معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
جنگافروزی گراهام علیه ایران تا دم مرگ
🔵تصاویر منتشرنشده از یک مستند درباره «لیندزی گراهام» نشان میدهد او طی سالها برای تغییر نظام در ایران تلاش کرده و همزمان ترامپ را برای گسترش اقدام نظامی علیه ایران تحت فشار قرار میداد.
🔵این تصاویر که توسط مستندسازی به نام «الکس هولدر» ضبط شده، گراهام را در حال گفتوگو با سران جهان نشان میدهد.
🔵در یکی از تماسهای ضبطشده، نتانیاهو از گراهام میخواهد که ترامپ را برای پیوستن به حملات اسرائیل علیه حزبالله لبنان تحت فشار قرار ندهد.
🔵نتانیاهو استدلال میکند که گشودن جبههای جدید در حالی که تمرکز بر ایران است، اشتباه خواهد بود. گراهام نیز با این نظر موافقت کرده و آن را «توصیهای درست» توصیف میکند.
🔵این مستند همچنین لحظهای را ثبت کرده است که گراهام از آغاز حملات آمریکا به ایران ابراز خوشحالی میکند و میگوید: «ببینید اینجا چه کردهایم؛ نزدیک بود گریه کنم.» او سپس مدعی میشود ترامپ به او گفته است: «این بهترین کاری است که تاکنون انجام دادهام» و «من عاشق منفجر کردن چیزها هستم.»
🔵در بخشهای دیگری از این تصاویر، گراهام در حال رایزنی با بنسلمان برای جلب حمایت، هماهنگی با مقامهای نظامی و گفتوگو درباره جنگ با زلنسکی و دیگر سران جهان دیده میشود.
🔵در آخرین مصاحبه این مستند که چند هفته پیش از مرگ گراهام ضبط شده، او از تصمیم ترامپ برای امضای یک توافق اولیه با ایران ابراز نارضایتی میکند و میگوید رئیسجمهور «دارد این فرصت را از دست میدهد» و باید با او گفتوگو کند.
🔵این مستند همچنین نشان میدهد گراهام از اینکه شمار اندکی از مقامهای دولت بهصورت علنی از جنگ دفاع میکنند، گلایه دارد و معتقد است این کارزار نظامی باید بیش از پیش گسترش یابد.
فرهاد قنبری:
یکی از تاسفبارترین مسائل کشور این است که با اینکه بیشترین سرانه دانشجوی حوزه علوم انسانی نسبت به جمعیت در جهان را داریم اما یک متخصص مثلا حوزه چین یا حوزه قفقاز یا حوزه فرانسه و آمریکای لاتین و آفریقا و متخصص هیچ نقطه دنیا به معنی واقعی کلمه نداریم.
اینهمه دانشگاه داریم اما یک اقتصاددان، فقط یک اقتصاددان که به معنای واقعی کلمه اقتصاددان باشد و نظریهای مخصوص جامعه ایران داشته باشد نداریم.
یک متفکر، یک جامعهشناس، یک فیلسوف، یک نظریهپرداز، یک سیاستدان که به مانند متفکران غربی مفهوم «ایران» را اندیشیده و نظریهای برای ایران داشته باشد (شاید فقط دکتر جواد طباطبایی را بشود نامید)، نداریم.
ما در بهترین حالت از نمایندگان مجلس و کارشناسان بینالملل و اساتید علوم انسانی تا تک تک سفیران و دیپلماتهای ما، کارمندانی به حقوق و مزایای متوسط تا عالی هستند و هیچ چیزی از واقعیت حاکم بر آنچه ادعا میکنند را نمیشناسند.
نیکلسون انگلیسی یک بار به خاورمیانه سفر نکرده است اما هنوز در خود کشور ما هم اساتید برجسته ادبیات (که شاید در این رشته اوضاع بدی نداشته باشیم) و مولویشناسی و عرفانپژوهی به ایشان استناد میکنند و همه ایشان را برجستهترین مولویشناس تاریخ میشناسند. یا هنوز کسی در سهروردیشناسی به گرد پای هانری کوربن نرسیده است. یا عمده ایرانشناسان برجسته نه ایرانی بلکه از اروپا و آمریکا هستند و..
دانشگاه غربی وقتی در حوزهای دانشجوی دوره دکتری میپذیرد، واقعا متخصص آن حوزه را تولید میکند، اما در اینجا دانشگاه ما در بهترین حالت مشتی کارمند و بوروکرات که دغدغهای جز بالا رفتن ضریب حقوقیشان ندارد تولید میکند..
امیرکبیر با اینکه فقط یک دانشگاه بنیاد نهاد اما از دل آن نسلی از بزرگترین ادیبان، عالمان و روشنفکران ایرانی بیرون آمدند که پایه گذار برکات فراوانی شدند. (اقبال آشتیانی و محمدعلی فروغی و محمد معین و..) اما امروزه با اینکه هزاران دانشگاه داریم یک چهره شاخص به مانند فارغ التحصیلان دارالفنون مشاهده نمی شود
علت این مسئله هم آن نیست که استعداد ایرانیان خشکیده و یا دانشجویان کرخت و تنبل شده اند بلکه علت در گم کردن مسیر دانشگاه است. دارالفنون درک صحیحی از جهان جدید داشت و علوم جدید را به دقت و وسواس دنبال می کرد و نسبت عمیق و درستی با سنت و تاریخ و فرهنگ ایرانی برقرار کرده بود. فارغ التحصیل دارالفنون هم درک درستی از علوم و جهان جدید پیدا می کرد و هم می دانست پاهایش روی چه خاک و زمینی قرار دارد.
اما دانشگاه امروز بیشتر یک نهاد تجاری و سیاسی است. متونش نامنسجم و مجموعه ای از ترجمه های ناقص است. ارتباطش با سنت و تاریخ کشور قطع و فلسفه علوم محلی از اعراب ندارد. همه چیز در لایه ظاهری و بدون سطح و عمق مانده و عموم اساتید کم سواد و بی سواد با جزوه های بی سروته و مندرآوردی مشغول به بیراهه کشاندن دانشجویانند.
#خرمگس
🆔@world_order
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اکثر خانواده ها به خاطر مسائل مالی و آینده شغلی، علاقه دارند که فرزندانشان در رشته های تجربی و فنی تحصیل نمایند، اما فراموش نکنیم پرورش نسلی بیگانه با ادبیات و فلسفه و هنر و... پرورش نسلی شبه ربات، خالی از اندیشه انتقادی و شاید خطرناک باشد.
اصلا یک هنر خاصی میخواهد که دانشآموز و نوجوان را از ادبیات فارسی با این میزان ذوق زیباییشناسی مستتر در خود، دلزده کرد که متاسفانه نظام آموزشی ما به طور تمام و کمال این هنر را داراست.
این سخنان دکتر اسماعیل امینی را همیشه به خاطر داشته باشیم:
«به تدریج، "نوشتن" را از مدارس حذف کردهاند!
همه چیز شده تیکزدن و تستزدن! ادبیات فارسی را فرستادهاند گوشه رینگ زیر ضربات! فکر میکنند فقط فیزیک و شیمی علم است و ادبیات فارسی، گل و بلبل! به خانواده ها هم اینگونه القاء کرده اند.
ملتی که درست خواندن و درست نوشتن بلد نباشد بی سواد است، حتی اگر هزار تست فیزیک را در دو دقیقه بزند»
فرهاد قنبری
ادبیات زیربنای جامعه است.
⏪ حقیقتا گاهی مواقع که به زبان نسل جدید، به پوشش و رفتار و گفتار و واژههایی که نسل جدید در مکالمههای روزمره خود استفاده میکند، میاندیشم دچار ناامیدی میشوم و با خود میگویم، نکند واقعا کار این جامعه تمام شده است و فقط ما حرص بیخود میخوریم.
به واژههای بیگانهای مانند «اِکس»، «کراش»، «کاپل»، «سوشال فرند»، «گوست»، «تاکسیک» «دیت»، «رِل» و هزار آت و آشغالی که وارد گفتار روزمره جامعه شده است بنگریم. جامعهای که دیگر نتواند ادبیات تولید کند، جامعهای که ارتباطش با ادبیات کلاسیک خود قطع شود و جامعهای که نود میلیون جمعیت دارد اما تیتراژ کتب ادبیاش به زیر پانصد میرسد، کمکم حتی سلام علیک فارسی و بومی خود را هم فراموش خواهد. (کما اینکه امروز هم این مسئله در شرف وقوع است)
اینجا بورکینافاسو یا کامرون و گامبیا نیست که به راحتی فرانسوی و انگلیسی و هر زبان و هویتی را به آن تحمیل کرد. اینجا سرزمینی است که بیش از یکصدهزار صفحه نثر کلاسیک و بیش از یک میلیون بیت شعر کلاسیک پشت سر خود دارد.
اینکه اینجا نوجوان و مردمش اینگونه با میراث فرهنگی خود بریده و از گفتار و رفتار تا پوشش و زبان در دام چنین وضعیت سخیفی میافتد، چیزی کمتر از تهاجم خارجی با بمب اتم نیست.
⏪ این را باید مدام با خود تکرار کنیم که سینمای بدون ادبیات، موسیقی بدون ادبیات، فرهنگ بدون ادبیات و اجتماع بدون ادبیات، موسیقی و سینما و فرهنگ و اجتماعی سطحی و فاقد اعتبار است.
⏪ اگر میخواهیم بدانیم که چرا موسیقی پاپ و رپ فارسی به چنین قهقرایی رفته و هر لات و بیسروپایی با عربده و فحاشی و تولید نویزهای گوشخراش، خود را خواننده و اهل موسیقی معرفی میکند، باید به مدارس و دانشگاههایمان برگردیم و ببینیم که چگونه شعر و ادبیات را از واحدهای درسی و کتب دانش آموزان و دانشجوهایمان حذف کردهایم.
⏪ اگر میخواهیم بدانیم که چرا سینمای کشورمان به چنین قهقرایی رفتهاست و هر جفنگِ بیسروتهی به پرفروشترین فیلمهای سینمای کشورمان تبدیل شده و هر کلاژ مهوعی به نام اثر آوانگارد به جامعه قالب میشود، باید دوباره به دانشگاه و مدارسمان برگردیم و ببینیم که چگونه داستان و نثر و نظم کلاسیک و نمایشنامه و شعر را از واحدهای درسی دانشآموزانمان حذف کردهایم.
⏪ اگر میخواهیم بدانیم چرا تفکر انتقادی و پرسشگر در جامعه از میان رفتهاست و همگی به مصرفکنندههای صِرف کالاها و اخبار دمدستی صفحات مجازی تبدیل شدهایم، دوباره باید به مدارسمان برگردیم و ببینیم که چگونه ادبیات را از واحدهای درسی دانش آموزانمان حذف کردهایم.
⏪ اگر میخواهیم بدانیم چرا این میزانحمله به زبان و ادبیات فارسی در جامعه رواج پیدا کردهاست، باید به مدارس و دانشگاههایمان برگردیم و ببینیم که چگونه ادبیات روزبهروز تهی از محتوا و اندیشه شده و دلنوشته و شعرهای سطحی به نام ادبیات (آن هم عموما به معلمانی که چندان شناخت و علاقهای به ادبیات ندارند) ارائه و تدریس میشود.
⏪ اگر می خواهیم بدانیم چرا علوم انسانیمان این میزان نازا و عقیم است، باید دوباره به مدارس و نظام آموزشیمان برگردیم و ببینیم که چگونه ادبیات به حاشیه رانده شده و به چشم تفننی بی مصرف نگریسته میشود.
⏪ اگر می خواهیم بدانیم چرا در دو سه دهه اخیر هر خزعبلی به اسم شعر و بیان عقده های سرکوب شده جنسی به اسم رمان و داستان چاپ و منتشر می شود، دوباره باید برگردیم به مدارس و جایگاه متون ادبی را از نظر بگذرانیم.
👈 ادبیات با خاطرهنوشت و دلنوشته و انشاء نویسی (به آن مفهومی که میشناسیم) و هرزهنگاری متفاوت است. عموم آثاری که در سالهای اخیر به اسم ادبیات و شعر و نمایشنامه و داستان در کشورمان چاپ میشود، هیچ ارتباطی با شعر و ادبیات ندارد.
👈 همانطور که هر خزعبلِ قافیهداری شعر نیست، هر متن بی سروتهی هم نمایشنامه و داستان و در کل ادبیات نیست و این بلایی است که با حذف و نادیده گرفتن ادبیات سر جامعه آمده است.
👈 به خاطر داشته باشیم دانش بدون توانایی درستخواندن و درستنوشتن، دانشی تهی از محتواست و وظیفه ادبیات آموزش درست خواندن و درست نوشتن و درست اندیشیدن و تقویت قوه خیال و ادراک و احساس است.
👈 به خاطر داشته باشیم ادبیات تخیل و روح پرسشگر و انتقادی جامعه را بیدار میکند. ادبیات رواداری و تعامل و پذیرش غیر را میآموزد، ادبیات وسعت دید انسان را فراخ میسازد، ادبیات به زندگی اصالت و معنا میبخشد، ادبیات ذوق زیباییشناسی انسانها را وسعت میبخشد و جهان جدید و به مراتب بزرگتری را مقابل دیدگانمان قرار می دهد.
✍فرهاد قنبری
خداوند اکبر عبدی را رحمت کند ولی ایشان نه آن بازیگر بزرگی بود که برخی رسانهها در حال ترسیم آن هستند و نه آن شخصیت متفکر و بزرگی بود که برخی رسانههای دیگر در حال ساختن و پرداختن آن هستند.
اما عبدی یک تفاوت عمده با بدنه جریان اصلی سینمای ایران داشت و آن اینکه اهل شوآف و نمایش و تظاهر نبود. سعی میکرد خودش باشد، این کشور را دوست داشت و برای یک جایزه کم ارزش فلان جشنواره خارجی، همه چیز خود را به حراج نمیگذاشت.
#خرمگس
فرهاد قنبری:
سالهاست که مینویسم جریانی که امروز در ایران به نام اصلاحات فعالیت میکند، شعبه داخلی اپوزسیون ضدایرانی خارج از کشور است.
- روزنامه شرق و سازندگی و هممیهن و...، شعبه اینترنشنال در داخل کشور هستند.
- به اشتباه این جریان در ایران به جریان «غربزده» شناخته میشوند. مفهوم غربزدگی یعنی زیستن و دیدن جهان از دریچه عقل و متافزیک غربی.
این جریان غربزده نیست بلکه دشمن ایران و چاپلوس و کاسهلیس هر جانوری است که کنش ضدایرانی دارد.
👈 این دلقک ابله اگر اندازه ارزنی تاریخ و فرهنگ و هویت ایرانی را میشناخت، نباید چنین تصویری از خودش منتشر میکرد.
👈 تاریخ ادبیات و فرهنگ این سرزمین را بنگریم این جماعت همجنسباز همیشه با صفاتی چون اَمرد و مخنث و مأبون و حیز و... مورد تحقیر همگانی بودهاند و لواط و قوم لوط از بدترین ناسزاها بوده است، اما این احمق نشست و برخواست با چنین جماعتی را نشان افتخار خود میداند.
👈 پدر این فرد هم به همین میزان نادان بود و به واسطه عدم شناخت تاریخ و سنت و فرهنگ این سرزمین بود که آخر عمری توسط مردم از کشور بیرون رانده شده و آواره کارائیب و شمال آفریقا بود.
👈 پدر بزرگ این آدم هم چون بیسواد و قلدرمآب بود، فهمی از تاریخ و فرهنگ و هویت ایرانی نداشت و به همین واسطه آخر عمری آواره آفریقا و همنشین جانوران استوایی شده یود.
وظیفه ما به عنوان شهروند عادی ایجاد فشار اضافی بر روی فرماندهان نظامی کشور نیست. اما به نظر حمله به کشتی ایران توسط اوکراین یا نباید رسانهای میشد و حالا که رسانهای شده است اگر پاسخ درخور و قاطعی به این دلقک اوکراینی داده نشود، بدعتی خطرناک ایجاد خواهد شد و از این پس هر کشور و کشورکی سعی در آسیب زدن به جان و مال و منافع ملی ایران خواهد داشت.
- به خاطر داریم که چند سال پیش در حمله ایران به تروریستهای مقیم پاکستان، آن کشور در کمتر از یک روز حملاتی به خاک ایران داشت.
#خرمگس
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔴باتلاق خاورمیانه: چگونه جنگ ایران حیثیت ماشین نظامی آمریکا را زیر سوال برد / The Christian Science Monitor
🔴بنبست استراتژیک واشنگتن
🔴با وجود تهدیدات دونالد ترامپ مبنی بر نابودی زیرساختهای حیاتی نظیر نیروگاهها در پاسخ به حملات مداوم در تنگه هرمز، گسیل نیروهای آمریکایی به منطقه، محدودیتهای عمیق این ماشین جنگی را برملا ساخته است. جنگ پنجماهه اخیر آسیبپذیریهای بنیادین را عیان کرده و اعتبار پنتاگون را در سطح جهانی با بحرانی بیسابقه مواجه ساخته است. قدرت آتش خیرهکننده ایالات متحده در بازگشایی تنگه هرمز یا وادار ساختن تهران به میز مذاکره کاملاً ناکام مانده است.
🔴هزینههای این درگیری نظامی به رقم نجومی ۳۷.۵ میلیارد دلار رسیده است؛ چشماندازی تاریک که به دلیل فقدان استراتژی خروج، تشدید تلفات انسانی و تحلیل ذخایر تسلیحاتی، انتقادات دوحزبی بیسابقهای برانگیخته است. حذف نام چهار سرباز کشتهشده از فهرست رسمی تلفات تحت عنوان نقص فنی، بر وحشت فزاینده از تبدیل بحران به جنگی فرسایشی افزوده است؛ بحرانی که ریشه در ناتوانی ساختار سیاسی در پیشبینی افقهای راهبردی دارد.
🔴فلج نیروی دریایی
🔴ناتوانی خیرهکننده نیروی دریایی در تامین امنیت تنگه هرمز که مسیر ترانزیت یکپنجم نفت جهان بود، شکستی استراتژیک و تاریخی محسوب میشود. ایالات متحده در وضعیت واکنش انفعالی کامل قرار گرفته و اعتبار بازدارندگی نظامی آن با تغییر ناگهانی اهداف جنگ از مهار هستهای به بازگشایی مستاصلانه آبراهه، زیر سوال رفته است. ایران که عملاً فاقد نیروی دریایی کلاسیک است، اکنون با قایقهای تندرو و پهپادهای تهاجمی، قدرتی بیسابقه برای انسداد این گذرگاه ژئوپلیتیک به نمایش میگذارد.
🔴نیروی دریایی آمریکا که ۴۵ سال روی سناریوهای پیچیده تصرف جزایری نظیر ابوموسی و خارگ تمرین کرده بود، در لحظه سرنوشتساز در درماندگی مطلق قرار دارد. این بنبست میدانی از محاسبات غلط سیاستمداران نشات میگیرد که با توهم پیروزی سریع، محدودیتهای مرگباری بر عملیاتها تحمیل کردند. فقدان مهارتهای حیاتی نظیر مینروبی و ناتوانی در اسکورت کاروانهای تجاری در برابر دشمن نامتقارن، شکافهای فاحش قابلیتهای رزمی ناوگان آمریکا را آشکار ساخته است.
🔴فروپاشی اقتدار جهانی
🔴زمان به هیچ وجه به نفع واشنگتن پیش نمیرود؛ تنها اقلیتی ناچیز باور دارند دستاوردهای این نبرد ارزش خونهای ریختهشده را دارد و تنها ۲۳ درصد معتقدند جایگاه استراتژیک آمریکا تقویت شده است. در حالی که افکار عمومی بدنه ارتش را به دلیل تبعیت مطلق از رهبران غیرنظامی مقصر نمیداند، سکوت مصلحتاندیشانه فرماندهان در ارائه مشاورههای انتقادی، آنها را نیز در جایگاه متهمان قرار میدهد.
🔴روند پاکسازی و اخراج دهها فرمانده ارشد توسط پیت هگست، فضای رعبآلودی ایجاد کرده که امکان گفتوگوی سازنده میان نظامیان و مقامات سیاسی را نابود ساخته است. در سطحی کلانتر، این نبرد نه تنها قدرت سخت، بلکه تصویر آمریکا به عنوان صادرکننده قدرت نرم را در صحنه جهانی ویران کرده است. تهران دیگر از مسدودسازی آبراههای حیاتی هراسی ندارد و این تحولات ثابت میکند که ایالات متحده توانایی بنیادین خود برای اعمال نفوذ قاطع در معادلات جهانی را کاملاً از دست داده است.
🆔@world_order