذخایر رهگیرش در وقفه کوتاه جنگ ترمیم نشده (پیش از آتش‌بس در بحران موجودی بود) و حتی در اوج ذخایر هم قادر به حفاظت کامل از پایگاه‌های هوایی خودش نبود. پیامد عملیاتی: تعداد پایگاه‌های قابل استفاده آمریکا از حدود ۲۰ به حدود ۵ کاهش می‌یابد، صدها هواپیما روی چند باند متراکم می‌شوند و در فاصله کوتاه میان هشدار رادار و اصابت موشک نمی‌توان آن‌ها را به هوا فرستاد — یعنی احتمال اصابت‌های ایران بالا می‌رود، و با اعزام تجهیزات بیشتر برای تشدید احتمالی حملات، مشکل تشدید هم می‌شود. عدم‌تقارن دوم: وابستگی به سوخت‌رسانی هوایی. همان فاصله‌ای که پایگاه‌های اسرائیل را امن‌تر می‌کند، عملیات تانکری را فلج می‌کند: پرواز بیش از هزار مایل تا مرز جنوبی ایران (و بیشتر برای دورزدن حریم هوایی عراق) و تا ۱۷۰۰ مایل برای رساندن سوخت به هواپیماهای ناوهای مستقر در دریای عرب. عقب‌نشینی به اسرائیل عملاً نیروی آمریکا را دوپاره می‌کند: نیروی هوایی در اسرائیل، نیروی دریایی در سواحل عمان. از آنجا که کلید کارزار هوایی آمریکا سرکوب و انهدام پدافند ایران (S/DEAD) برای امکان استفاده از بمب‌های ارزان سُرشی و گرانشی است — ضرورتی ناشی از ته‌کشیدن ذخایر کروز دوربرد — و این مأموریت‌ها به پرسه‌زنی طولانی و پشتیبانی سنگین تانکری وابسته‌اند، هر تضعیفی در عملیات تانکرها مستقیماً توان سرکوب پدافند را می‌کاهد. جمع‌بندی نویسنده: بنا بر شواهد موجود، کارزار پایگاه‌زدایی ایران جواب داده است؛ توان رزمی هوایی آمریکا نسبت به آغاز جنگ افت کرده و روند رو به وخامت است. راه‌حل روشنی هم در افق نیست — بدیهی‌ترین اهرم، پذیرش تلفات و خسارات بیشتر است که برای ارتش مدرن آمریکا گامی بی‌سابقه محسوب می‌شود. https://www.amerikanets.com/p/debasification
آمریکا نمی‌تواند این تبادل آتش را مانند بهار ادامه دهد (تحلیل‌گر امنیتی، آمریکا) گزارش‌های عالی نیویورک تایمز درباره حملات ایران به نیروهای آمریکایی در اردن؛ از جمله چهار حمله در پنج روز، کشته شدن دو نظامی و زخمی شدن ده‌ها نفر. سه نکته درباره توانمندی‌های ایران و موقعیت آمریکا در منطقه برجسته است. نخست، نیروهای آمریکایی اکنون در اردن و اسرائیل متمرکز شده‌اند. یکی از راه‌های دفاع در برابر تهدیدات موشکی/پهپادی، پراکنده‌سازی هواپیماها و نیروهاست تا هیچ اصابت واحدی آسیب چندانی نزند. اما پراکنده‌سازی نیازمند فرودگاه است و به گزارش نیویورک تایمز، آمریکا از پایگاه‌های آسیب‌پذیرترش در بحرین، امارات و قطر خارج شده و دیگر شرکا نیز استفاده از پایگاه‌ها و حریم هوایی را محدود کرده‌اند. در نتیجه، آمریکا جاهای کمتری برای استقرار هواپیما دارد و ایران هم اهداف کمتری برای حمله. دوم، پدافند موشکی آمریکا هم از نظر حسگرها و هم از نظر رهگیرها ضعیف‌تر از آغاز جنگ است. در روزهای نخست جنگ، ایران یک رادار AN/TPY-2 (حسگری که به سامانه ثاد امکان رؤیت موشک‌های بالستیک در حال نزدیک‌شدن را می‌دهد) را در پایگاه موفق السلطی نابود کرد. روشن نیست که این رادار پیش از این هفته جایگزین شده باشد. اما اگر نشده باشد، پایگاهی که بزرگ‌ترین تمرکز قدرت هوایی تاکتیکی آمریکا در منطقه را در خود جای داده (به گزارش نیویورک تایمز)، نزدیک به پنج ماه بدون حسگر اصلی موشک‌های بالستیک خود فعالیت کرده است. و بعد مسئله رهگیرهاست. دور دوم با ذخایری آغاز می‌شود که از همین حالا نیمه‌خالی‌اند: مرکز CSIS برآورد می‌کند آمریکا در شش هفته نخست جنگ ۵۳٪ از رهگیرهای ثاد و ۴۳٪ از رهگیرهای پاتریوت خود را شلیک کرده است. یعنی آمریکا نمی‌تواند این تبادل آتش‌ها را مانند بهار ادامه دهد. با رهگیرهای کمتر، موشک‌ها/پهپادهای ایرانی بیشتری عبور خواهند کرد. این مرحله از جنگ احتمالاً پرهزینه‌تر خواهد بود. سوم، حملات ایران کارآمدتر می‌شوند. مقامات آمریکایی به نیویورک تایمز گفته‌اند نیروهای ایرانی همچنان ذخایر موشکی فراوانی دارند و در گریز از پدافند هوایی آمریکا ماهرتر شده‌اند. این امر محاسبات رهگیری آمریکا را بدتر می‌کند، چون گریز بهتر یعنی شلیک‌های بیشتر برای هر انهدام. جمع‌بندی: آمریکا دور دوم را در موقعیتی ضعیف‌تر از آغاز دور نخست شروع می‌کند. آیا حملات بیشتر، ایران را به بازگشایی تنگه وادار خواهد کرد؟ احتمالاً نه. آیا تلاش برای این کار به‌هرحال پرهزینه خواهد بود؟ تقریباً به‌طور قطع. https://x.com/i/status/2078872869862355288
در دهه‌های اخیر مفهوم اسطوره دچار تغییر شد و دیگر نه رستم و اسفندیار و آشیل و هکتور بلکه آل‌پاچینو و دنیرو و رونالدو و مسی و..، بودند که به عنوان اسطوره جامعه مصرفی معرفی شدند. در این دهه ها تلویزیون، توتی (اسطوره رم) جرارد (اسطوره لیورپول) مالدینی (اسطوره میلان) و سایر قهرمانان ورزشی را به عنوان اساطیر به نسل جدید معرفی کرد. در این دهه‌ها خوانندگان پاپ و بازیگران سینما بودند که جایگاه اسطوره ای یافتند (مایکل جکسون و داریوش و..، بود) که در جایگاه اسطوره قرار گرفته و چنان جایگاهی را اشغال کردند که عده ای از دیدن آنها از خود بیخود شده و با چشمانی گریان به دست و پایشان می‌افتادند. این خیانت بزرگی به ملل مختلف به ویژه کشوری با تاریخ بزرگ اساطیری چون ایران بود. جامعه با اسطوره ساختن از مشتی ورزشکار و خواننده و بازیگر (عمدتا لات و بیشعور) نسل جدید را نسلی فاقد هویت اساطیری پرورش داد و در به قهقرا رفتن ارزش‌های ملی نقش پررنگی ایفا کرد. یکی از بزرگترین این اساطیر لیونل مسی است. مسی بدون شک بهترین فوتبالیستی است که تاریخ به خود دیده است ولی این آدم در سایر حوزه‌های اجتماعی موجودی به غایت احمق و پوچ است. 🆔@world_order
سلبریتی ایرانی را با سلبریتی خارجی مقایسه کنیم تا به حجم رذالتی که این طیف به نام آزادخواهی به جامعه تزریق می‌کنند را بهتر متوجه شویم. سلبریتی محبوب طبقه متوسط ایرانی سر چگونگی بیان نام بازیکن فوتبال بارسلونا (که در فارسی فحش زشتی محسوب می‌شود) ژست قهرمان می‌گیرد و گواردیولا هنگام دریافت جایزه بهترین مربی جهان از کودکان غزه می‌گوید. سلبریتی ایرانی به مانند زامبی‌ها با جنازه قهرمامان وطن لودگی می‌کند و بازیگر معروف سینمای جهان همه کارش را گذاشته کنار و در هر فرصتی صدای مظلومیت فلسطین می‌شود. بدنه جامعه سلبریتی و عموما بی‌هنر ایرانی که با هزار پارتی و کثافت‌کاری خود را به تلویزیون و سینما رسانده و در زیست انگلی خود تا توانسته از خوان گسترده تلویزیون و سینمای زانتی خورده و برده، در برابر نسل‌کشی اسرائیل در غزه خفقان گرفته و حتی هنگام تهاجم صهیونیسم به ایران هم آشکار و پنهان در کنار دشمن ایستاده و از بی‌احترامی به پرچم و سرود کشور را نشان شجاعت خود معرفی کرده است. 🆔@world_order
سخنرانی تسلیم امپراتور ژاپن که پس از حملات اتمی آمریکا صورت گرفت را بخوانید. متن این تسلیم‌نامه به مراتب شرافتمندانه‌تر و سلحشورانه‌تر از بیانیه‌ پایان جنگی است است که ۲۶۸ فعال سیاسی و استاد دانشگاه کشور ارائه داده‌اند. ⏪ ویدئو مربوط به نابود کردن تجهیزات نظامی ژاپن به دست خود ژاپنی‌هاست. آمریکایی‌ها پس از تسلیم ژاپن و برای تحقیر و در هم‌شکستن کامل روحیه سلحشوری ژاپنی‌ها، آنها را مجبور می‌کردند که به دست خود تسلیحات نظامی خود را نابود کرده و در دریا بریزند. ⏪ تسلیم چنین تصویری دارد. اینکه سرباز آمریکایی حتی زحمت نابود کردن پهپاد و موشک شما را هم به خود نمی‌دهد و شما را مجبور می‌کند که به دست خود سانتریفیوژها و موشک‌ها و صنایع دفاعی خود را نابود کنید. توضیحات: پس از دو حمله اتمی و اعلام جنگ شوروی به ژاپن، امپراتور این کشور تصمیم گرفت شرایط تسلیم مطرح شده در اعلامیه پوتسدام را بپذیرد. اعلامیه پوتسدام اخطاری بود که بیان می‌کرد اگر ژاپن تسلیم نشود به سرعت و بی‌درنگ یه صورت کامل نابود خواهد شد. در این شرایط امپراطور این کشور با یک سخنرانی که از رادیو پخش شد، پیام تسلیم خود را به گوش جهانیان رساند. 🆔@world_order
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آمریکا با استفاده از الزیدی چه در سر دارد؟ 🔵«تام باراک» سفیر آمریکا در ترکیه: آنچه این رهبر جوان (نخست‌وزیر عراق) در ذهن دارد، و با همراهی سوریه، اردن، ترکیه، لبنان و مصر دنبال می‌شود، برنامه‌ای است که طی دو سال آینده تنگه هرمز را به موضوعی کم‌اهمیت تبدیل خواهد کرد. 🔵ما در حال گذار از مدل حمل‌ونقل «به‌موقع» که متکی به کشتی‌ها و عبور از این تنگه‌های محدود است، به مدل «برای مواقع ضروری» هستیم، یعنی از مسیرهای جایگزین و اتصال زمینی. ظرفیت و پیوندهایی که می‌تواند ایجاد شود، واقعاً شگفت‌انگیز است. 🔵اگر در کنار بین‌النهرین و منطقه شام، کریدور میانی را نیز اضافه کنیم، آنگاه می‌توانیم از طریق ترکیه، جمهوری آذربایجان و ترکمنستان تا آسیای مرکزی، حجم عظیمی از گاز را در مسیر معکوس و از راه تجارت به سمت اروپا منتقل کنیم. 🔵در این صورت، ما به‌تدریج راهی برای ایجاد شبکه‌ای متفاوت پیدا می‌کنیم؛ شبکه‌ای که به‌جای حذف خشونت‌بار و گسترش ساخت‌وسازهای نظامی در همه‌جا، بر اتصال، تجارت و همکاری استوار باشد. 🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
بایدن چگونه حمله اسرائیل به ایران را تسهیل کرد؟ 🔵مجله نیویورکر در گزارشی تحقیقی به قلم «دیوید کِرک‌پاتریک» درباره نقش دولت بایدن در جنگ علیه غزه و ایران نوشته است. 🔵طبق این گزارش، جنگ علیه ایران نه نتیجه تصمیمی از پیش طراحی‌شده از سوی بایدن، بلکه پیامد اجتناب‌ناپذیر الگوی رابطه‌ای بود که دولت او با اسرائیل بنا نهاد. 🔵محور اصلی موضوع، راهبردی است که در دولت بایدن با عنوان «عدم ایجاد فاصله» شناخته می‌شد، سیاستی که بر اساس آن، هیچ اختلاف علنی میان واشنگتن و تل‌آویو نباید دیده می‌شد. 🔵بایدن، با تکیه بر تجربه طولانی خود در خاورمیانه و تجربه اختلافات دولت اوباما با اسرائیل، معتقد بود فشار علنی بر تل‌آویو از سوی ایران و حزب‌الله به‌عنوان نشانه ضعف تعبیر می‌شود و آنها را به حمله تشویق می‌کند. 🔵اما به گفته «فیلیپ گوردون» مشاور امنیت ملی معاون رئیس‌جمهور، این سیاست به ایجاد نوعی «خطر اخلاقی» انجامید، زیرا حمایت بی‌قیدوشرط و چتر حمایتی آمریکا، در عمل به بنیامین نتانیاهو چک سفیدامضا داد تا از خطوط قرمز تعیین‌شده از سوی واشنگتن عبور کند، با این اطمینان که آمریکا در نهایت از او دفاع خواهد کرد. 🔵همین رویکرد به نتانیاهو امکان داد دامنه جنگ را به سطح منطقه‌ای گسترش دهد. اسرائیل بدون هماهنگی با واشنگتن، حملاتی در دمشق، تهران و بیروت انجام داد و در نتیجه، نیروهای آمریکایی ناچار شدند در برابر پاسخ‌های ایران در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴ مستقیماً برای دفاع از اسرائیل وارد عمل شوند. 🔵«آنتونی بلینکن» وزیر خارجه پیشین آمریکا از شدت ویرانی‌های غزه شوکه شده و از کارکنان خود پرسیده بود: «اینها واقعاً دارند چه کار می‌کنند؟» با این حال خود بلینکن از امضای تحریم علیه یگان «سدی تیمان» که به شکنجه بازداشت‌شدگان متهم بود، خودداری کرد. 🔵مقام‌های اسرائیلی‌ همچنین درباره برنامه‌ها و جدول زمانی عملیات خود حقیقت را نمی‌گفتند و هر بار وعده می‌دادند جنگ ظرف دو هفته پایان می‌یابد تا زمان بخرند و از فشار آمریکا بکاهند. 🔵«برت مک‌گورک» هماهنگ‌کننده امور خاورمیانه در کاخ سفید به‌عنوان تأثیرگذارترین و سرسخت‌ترین حامی اسرائیل در حلقه نزدیک بایدن، معتقد بود تنها راه مهار ایران، حمایت قاطع از اسرائیل است و هرگونه فشار علنی برای حفاظت از غیرنظامیان فلسطینی، جنگ را طولانی‌تر می‌کند، زیرا به حماس امید می‌دهد که ایران برای نجات آن وارد عمل خواهد شد. 🔵این گزارش همچنین جزئیاتی از بی‌توجهی دولت آمریکا به هشدارهای مربوط به جنایات جنگی ارائه می‌دهد. در مارس ۲۰۲۴، رئیس کمیته بین‌المللی صلیب سرخ در نامه‌ای محرمانه به بایدن هشدار داده بود که رفتار اسرائیل با قوانین درگیری‌های مسلحانه ناسازگار است و به مواردی مانند جلوگیری از ملاقات بازداشت‌شدگان و استفاده از گرسنگی به‌عنوان ابزار جنگ اشاره کرده بود. 🔵با وجود این هشدارها، دولت آمریکا با تفاسیر و توجیهات حقوقی تلاش کرد از قطع ارسال سلاح به اسرائیل جلوگیری کند. 🔵جنگی که بعدها در دوره ریاست‌جمهوری ترامپ با ایران رخ داد، بدون فضایی که دولت بایدن ایجاد کرده بود، شکل نمی‌گرفت. 🔵انفعال بایدن در برابر اقدامات نتانیاهو باعث شد واقعیتی جدید شکل بگیرد؛ واقعیتی که در آن، واشنگتن به جای هدایت سیاست‌ها، عملاً دنباله‌رو تصمیم‌های اسرائیل شد. 🔵نتانیاهو به این جمع‌بندی رسید که آمریکا در نهایت همواره پشت سر اسرائیل خواهد ایستاد، حتی اگر با اقدامات آن موافق نباشد؛ برداشتی که او را به ادامه رویارویی با ایران تشویق کرد. 🔵سیاست دولت بایدن نه‌تنها در حفاظت از غیرنظامیان که شمار کشته‌شدگان را بیش از ۷۰ هزار نفر برآورد می‌کند ناکام ماند، بلکه در تأمین منافع راهبردی بلندمدت آمریکا نیز شکست خورد. 🔵این سیاست به شکافی بی‌سابقه در حزب دموکرات انجامید، گرایش به مقاومت مسلحانه را در میان فلسطینیان تقویت کرد و در نهایت منطقه را به جنگی فراگیر کشاند، جنگی که دولت بایدن مدعی بود در پی جلوگیری از آن است. 🔵دولت بایدن در برابر فریبکاری نتانیاهو به شکلی غیرعادی منفعل عمل کرد و همین روند، جنگ با ایران را به پیامدی اجتناب‌ناپذیر تبدیل کرد. 🆔@world_order
گمبرون زمانی در اشغال پرتغالی‌ها بود؛ بخشی از همان شبکه استعماری که می‌کوشید با کنترل بنادر و آبراه‌ها، تجارت و حاکمیت ایران را در خلیج فارس محدود کند. شاه عباس صفوی با بیرون راندن آنان، این بندر را به حاکمیت ایران بازگرداند و گمبرون از آن پس به افتخار شاه ایران و کلب آستان علی، عباس «بندرعباس» نام گرفت؛ نامی که یادآور بازیابی حاکمیت ملی در برابر قدرت‌های ماورای بحار است. ایران، برخلاف بسیاری از سرزمین‌های آسیا و آفریقا، هرگز به مستعمره مستقیم و کامل قدرت‌های اروپایی تبدیل نشد. این واقعیت نه یک تصادف تاریخی، بلکه نتیجه مقاومت سیاسی، نظامی و اجتماعی ایرانیان در برابر سلطه خارجی بود. آرزوی بازگشت استعمار به این سرزمین را نیز با خود به گور خواهید برد. ✍حسین قتیب
‌🔻وظیفه دیپلمات‌ فعال نگه‌داشتن و پیشبرد روندهای دیپلماتیک است و وظیفه نظامی این است که خود را برای جنگ آماده نگه دارد و هوشیار باشد. ‌علی‌رغم اینکه دشمن پس یا حین ادوار مذاکراتی به ایران حمله کرد و این تکرارپذیر است، اما از هر مذاکره‌ای که منجر به «توقف جنگ» یا حتی «تعویق جنگ» شود باید استقبال کرد. حتی اگر این تعویق ۱ ساعت باشد! ‌
📌 تله‌ی راهبردی آتش‌بس 🔻اخباری غیررسمی از ارائه‌ی پیشنهاد آتش‌بسی ۱۰ روزه‌‌ از سوی قطر به ایران و ایالات متحده حکایت می‌کند. قاعدتاً چنین ابتکاری باید در چارچوب کارکرد «وقفه‌ی عملیاتی» در یک محیط رقابتی ارزیابی شود؛ اما با توجه به پیچیدگی‌های وضعیت، نمی‌تواند به این قالب محدود شود. 🔻طبعاً دولت تروریستی ایالات متحده از چنین پیشنهادی استقبال می‌کند؛ چرا که پویایی‌های امنیتی‌ــ‌نظامی جاری در منطقه حاکی از آن است که آمریکا فرصت بیشتری برای بازآرایی نیروها و تقویت استعداد قوای رزمی خود خواهد داشت؛ ازجمله برای افزایش ظرفیت ترابری راهبردی، آماده‌سازی و استقرار تجهیزات و تسلیحات در پایگاه‌های مورد نظر خود در لایه‌های مختلف میدان نبرد، ارتقاء پوشش اطلاعاتی‌ـ‌نظارتی‌ـ‌شناسایی(ISR) و تکمیل زنجیره‌های تأمین لجستیک مورد نیاز برای تشدید تنش‌ به منظور عملیاتی کردن هرگونه طرح تهاجمی علیه ایران. توقف آتش از این منظر، برای ایالات متحده مزیّت قابل توجهی به حساب می‌آید، چرا که با توجه به سرعت و عمق شبکه‌ی لجستیکی آمریکا، امکان بهره‌برداری مؤثرتر از این زمان کوتاه را برای ایالات متحده نسبت به ایران فراهم می‌کند و به آن اجازه می‌دهد طرح‌های تهاجمی خود را با هزینه‌ی کمتر و آمادگی بیشتر دنبال کند. 🔻اما با امعان نظر به عدم تقارن جبری که در امکان بهره‌برداری از این وقفه‌‌ی ۱۰ روزه در دو سوی این تقابل وجود دارد، نه فقط پذیرش آتش‌بس از جانب ایران در شرایط کنونی هیچ آورده‌ای نخواهد داشت و ایران توفیقی در تحقق اهدافی مانند مدیریت تصاعد، کاهش فشارهای میدانی، بازتوزیع منابع و حتی ایجاد فضا برای تحرکات دیپلماتیک مؤثر _که احتمالاً مورد نظر طرفداران پذیرش آتش‌بس است_ به دست نخواهد آورد، بلکه با توجه به افزایش احتمال رویارویی‌های سنگین‌تر و وقوع نبرد زمینی، چنین وقفه‌ای محتمل است که توازن قوا را به زیان ایران برهم بزند. آن‌چنان که گویی ایران با پذیرش پیشنهاد آتش‌بس، به یک پای خود شلیک کرده باشد. 🔻به‌علاوه، نیروهای مقاومت در لبنان، عراق و یمن، این آمادگی را دارند که در صورت تشدید نبرد علیه ایران (به ویژه ورود به درگیری زمینی) وارد عرصه شوند و با اقدام در جهت تغییر معادلات داخلی در کشورهای متبوع خود، موازنه را به زیان جریان‌های داخلی و خارجی ضدّ مقاومت برهم بزنند. لذا پذیرش آتش‌بس از سوی ایران در چنین شرایطی، می‌تواند به اغتشاشی راهبردی دامن بزند که موجب شود پتانسیل نیروهای مقاومت به نحو جبران‌ناپذیری به هدر برود. 🔻این مسأله به ویژه در مورد یمن بسیار عیان‌تر است. همراهی ایران با طرح مهلک آتش‌بس‌، در حالی که مقاومت یمن معادله‌ی «محاصره در برابر محاصره» را بر دریای سرخ و تنگه‌ی باب‌المندب اعمال کرده، عملاً به معنای هم‌دستی در خنثی‌سازی این معادله است؛ چرا که اعمال آتش‌بس، متضمّن بازگشایی تنگه‌ی هرمز و تسهیل عبور و مرور در این آبراهه است و این یعنی خارج کردن عربستان سعودی از تنگنایی که یمن برای آن ایجاد کرده است. 🔻نادیده گرفتن اهرم‌های استراتژیکی که جبهه‌ی مقاومت در اختیار ایران می‌گذارد تا در تقابل با ائتلاف معارضان خود به رهبری ایالات متحده آن‌ها را به کار گیرد، و تداوم رویکرد خطایی که همچنان به عبث کاهش تنش را از مسیر تن دادن به آتش‌بس یا دیگر پیشنهادهای فرصت‌طلبانه‌ی دشمنان یا میانجیان جستجو می‌کند، تنها به زمین‌گیر شدن ایران و تضعیف موقعیت راهبردی آن در جنگ سرنوشت‌ساز جاری منتهی می‌شود. به بیان دیگر، پذیرش آتش‌بس مذکور از این زاویه نیز بدین معناست که گویی ایران به پای دیگر خود نیز شلیک کند. 🔻ایران تا اطلاع ثانوی نباید هیچ آتش‌بس موقتی را بپذیرد.
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ربات‌های ساخت‌وساز چینی می‌توانند از ساختمان‌ها بالا بروند و کارهای خطرناک را انجام دهند، در حالی که اپراتورهای انسانی با ایمنی روی زمین می‌مانند. Chinese construction robots can scale buildings and complete dangerous and tasks, while human operators remain safely on the ground. https://x.com/i/status/2079128883803365774