eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
✍حسین قتیب ‌روزنامه جوان امروز نوشته است که ممکن است «بهای حمله» به ایران، تغییر دکترین هسته‌ای کشور باشد. این گزاره پیش از جنگ دوازده‌روزه نیز مطرح شده بود. شهید علی لاریجانی هشدار داده بود که در صورت حمله، فشار افکار عمومی ممکن است ایران را به تغییر دکترین هسته‌ای سوق دهد. ‌اما حمله رخ داد، تأسیسات ایران هدف قرار گرفت و شماری از فرماندهان و دانشمندان کشور به شهادت رسیدند؛ با این حال، تغییری در دکترین هسته‌ای اعلام نشد و ایران همچنان در وضعیت آستانه‌ای باقی ماند. ‌مسئله اصلی فقط تحقق‌نیافتن آن تهدید نیست. اشکال بنیادی در منطق آن است. تغییر دکترین هسته‌ای نباید «بهای حمله» باشد، زیرا کارکرد بازدارندگی، جلوگیری از حمله است، نه واکنش به آن پس از وقوع. ‌قرار نیست سلاح هسته‌ای الزاماً استفاده شود. وظیفه آن این است که محاسبات دشمن را تغییر دهد و هزینه حمله را غیرقابل‌قبول سازد. وقتی اعلام می‌شود که ایران تنها پس از حمله ممکن است دکترین خود را تغییر دهد، طرف مقابل درمی‌یابد که پیش از حمله هنوز با بازدارندگی هسته‌ای روبه‌رو نیست. ‌این پیام حتی می‌تواند مشوق حمله پیش‌دستانه باشد: اکنون حمله کن، پیش از آنکه ایران از آستانه عبور کند. ‌بازدارندگی باید پیش از جنگ در محاسبات دشمن حضور داشته باشد. آنچه پس از حمله شکل بگیرد، دیگر مانع همان حمله نشده است. از این منظر، هم سخن امروز روزنامه جوان و هم موضع پیشین علی لاریجانی، منطق بازدارندگی را وارونه می‌کنند.
چابهار؛ شکست تلخ یک خطای راهبردی یکی از خطاهای راهبردی ایران در دو دهه گذشته، نه اصل همکاری با هند در بندر چابهار، بلکه واگذاری طولانی‌مدت موقعیت ممتاز این بندر به دهلی‌نو، بدون تعیین الزامات اجرایی، جدول زمانی الزام‌آور، تعهدات سرمایه‌گذاری متناسب و سازوکار جایگزین در صورت تعلل طرف هندی بود. ایران یک موقعیت ژئوپولیتیکی کم‌نظیر را در اختیار کشوری قرار داد که سیاست خارجی آن، به‌ویژه از زمان روی کار آمدن نارندرا مودی در سال ۲۰۱۴، بر وفاداری به هیچ محور ثابتی استوار نیست، بلکه بر استفاده هم‌زمان از محورهای رقیب برای افزایش قدرت مانور هند بنا شده است. هند این سیاست را «چندهم‌سویی» یا Multi-Alignment می‌نامد. چندهم‌سویی برخلاف عدم تعهد کلاسیک، به معنای فاصله‌گیری برابر از بلوک‌های قدرت نیست. هند امروز به جای عضویت انحصاری در یک اتحاد، در مجموعه‌ای از ائتلاف‌های کوچک، موضوع‌محور و انعطاف‌پذیر مشارکت می‌کند. این کشور ممکن است در یک حوزه با روسیه، در حوزه‌ای دیگر با آمریکا، در موضوعی با ایران و در پرونده‌ای دیگر با اسرائیل و امارات همکاری کند. هدف نهایی نه وفاداری به یک شریک، بلکه افزایش «ارزش گزینه‌ای» هند در نظم بین‌المللی است. نمونه روشن این سیاست، چارچوب I2U2 متشکل از هند، اسرائیل، امارات متحده عربی و ایالات متحده است. این گروه همکاری در حوزه‌هایی مانند انرژی، حمل‌ونقل، زیرساخت، امنیت غذایی، فناوری و سرمایه‌گذاری را دنبال می‌کند. در همین مسیر، کریدور اقتصادی هند، خاورمیانه و اروپا، موسوم به IMEC، در سال ۲۰۲۳ مطرح شد تا هند را از طریق بنادر امارات، شبکه‌های ریلی عربستان و سپس مسیر مدیترانه شرقی به اروپا متصل کند. بنابراین، جهت‌گیری غالب ژئواکونومیک هند در غرب آسیا، به‌تدریج به شبکه‌ای متشکل از آمریکا، امارات، اسرائیل، عربستان و اروپا پیوند خورده است. چابهار برای هند به یکی از چند گزینه موجود تبدیل شد، در حالی که برای ایران باید یک پروژه ملی، یک گره حیاتی تجارت اقیانوسی و یکی از ستون‌های اصلی بازدارندگی ژئواکونومیک محسوب می‌شد. این عدم تقارن، هسته اصلی شکست ایران است. چابهار برای ایران یک ضرورت راهبردی بود، اما برای هند صرفاً یک گزینه راهبردی باقی ماند که در عین حال با مخالفت اسراییلی‌ها و اماراتی‌ها به عنوان شرکای هند روبرو شد. هند هم عملا به مسیر آنان پیوست. در چنین رابطه‌ای، طرفی که به پروژه نیاز حیاتی دارد، باید قرارداد را به گونه‌ای تنظیم کند که تعلل، کمبود سرمایه‌گذاری و تغییر اولویت‌های شریک خارجی هزینه‌مند باشد. ایران چنین سازوکاری ایجاد نکرد. هند از دسامبر ۲۰۱۸ عملیات پایانه شهید بهشتی را از طریق شرکت دولتی India Ports Global Limited در اختیار گرفت. در مه ۲۰۲۴ نیز قرارداد ده‌ساله‌ای میان این شرکت و سازمان بنادر و دریانوردی ایران امضا شد که شامل تعهد ۱۲۰ میلیون دلاری هند برای تأمین تجهیزات بود. این قرارداد از نظر حقوقی گامی رو به جلو بود، اما پس از سال‌ها تأخیر و توسعه محدود منعقد شد. در مقایسه با ابعاد ژئوپولیتیکی چابهار، سطح سرمایه‌گذاری، سرعت اجرا و ظرفیت عملیاتی ایجادشده همچنان بسیار کمتر از نیازهای یک بندر راهبردی منطقه‌ای باقی ماند. معماری قدرت، نظم و امنیت ایران: نکته معنادارتر آن است که دولت مودی هرگاه پروژه‌ای را بخشی از معماری اصلی قدرت هند تشخیص داده، غالباً از شرکت‌های بزرگ و به‌اصطلاح «قهرمانان ملی» استفاده کرده است. شرکت آدانی نمونه آشکار این الگوست. کنسرسیوم آدانی و شرکت اسرائیلی گادوت در سال ۲۰۲۲ امتیاز خرید و اداره بندر حیفا را به دست آورد و کنترل آن را در سال ۲۰۲۳ تحویل گرفت. این اقدام صرفاً یک سرمایه‌گذاری تجاری نبود. حیفا می‌تواند یکی از گره‌های مدیترانه‌ای اتصال هند به اروپا و بخشی از معماری آینده IMEC باشد. با وجود این، چابهار هیچ‌گاه در سطحی قرار نگرفت که سرمایه، شبکه لجستیکی و ظرفیت اجرایی شرکت‌هایی مانند آدانی به سوی آن بسیج شود. عملیات بندر به یک شرکت دولتی تخصصی اما محدود سپرده شد که فاقد مقیاس جهانی، شبکه تجاری و قدرت مالی شرکت‌های بزرگ بندری هند بود. تفاوت میان حیفا و چابهار، تفاوت میان دو نوع نگاه هند را نشان می‌دهد: حیفا در حال تبدیل شدن به بخشی از شبکه اصلی اتصال هند به غرب است، اما چابهار عمدتاً به عنوان یک گزینه مکمل، یک مسیر ذخیره و ابزاری برای دسترسی به افغانستان و آسیای مرکزی حفظ شد. وابستگی فعالیت هند در چابهار به معافیت‌های تحریمی آمریکا نیز این آسیب‌پذیری را آشکار کرد. آمریکا در سپتامبر ۲۰۲۵ استثنای تحریمی مرتبط با چابهار را لغو کرد و سپس فقط یک معافیت مشروط و موقت در اختیار هند قرار داد. در نتیجه، پروژه‌ای که قرار بود نماد استقلال ژئوپولیتیکی ایران و هند باشد، برای ادامه فعالیت خود عملاً به تصمیم واشنگتن وابسته ماند.
در سوی دیگر، پاکستان موفق شد بندر گوادر را در چارچوب کریدور اقتصادی چین و پاکستان، CPEC، به عنوان یکی از پروژه‌های شاخص ابتکار کمربند و راه تعریف کند.. این بندر هنوز به تنهایی راه‌حل کامل چین برای عبور از «تنگنای مالاکا» نیست. با این حال، تفاوت مهم آن با چابهار در این است که گوادر درون یک معماری کلان چینی قرار گرفته است، در حالی که چابهار همچنان بیرون از یک معماری منسجم و چندلایه بین‌المللی باقی مانده است. پاکستان و چین، دست‌کم در سطح طراحی راهبردی، بندر، جاده، انرژی، مناطق ویژه اقتصادی و اتصال زمینی را اجزای یک پروژه واحد دیده‌اند. ایران هرگز چنین انسجامی را برای چابهار ایجاد نکرد. ایران همچنین نتوانست چابهار را به یکی از گره‌های جدی ابتکار کمربند و راه یا یک کریدور مکمل برای چین تبدیل کند. این الزاماً به معنای واگذاری بندر به چین نبود. ایران می‌توانست از رقابت هند و چین برای جذب سرمایه، فناوری، خطوط کشتیرانی و زیرساخت ریلی استفاده کند، بدون آنکه کنترل حاکمیتی خود را واگذار کند. اما سیاست ایران در عمل نه به مشارکت عمیق هند انجامید، نه چین را به یک ذی‌نفع واقعی چابهار تبدیل کرد و نه سرمایه‌گذاران دیگری را وارد یک کنسرسیوم متوازن ساخت. سیاستگذار ایرانی باید بفهمد که هر اندازه چابهار ضعیف‌تر، ناامن‌تر و کم‌ظرفیت‌تر باشد، اهمیت گوادر برای چین، پاکستان و تجارت منطقه‌ای افزایش می‌یابد. هر اندازه چابهار به یک بندر فعال بین‌المللی تبدیل شود، انحصار پاکستان بر مسیرهای دسترسی به افغانستان و بخشی از آسیای مرکزی کاهش پیدا می‌کند. بنابراین اسلام‌آباد، حتی بدون اعلام رسمی، انگیزه روشنی برای جلوگیری از تبدیل شدن چابهار به یک رقیب کامل ژئواکونومیک دارد. این همان مفهوم «بازدارندگی ژئواکونومیک» است. بازدارندگی فقط با موشک، پایگاه نظامی و تهدید متقابل ساخته نمی‌شود. گاهی حضور سرمایه‌گذاران متعدد، اتصال یک زیرساخت به زنجیره‌های تأمین جهانی و وابسته کردن منافع قدرت‌های بزرگ به بقای آن، نوعی بازدارندگی ایجاد می‌کند. ایران می‌توانست چابهار را به دارایی مشترک چند بازیگر تبدیل کند، به گونه‌ای که هر حمله به آن، حمله به منافع اقتصادی مجموعه‌ای از کشورها تلقی شود. اما چابهار نه به اندازه کافی هندی شد، نه به شبکه چین پیوست، نه به کریدور روسیه متصل شد و نه سرمایه کشورهای عربی و آسیای مرکزی را جذب کرد. بنابراین، حمله به چابهار را باید در بستری وسیع‌تر دید. هندی‌ها دیگر علاقه راهبردی جدی به این بندر نداشتند، چینی‌ها در آن سرمایه‌گذاری نکرده بودند و آمریکایی‌ها نیز بدون مواجهه با فشار سیاسی و اقتصادی جدی توانستند این اقدام را انجام دهند. اگر چابهار به منافع راهبردی هند، چین یا دیگر قدرت‌های بزرگ گره خورده بود، حمله به آن هزینه سیاسی بسیار بیشتری ایجاد می‌کرد. اما ایران اجازه داد این بندر در وضعیتی باقی بماند که نه هند آن را بخشی حیاتی از راهبرد خود بداند، نه چین در آن منافع جدی داشته باشد و نه قدرت دیگری حاضر باشد برای حفظ آن هزینه بدهد. این وضعیت یکی از شکست‌های تلخ ایران است؛ شکستی که بیش از هر چیز حاصل اشتباهات راهبردی خود ایران بود. ایران یک موقعیت جغرافیایی بی‌نظیر را در اختیار داشت، اما نتوانست آن را به قدرت اقتصادی، ژئوپولیتیکی و بازدارندگی تبدیل کند. چابهار می‌توانست یکی از مهم‌ترین گره‌گاه‌های تجارت، ترانزیت و رقابت قدرت‌های بزرگ باشد. می‌توانست چین، هند، آسیای مرکزی و حتی اروپا را به منافع خود وابسته کند. اما در نهایت، به دلیل تصمیم‌های نادرست، اتلاف زمان و انتخاب اشتباه شریک، به بندری تبدیل شد که دیگران نه برای توسعه آن عجله داشتند و نه برای دفاع از آن هزینه‌ای می‌پرداختند. ✍حسین قتیب 🆔@world_order
- مرضیه وحید دستجردی، متخصص زنان و زایمان و دانشیار گروه زنان و زایمان دانشگاه تهران. - ثریا اسفندیاری، زن مطلقه آخرین پادشاه ایران که تا اخر عمر در کاباره‌ها و کازینوهای اروپا با پولی که از ایران برده بود مشغول خوش‌گذارنی و عیاشی بود. ⏪ سلطنت‌‌طلب احمق ما اولی را به خاطر پوشش تاریخی و سنتی این سرزمین تحقیر و دومی را به علت بزک و استفاده بیش از حد محصولات آرایشی‌- شیمیایی، تشویق می‌کند. 🆔@world_order
فرهاد قنبری: «راه چه طولانی بود از پا افتادم. گاهی از پا که می‌افتی تن می‌دهی به خستگی. می‌ایستی و می‌گویی: رسیدم. ــ کجا رسیدی؟ می‌گویی: فهمیدم. ــ  چه را فهمیدی؟ ــ خب، بله، شاید این‌را فهمیدی که هیچ‌کس هیچ‌وقت به هیچ‌جا نمی‌رسد. حقیقت این است. ولی حقیقت را نمی‌گویی. در جیب‌ِ پالتو مخفی‌اش می‌کنی: کنارِ دستت، کنارِ سکوتت، کنارِ خستگی‌ات» (یانیس ریتسوس) گاهی تصور می‌کنم از سال ۱۴۰۱ تا امروز به اندازه یک قرن زیسته و پیر و خسته شده‌ام. در این چند سال تحت فشار رویدادهای پیرامون، انواع و اقسام مشکلات جسمی و عصبی پیدا کرده‌ام. با عمده افرادی که به عنوان دوست و آشنا می‌شناختم قطع ارتباط کرده‌ام. دیگر به ندرت دلم با کسی صاف می‌شود. به ندرت با کسی حرف می‌زنم و به ندرت از خانه بیرون می‌روم. گاهی حتی برای قدم زدن و پیاده‌روی هم ساعتی از شبانه روز را انتخاب می‌کنم که کمترین برخوردی را با مردم کوچه- خیابان داشته باشم. در این سالها تا می‌توانستم ارتباط خود را با انسانهای جهان اطراف قطع کرده و به دنیای کتاب و فیلم پناه بردم و تا می‌توانستم حلقه ارتباطی خود را محدود و محدودتر کردم تا شاید کمی از آرامشی که زندگی با این مردم از انسان سلب می‌شود را بازیابم. در این سالها به عینه دیدم که هر کسی بیشتر وطن‌فروشی کند، هر کسی بیشتر نان به نرخ روز‌خور باشد، هر کسی بیشتر ریاکار و دور باشد، هر کسی بیشتر کاسب مسلک و منافق بوده و جامعه و مملکت و مردم را به سخره بگیرد، توسط همین جامعه بر اوج کشیده می‌شود و در مقابل انسانهای نجیب و کم‌توقع و در کل وطن‌دوستان آماج توهین و ناسزا و تحقیر قرار می‌گیرند. در این چند سال به عینه دیدم که در این سرزمین هر که بیشتر از ایران دفاع کرده و به این مردم و مملکت دل‌ بسوزاند، بیشتر لجن‌مال می‌شود. هر کسی که از امید و زندگی در این سرزمین دفاع کرده و برضد تحریم و حمله نظامی دشمن سخن بگوید، آماج توهین قرار می‌گیرد. هر کسی که از نمادهای ملی دفاع کند و برای این کشور دل بسوزاند، بیشتر مورد خشم و کینه عمومی قرار می‌گیرد و در مقابل هر که بیشتر دروغ بگوید، هر که بیشتر در ناامیدی جامعه بکوشد و هر که بیشتر به رذالت و دورویی آلوده باشد و هر که بیشتر به نمادهای ملی و وطنی لگدپرانی کرده و با دشمنان این سرزمین همصدا شود، بر شانه‌های جامعه نشانده می‌شود. خلاصه عجیب سرزمین و عجیب ملتی است و مدام این ذکر «سفیان ثوری» از تذکره‌الولیاء، عطار نیشابوری به ذهنم متبادر می‌شود: "و او را همسایه ای وفات کرد. به نماز جناره او شد. بعد از آن شنید که مردمان می‌گفتند: «که او مردی نیکو بود» سفیان گفت: «اگر دانستمی که خلق از او خشنود بگردند به نماز جنازه او نرفتمی، زیرا که تا مرد منافق نشود، خلق از او خشنود نگردند» 🆔@world_order
🔴جنگی که برای تسلیم تهران آغاز شده بود، به کابوس دو جبهه‌ای پنتاگون بدل شده است؛ محاصره دریایی عربستان و فلج شدن ماشین جنگی ترامپ / رویترز 🔴جبهه دوم واشنگتن 🔴تهدید یمنی‌ها مبنی بر اعمال محاصره دریایی همه‌جانبه علیه بنادر عربستان سعودی در دریای سرخ، شعله‌های جنگ ایران را بی‌سابقه گسترش داده و ارتش ایالات متحده را در آستانه یک بحران استراتژیک قرار داده است. ممانعت از بارگیری و تخلیه کشتی‌ها در بنادر سعودی، پتانسیل مسدود کردن هفت درصد دیگر از عرضه جهانی نفت را در پی دارد. در حالی که ریاض هنوز درخواست رسمی برای مداخله نظامی واشنگتن ارائه نکرده، دونالد ترامپ وعده داده است در صورت انسداد این کریدور حیاتی، وارد عمل خواهد شد. 🔴با این وجود، گشودن یک جبهه جدید برای ماشین جنگی آمریکا که اکنون تمام تمرکز خود را بر توقف حملات تهران و حفظ محاصره بنادر ایران در خلیج فارس معطوف کرده، به هیچ وجه ساده نخواهد بود. جنگی که در ابتدا به عنوان یک کمپین بمباران متمرکز برای تسلیم سریع ایران طراحی شده بود، اکنون در حال تبدیل شدن به یک سردرد سیاسی و نظامی پیچیده برای کاخ سفید است. 🔴فرسایش زرادخانه‌های آمریکا 🔴رویارویی مستقیم با مبارزان سرسخت یمنی که پیش‌تر از کمپین‌های سنگین بمباران ائتلاف سعودی و حملات پیشین آمریکا جان سالم به در برده‌اند، به معنای دوپاره شدن منابع قدرتمند اما محدود پنتاگون در میان دو جبهه فعال است. نیروی دریایی ایالات متحده ناچار خواهد بود ناوهای جنگی خود را از خلیج فارس به سواحل یمن منتقل کند تا پوشش پدافندی لازم در برابر موشک‌های یمنی فراهم سازد. رهگیری و انهدام مستمر پرتابه‌ها، به شدت باعث تحلیل رفتن ذخایر استراتژیک مهمات و ره‌گیرهای پدافند هوایی آمریکا خواهد شد. 🔴با وجود ادعاهای سخنگوی پنتاگون مبنی بر در اختیار داشتن زرادخانه‌ای عمیق و آمادگی کامل، تاریخچه مقاومت یمنی‌ها واقعیتی متفاوت را دیکته می‌کند. کمپین‌های نظامی سال گذشته که نیازمند استقرار دو ناو هواپیمابر، بمب‌افکن‌های استراتژیک بی-۲ و ده‌ها جنگنده بود، ثابت کرد حتی سنگین‌ترین قدرت آتش نیز نمی‌تواند توانایی این گروه را در فلج کردن ترافیک باب‌المندب نابود کند. 🔴بن‌بست لجستیک دریایی 🔴درگیری همزمان در دو کارزار بزرگ، محدودیت‌های لجستیکی ارتش ایالات متحده را به عنوان ثروتمندترین نیروی نظامی جهان عیان کرده است. هم‌اکنون، بیش از بیست ناو جنگی و صدها هواپیمای نظامی در خاورمیانه مستقر هستند و ناوگان دریایی آمریکا به دلیل ضرب‌آهنگ بالای عملیات‌ها، بسیار طولانی‌تر از استانداردهای معمول در دریا باقی مانده‌اند. این استقرارهای فرسایشی، علاوه بر خستگی مفرط نیروها، نیاز مبرم شناورها به تعمیر و نگهداری اساسی را تشدید کرده است. 🔴گشودن یک جبهه تازه در مجاورت یمن، نیازمند بازتوزیع گسترده منابع هوایی و دریایی است و دارایی‌های اطلاعاتی حیاتی را نیز منحرف خواهد کرد. با این حال، تداوم محاصره دریایی ایران توسط ایالات متحده، زنجیره تامین و لجستیک حوثی‌ها را نیز تحت فشار فزاینده‌ای قرار داده است و استمرار این نبرد، چالشی موجودیتی برای خطوط تدارکاتی هر دو سوی این تقاطع مرگبار ژئوپلیتیک به شمار می‌رود. 🆔@world_order
فایننشال تایمز: مقامات آمریکا معتقدند مذاکره با دولت ایران به جایی نمی رسد و برنامه تغییر رژیم را دوباره در دستور کار قرار داده‌اند.
🔹راون‌ پاول (پدر سناتور فعلی رند پاول و نماینده سابق کنگره آمریکا از ایالت تگزاس): ​ تصویب NDAA به معنای از دست دادن حاکمیت ملی آمریکا است. ​با نمایندگان خود تماس بگیرید! https://x.com/i/status/2079999605383508093 متن‌گفتگو: 🔹راون‌ پاول: اما این، این یک رأی بزرگ است چون، اه، جدید است و تازه است و متفاوته، منفی است، برخلاف حاکمیت ماست. شما، ما می‌تونیم دلایل زیادی بیابیم که چرا نباید حتی به این فکر کنیم به این موضوع. اه، و این تا حدی کل مفهوم حاکمیت ملیِ فردی را از بین می‌برد. ​پس این قراره رأی‌گیری بزرگی باشه، خیلی‌ها، اه، مردم زیادی این رأی‌گیری رو دنبال خواهند کرد امروز. 🔸مجری: ​آره، و ما معمولا، ما معمولاً قانون‌گذاری رو تایید نمی‌کنیم، می‌دونی، اما، اه، یا مخالفت نمی‌کنیم، ولی واقعاً مردم باید، همانطور که گفتی دکتر پال، با نمایندگان خود در مجلس نمایندگان آمریکا تماس بگیرند و به آن‌ها بگن که علیه NDAA رأی بدند، چون ما این رو نمی‌خوایم. ​ما نمی‌خوایم، همانطور که گفتید، ما نمی‌خوایم ارتش خودمون رو با هیچ کشور دیگه‌ای یکی کنیم. باید برای دفاع از ایالات متحده باشه. همین بود، تموم شد. ​پس این واقعاً حرکت بدیه، و می‌خواستم یک کلیپ بذارم، یادم رفت، اما توماس ماسی، او واقعاً یک اصلاحیه اضافه کرد تا تلاش کنه اون بند رو حذف کنه، و مجلس نمایندگان فوق‌العاده پایبند بهدمکراسی ما گفتن، «اصلاً امکان نداره. شما حتی نمی‌تونید رأی بگیرید.» اونا حتی اجازه ندادن که او رأی ثبت‌شده‌ای دربارهٔ اینکه آیا این بند حذف بشه یا نه داشته باشه، بنابراین این بند تو اون لایحه مونده. و اون لایحه باید تصویب نشه. ​امیدوارم تصویب نشه. ​امیدوارم تصویب نشه. متاسفانه مصوبه دیشب در مجلس نمایندگان تصویب شد. حالا برای برسی به مجلس سنا خواهد رفت که احتمال تصویب ان بیشتر از احتمال تصویب نشدن ان است. 🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔹راون‌ پاول (پدر سناتور فعلی رند پاول و نماینده سابق کنگره آمریکا از ایالت تگزاس): ​ تصویب NDAA به
✍فرهاد قدوسی بعضی از عزیزان نزدیک به جریان اصلاح‌طلبی فکر میکنند امریکا ۲۰۳۰ امریکای ۱۸۳۰ دوتوکویل (نویسنده کتاب دمکراسی در امریکا که توسط اقای محمد خاتمی به فارسی ترجمه شده) است و ترامپ‌ هم‌ توماس جفرسون، که چنان‌ از مذاکره و توافق حرف می‌زنند. ترامپ‌ با کی به توافق رسیده و بعد به توافقش وفادار مانده که دومیش ایران باشد. دوما امریکا (حداقل سیاست خاورمیانه‌ای ان) دوقبضه در کنترل اسرائیل و لابی ان است. از راون‌ پاول راستگرا تا دنیس کوسینیچ چپگرا میگویند مصوبه دیشب مجلس نمایندگان‌نقض حاکمیت امریکا و آنرا زیردست حاکمیت اسراییل قرار دادن است و عزیزان .... .
(تحلیل‌گر نفت) روند تشدید تنش (نردبان بحران) در معادلات نفتی: - مسیر عمان: ۶ میلیون بشکه در روز؛ ۲ میلیون بشکه در روز متعلق به امارات، ۴ میلیون بشکه در روز متعلق به عربستان/کویت/عراق. - باب‌المندب: ۵ میلیون بشکه در روز؛ ۴ میلیون نفت خام، ۱ میلیون فرآورده‌های نفتی. تغییر مسیر (دور زدن) از طریق کانال سوئز، باعث افت سرعت بارگیری می‌شود (کاهش ۱.۵ میلیون بشکه در روز). - فجیره: ۲ میلیون بشکه در روز؛ توقف کامل عملیات انتقال کشتی به کشتی. مسیر عمان و باب‌المندب همین حالا درگیر ماجرا شده‌اند و ۷.۵ میلیون بشکه در روز نفت خام از مدار خارج شده است. فجیره برگ آخر است. اگر این برگ رو شود، کار تمام است. نمی‌دانم چرا مالکان نفتکش‌ها هنوز ریسکِ رفتن به آنجا را به جان می‌خرند. زدن آن‌ها در آنجا مثل آب خوردن است. نسبت مخاطره به فایده آن افتضاح است. https://x.com/HFI_Research/status/2080105526747389961
نقش احتمالی روسیه در حملات پهپادی ایران به تأسیسات «سیا»، Reuters (خبرگزاری، بریتانیا) تحلیلگران اطلاعاتی ایالات متحده در حال بررسی این موضوع هستند که آیا روسیه با ارائه «اطلاعات دقیق هدف‌گیری» و «فناوری‌های پیشرفته پهپادی» به ایران، در حملات اخیر به تأسیسات سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) در خاورمیانه نقش داشته است یا خیر. هرچند هنوز نتیجه‌گیری قطعی به دست نیامده، اما دقت بالای این حملات، ظن همکاری مسکو را تقویت کرده است. نکات کلیدی و جزئیات گزارش: * محل و نحوه حملات: در ماه مارس، حداقل دو سایت محرمانه سیا، یکی در داخل سفارت آمریکا در ریاض (عربستان) و دیگری در شرق عراق، هدف قرار گرفتند. در حمله ریاض، از یک تاکتیک پیچیده استفاده شد؛ پهپاد اول حفره‌ای در دیوار سفارت ایجاد کرد و پهپاد دوم از طریق همان حفره وارد و منفجر شد. (این حملات تلفات جانی نداشت). * فناوری ارتقایافته روسی: مقامات و منابع اطلاعاتی غربی معتقدند روسیه پهپادهای «شاهد» ایران را ارتقا داده است. به طور خاص، گفته می‌شود مسکو سیستم ناوبری ماهواره‌ای پیشرفته و ضد پارازیتی به نام «کومتا-ام» (Kometa-M) را در اختیار تهران قرار داده که دقت این پهپادها را به شدت افزایش می‌دهد. * درز اطلاعات محرمانه (مختصات اهداف): از آنجا که مکان تأسیسات و پایگاه‌های سیا کاملاً سری است، تحلیلگران بر این باورند که کشورهای بسیار معدودی (مانند روسیه) توانایی و انگیزه جمع‌آوری و اشتراک‌گذاری چنین مختصات دقیقی را برای ضربه زدن به آمریکا دارند. * بستر استراتژیک: یک مقام سابق سیا اشاره کرده است که با توجه به اتحاد استراتژیک مسکو و تهران، کمک روسیه به ایران برای هدف قرار دادن سیا تعجب‌آور نیست، زیرا هر دو کشور به دنبال کاهش یا حذف نفوذ آمریکا در منطقه هستند. https://www.reuters.com/world/middle-east/iran-strikes-cia-facilities-prompt-questions-about-possible-russian-role-2026-07-22/
آیا آمریکا می‌تواند تنگه را با زور باز کند، The Financial Times (اقتصادی، بریتانیا) درگیری میان ایالات متحده و ایران بر سر کنترل تنگه هرمز شدت گرفته است. در تازه‌ترین رویداد، دو نفتکش یونانی متعلق به شرکت «دایناکام» که تلاش می‌کردند شبانه و با استفاده از مسیر ساحلی عمان از تنگه عبور کنند، با وجود پشتیبانی هوایی آمریکا، هدف موشک‌های ایرانی قرار گرفتند و آسیب دیدند. این حمله نشان‌دهنده چالش بسیار دشوار واشنگتن برای باز نگه داشتن نظامی این تنگه، پس از فروپاشی آتش‌بس اخیر با ایران است. نکات کلیدی: * مواضع دو طرف: دولت دونالد ترامپ تهدید کرده است که در پاسخ به هرگونه حمله به کشتی‌ها در تنگه هرمز، زیرساخت‌های ایران (مانند پل‌ها یا نیروگاه‌ها) را نابود خواهد کرد. در مقابل، تهران تأکید دارد که کشتی‌ها برای عبور باید با ایران هماهنگ شوند و کشتی‌هایی را که از مسیر «غیرمجاز» عمان استفاده می‌کنند، هدف قرار می‌دهد. * تاکتیک‌های نظامی ایران: از زمان آغاز حملات هوایی شبانه آمریکا در ۸ ژوئیه، ایران حداقل ۷ کشتی را با استفاده از پهپادهای ارزان‌قیمت (مانند شاهد-۱۳۶)، موشک‌های کروز، موشک‌های ضدکشتی و قایق‌های تندرو هدف قرار داده است. ایران با استفاده از این تجهیزات و پنهان کردن آن‌ها در سواحل، توانسته قدرت خود را در این آبراه به اثبات برساند. * چالش‌های نظامی آمریکا: فرماندهان سابق نیروی دریایی آمریکا معتقدند که از بین بردن توانایی‌های موشکی و پهپادی ایران به هفته‌ها حمله هوایی گسترده (۱۵۰ تا ۲۰۰ حمله در شب) نیاز دارد. به گفته آن‌ها، امن کردن این مسیر برای بازگشت اطمینان به شرکت‌های کشتیرانی، «معمایی غیرممکن» و بسیار زمان‌بر است. * بحران در دریای سرخ و بازار نفت: همزمان با این بحران، حوثی‌های یمن نیز کشتی‌های مرتبط با بنادر عربستان سعودی در دریای سرخ را هدف قرار داده و محاصره کرده‌اند. این ناامنی‌های فزاینده باعث شده قیمت نفت خام برنت به بالای ۹۵ دلار در هر بشکه برسد که این امر امیدهای ترامپ برای کاهش قیمت بنزین پیش از انتخابات میان‌دوره را نقش بر آب کرده است. * چشم‌انداز صنعت کشتیرانی: ایران تنها با ایجاد اختلالات پراکنده می‌تواند نرخ بیمه کشتی‌ها را به شدت بالا نگه دارد. مدیران صنعت کشتیرانی نگران‌اند که در صورت کاهش حضور نیروهای آمریکایی در منطقه، کشتی‌های تجاری در نهایت مجبور به پذیرش قوانین ایران و پرداخت «حق ترانزیت» یا هزینه خدمات به این کشور شوند؛ اتفاقی که به معنای لطمه به اعتبار جهانی و عقب‌نشینی ایالات متحده خواهد بود. https://www.ft.com/content/1cbe4fd0-6b81-42c5-bc30-070fec3cd9dd