📌 تلهی راهبردی آتشبس
🔻اخباری غیررسمی از ارائهی پیشنهاد آتشبسی ۱۰ روزه از سوی قطر به ایران و ایالات متحده حکایت میکند. قاعدتاً چنین ابتکاری باید در چارچوب کارکرد «وقفهی عملیاتی» در یک محیط رقابتی ارزیابی شود؛ اما با توجه به پیچیدگیهای وضعیت، نمیتواند به این قالب محدود شود.
🔻طبعاً دولت تروریستی ایالات متحده از چنین پیشنهادی استقبال میکند؛ چرا که پویاییهای امنیتیــنظامی جاری در منطقه حاکی از آن است که آمریکا فرصت بیشتری برای بازآرایی نیروها و تقویت استعداد قوای رزمی خود خواهد داشت؛ ازجمله برای افزایش ظرفیت ترابری راهبردی، آمادهسازی و استقرار تجهیزات و تسلیحات در پایگاههای مورد نظر خود در لایههای مختلف میدان نبرد، ارتقاء پوشش اطلاعاتیـنظارتیـشناسایی(ISR) و تکمیل زنجیرههای تأمین لجستیک مورد نیاز برای تشدید تنش به منظور عملیاتی کردن هرگونه طرح تهاجمی علیه ایران.
توقف آتش از این منظر، برای ایالات متحده مزیّت قابل توجهی به حساب میآید، چرا که با توجه به سرعت و عمق شبکهی لجستیکی آمریکا، امکان بهرهبرداری مؤثرتر از این زمان کوتاه را برای ایالات متحده نسبت به ایران فراهم میکند و به آن اجازه میدهد طرحهای تهاجمی خود را با هزینهی کمتر و آمادگی بیشتر دنبال کند.
🔻اما با امعان نظر به عدم تقارن جبری که در امکان بهرهبرداری از این وقفهی ۱۰ روزه در دو سوی این تقابل وجود دارد، نه فقط پذیرش آتشبس از جانب ایران در شرایط کنونی هیچ آوردهای نخواهد داشت و ایران توفیقی در تحقق اهدافی مانند مدیریت تصاعد، کاهش فشارهای میدانی، بازتوزیع منابع و حتی ایجاد فضا برای تحرکات دیپلماتیک مؤثر _که احتمالاً مورد نظر طرفداران پذیرش آتشبس است_ به دست نخواهد آورد، بلکه با توجه به افزایش احتمال رویاروییهای سنگینتر و وقوع نبرد زمینی، چنین وقفهای محتمل است که توازن قوا را به زیان ایران برهم بزند. آنچنان که گویی ایران با پذیرش پیشنهاد آتشبس، به یک پای خود شلیک کرده باشد.
🔻بهعلاوه، نیروهای مقاومت در لبنان، عراق و یمن، این آمادگی را دارند که در صورت تشدید نبرد علیه ایران (به ویژه ورود به درگیری زمینی) وارد عرصه شوند و با اقدام در جهت تغییر معادلات داخلی در کشورهای متبوع خود، موازنه را به زیان جریانهای داخلی و خارجی ضدّ مقاومت برهم بزنند. لذا پذیرش آتشبس از سوی ایران در چنین شرایطی، میتواند به اغتشاشی راهبردی دامن بزند که موجب شود پتانسیل نیروهای مقاومت به نحو جبرانناپذیری به هدر برود.
🔻این مسأله به ویژه در مورد یمن بسیار عیانتر است. همراهی ایران با طرح مهلک آتشبس، در حالی که مقاومت یمن معادلهی «محاصره در برابر محاصره» را بر دریای سرخ و تنگهی بابالمندب اعمال کرده، عملاً به معنای همدستی در خنثیسازی این معادله است؛ چرا که اعمال آتشبس، متضمّن بازگشایی تنگهی هرمز و تسهیل عبور و مرور در این آبراهه است و این یعنی خارج کردن عربستان سعودی از تنگنایی که یمن برای آن ایجاد کرده است.
🔻نادیده گرفتن اهرمهای استراتژیکی که جبههی مقاومت در اختیار ایران میگذارد تا در تقابل با ائتلاف معارضان خود به رهبری ایالات متحده آنها را به کار گیرد، و تداوم رویکرد خطایی که همچنان به عبث کاهش تنش را از مسیر تن دادن به آتشبس یا دیگر پیشنهادهای فرصتطلبانهی دشمنان یا میانجیان جستجو میکند، تنها به زمینگیر شدن ایران و تضعیف موقعیت راهبردی آن در جنگ سرنوشتساز جاری منتهی میشود.
به بیان دیگر، پذیرش آتشبس مذکور از این زاویه نیز بدین معناست که گویی ایران به پای دیگر خود نیز شلیک کند.
🔻ایران تا اطلاع ثانوی نباید هیچ آتشبس موقتی را بپذیرد.
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رباتهای ساختوساز چینی میتوانند از ساختمانها بالا بروند و کارهای خطرناک را انجام دهند، در حالی که اپراتورهای انسانی با ایمنی روی زمین میمانند.
Chinese construction robots can scale buildings and complete dangerous and tasks, while human operators remain safely on the ground.
https://x.com/i/status/2079128883803365774
نظامهای ایدئولوژیک مشروعیت خود را نه فقط از کارآمدی، بلکه بیشتر از پایبندی به یک منظومه اعتقادی و ارزشی اخذ میکنند؛ از این جهت بزعم اشتراوس، چنین نظامهایی از کارگزاران خود به صورت توامان هم التزام در عمل و هم التزام در باور را مطالبه میکنند. همین ویژگی، ضمن آنکه به این نظامها انسجام هویتی میبخشد، الگوی متفاوتی از آسیبپذیری را نیز رقم میزند. زیرا در چنین ساختارهایی، برخلاف الگوی کلاسیک نفوذ، ورود عناصر معارض و فاقد التزام ایدئولوژیک با موانع جدی مواجه است؛ بنابراین، نفوذ کمتر از مسیر نفی ایدئولوژی بلکه بیشتر از مسیر بازتفسیر و رادیکالیزه کردن ایدئولوژی مسلط صورت میگیرد.
در واقع در این شیوه، هدف نفوذ، نه استحاله ایدئولوژیک نظام، بلکه تصعید تعارضات درونی و فرسایش انسجام داخلی است. بطوریکه عوامل نفوذ میکوشند با تقویت قرائتهای افراطی و انحصارطلب، اختلافات معمول را به شکافهای هویتی و سیاسی تبدیل کند؛ شکافهایی که به جای رقابت در چارچوب نظام، به نفی متقابل و فرسایش سرمایه اجتماعی میانجامد. بدینترتیب، نظام بتدریج بخش مهمی از توان خود را صرف مدیریت منازعات داخلی کرده و از تمرکز بر تهدیدهای اصلی بازمیماند.
بر این اساس، معیار تشخیص نفوذ هم دیگر نه از میزان وفاداری به اصول، بلکه با تاثیر آثار آن بر انسجام و کارآمدی نظام سنجیده می شود. بطوریکه هر گفتمانی که با تشدید قطبیسازی و تعمیق شکافهای اجتماعی و سیاسی، ظرفیت همگرایی را تضعیف کند، فارغ از ظاهر ایدئولوژیک خود، در راستای راهبرد فرسایش درونی عمل میکند؛ راهبردی که هدف نهایی آن، تعمیق گسل های داخلی و کاهش تابآوری نظام در برابر تهديدات خارجی است.
#کاتخون
🆔@world_order
هدایت شده از راه خامنهای
🔦 کامران غضنفری با شکایت حسن روحانی به حبس محکوم شد.
دادگاه تجدیدنظر، حکم دادگاه بدوی را عیناً تأیید کرد و این رأی قطعی شد. بر این اساس، کامران غضنفری بابت نشر اکاذیب رایانهای به ۱۳ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری و بابت دو عنوان توهین و افترا نیز به پرداخت جزای نقدی محکوم شده است.
غضنفری پیشتر حسن روحانی را به اتهاماتی از جمله «جاسوسی برای MI6»، «ارتباط با سرویسهای خارجی»، «داشتن تابعیت انگلیسی» و «افساد فیالارض» متهم کرده بود.
او در دفاع از خود مدعی شد این مطالب را از برخی اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس یا گزارشهای مربوط به مسئولان دوتابعیتی شنیده و ردصلاحیت روحانی در انتخابات خبرگان نیز مؤید ادعاهای اوست.
اما دادگاه این دفاع را نپذیرفت و تصریح کرد که هیچیک از این اتهامات در مراجع رسمی و قانونی به اثبات نرسیده است.
🔖 پ.ن: حالا حساب کنید چند نفر بر اساس حرفهای بیحساب و بیسند این آقا، به حسن روحانی تهمت زدند، توهین کردند و خودشان را مدیون او کردند!
عملکرد و مواضع حسن روحانی آنقدر جای نقد مستند و جدی دارد که نیازی نباشد به چنین ادعاهایی متوسل شویم؛ ادعاهایی که وقتی در مراجع رسمی رد میشوند، نهتنها گوینده، بلکه اعتبار جبهه انقلاب و نقدهای واقعی را هم زیر سؤال میبرند...
☑️ به «راه خامنهای» بپیوندید 👇
@Rahe_Khamenei
هدایت شده از مشرق مدیا | Mashreq Media
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☀️ روایتی از اقدامات چین در آفریقا
➕دکتر «می درویش»، استاد روابط بینالملل دانشگاه بیرمنگام، در پادکست الشرق در مورد رویکرد و اقدامات چین در آفریقا گفت: «برخلاف الگوی شرکت بنادر دبی که بر پایه واگذاری حق امتیاز مدیریت بنا شده است، چین رویکرد متفاوتی را از طریق اعطای وامهای زیرساختی دنبال میکند. در این مدل، چین پروژههای بندری را احداث و توسعه میدهد اما هزینهها را در قالب وامهای بلندمدت بر عهده دولت میزبان میگذارد؛ رویکردی که ایالات متحده آمریکا آن را «استعمار نو» یا استعمار تنظیمشده مینامد، چرا که با آگاهی از ناتوانی کشورهای آفریقایی در بازپرداخت بدهیها، ابزاری برای تصاحب داراییهای استراتژیک و افزایش نفوذ ژئوپلیتیک فراهم میکند.»
🌐 منبع: پادکست الشرق
podcastalsharq
🎙#مشرق_پادکست
✨ @Mashreq_Media
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
پیشتر گفتیم که این جنگ تا شکلگیری نظم و معماری امنیتی جدید در غرب آسیا ادامه خواهد یافت. دربارهٔ
☝️☝️
ضربات نیروهای نظامی ایران بسیار کوبنده و دقیق بوده است. بهگونه ای که تلفات جانی و تجهیزاتی مؤثری بهبار آورده است.
قطر پیشنهاد آتشبس ده روزه و بازشدن تنگهی هرمز و بازگشت به تفاهم اسلامآباد را مطرح کرده است.
وزارت خارجه از این طرح استقبال کرده ولی در تهران مخالفتهای جدی وجود دارد و هنوز پذیرفته نشده.
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
19.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 پیام 26 تیر آیتالله سید مجتبی خامنهای را چطور بخوانیم؟
📍 گفتگوی ویژه تسنیم با پرویز امینی، استاد دانشگاه و جامعهشناس سیاسی:
▪️ «انسجام» اصل حاکم بر سر موضوعات است که آن موضوعات باید در نسبت با آن قرار بگیرند.
▪️ و البته خود مسئولان هم نباید نقطه ضعفی نشان دهند.
▪️ آیا انتقاد میتوان کرد یا خیر؟ قطعاً بله؛ امّا نباید اصل حاکم یعنی انسجام برهم بخورد.
▪️ برای دشمن هم مسئله انسجام اجتماعی ایرانیان، یک موضوع کلیدی است. هرچه بتواند به انسجام ضربه بزند، موفقیت بیشتری کسب میکند.
مشروح این گفتگو را از اینجا ببینید
https://tasnimnews.ir/3652905
قطعات دیگر این گفتگو متعاقباً منتشر میشود.
@TasnimNews
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
روایت مرشایمر از هشدار کشورهای منطقه به ترامپ
🔵نظریهپرداز روابط بینالملل: اوایل هفته گذشته، ترامپ بهصراحت اعلام کرد که اگر ایرانیها تا پایان هفته تسلیم نشوند، آمریکا زیرساختهای غیرنظامی ایران از جمله پلها، نیروگاههای برق و سایر تأسیسات مشابه را هدف میگیرد.
🔵اما آنچه در پایان هفته گذشته رخ داد این بود که آمریکا حمله به زیرساختهای غیرنظامی را آغاز کرد. پلها، یک نیروگاه برق و همچنین یک تأسیسات آبشیرینکن در ایران هدف قرار گرفتند.
🔵واکنش ایران نیز فوری بود. ایران به اهداف مشابهی در کشورهایی مانند کویت حمله متقابل انجام داد. علاوه بر این، حملات خود به اردن را تشدید کرد و برای نخستین بار در حدود چهار ماه گذشته، عربستان سعودی را نیز هدف قرار داد. به این ترتیب، ایران نشان داد که قصد دارد سیاست اقدام متقابل را دنبال کند.
🔵فراتر از این، ایران اعلام کرد که اگر ترامپ در هفته آینده حملات گستردهای علیه زیرساختهای غیرنظامی ایران انجام دهد، عملاً جریان صادرات نفت از خلیج فارس و دریای سرخ متوقف خواهد شد. همچنین ایران نیروگاه برق و تأسیسات آبشیرینکن در سراسر خاورمیانه را هدف قرار خواهد داد.
🔵در واقع، ایران بهروشنی نشان داد که با حداکثر شدت و بدون عقبنشینی وارد این تقابل شده است.
🔵وقتی این تهدیدها را در کنار آنچه ایران طی چند روز گذشته در هدف قرار دادن نقاط مختلف در اردن و دیگر کشورهای منطقه عملاً انجام داده قرار میدهید، کاملاً آشکار است که ایران توانایی هدف قرار دادن انواع زیرساختها در کشورهای خاورمیانه و وارد کردن خسارتهای بسیار سنگین را دارد.
🔵اتفاقی که یکشنبه رخ داد این بود که پاسخ نظامی آمریکا علیه ایران دیگر به شکل معناداری زیرساختهای غیرنظامی را هدف قرار نداد. دیگر خبری از حمله به پلها، نیروگاههای برق یا تأسیسات آبشیرینکن نبود؛ در حالی که تا پیش از آن، آمریکا در همین مسیر حرکت میکرد.
🔵اینجا دو پرسش مطرح میشود: نخست اینکه چرا این روند متوقف شد؟ و دوم اینکه آیا این میتواند نشانهای از اتفاقاتی باشد که در هفته پیش رو رخ خواهد داد؟
🔵حدس من این است که این روند متوقف شد، زیرا کشورهای حاشیه خلیج فارس با ترامپ تماس گرفتند و به او گفتند که به هیچ وجه نباید زیرساختهای غیرنظامی ایران را هدف قرار دهد؛ چراکه اگر ایران تلافی کند، جوامع ما را با خسارتهای گسترده روبهرو خواهد کرد، تأسیسات آبشیرینکن ما را نابود خواهد ساخت و آسیبهای سنگینی به کشورهای ما وارد میشود.
🔵به نظر میرسد ترامپ به این هشدارها گوش داده است. اما این موضوع پرسش مهم دیگری را ایجاد میکند: ترامپ در هفته آینده چه خواهد کرد؟ او وعده داده بود که حملات گستردهای علیه زیرساختهای غیرنظامی ایران آغاز خواهد کرد. اکنون که از پیامدهای چنین اقدامی آگاه شده، آیا همچنان همان مسیر را ادامه خواهد داد؟
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
بازی بزرگ جدید در آسیای مرکزی: رقابت بر سر عناصر کمیاب
در حالی که جهان برای تأمین مواد معدنی حیاتی مورد نیاز فناوری سبز، خودروهای برقی و صنایع دفاعی رقابت میکند، آسیای مرکزی به میدان اصلی «بازی بزرگ» جدید تبدیل شده است. مقاله Foreign Policy این رقابت شدید میان آمریکا، چین، روسیه، اروپا و کشورهای خلیج فارس را بررسی کرده است.
توافق کلیدی آمریکا و ازبکستان (فوریه ۲۰۲۶)در مهمترین اقدام، دولت آمریکا با ازبکستان Joint Investment Framework امضا کرد. این توافق که توسط DFC (مؤسسه مالی توسعه آمریکا) هدایت میشود، سرمایهگذاری در کل زنجیره ارزش مواد معدنی حیاتی (اکتشاف، استخراج، پردازش و فراتر از آن) را اولویت میدهد. پیشنهاد تشکیل شرکت سرمایهگذاری مشترک آمریکا-ازبکستان (Joint Investment Holding Co.) برای پروژههای معدنی و زیرساختی آینده نیز مطرح شده. مقامات آمریکایی این توافق را «تاریخی» نامیدهاند و هدف آن کاهش وابستگی به چین است
نشست ترامپ و تفاهمنامههای چندجانبه
قبل از این توافق، ترامپ در نوامبر ۲۰۲۵ میزبان رهبران پنج کشور آسیای مرکزی (قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان) بود. پس از آن، آمریکا در نشست معدنی ۲۰۲۶، ۱۱ تفاهمنامه (MoU) با کشورهای مختلف از جمله ازبکستان امضا کرد تا زنجیره تأمین مواد معدنی را تقویت کند.
اقدامات اتحادیه اروپا (نوامبر ۲۰۲۵)در سومین مجمع اقتصادی اتحادیه اروپا-آسیای مرکزی در ازبکستان، ۶ توافق عمده امضا شد. سه مورد از آنها مستقیماً به مواد معدنی حیاتی (Critical Raw Materials) مربوط است:مدرنسازی دادههای زمین شناسی برای جذب سرمایهگذاران خصوصی.
ایجاد زنجیره تأمین شفاف.
توافق ۳ میلیون یورویی (حدود ۳.۴ میلیون دلار) با بانک بازسازی و توسعه اروپا (EBRD) برای توسعه استخراج پایدار مواد معدنی در منطقه.
تفاهمنامه عربستان و قزاقستان (ژوئن ۲۰۲۶)عربستان سعودی و قزاقستان تفاهمنامهای برای همکاری معدنی امضا کردند که شامل تبادل دانش اکتشاف، فناوریهای مرتبط و سرمایهگذاریهای مشترک است.
چین و ازبکستان پروژه Talco Gold:
سرمایهگذاری مشترک چینی-تاجیک (شرکت Tibet Huayu Mining و Talco Gold).
استخراج و فرآوری آنتیموان و طلا در معدن Saritag.
ظرفیت: پردازش ۱.۵ میلیون تن سنگ معدنی در سال، تولید حدود ۲.۲ تن طلا و ۱۶٬۰۰۰ تن آنتیموان فلزی در سال.
این پروژه چین را به یکی از بازیگران اصلی تولید آنتیموان (تاجیکستان حدود ۲۵٪ عرضه جهانی) تبدیل کرده است
چرا مهم است؟
قزاقستان: دارای ۲۱ ماده معدنی حیاتی از لیست اتحادیه اروپا.
قرقیزستان: سومین ذخایر بزرگ آنتیموان جهان.
ازبکستان: ذخایر مس و شروع تولید لیتیوم و مولیبدن.
زمینه و اهمیت استراتژیک :
آسیای مرکزی دارای ذخایر عظیم است: ۳۹٪ ذخایر منگنز جهان، ۳۱٪ کروم، و ذخایر قابل توجه آنتیموان، مس، لیتیوم و مولیبدن. این مواد برای باتری، پنلهای خورشیدی، توربینهای بادی و فناوریهای دفاعی حیاتی هستند و تقاضای جهانی برای آنها تا سال ۲۰۴۰ به طور فزاینده رشد خواهد کرد.چین همچنان بر پالایش این مواد تسلط دارد (حدود ۷۰٪ بازار)، اما رقبا تلاش میکنند زنجیره تأمین را متنوع کنند. روسیه این اقدامات غرب را تهدیدی برای حوزه نفوذ خود میداند.
https://foreignpolicy.com/2026/07/20/great-game-central-asia-rare-earths/
🆔@world_order
جمهوری اسلامی و مدرنیزاسیون
✍فرهاد قنبری
مدرنیزاسیون در ایران از آغاز شکلگیری خود همواره با اختلاف در تعریف و شیوه تحقق آن همراه بوده است. از یک سو، گروهی مدرن شدن را در تقلید از الگوهای غربی و پذیرش سبک زندگی غرب میدیدند و از سوی دیگر، گروهی تلاش داشتند میان دستاوردهای مدرنیته و سنتهای ایرانی ـ اسلامی پیوند برقرار کنند و الگویی بومی از توسعه ارائه دهند. با این حال، تجربههایی مانند مشروطه و مدرنیزاسیون دوره پهلوی، از منظر این تحلیل، نتوانستند الگویی پایدار برای عبور جامعه ایران از سنت به مدرنیته ایجاد کنند. حکومت پهلوی با وجود اجرای برنامههایی برای نوسازی، بیش از آنکه به شکلگیری مدرنیتهای ریشهدار منجر شود، به گسترش نوعی شبهمدرنیسم انجامید و در نهایت نتوانست شکاف میان سنت و تجدد را حل کند.
در این چارچوب، جمهوری اسلامی و بهویژه آیتالله خامنهای، رویکرد متفاوتی به مسئله مدرنیته اتخاذ کردند. این رویکرد بر تفکیک دو ساحت اصلی مدرنیزاسیون استوار بود: نخست، ساحت علم، فناوری، صنعت، زیرساخت و توانمندیهای ملی؛ و دوم، ساحت فرهنگی و سبک زندگی که شامل ارزشها، الگوهای رفتاری، پوشش و مناسبات اجتماعی میشود.
در ساحت نخست، جمهوری اسلامی توسعه علمی و فناوری را نهتنها مغایر با هویت دینی و ملی نمیدانست، بلکه آن را لازمه استقلال کشور تلقی میکرد. به همین دلیل، سرمایهگذاری گستردهای در حوزههایی مانند فناوریهای دفاعی، هستهای، پزشکی، مهندسی و دیگر علوم راهبردی صورت گرفت تا ایران به پایهای علمی و فناورانه متکی بر توان داخلی دست یابد. در مقابل، در حوزه فرهنگ و سبک زندگی، این رویکرد با الگوهای رایج در تمدن مدرن غربی، از جمله فردگرایی افراطی، مصرفگرایی، لذتمحوری و برخی جریانهای فرهنگی و اجتماعی، مرزبندی روشنی داشت و بر حفظ چارچوبهای فرهنگی و تاریخی جامعه ایرانی تأکید میکرد.
به موازات این دو رویکرد، کشورهای غربی نیز مواجههای دوگانه با جمهوری اسلامی داشتند. از یک سو، توسعه علمی و فناوری ایران را با تحریمها، محدودیتها و فشارهای سیاسی و اقتصادی هدف قرار دادند و از سوی دیگر، در عرصه فرهنگی، از طریق رسانهها، شبکههای اجتماعی و محصولات فرهنگی، سبک زندگی غربی را بهعنوان نماد اصلی مدرن بودن ترویج کردند. در نتیجه، در ذهن بخش قابل توجهی از جامعه، مفهوم مدرنیته بیش از آنکه با پیشرفت علمی، فناوری یا توسعه زیرساختها پیوند بخورد (امروز کسی جرات نمیکند بگوید که خطوط مترو تهران با عمری کمتر از ۳۰ سال طولانیتر از مترو استانبول با بیش از صد سال قدمت است) با مؤلفههایی مانند پوشش، روابط اجتماعی و سبک زندگی تعریف شد.
پیامد این روند، شکلگیری جامعهای است که از نظر فناوری، آموزش عالی، زیرساخت و توانمندیهای علمی، نسبت به چند دهه گذشته دگرگونی عمیقی را تجربه کرده، اما در فهم و تعریف مدرنیته دچار شکافی جدی شده است. یک بخش از جامعه، توسعه علمی، فناوری و تقویت توان ملی را مهمترین شاخص پیشرفت میداند و معتقد است این مسیر میتواند همزمان با حفظ سنتها و هویت فرهنگی ادامه یابد. در مقابل، بخش دیگری سبک زندگی و آزادیهای فرهنگی را مهمترین معیار مدرن بودن تلقی میکند و فاصله ایران با جهان توسعهیافته را عمدتاً در همین حوزه میبیند.
بر این اساس، همین تفاوت در تعریف مدرنیته باعث شده است که بسیاری از دستاوردهای فناورانه و زیرساختی کشور، از توسعه صنایع پیشرفته و فناوریهای بومی گرفته تا گسترش زیرساختهای حملونقل و خدمات عمومی، برای بخشی از جامعه اهمیت کمتری داشته باشد؛ زیرا معیار اصلی آنان از مدرن شدن، نه توان علمی و فناوری، بلکه نزدیکی به الگوهای فرهنگی و سبک زندگی غربی است. (بیجهت نیست که جریان سلطنتطلب بیشتر از هر چیز آرایش ظاهری و لباسهای مارک و مد روز خاندان پهلوی را برجسته کرده و به مخاطب خود میفروشد)
از این منظر، ایران امروز را میتوان جامعهای دانست که بخش مهمی از مسیر مدرنیزاسیون فناورانه را پیموده، اما همچنان بر سر معنای مدرنیته و نسبت آن با فرهنگ و هویت تاریخی خود با اختلافی بنیادین روبهرو است. این اختلاف صرفاً یک مناقشه نظری نیست، بلکه در عرصه سیاست، فرهنگ، رسانه و حتی گفتوگوهای روزمره جامعه نیز بازتاب یافته و یکی از مهمترین شکافهای اجتماعی ایران معاصر را شکل داده است.
🆔@world_order