eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴سلاح نفت دیگر کارایی گذشته را ندارد؛ اقتصاد جهان در برابر شوک‌های انرژی مقاوم‌تر شده است / فایننشال تایمز 🔴شوک نفتی بی‌اثرتر 🔴افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک، جنگ اقتصادی را نیز گسترش داده و نفت همچنان یکی از ابزارهای سنتی برای ضربه‌زدن به اقتصاد رقبا محسوب می‌شود. با این حال، بحران‌های اخیر نشان داده‌اند که سلاح نفتی دیگر مانند گذشته قدرت تخریب ندارد. بسته‌شدن‌های مکرر تنگه هرمز، با وجود نگرانی درباره کاهش عرضه و افزایش قیمت‌ها، تأثیر محدودی بر اقتصاد جهانی گذاشته است. نرخ‌های تورم تشدید نشده‌اند، پیش‌بینی‌های رشد همچنان نسبتاً پایدار مانده‌اند و نوسانات بازارهای مالی بیشتر از عوامل دیگری سرچشمه گرفته‌اند. 🔴دلیل اصلی این مقاومت، توان بالاتر بازار یکپارچه نفت برای جذب شوک‌ها و کاهش وابستگی اقتصاد جهانی به نفت است. بحران اخیر نیز در زمانی رخ داد که تولید جهانی نفت از مصرف پیشی گرفته بود، ذخایر نفتی شامل ذخایر راهبردی چین و نفت ذخیره‌شده روی نفتکش‌ها در سطح بالایی قرار داشت و تغییر سریع مسیرهای تجارت، از جمله استفاده از خطوط لوله جایگزین تنگه هرمز، اثر اولیه شوک را کاهش داد. 🔴اقتصاد کم‌نفت‌تر 🔴سازوکارهای جبرانی همچنان ادامه یافته‌اند؛ از افزایش تدریجی تولید در مناطق دیگر گرفته تا توسعه ظرفیت خطوط لوله و تغییر در شبکه پالایش و فرآوری جهانی. با وجود اختلال گسترده، بازار تنها به سمت کاهش عرضه نرفت و واکنش تقاضا نیز شکل گرفت. بر اساس داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، مصرف نفت در سه‌ماهه دوم سال نزدیک به پنج میلیون بشکه در روز کاهش یافته که حدود پنج درصد مصرف جهانی نفت است. این افت نه به دلیل رکود اقتصادی، بلکه بیشتر نتیجه افزایش بهره‌وری در استفاده از نفت برای تولید کالا و خدمات بوده است. شاخص شدت نفتی، یعنی رابطه میان مصرف نفت و تولید ناخالص داخلی، از دهه ۱۹۷۰ تاکنون به‌طور پیوسته بهبود یافته است. 🔴این تحول به آن معناست که برای ایجاد همان آسیب اقتصادی شوک‌های نفتی گذشته، قیمت نفت امروز باید بسیار بالاتر برود. قیمت‌های فعلی، با درنظرگرفتن تورم و افزایش بهره‌وری، باید حدود چهار برابر شوند تا اثری مشابه شوک پس از انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ ایجاد کنند. همین کاهش شدت نفتی، خطر رکود یا موج تورمی ناشی از افزایش قیمت انرژی را محدود کرده و فشار کمتری بر بانک‌های مرکزی برای واکنش نشان‌دادن به قیمت‌ها وارد می‌کند. 🔴آسیب پنهان تاب‌آوری 🔴کاهش وابستگی نفتی البته به معنای مصونیت کامل نیست. بخشی از این کاهش شدت نفتی به حذف مصرف‌های ناکارآمد و بشکه‌هایی مربوط است که جایگزین‌پذیری آسان‌تری داشتند. بشکه‌های باقی‌مانده اکنون بار اقتصادی بیشتری حمل می‌کنند و اگر قیمت‌ها به سطوح بحرانی برسند، پیامدها می‌تواند بسیار سنگین باشد. برآوردها نشان می‌دهد با درنظرگرفتن جریان‌های باقی‌مانده نفت، مسیرهای جدید انتقال، افزایش عرضه خارج از منطقه خلیج فارس و برداشت پایدار از ذخایر، شکاف عرضه ناشی از بحران تنگه هرمز در ادامه سال می‌تواند بین پنج تا هفت میلیون بشکه در روز باشد؛ اما صرفه‌جویی ناشی از افزایش بهره‌وری، این فاصله را به حدود ۱.۵ تا ۳.۵ میلیون بشکه در روز کاهش می‌دهد. 🔴این میزان همچنان با افزایش صادرات از تنگه هرمز یا کاهش بیشتر تقاضا قابل جبران است و فضای مانور زیادی برای ادامه نوسانات سیاسی، جنگی و مذاکراتی باقی می‌گذارد. با این حال، مقاومت فعلی اقتصاد جهانی می‌تواند خطرناک باشد؛ زیرا کاهش آسیب‌پذیری در برابر نفت ممکن است سیاستمداران را به ریسک‌پذیری بیشتر ترغیب کند. بازارها ممکن است از تاب‌آوری امروز اقتصاد استقبال کنند، اما این تضمین نمی‌کند که تصمیم‌گیران سیاسی از آزمودن مرزهای جدید سیستم جهانی خودداری کنند. 🆔@world_order
🔴چرا اردن هدف تازۀ تازه ایران شده است؟ / جبهه‌ای که از عقبه تا مرزهای سوریه امتداد یافته است / جرزالم پست 🔻موج تازه حملات 🔴ایران با تشدید حملات علیه اردن، دامنه فشار منطقه‌ای خود را آشکارا گسترش داده است. هدف قرار گرفتن شهر جنوبی عقبه و کشته شدن نظامیان آمریکایی در خاک اردن، از حملاتی مرگبارتر و افراطی‌تر نسبت به گذشته حکایت دارد. مسئله فقط تکرار حمله به اردن نیست، بلکه تلاش برای ایجاد هراس در پادشاهی و نیروهای آمریکایی مستقر در آن است. منطق تهران بر این پایه استوار است که هر حمله علیه ایران باید با پاسخ‌هایی در سراسر منطقه روبه‌رو شود. خط مقدم مورد نظر ایران هزاران کیلومتر امتداد دارد؛ از سواحل لبنان، از مسیر عراق و اردن تا خلیج فارس و دریای عمان. 🔴پیام این راهبرد روشن است: هر ضربه به ایران، نه با یک یا دو پاسخ محدود، بلکه با تهدید هم‌زمان آمریکا و کشورهای شریک آن در سراسر این جبهه پاسخ داده خواهد شد. اردن به دلیل روابط دیرینه با غرب، جایگاهی ویژه در این محاسبه دارد. این کشور از آغاز موجودیت خود متحد غرب بود، ارتش آن با نقش افسران بریتانیایی شکل گرفت و پس از سال‌ها روابط آرام با اسرائیل، در سال ۱۹۹۴ پیمان صلح امضا کرد. 🔴پادشاهی میان آتش‌ها 🔴موقعیت اردن میان اسرائیل، عراق، سوریه و کشورهای خلیج فارس، هم مزیت راهبردی و هم آسیب‌پذیری دائمی ایجاد کرده است. پادشاهی همواره از ورود مستقیم به منازعات منطقه‌ای پرهیز کرده و از تهدید همسایگان بزرگ‌تر یا سرریز جنگ‌ها بیم داشته است. از آغاز جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱، صدها هزار پناهجوی سوری وارد اردن شدند که بسیاری از آنان پیوندهای خانوادگی یا قبیله‌ای با جامعه اردنی داشتند. امان در کنار همکاری با پادشاهی‌های خلیج فارس، روابط خود را با رژیم صدام حسین نیز حفظ کرد. 🔴پس از حمله آمریکا به عراق، نگرانی از نفوذ شورشیان و گروه‌های افراطی افزایش یافت و تهدیدهایی از سوی القاعده، داعش و دیگر گروه‌ها پدیدار شد. با این حال، پرهیز از درگیری همیشه ممکن نبوده است. در ژانویه ۲۰۲۴، کتائب حزب‌الله، گروه نیابتی مورد حمایت ایران، به پایگاه «برج ۲۲» در شمال‌شرق اردن حمله کرد و سه آمریکایی را کشت. جنگ کنونی ایران که در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ با حملات آمریکا و اسرائیل آغاز شد، بار دیگر این آسیب‌پذیری را آشکار کرده است. 🔴محاصره با موشک 🔴ایران با ایجاد جبهه‌های متعدد، اردن را به یکی از میدان‌های فشار تبدیل کرده و حمله به نیروهای آمریکایی یا خود پادشاهی را هشداری درباره میزبانی از نظامیان آمریکا می‌داند. اردن تنها مخاطب این راهبرد نیست؛ کویت، بحرین، امارات، عربستان سعودی، عمان و به‌ویژه اقلیم کردستان عراق نیز هدف حملات یا پیام‌های مشابه قرار گرفته‌اند. ایران صدها حمله در عراق انجام داده و گروه‌های مخالف ایرانی مستقر در اقلیم کردستان را هدف گرفته است. تهران همچنین مدعی حمله به پادگان آمریکایی التنف در سوریه شد؛ پایگاهی که ظاهراً از فوریه تخلیه شده است. 🔴اهمیت این ادعا بیش از نتیجه نظامی، در پیام آن نهفته است: ایران می‌خواهد نشان دهد با موشک‌های بالستیک دقیق‌زن، پهپادها و دیگر تسلیحات دوربرد می‌تواند داخل سوریه را نیز هدف قرار دهد. این وضعیت برای اردن نگران‌کننده است، زیرا شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران در قالب حشد شعبی، به‌ویژه در استان الانبار عراق، نزدیک مرزهای اردن و سوریه مستقرند. همین گروه‌ها ظاهراً در تلاش اخیر برای قاچاق موشک و پهپاد درون یک کامیون تانکر به سوریه از مسیر التنف نقش داشتند؛ عملیاتی که نیروهای سوری متوقف کردند. ادعای بعدی ایران درباره حمله به التنف، زیر پوشش هدف قرار دادن آمریکایی‌ها، پیامی گسترده‌تر داشت: اردن نیز از دایره تهدید بیرون نخواهد ماند. 🆔@world_order
عکس مقاله ظریف در فارن افرز هم پیام دارد؛ یا نان، یا موشک.
🔴پیشنهاد منطقه‌ای جواد ظریف برای پایان جنگ؛ تعریف چارچوب مشترک برای همکاری و کاستن از خصومت‌ها / فارن افرز 🔴توافقی روی کاغذ 🔴ایالات متحده حملات به ایران را از سر گرفته و تفاهم ماه گذشته در سوئیس، پس از هفته‌ها تزلزل فروپاشیده است. اختلاف اصلی به برداشت‌های متضاد از مفاد مربوط به تنگه هرمز بازمی‌گشت. تهران تعهد خود را محدود به عبور ایمن کشتی‌های تجاری، بدون هزینه و فقط برای شصت روز می‌دانست و معتقد بود ایران و عمان باید همراه کشورهای ساحلی خلیج فارس، شیوه اداره آینده تنگه را تعیین کنند. واشنگتن اما توافق را به معنای عبور آزاد و بی‌قیدوشرط می‌خواند و خود را ملزم به پذیرش ترتیبات ایران نمی‌دانست. چنین شکافی بازگشت رویارویی نظامی را اجتناب‌ناپذیر کرد. ادامه جنگ به سود هیچ‌یک نیست. 🔴ایران این نبرد را تحمیل‌شده می‌بیند و آمریکا نیز از هدف کاهش حضور در غرب آسیا و تمرکز بر هند و اقیانوس آرام دور می‌شود. حملات نتوانسته‌اند حکومت ایران را سرنگون یا تهران را تسلیم کنند؛ بنابراین دیپلماسی و چارچوب امنیتی منطقه‌ای، تنها راه خروج پایدار است. 🔴هرمز، خط بقا 🔴جنگ‌های اخیر فرض‌های دیرینه درباره بازدارندگی و اجبار را زیر سؤال برده‌اند. آمریکا و اسرائیل با این تصور حمله کردند که فشار مستمر، تهران را تسلیم یا جمهوری اسلامی را فروخواهد پاشاند، اما ساختار سیاسی ایران دوام آورد. همین مقاومت، حذف ایران از معماری امنیتی آینده را دشوار کرده است. تهران اکنون تنگه هرمز را بخشی از امنیت وجودی خود می‌داند؛ زیرا تحریم‌های آمریکا این آبراه را عملاً به روی تجارت ایران بسته بود، در حالی که دیگران از آن استفاده می‌کردند. 🔴پس از حملات، مرز میان رفت‌وآمد تجاری و انتقال تجهیزات نظامی در نگاه ایران از میان رفته است. تهران معتقد است تا زمانی که جنگ و فشار اقتصادی ادامه دارد، حق دارد ترددهای مشکوک به انتقال سلاح، اطلاعات یا پشتیبانی لجستیکی را محدود کند. تهدید مداوم کشتیرانی می‌تواند جهان را علیه ایران متحد و سرمایه‌گذاری در مسیرهای جایگزین را شتاب دهد. راه کم‌خطرتر، شبکه‌ای امنیتی میان کشورهای ساحلی خلیج فارس است که بر گفت‌وگو، همکاری و کاهش حضور قدرت‌های بیرونی تکیه کند. 🔴معامله بزرگ منطقه‌ای 🔴پایان جنگ نیازمند توافقی فراتر از هرمز است. تهران و واشنگتن نمی‌توانند دوست شوند، اما می‌توانند اختلافات را مدیریت و از تبدیل تضادهای هویتی به خشونت جلوگیری کنند. چارچوبی واقع‌بینانه می‌تواند بر عدم تجاوز متقابل، همکاری در افغانستان، مقابله با قاچاق مواد مخدر و مدیریت مهاجرت استوار باشد. آمریکا در این الگو، تمامیت ارضی ایران را به رسمیت می‌شناسد، تحریم‌ها و برچسب‌های تروریستی را برمی‌دارد و از طریق صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری در بازسازی مشارکت می‌کند؛ ایران نیز تضمین‌های دائمی منع اشاعه، از جمله پذیرش پروتکل الحاقی آژانس و تبدیل فتوای منع سلاح هسته‌ای به قانون را می‌پذیرد. 🔴واشنگتن باید فشار بر اسرائیل وارد کند و تناقض سیاست‌های خود در لبنان و فلسطین را پایان دهد. آینده به گفت‌وگوی منطقه‌ای، کنسرسیوم غنی‌سازی صلح‌آمیز، صندوق توسعه غرب آسیا و پیوندهای مشترک در حمل‌ونقل، انرژی و زیرساخت دیجیتال نیاز دارد. ثبات پایدار نه از بیرون وارد می‌شود و نه با زور تحمیل خواهد شد؛ باید به دست دولت‌ها و ملت‌های منطقه ساخته شود. 🆔@world_order
تناقضات راهبردی آمریکا در جنگ علیه ایران گفت‌وگوی دنی سیترینوویچ با شبکهٔ CNN ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶ خلاصهْ اهم محورهای مطرح‌شده در گفت‌وگو: ---------------------- پرسش اصلی این نیست که دولت آمریکا سعی دارد از لحاظ نظامی به چه چیزی دست یابد. این بخش نسبتاً روشن است: واشنگتن در تلاش است توانایی ایران برای کنترل تنگهٔ هرمز را تضعیف کند و حملات به بندرعباس و زیرساخت‌های نظامی مرتبط، به این هدف کمک می‌کند. دستاوردهای تاکتیکی را نباید نادیده گرفت؛ عدم قطعیت واقعی در ارزش راهبردی آن‌ها نهفته است. ایران کماکان گزینه‌های متعددی برای تشدید تنش در اختیار دارد. این کشور می‌تواند به حملات علیه کشورهای حوزهٔ خلیج‌فارس را شدت بیشتری ببخشد، کابل‌های ارتباطی و اینترنتی زیردریایی که از منطقه می‌گذرند را هدف قرار دهد، به زیرساخت‌های حیاتی غیرنظامی کشورهای درگیر آسیب جدی بزند و حوثی‌های یمن را به گسترش عملیات علیه کشتیرانی و دارایی‌های انرژی در خلیج‌فارس تشویق کند. به عبارت دیگر، اگر واشنگتن سطح ریسک را بالا ببرد، تهران هنوز روش‌های متعددی برای پاسخ متقابل در چنته دارد. هر راهبرد واقع‌بینانه‌ای باید با یک فرض اصلی آغاز شود: بعید است ایران تسلیم شود. اگر این فرض درست باشد، ایالات متحده در نهایت با یک انتخاب راهبردی روبرو خواهد شد؛ یا می‌تواند در پیِ دستیابی به اهدافی که ممکن است مستلزم مداخله و استمرار نظامی بسیار بزرگ‌تری باشند به تشدید تنش ادامه دهد، و یا می‌تواند به نتیجه‌ای مبتنی بر دیپلماسی و مذاکره تن بدهد که دست‌کم منعکس‌کننده بخشی از شرایط و خواشته‌های تهران باشد. بنابراین، پرسش راهبردی کلان‌تر بدون پاسخ باقی می‌ماند: دولت آمریکا پایان این ماجرا را چگونه تصور می‌کند؟ ۳۹ روز عملیات نظامی نتوانست ایران را وادار به تسلیم کند و تصمیم‌گیری‌های این کشور را به‌طور بنیادین تغییر دهد. شواهد اندکی وجود دارد که تمدید محدود کارزار کنونی، نتیجهٔ متفاوتی به بار آورد. واشنگتن پیش از گسترش بیشتر درگیری نظامی، به جای تکیهٔ صرف بر فشار نظامی، باید یک «وضعیت نهایی سیاسی» واقع‌بینانه برای خودش تعریف کند. (متن فوق برگرفته از توییتر سیترینوویچ در توضیح محورهای این گفتگو است). 🆔@world_order
🔴«کد ۱۱۰» و راز بقا در تونل‌های تهران؛ وقتی عراقچی در مصاحبۀ خود، ضعف‌های نظام ایران را آشکار می‌کند / Middle East Forum 🔴مذاکره برای اتمام حجت 🔴عباس عراقچی جنگ را نتیجه خودداری تهران از پذیرش هرگونه امتیاز برای محدودسازی غنی‌سازی، حتی به‌صورت موقت، می‌داند. از نگاه او، عقب‌نشینی در برابر فشار نه‌فقط به معنای چشم‌پوشی از «عزت کشور» بود، بلکه می‌توانست الگویی بسازد که جمهوری اسلامی را در برابر زور به امتیازدهی وادار کند. اطمینان به وقوع حمله چنان بالا بود که نیروهای مسلح نباید امید خود را به مذاکرات گره می‌زدند؛ گفت‌وگوها برای بستن راه هر ادعای داخلی و خارجی انجام شد تا کسی نگوید با مذاکره می‌شد از جنگ جلوگیری کرد. سپاه نیز همراه بود. 🔴برای سناریوهای مختلف طرح وجود داشت و بستن تنگه هرمز از روز نخست به هدف قرار گرفتن رهبر جمهوری اسلامی پیوند خورده بود؛ سناریویی با نام رمز «کد ۱۱۰». با این حال، احتمال موفقیت دیپلماسی حدود ده درصد برآورد می‌شد و همین احتمال اندک ادامه تلاش سیاسی را توجیه می‌کرد. 🔴برابری از دل تهدید 🔴پس از درگیری، توازن میان ایران و آمریکا به‌گونه‌ای توصیف شد که واشنگتن از مطالبه «تسلیم بی‌قیدوشرط» به پذیرش متقابل حاکمیت، تمامیت ارضی و عدم مداخله در امور داخلی رسید. دیپلماسی منطقه‌ای نیز بر تهدید به پاسخ متقارن استوار بود: حمله به تأسیسات هسته‌ای با حمله به تأسیسات مشابه، هدف گرفتن زیرساخت نفتی با مختل‌کردن فروش نفت در منطقه، و جبران ناتوانی موشکی در رسیدن به خاک آمریکا با زدن پایگاه‌های آن در کشورهای همسایه. 🔴یکی از رهبران منطقه خواستار خودداری ایران از واکنش شده بود، زیرا تصور می‌کرد ضربه تنها متوجه ایران و رهبری آن خواهد شد. عمان نیز به‌دلیل ارائه خدمات سوخت‌رسانی به کشتی‌های آمریکایی هدف قرار گرفت و پس از حمله، شرکت مربوطه این خدمات را متوقف کرد. ناتوانی دولت‌های عربی خلیج فارس در پاسخ، نشانه تغییر معماری امنیتی منطقه دانسته شد. تهدید ترکیه نیز مسیر طرحی برای تحریک شورش کردی را بست و اختلاف‌های میان آمریکا و اسرائیل، فرصتی قابل بهره‌برداری تلقی شد. 🔴قدرت پشت پناهگاه‌ها 🔴بازسازی توان موشکی پس از جنگ دوازده‌روزه ژوئن ۲۰۲۵ با افزایش سه‌برابری ظرفیت و کاهش زمان فعال‌سازی دوباره پایگاه‌های آسیب‌دیده از ده تا پانزده ساعت به حدود ۳۵ تا ۴۰ دقیقه توصیف شد. برآوردهای آمریکایی درباره فرسایش روزانه پرتابگرها، بر الگوی پیشین استوار بود و تغییر کامل سامانه پرتاب ایران را در نظر نمی‌گرفت. ساختار تصمیم‌گیری در تونل‌های مجهز به اکسیژن اضافی ادامه داشت؛ محل‌هایی در انتهای خیابان پیروزی و شمال دربند تنها بخشی از شبکه‌ای گسترده‌تر بودند. ارتباط با مدیران غیرنظامیِ پنهان‌شده دشوار بود، اما فرماندهان نظامی فوراً در دسترس قرار داشتند. 🔴بزرگ‌ترین آسیب‌پذیری، نفوذ جاسوسی در ساختار نظام معرفی شد و تجمع هم‌زمان اعضای شورای عالی امنیت ملی خطری تلقی می‌شد که می‌توانست به فروپاشی کل نظام بینجامد؛ از همین رو آنان در طول جنگ هرگز هم‌زمان جلسه نداشتند. در نظم جدید نیز فرماندهان مسیر را تعیین می‌کنند و مجتبی خامنه‌ای، که در اختفا به سر می‌برد، بیش از آنکه نقش اجرایی داشته باشد، نماد تداوم سیاست‌ها و آرمان‌های پیشین است؛ پیامی آشکار مبنی بر اینکه تغییر رهبری به معنای تغییر مسیر نظام نیست. 🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔴تلۀ خودساختۀ ترامپ؛ نتیجۀ محتمل این جنگ میلیاردها دلار هزینه و سپس عقب‌نشیتی مفتضحانه خواهد بود / آتلانتیک 🔴سکوت در واشنگتن 🔴دولت ترامپ بار دیگر وارد جنگ شده، اما همچنان از به‌رسمیت‌شناختن آن پرهیز می‌کند. یازده روز پس از ازسرگیری حملات هوایی آمریکا علیه ایران، نه رئیس‌جمهور و نه مقام‌های ارشد دولت درباره اهداف، دامنه یا هزینه‌های کارزار توضیح روشنی نداده‌اند. حملات ابتدا تأسیسات نظامی را هدف گرفت، اما سپس به زیرساخت‌های غیرنظامی‌ای گسترش یافت که واشنگتن مدعی است کاربرد نظامی دارند. کنگره نیز هنوز درباره مرحله تازه جنگ توجیه محرمانه‌ای دریافت نکرده است. پنتاگون از ماه مه نشست خبری برگزار نکرده و پرسش‌های اصلی بی‌پاسخ مانده‌اند: چرا ادامه جنگ ضروری است، موفقیت چگونه تعریف می‌شود و تلفات آمریکا چقدر بوده است؟ 🔴ترامپ که بارها از پیروزی سخن گفته، در سخنرانی تلویزیونی اخیر تنها گذرا به ایران اشاره کرد. هم‌زمان، پیت هگست و ژنرال دن کین برای دریافت ۶۷٫۱ میلیارد دلار بودجه اضطراری به کنگره رفتند، اما نام ایران را در بیانیه آغازین خود نیاوردند و هگست جنگ را صرفاً «عملیات» خواند. مرگ نظامیان آمریکایی نیز با عباراتی مبهم توصیف شده است؛ گویی قربانیان به درگیری دیگری تعلق دارند. 🔴هزینه‌های انکار 🔴با احتساب کشته‌های اخیر، دست‌کم ۱۸ نظامی آمریکایی از آغاز جنگ جان باخته‌اند؛ رقمی بیشتر از تلفات رزمی آمریکا در هر یک از سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ افغانستان و نزدیک به کل تلفات دوازده‌ساله عملیات علیه داعش. مقام‌های ایرانی نیز از کشته‌شدن حداقل ۱۷۰۰ نفر خبر داده‌اند. با این حال، ارزیابی‌های اولیه اطلاعاتی نشان می‌دهد موج تازه حملات تغییر محسوسی در رفتار تهران ایجاد نکرده است. ترامپ انتظار پیروزی سریع داشت و ارتش نیز برای نبردی طولانی آماده نشد؛ نه بسیج چندماهه‌ای شکل گرفت و نه استقرار گسترده نیروها انجام شد. 🔴بخشی از ناوها از جبهه‌های دیگر منتقل شدند و اکنون مأموریت بسیاری از آنها تمدید شده است. آمریکا جنگ را همراه اسرائیل آغاز کرد، اما حمایت متحدان دیگر را از پیش جلب نکرد و هیچ کشوری برای تقسیم بار محاصره تنگه هرمز یا حفاظت از نیروهای آمریکایی پیش‌قدم نشد. در کنگره نیز درخواست ۳۷٫۵ میلیارد دلاری برای پوشش «بخش‌هایی» از هزینه جنگ با استقبال روبه‌رو نشد. یک مقام پیشین نظامی این وضعیت را تله‌ای خودساخته توصیف کرده است: جنگی بدون هدف روشن، حمایت داخلی کافی یا پشتیبانی بین‌المللی. 🔴بن‌بست راهبردی 🔴ترامپ اکنون میان دو انتخاب پرهزینه گرفتار است: تشدید جنگ، افزایش تلفات و فرسایش ذخایر تسلیحاتی؛ یا عقب‌نشینی سیاسی در زمانی که ایران از موقعیتی راهبردی نیرومندتر برخوردار است. برخی مجریان بانفوذ فاکس‌نیوز از پایان‌دادن به جنگ برای کاهش زیان انتخاباتی جمهوری‌خواهان سخن گفته‌اند، اما رئیس‌جمهور فعلاً بر ادامه نبرد تأکید دارد و حتی از احتمال بمباران «کوه پیک‌اکس» به ظن میزبانی از بخشی از برنامه هسته‌ای ایران گفته است. 🔴در میدان نیز دو طرف پله‌های تشدید را بالا می‌روند: ایران می‌کوشد هزینه حضور نظامی آمریکا را افزایش دهد و عبور کشتی‌ها از هرمز را کنترل کند؛ واشنگتن نیز می‌خواهد بهای اخلال تهران در کشتیرانی را سنگین‌تر سازد. ایران هم‌زمان از پهپادهای ارزان به موشک‌های بالستیک سریع‌تر و مخرب‌تر روی آورده و نگرانی درباره کمبود مهمات پدافندی آمریکا افزایش یافته است. ورود احتمالی حوثی‌ها برای محدودکردن کشتیرانی در دریای سرخ نیز خطر گسترش بحران انرژی را بالا می‌برد. نتیجه محتمل، جنگی فرسایشی است که آمریکا برای آن بسیج نشده و شاید پس از صدها میلیارد دلار هزینه، ناچار به عقب‌نشینی از آن شود. 🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔴از کوه کلنگ چه می‌دانیم؟ هدفی در اعماق ایران / نیویورک تایمز 🔴تهدید تازه ترامپ 🔴دونالد ترامپ بار دیگر تهدید کرده است تأسیسات زیرزمینی مشکوک در «کوه کلنگ» ایران را به‌زودی و با شدتی سنگین هدف قرار دهد. او در دیدار با جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، مدعی شد ایران توان جلوگیری از چنین حمله‌ای را ندارد و گفت ایالات متحده «خیلی زود و بسیار سنگین» به این منطقه ضربه خواهد زد. با این حال، اطلاعات تأییدشده درباره این مجموعه محدود است. 🔴ترامپ پیش‌تر نیز اذعان کرده بود که آمریکا در این محل «فعالیتی مشاهده نمی‌کند»، اما همچنان آن را هدفی احتمالی می‌داند. کوه کلنگ، که در منابع محلی «کوه کلنگ‌گزلا» نامیده می‌شود، در مرکز ایران و در فاصله حدود یک مایلی تأسیسات غنی‌سازی نطنز قرار دارد؛ مجموعه‌ای که در مارس و ژوئن ۲۰۲۵ هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفت. نزدیکی این سایت به نطنز، ماهیت زیرزمینی آن و ابهام درباره کاربری نهایی‌اش، آن را به نقطه‌ای حساس در مناقشه هسته‌ای کنونی تبدیل کرده است. 🔴دژ زیرزمینی نطنز 🔴برآورد مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی نشان می‌دهد ارتفاع کوه کلنگ نزدیک به ۵۳۰۰ فوت از سطح دریاست و بخش اصلی تأسیسات احتمالاً بیش از ۳۰۰ فوت در عمق آن ساخته شده است. کارشناسان می‌گویند عملیات احداث این مجموعه از سال ۲۰۲۰ آغاز شده و هنوز به مرحله بهره‌برداری نرسیده است. تصاویر ماهواره‌ای حاکی است ساخت‌وساز پس از بمباران‌های ژوئن ۲۰۲۵ ادامه یافته، دیوار امنیتی تازه‌ای پیرامون محوطه ساخته شده و برخی ورودی‌ها برای مقاومت در برابر حملات آینده تقویت شده‌اند. 🔴مقام‌های ایرانی در سال ۲۰۲۰ اعلام کرده بودند این مکان برای احداث کارخانه تولید سانتریفیوژ در نظر گرفته شده است؛ تصمیمی که پس از تخریب یک مرکز تولید سانتریفیوژ در نطنز اتخاذ شد؛ تهران آن را خرابکاری اسرائیل دانست. ایران همواره بر ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای خود تأکید کرده، اما تاکنون اجازه دسترسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به کوه کلنگ را نداده است. رافائل گروسی گفته بارها درباره کاربری این محل از تهران توضیح خواسته، اما پاسخ روشنی دریافت نکرده است. 🔴معمای حمله ممکن 🔴عمق زیاد این مجموعه، گزینه‌های نظامی آمریکا را پیچیده می‌کند. کارشناسان معتقدند حتی قدرتمندترین بمب‌های سنگرشکن آمریکا، از جمله بمب‌های ۳۰ هزار پوندی که در ژوئن ۲۰۲۵ تأسیسات فردو را هدف قرار دادند و سانتریفیوژهای آن را از کار انداختند، ممکن است برای تخریب کامل کوه کلنگ کافی نباشند. مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی ارزیابی کرده است که این سایت شاید نقاط آسیب‌پذیری برای حمله هوایی داشته باشد، اما عملیات زمینی یا خرابکاری می‌تواند برای نفوذ به آن مناسب‌تر باشد. 🔴چنین سناریویی پرخطر است؛ زیرا نیروهای آمریکایی برای رسیدن به محل باید تا عمق مرکز ایران پیشروی کنند و در مسیر با آتش زمینی و پس از استقرار با حملات پهپادی و موشکی روبه‌رو شوند. هنوز شواهد علنی درباره عملیاتی‌شدن تأسیسات یا وجود مواد هسته‌ای در آن منتشر نشده است. در نتیجه، تهدید ترامپ بیش از آنکه بر اطلاعات قطعی استوار باشد، بر ظن و ابهام تکیه دارد. کوه کلنگ اکنون نماد دشواری حمله به زیرساخت‌های هسته‌ای عمیق ایران است؛ هدفی که تخریبش ممکن است به عملیاتی پیچیده‌تر، پرهزینه‌تر و مخاطره‌آمیزتر از حملات پیشین نیاز داشته باشد. 🆔@world_order
🔴جنگ بی‌پایان ترامپ؛ ایران چگونه قدرت آمریکا را فرسوده می‌کند؟ / CNN 🔴خشونتِ عادی‌شده 🔴دونالد ترامپ که زمانی از پایان‌دادن به جنگ‌ها سخن می‌گفت، اکنون نیروی نظامی را به ابزاری روزمره برای کشاندن ایران به میز مذاکره تبدیل کرده است. با فروپاشی تفاهم اولیه و از میان رفتن آتش‌بس، تهدید به «ویران‌کردن» ایران چنان عادی بیان می‌شود که گویی موضوعی فرعی است. پنتاگون اطلاعات مربوط به تلفات آمریکا و خسارت تأسیساتش را محدود کرده، اما خطر و هزینه واقعی است؛ ده‌ها ایرانی در دور تازه حملات و ضدحملات و هزاران نفر از فوریه کشته شده‌اند. 🔴تهدید به هدف‌گرفتن پل‌ها، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های غیرنظامی، مرزهای دیرپای رفتار نظامی آمریکا را فرسوده و قواعد حقوق بشردوستانه را نقض می‌کند. واشنگتن طی دهه‌های گذشته با معرفی زور به‌عنوان آخرین گزینه، توان بازدارندگی خود را حفظ می‌کرد؛ اما دولت دوم ترامپ همان هنجارهایی را کنار می‌زند که بخشی از قدرت سیاسی آمریکا بودند. ربودن نیکلاس مادورو از کاراکاس نیز همین الگو را تثبیت کرد: اقدامی پرخطر که مصونیت رؤسای دولت‌ها و چهره صلح‌طلب ترامپ را هم‌زمان درهم شکست. 🔴جنگِ بدون مقصد 🔴ایران برای ترامپ به نسخه‌ای سبک‌تر از «جنگ ابدی» تبدیل شده است؛ نبردی با هدفی نامشخص، مقاصدی متغیر، حمایت داخلی رو به زوال و دشمنی تاب‌آور. مفاد مبهم آتش‌بس، راه نقض آن را برای تندروهای ایرانی باز گذاشت: تهران باید از برنامه‌ای هسته‌ای دست می‌کشید که می‌گفت نه دارد و نه می‌خواهد، و در برابر، میلیاردها دلار تخفیف تحریمی می‌گرفت تا تقریباً به وضعیت فوریه بازگردد. ایران پس از بیش از سیزده‌هزار حمله تضعیف شده، اما نه فروپاشیده و نه از بازسازی بازمانده است؛ در حالی‌که آمریکا برای جایگزینی ذخایر مهمات خود با دشواری روبه‌رو است. 🔴همان‌گونه که جنگ افغانستان سرانجام به مرز تحمل سیاسی آمریکا رسید، جنگ ایران نیز بدون توضیحی روشن درباره ضرورت وجودی‌اش ادامه یافته است. ترامپ ظاهراً با تشویق بنیامین نتانیاهو فرصت را مناسب دید، اما نه برای سقوط احتمالی حکومت برنامه‌ای داشت، نه برای ماه پس از نخستین بمباران و نه حتی برای دو هفته بعد. 🔴پیروزی با بقا 🔴دو عامل دامنه خشونت آمریکا را محدود می‌کند: قیمت نفت که با کاهش ذخایر به سوی بحرانی تازه می‌رود، و محبوبیت سقوط‌کرده ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای. حکومت سخت‌گیر ایران تنها با دوام‌آوردن، نوعی پیروزی به دست می‌آورد. این حکومت پس از ناآرامی‌های گسترده ژانویه محبوب‌تر نشده، اما زیر فشار جنگ، ترورهای هدفمند و حملات پی‌درپی نیز فرو نریخته است. طالبان افغانستان و شورش عراق با بمب‌های کنار جاده‌ای و سماجت، اراده آمریکا را فرسودند؛ اما ایران یک دولت-ملت است و مقاومت آن پیامدهایی گسترده‌تر برای اعتبار و بازدارندگی واشنگتن دارد. 🔴تهران دستگاه حکومتی خود را حفظ کرده و قدرتمندترین ارتش جهان را واداشته برای بازگرداندنش به مذاکراتی متوسل به زور شود که مقصد نهایی آن تقریباً همان وضعیت پیشین است. تهدیدهای ترامپ درباره حمله زمینی به جزایر کلیدی یا تشدید بمباران نیز هر بار که عملی نشوند، تهی‌تر می‌شوند. جنگی که با بی‌اعتنایی آغاز شود، دشمن را متقاعد می‌کند که آغازگر آن به نتیجه نیز چندان متعهد نیست؛ برداشتی که محدودیت قدرت آمریکا را برای دهه‌های آینده آشکار می‌سازد. 🆔@world_order