eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
بلینکن: تهدید موجودیتی علیه ایران معادلات جنگ را تغییر داد 🔵وزیر خارجه پیشین آمریکا: مشکل ورود به جنگ با ایران این بود که هیچ هدف روشن، مشخص و دست‌یافتنی برای مردم آمریکا تعریف نشد، چه برسد به متحدان و شرکای ما در سراسر جهان. بعد هم از همان متحدان خواستیم در این جنگ کنار ما باشند، در حالی که اصلاً برایشان توضیح نداده بودیم این جنگ بر سر چیست و آن‌ها را وارد بحرانی کردیم که پیامدهای سنگینی برایشان داشت. 🔵در نهایت وارد جنگی شدیم که مثل همیشه ارتش ما مأموریتی را که به آن سپرده شد، به‌خوبی انجام داد، اما مشکل اینجاست که آن مأموریت از ابتدا به‌درستی طراحی نشده بود و اهداف روشن و قابل دستیابی برایش تعیین نشده بود. 🔵همین مسئله باعث این شکاف بزرگ می‌شود. ممکن است از نظر تاکتیکی موفقیت‌هایی به دست آورید، مثلاً چند موشک ایرانی را منهدم کنید یا بخش‌هایی از برنامه هسته‌ای ایران را برای مدتی مختل کنید، اما در نهایت جنگ را ببازید. 🔵برخی این وضعیت را «تله تشدید تنش» نامیده‌اند. من در ابتدا فکر می‌کردم رئیس‌جمهور به‌دلیل دو عامل به‌شدت تحت فشار قرار خواهد گرفت: از یک سو بازارها و از سوی دیگر ذخایر مهمات. 🔵بازارها از این جهت که هرچه جنگ طولانی‌تر می‌شد، قیمت سوخت، کود شیمیایی، گازوئیل و سایر کالاها افزایش می‌یافت و به‌ویژه با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای، این موضوع به یک محدودیت جدی تبدیل می‌شد. 🔵از سوی دیگر، ما به‌سرعت در حال مصرف حجم زیادی از مهمات حیاتی بودیم، در حالی که ممکن است در دیگر مناطق جهان برای بازدارندگی به آن‌ها نیاز داشته باشیم. 🔵فکر می‌کنم رئیس‌جمهور این موضوع را می‌داند یا دست‌کم امیدوارم که بداند. همچنین تصور می‌کنم او به‌دنبال راهی برای خارج شدن از بن‌بستی است که خودش ایجاد کرده، اما هنوز نتوانسته آن را پیدا کند. در عین حال، نمی‌تواند این واقعیت را بپذیرد که این جنگ وضعیت کاملاً جدیدی را به وجود آورده که پیش از آن وجود نداشت و آن، مسئله تنگه هرمز است. 🔵دلیل خوبی وجود داشت که دولت‌های مختلف آمریکا، در حالی که تلاش می‌کردند مطمئن شوند ایران هرگز به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکند، در نحوه برخورد با ایران بسیار محتاط بودند. به‌ویژه تلاش می‌کردند وارد وضعیتی نشوند که ایران احساس کند موجودیت نظامش در معرض تهدید قرار گرفته، احساسی که اکنون آشکارا دارد. 🔵ما می‌دانستیم یکی از اقداماتی که ایران می‌تواند انجام دهد، بستن تنگه هرمز است و بازگشایی آن برای ما بسیار دشوار خواهد بود، مگر اینکه دست به نوعی تهاجم زمینی به ایران که کشوری با حدود ۹۰ میلیون نفر جمعیت است بزنیم. 🔵نیروهای ما در منطقه در معرض خطر قرار دارند و چه اتفاقی افتاد؟ ایران تنگه هرمز را بست و نیروهای ما را کشت. 🔵این جنگ از ابتدا به‌درستی طراحی و بررسی نشده بود و اکنون هم خارج شدن از آن، به‌شدت دشوار و پیچیده است. 🆔@world_order
جاه‌طلبی‌ عاصم منیر در سایه بحران اقتصادی و ناامنی داخلی پاکستان 🔵یک روز پیش از آنکه فیلدمارشال «عاصم منیر» میزبان نشست صلح میان آمریکا و ایران در ماه آوریل شود، عربستان سعودی درخواست ویژه‌ای از او مطرح کرد. 🔵بر اساس گفته‌های دو منبع آگاه از این دیدار، «محمد الجدعان» وزیر دارایی عربستان، به ساختمان نخست‌وزیری پاکستان رفت و در جریان گفت‌وگو درباره اعطای یک وام، از منیر خواست حمایت اسلام‌آباد را از ریاض نشان دهد. 🔵در آن زمان، عربستان هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار داشت. ریاض که سال گذشته با اسلام‌آباد پیمان دفاعی امضا کرده بود، از منیر خواست نیرو و تجهیزات نظامی در اختیار این کشور قرار دهد. 🔵اسلام‌آباد نگران بود که چنین اقدامی مذاکرات قریب‌الوقوع میان ایران و آمریکا را به خطر بیندازد و همچنین موجی از مخالفت داخلی را برانگیزد، زیرا میلیون‌ها پاکستانی با ایران همدلی دارند. با این حال، پاکستان به‌شدت به حمایت مالی عربستان نیازمند بود. 🔵تنها چند روز پیش از آن، امارات با مطالبه بازپرداخت فوری ۳.۵ میلیارد دلار از وام‌های خود، اسلام‌آباد را غافلگیر کرده بود؛ رقمی که معادل یک‌پنجم ذخایر بانک مرکزی پاکستان بود. 🔵به گفته این منابع، منیر یک اسکادران جنگنده، تعدادی از نیروهای هوایی و همچنین سامانه پدافند هوایی چینی اچ‌کیو۹ را به پایگاه هوایی عربستان در سواحل مشرف به ایران اعزام کرد. هفته بعد، ریاض نیز سه میلیارد دلار وام در اختیار متحد خود قرار داد. 🔵فایننشال‌تایمز نوشته این رویداد نشان‌دهنده افزایش نفوذ بین‌المللی عاصم منیر است؛ فردی که می‌کوشد با تکیه بر روابط اسلام‌آباد با ریاض، واشنگتن و پکن، سیاست خارجی پاکستان را بازآفرینی کند. 🔵در عین حال، این ماجرا چالش‌های اقتصادی و سیاسی گسترده‌ای را نیز آشکار می‌کند که این فرمانده نظامی امیدوار است با شیوه حکمرانی اقتدارگرایانه خود آنها را مهار کند. 🔵منیر همچنین قصد دارد با تقویت ائتلاف‌های منطقه‌ای، در برابر رقیب دیرینه، ثروتمندتر و قدرتمندتر پاکستان یعنی هند، موازنه ایجاد کند. 🔵پاکستان پس از جنگ ایران هماهنگی‌های خود را با عربستان، مصر و ترکیه افزایش داده است؛ چهار کشوری که امیدوارند با همکاری یکدیگر به ثبات منطقه و شکل‌دهی به نظم امنیتی پس از جنگ کمک کنند. 🔵به گفته تحلیلگران، این ائتلاف می‌تواند موازنه‌ای در برابر همکاری‌های فزاینده نظامی میان امارات، اسرائیل و هند ایجاد کند. 🔵اما در داخل، مشکلات پاکستان هم در حوزه اقتصاد و هم امنیت رو به افزایش است و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا جاه‌طلبی‌های سیاست خارجی منیر صرفاً تلاشی برای منحرف کردن افکار عمومی از بحران‌های داخلی است یا در نهایت همین بحران‌ها او را با شکست مواجه خواهند کرد. 🔵پاکستان با جمعیتی حدود ۲۵۵ میلیون نفر، در باتلاق بدهی گرفتار است و زیر فشار صندوق بین‌المللی پول قرار دارد؛ نهادی که تاکنون ۲۵ بار این کشور را از بحران مالی نجات داده است. سال گذشته نرخ رسمی فقر به ۲۹ درصد رسید که بالاترین میزان طی یک دهه اخیر بود. 🔵همزمان، نیروهای امنیتی پاکستان با جدایی‌طلبان بلوچ و طالبان پاکستان می‌جنگند؛ گروه‌هایی که در مناطق غربی کشور روزبه‌روز قدرتمندتر می‌شوند و برنامه‌های دولت برای تبدیل فقیرترین مناطق پاکستان به قطب استخراج منابع معدنی را با مانع روبه‌رو کرده‌اند. 🔵البته دیپلماسی نیز محدودیت‌های خود را دارد. تنها یک روز پس از دیدار با وزیر دارایی عربستان، عاصم منیر ریاست ۲۱ ساعت مذاکرات میان ایران و آمریکا را برعهده گرفت؛ مذاکراتی که زمینه‌ساز «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» شد؛ توافقی ۱۴ بندی برای برقراری آتش‌بس که ماه گذشته امضا شد. 🔵اما این موفقیت دیپلماتیک دوام چندانی نداشت. درگیری‌ها دوباره شروع شد و ایران بار دیگر تنگه هرمز را بست؛ گذرگاهی که تقریباً تمام واردات سوخت فسیلی پاکستان از آن عبور می‌کند. 🔵با توجه به انبوه مشکلات داخلی پاکستان، منتقدان این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا پیگیری چنین دستورکار فعالی در سیاست خارجی واقعاً اولویت دارد؟ 🔵«ملیحه لودهی» سفیر پیشین پاکستان در آمریکا و انگلیس می‌گوید: «اگر خانه در آتش باشد، داشتن صدایی بلندتر در صحنه جهانی چه فایده‌ای دارد؟ پاکستان باید ابتدا شکاف‌ها و مشکلات داخلی خود را ترمیم کند.» 🔵منیر اما با تقویت نهادهای امنیتی پاکستان می‌خواهد به شورش‌های مسلحانه پایان دهد، دهه‌ها بی‌ثباتی سیاسی را مهار و سرمایه‌گذاری خارجی را جذب کند، با این حال با این حال، اقدامات منیر نتوانسته ناآرامی‌های مناطق غربی پاکستان را مهار کند.
🔵در بعد خارجی فعالیت‌های منیر، افراد مطلع گفته‌اند پاکستان و عربستان در حال بررسی ایجاد یک سامانه دفاع هوایی مشترک هستند تا خلأهای امنیتی آشکارشده در جنگ ایران و حملات پهپادی پیشین انصارالله یمن به تأسیسات نفتی عربستان را جبران کنند. 🔵اکنون با افزایش حملات موشکی و پهپادی انصارالله یمن علیه عربستان و نفتکش‌های این کشور، خطر تازه‌ای پیش روی پاکستان قرار گرفته است: خطر کشیده شدن مستقیم به یک درگیری منطقه‌ای. 🔵در حالی که پاکستان در عرصه دیپلماسی فراتر از وزن واقعی خود ظاهر شده، از نظر اقتصادی همچنان عقب مانده و سهم بسیار کمتری نسبت به کشورهای مشابه صرف آموزش و سلامت عمومی می‌کند. 🆔@world_order
(رئیس سابق CIA و پنتاگون) * گرفتار شدن در جنگی بی‌پایان: او هشدار می‌دهد که تاریخ نشان داده است «جنگ‌های بی‌پایان» (مانند ویتنام، عراق، افغانستان و اکنون درگیری مرتبط با ایران) هرگز پایان خوشی ندارند و ایالات متحده در حال حاضر در یک بن‌بست مشابه گرفتار شده است. * بی‌هدفی کمپین نظامی: پانتا تأکید می‌کند که حملات نظامی مداومِ فعلی هیچ هدف روشنی را دنبال نمی‌کند و ارزیابی‌های اطلاعاتی نیز نشان می‌دهند که ادامه این حملات به هیچ‌وجه باعث تغییر موضع یا عقب‌نشینی ایران نخواهد شد. * فشارهای سنگین اقتصادی بر مردم: وی خاطرنشان می‌کند که به دلیل افزایش سرسام‌آور قیمت نفت و بالا رفتن شدید هزینه‌های زندگی، این مردم آمریکا هستند که در حال پرداخت بهای سنگین این درگیری‌ها می‌باشند. * فقدان استراتژی خروج: به عقیده او، آمریکا در یافتن یک استراتژی کارآمد برای پایان دادن به این وضعیت دچار مشکل اساسی است و چشم‌انداز فعلی اصلاً امیدوارکننده نیست. * بحران در دریای سرخ و تنگه هرمز: درباره حملات به کشتی‌های سعودی، پانتا توضیح می‌دهد که حوثی‌ها در تلاش برای ایجاد یک محاصره نفتی در دریای سرخ هستند. ترکیب بسته بودن تنگه هرمز و محاصره دریای سرخ، تأثیرات فاجعه‌باری بر قیمت جهانی نفت می‌گذارد. * الزام مقابله با محاصره نفتی: پانتا معتقد است که برای جلوگیری از یک بحران نفتی که می‌تواند اقتصاد آمریکا را فلج کند، دولت چاره‌ای جز مقابله با حوثی‌ها و تلاش برای شکستن این محاصره ندارد. * شکست راهکارهای نظامی علیه حوثی‌ها: با وجود الزام به مقابله، او با یادآوری تجربیات گذشتهِ ائتلاف آمریکا، عربستان و امارات اذعان می‌کند که راهکارهای نظامی علیه حوثی‌ها پیش از این نیز بی‌نتیجه بوده و نتوانسته جلوی حملات آن‌ها را بگیرد. * بی‌تأثیر بودن بمباران‌ها: وی صراحتاً می‌گوید که هیچ استراتژی نظامی عملی و ماندگاری برای متوقف کردن قطعی حوثی‌ها وجود ندارد؛ بمباران‌ها ممکن است در ظاهر اقدامی قاطع به نظر برسند، اما در عمل تغییر معناداری در وضعیت ایجاد نمی‌کنند. * بازگشت به میز مذاکره: از دیدگاه پانتا، در غیاب یک راهکار نظامی مؤثر، تنها گزینه باقی‌مانده برای دولت آمریکا بازگشت به میز مذاکره و یافتن یک مسیر خروج دیپلماتیک از این بحران است. * اهمیت استراتژیک تنگه هرمز برای اهرم فشار: وی تأکید می‌کند که تنها راهِ آمریکا برای به دست آوردن «اهرم فشار» در برابر ایران، تسلط بر تنگه هرمز است. * انتقاد از اشتباهات گذشته: او پذیرش تلویحی کنترل ایران بر تنگه هرمز در تفاهم‌نامه‌های قبلی را یک اشتباه بزرگ می‌داند که باعث شده ایران از آن به عنوان ابزاری قدرتمند علیه آمریکا استفاده کند. * پیشنهاد به دست گرفتن کنترل تنگه: پیشنهاد کلیدی پانتا این است که ایالات متحده باید برای بازگرداندن ثبات به اقتصاد خود، کنترل تنگه هرمز را در دست بگیرد و دسترسی آزادانه و امن عبور و مرور در آن را تضمین کند. * پیچیدگی مذاکرات آینده: در نهایت، وی هشدار می‌دهد که در صورت عدم تسلط بر تنگه هرمز، آمریکا چاره‌ای جز ورود به مذاکراتی بسیار پیچیده نخواهد داشت؛ مذاکراتی که در آن باید به طور همزمان روی دو پرونده بسیار دشوار (یعنی فعالیت‌های هسته‌ای و وضعیت تنگه هرمز) با طرف مقابل چانه‌زنی کند. https://youtu.be/_nvBnAjHQSs
(استاد علوم سیاسی و مشاور سابق وزارت خارجه، آمریکا) ولی نصر در این گفتگو استدلال می‌کند که برای فهم دقیق رفتار جمهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی، باید از نگاه‌های تقلیل‌گرایانه غربی که این کشور را صرفاً بر اساس تعصبات مذهبی یا ایدئولوژی‌های انقلابی تعریف می‌کنند، فاصله گرفت. سیاست‌ها و اقدامات ایران محصول محاسبات دقیق عمل‌گرایانه، تلاش برای حفظ امنیت ملی، و واکنش به تروماهای تاریخی است. ۱. استراتژی کلان مقاومت؛ حفظ استقلال در سایه تروماهای تاریخی نصر استدلال می‌کند که استراتژی کلان حکومت ایران توسعه اقتصادی یا رفاه نیست، بلکه هدف واحد و غایی آن «دفاع از استقلال کشور» و جلوگیری از سلطه بیگانگان، به ویژه ایالات متحده است. این نگاه به شدت تحت تأثیر حافظه تاریخی ایران، از نفوذ امپراتوری‌ها در قرن نوزدهم گرفته تا کودتای ۲۸ مرداد است. این تجربیات تلخ، حس عمیقی از ناامنی و سوءظن نسبت به قدرت‌های غربی ایجاد کرده است. از این رو، حاکمیت تصور می‌کند که آمریکا به دنبال براندازی و تجزیه کشور است و تمام منابع نظام برای خنثی کردن این تهدید موجودیتی سازماندهی شده است. ۲. جنگ هشت‌ساله و تولد دکترین «دفاع رو به جلو» (نیروهای نیابتی) جنگ ایران و عراق نقطه عطف حیاتی در شکل‌گیری شاکله نظامی ایران بود. تجربه تلخ انزوا و آسیب‌پذیری در آن دوران، نهادهایی چون سپاه پاسداران را به سمت طراحی دکترین «دفاع بازدارنده در عمق» سوق داد. ایجاد شبکه‌ای از نیروهای نیابتی (مانند حزب‌الله، حوثی‌ها و گروه‌های عراقی) با این هدف صورت گرفت که تهدیدات آمریکا و اسرائیل، فرسنگ‌ها دورتر از مرزهای ایران دفع شوند. اگرچه این استراتژی اخیراً با حملات مستقیم مواجه شده، اما ایران هرگز خواسته غرب مبنی بر خلع سلاح و انحلال این گروه‌ها را نمی‌پذیرد؛ چرا که این شبکه‌ها دارای پیوندهای عمیق انسانی و سازمانی هستند و خلع سلاح کامل، ایران را مانند سوریه یا لبنانِ امروز به کشوری کاملاً بی‌دفاع تبدیل خواهد کرد. ۳. برنامه هسته‌ای به عنوان سپر بازدارندگی و ابزار چانه‌زنی برخلاف تصور رایج، برنامه هسته‌ای ایران یک هدف نهاییِ ایدئولوژیک برای تقابل آخرالزمانی با جهان نیست. نصر معتقد است که این برنامه ابزاری کاملاً استراتژیک برای چانه‌زنی در دیپلماسی بین‌المللی و سپری بازدارنده در برابر تهدیدات نظامی کشورهای متخاصم است تا بقای نظام را تضمین کند. ۴. دگردیسی حاکمیت؛ از ایدئولوژی انقلابی به ملی‌گرایی عمل‌گرایانه یکی از مهم‌ترین تحلیل‌های نصر، تغییر ماهیت درونی نهادهای قدرت در ایران است. حاکمان فعلی و فرماندهان نظامی، به تدریج از یک نیروی صرفاً ایدئولوژیک فاصله گرفته و به «ملی‌گرایان راست‌گرا و عمل‌گرا» تبدیل شده‌اند. آن‌ها اسلام را نه در تضاد با ایران، بلکه به عنوان یک مؤلفه اصلی از هویت و ناسیونالیسم ایرانی می‌بینند (مشابه رویکرد دولت‌سازی در روسیه و چین). ضدیت با آمریکا نیز دیگر صرفاً با ادبیات «مبارزه با شیطان بزرگ» توجیه نمی‌شود، بلکه ذیل عنوان دفاع از میعادگاه ناسیونالیسم ایرانی در برابر متجاوزان خارجی تعریف می‌گردد. ۵. نگاه امنیتی به جامعه و تغییر در قرارداد اجتماعی از دیدگاه حاکمیت، بحران‌های داخلی و اعتراضات صرفاً ناشی از مشکلات مدنی نیستند، بلکه دسیسه بیگانگان برای براندازی محسوب می‌شوند. حکومت می‌داند که آمریکا و اسرائیل، نارضایتی عمومی را «پاشنه آشیل» نظام می‌دانند و قصد سلاح‌سازی از آن را دارند. همین امر باعث اتخاذ رویکردهای سخت‌گیرانه و امنیتی در برابر بحران‌ها می‌شود. اما همزمان، عمل‌گرایی نظام ایجاب می‌کند که برای جلوگیری از جنگیدن همزمان در دو جبهه (داخلی و خارجی)، با کاهش برخی سخت‌گیری‌های فرهنگی (مثل موضوع حجاب) و استفاده پررنگ‌تر از ادبیات ملی‌گرایانه، جامعه را آرام نگه دارد و از فروپاشی درونی جلوگیری کند. ۶. مرگ سیاست «نه جنگ، نه صلح» و تمایل به «صلح سرد» ترورهای گسترده فرماندهان و درگیری‌های اخیر به رهبران ایران نشان داد که وضعیت «نه جنگ، نه صلح» دیگر پایدار نیست. ایران اکنون به دنبال یک «صلح سرد» واقعی است؛ شرایطی که در آن خصومت‌ها پایان یابد، تضمین‌های امنیتی حاصل شود و تحریم‌های خردکننده اقتصادی به طور کامل رفع گردند تا کشور بتواند اقتصاد ویران‌شده خود را بازسازی کند. ایران با افزایش فشار نظامی در منطقه و به خطر انداختن منافع آمریکا، می‌کوشد واشنگتن را متقاعد کند که جنگ هزینه‌های غیرقابل تحملی دارد و تنها راه، بازگشت به دیپلماسی اقتصادی-امنیتی است. ۷. بحران خلیج فارس و خطر «پیروزی شکست‌آمیز» برای ایران
کشورهای عربی خلیج فارس متوجه شده‌اند که چتر امنیتی آمریکا کارایی خود را از دست داده و قادر به مهار تنش‌ها نیست. این کشورها برای نجات اقتصاد خود، خواهان پایان درگیری‌ها و رسیدن به توافق دیپلماتیک با ایران هستند. با این وجود، نصر هشدار می‌دهد که تداوم رویکرد نظامی ایران در بستن یا تهدید آبراه‌های بین‌المللی (مانند تنگه هرمز و دریای سرخ) می‌تواند به یک «پیروزی شکست‌آمیز» برای تهران ختم شود. اگر ناامنی ادامه یابد، اقتصاد جهانی مسیرهای تجاری خود را تغییر داده و خاورمیانه را دور خواهد زد. این امر در بلندمدت اهمیت ژئوپلیتیک و ثروت کل منطقه، از جمله ایران را به شدت کاهش خواهد داد. نتیجه‌گیری: ولی نصر در نهایت نتیجه می‌گیرد که جمهوری اسلامی ایران بازیگری غیرقابل پیش‌بینی نیست، بلکه بر اساس منطق بقا و خودمختاری استراتژیک عمل می‌کند. ثبات در خاورمیانه در گرو این تصمیم حیاتی است که آیا ایالات متحده آمریکا به رویکرد تشدید تنش نظامی برای تسلیم کردن ایران ادامه می‌دهد، یا با پذیرش واقعیت‌های میدانی و درک منطق دفاعی ایران، راهی به سوی توافقات بزرگ دیپلماتیک و کاهش تنش‌های مزمن باز خواهد کرد. https://www.youtube.com/watch?v=xVDTd_OQL1U
سالیوان: آمریکا کنار بکشد و کشورهای دیگر با ایران مذاکره کنند 🔵مشاور امنیت ملی پیشین کاخ سفید: کشته شدن نیروهای آمریکایی در اردن و عراق نشان می‌دهد که ادامه حضور نظامی آمریکا در منطقه با مخاطرات فزاینده‌ای همراه است. 🔵این احتمال وجود دارد که ایران در هدف‌گیری دقیق‌تر شده یا از حمایت اطلاعاتی روسیه و حتی چین بهره ببرد. 🔵سه گزینه‌ای که قبلاً مطرح کرده بودیم همچنان روی میز است: اعلام پایان مأموریت و خروج از درگیری، تشدید جنگ و تلاش برای دستیابی به توافق جدید. البته هر سه گزینه نسبت به چند هفته قبل دشوارتر و پرهزینه‌تر شده‌اند. 🔵شاید بتوان گزینه چهارمی را در نظر گرفت؛ ادامه وضعیت فعلی و حملات متقابل بدون تغییر راهبرد و امید به اینکه شرایط به نفع آمریکا تغییر کند. این گزینه به معنای ادامه یک چرخه فرسایشی است و بعید است نتیجه متفاوتی به همراه داشته باشد. 🔵احتمال توافق همیشه وجود دارد، اما شرایط آن تغییر کرده است. اکنون دیگر ابهامی درباره مسئله تنگه هرمز وجود ندارد. 🔵ایران حاضر نیست از کنترل خود بر تنگه عقب‌نشینی کند و هر توافقی عملاً این واقعیت را خواهد پذیرفت. از نگاه آمریکا، چنین توافقی نتیجه مطلوبی نیست، اما به نظر می‌رسد توافقی بدون پذیرش این وضعیت نیز دست‌یافتنی نباشد. 🔵برخی معتقدند فشار بیشتر سرانجام به فروپاشی یا تسلیم ایران منجر می‌شود، اما من چنین احتمالی را چندان واقع‌بینانه نمی‌دانم. شواهد موجود نشان نمی‌دهد که جمهوری اسلامی در آستانه عقب‌نشینی یا فروپاشی باشد. 🔵شاید بهترین مسیر این باشد که آمریکا از درگیری فاصله بگیرد و اجازه دهد سایر کشورها، از جمله کشورهای اروپایی، عربی و آسیایی، درباره آینده تنگه هرمز با ایران مذاکره کنند. 🔵این کشورها ممکن است بتوانند با ارائه مشوق‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری، به توافقی برای عادی‌سازی عبور و مرور از تنگه برسند؛ کاری که در شرایط فعلی برای آمریکا از نظر سیاسی بسیار دشوار است. 🆔@world_order
🔹شهیر شهید ثالث: ظاهرا زلنسکی هم به کمک ج.ا و حوثی ها برای کاهش عرضه نفت آمده 😆. با زدن پایانه نفتی روسیه در دریای سیاه توسط اوکراین، خط لوله 1500 کیلومتری قزاقستان به دریای سیاه که نفت به اروپا صادر می کرد از کار افتاده و حدود 1.5 میلیون بشکه نفت دیگر هم از گردونه بازار جهانی نفت خارج شده https://x.com/i/status/2080327937287741757 🔸خاویر بلاس: ​«براى نفت خام اروپا، این خبر مهم روز است—حتی مهم‌تر از خاورمیانه: در پی حملات اوکراین به ترمینال نفتی در دریای سیاه و توقف پذیرش نفت خام توسط سیستم لوله‌کشی CPC، قزاقستان تولید نفت خود را به صورت "موقتی" کاهش داده است.» https://x.com/i/status/2080306318099779837 🆔@world_order
🔻جنگ ۴۰روزه و آتش‌بس شکننده پس از آن، معادله قیمت نفت را بازنویسی کرد؛ اما جنگ پیش‌رو دیگر صرفاً درباره قیمت نیست، بلکه درباره تداوم جریان نفت و تداوم حیات در منطقه است. ‌اگر در جنگ قبلی بازار با ریسک‌های ژئوپلیتیک بالا و پایین می‌شد، این‌بار احتمال ورود به ریسک عرضه و حتی ریسک زیرساخت بسیار زیاد است؛ جایی که نه‌تنها قیمت، بلکه چاه‌ها، خطوط انتقال، پایانه‌های صادراتی، شیرهای نفت و سایر زیرساخت‌های حیاتی نیز در معرض تهدید مستقیم طرفین قرار می‌گیرند. ‌در چنین شرایطی، بازار دیگر فقط به نمودار قیمت نگاه نمی‌کند؛ بلکه به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا نفت اصلاً به بازار خواهد رسید یا نه! ‌منازعه پیش‌رو ممکن است جهان را به شکل متفاوتی تکان دهد. 🆔@world_order
📌چرا برخی به ایستادگی و مقاومت باور ندارند؟ 📄حاشیه ساز نوشت: گروهی از نخبگان و بخشی از توده مردم ایران، گمان می‌کنند که جمهوری اسلامی و ایدئولوژی انقلابیش، مانع از جذب و هضم اقتصاد و صنعت ایران در مناسبات جهانی هستند. این گمانه، خاستگاه اصلی و مهم مخالفت اقشار پیش‌گفته با مقاومت در برابر زورگویی و زیاده خواهی آمریکا میباشد. مخالفتی که خودش را در آرای پزشکیان در انتخابات کم‌فروغ سال 403 نمایاند و در جنگ تحمیلی اخیر هم، علی رغم دست برتر ایران در بستن تنگه هرمز و فشار به اقتصاد جهانی برای بالا بردن هزینه تحمیل مجدد جنگ، منجر به پذیرش آتش بس و مذاکرات اسلام آباد و تفاهمنامه اخیر از طرف رئیس جمهور پزشکیان و همفکرانش شد. باری در ایام فجایع دیماه 404، گروهی از همکاران که دل به پهلوی سپرده و در انتظار تهاجم آمریکا نشسته بودند؛ به شوخی و طعنه می‌گفتند که اگر شاهزاده بیاید، ما در اینجا قطعات اف 35 را تولید خواهیم کرد. من جدی به آنها رو کرده و گفتم که در آن صورت، به شما قطعات آفتابه را هم نمی‌دهند که طراحی و تولید کنید. نقش ایران از نظر سلطه گران جهانی، تولید نفت و مواد اولیه است. همان زمان شاهش هم آنها نمی‌خواستند که ایران صنعتی بشود. وانگهی این چه فکر استعماری است که شما دارید و چشم به عنایت آمریکایی و اروپایی دوخته‌اید؟ چرا آرزو نمی‌کنید ایرانی خودش هواپیمای پیشرفته را طراحی و تولید کند و ساخت قطعاتش را به دیگران بسپارد؟ این یعنی پذیرفته‌اید که الی الابد زیردست و دنباله‌رو باقی بمانید. چند سال پیش کتاب "همه مردان شاه" اثر استیفن کینزر، خبرنگار آمریکایی به دستم رسید. پشت جلد کتاب، تصویری از درب خانه مصدق نقش بسته بود که بر اثر برخورد خودروی جیپ دارودسته شعبان بیمخ، درب و داغان بود. کینزر با اشاره به این عکس گفته بود که دخالت ما آمریکایی ها در کودتا علیه مصدق در سال 32، باعث ایجاد ذهنیت منفی در ایرانیان و رویکرد ضد آمریکایی در انقلاب 57 شد. جالب اینکه حتی محمدرضا پهلوی در کتاب پاسخ به تاریخ، ایستادگی و استقلالش بر سر قیمت نفت را عامل خشم غرب علیه خودش و شکل‌گیری انقلاب میداند. نتیجه اینکه نامهربانی و ضدیت غرب و رأس آن آمریکا با عنصر ایرانی، ناشی از رویکردها و سیاست‌های جمهوری اسلامی و رهبری شهیدش نیست؛ بلکه این جابجا کردن علت و معلول است. اگر مرد لر عشایری در مواجهه با بالگرد مهاجم آمریکایی، تفنگش را نشانه میرود و آتش میگشاید؛ این را نباید به پای ایدئولوژی و شستشوی مغزی او گذاشت؛ بلکه از هر عقل سلیم و و ذهن طبیعی و دست‌نخورده، چنین توقع می‌رود که رفت. اگر آن گروه نخبه و توده عوام ایرانی، یک لحظه ذهنش را از بند تبلیغات پرطمطراق فرنگیان و فرنگی‌مآبان ایرانی بشوید، می‌تواند به سادگی دریابد که ایران و ایرانی برای سعادت خود، چاره جز ایستادگی و مقاومت هوشمندانه در برابر آمریکا و غرب ندارد، مادامی که آنها عنصر ایرانی را به عنوان یک شخصیت برابر در مناسباتشان پذیرا شوند.
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"نکته مهم در اينجاست که وقتي ترتيبات جديد درست شد، ترتيبات جديد ناچار بايد مبتني بر جنگ افزارهاي خوب باشد. بنيانگذاري که بر جنگ افزارها تکيه نکند نمی تواند اين ترتيبات جديد را حفظ کند. ماکياولی در ادامه خواهد گفت که در هر کشوری دو چيز مهم است؛ قانون‌هاي خوب و جنگ‌افزارهاي خوب. قانون‌هاي خوب بدون جنگ‌افزارهاي خوب هيچ ارزشي ندارد. کساني که فکر مي‌کنند حکومت قانون مي‌تواند وجود داشته باشد آن را باید در ديالکتيک پيچيده آن با جنگ افزارهاي خوب يافت. به اصطلاح امروزي حکومت قانون بر ديالکتيک پيچيده دو چيز استوار است؛ قانون هاي خوب و جنگ افزارهای خوب و از اينجاست که نتيجه مي گيرد: «از اين روست که پيامبران سلحشور همگي پيروز بوده اند و پيامبران بي‌سلاح ناکام مانده اند.» در اينجا اين سلحشور بودن نه اينکه فقط مي توانستند بجنگند بلکه کساني بودند که ترتيبات جديدشان مبتني بر جنگ افزارهاي خوب بود. منظور ماکياولي از پيامبران در اينجا، کوروش و رومولوس و تسه ئوس است يعني کساني که پايه گذار بودند و به وسيله جنگ افزارهاي خوب پيروز بودند و آنهایی که اینها را نداشتند از بین رفتند" درسگفتار ماکیاولی - دکتر جواد طباطبایی 🆔@World_Order