هدایت شده از مشرق مدیا | Mashreq Media
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☀️ حضور امارات در آفریقا فقط اقتصادی است؟
➕ دکتر «می درویش»، استاد روابط بینالملل دانشگاه بیرمنگام، در پادکست الشرق در مورد ماهیت حضور امارات در آفریقا گفت: «شرکت موانئ دبی (DP World) اگرچه سابقه مدیریت پایگاههای نظامی در اریتره را طی دوران جنگ یمن داشته، اما در حال حاضر تمرکز اصلی آن بر بهرهبرداری اقتصادی و تجاری است. در موارد خاصی مانند توافق با سومالیلند، علیرغم پیشنهادات اولیه برای احداث فرودگاه نظامی در بربره، دولت مربوطه با این درخواست مخالفت کرد و توافق نهایی صرفاً بر توسعه زیرساختهای غیرنظامی و تجاری متمرکز ماند.»
🌐 منبع: پادکست الشرق
podcastalsharq
🎙#مشرق_پادکست
✨ @Mashreq_Media
هدایت شده از مشرق مدیا | Mashreq Media
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☀️ ترکیه در آفریقا چه میکند؟
➕ دکتر «می درویش»، استاد روابط بینالملل دانشگاه بیرمنگام، در پادکست الشرق در مورد حضور ترکیه در آفریقا گفت: «ترکیه اگرچه در شرق آفریقا ارتباط مستقیمی با خطوط و مسیرهای تجاری دریایی ندارد، اما با پذیرش مدیریت بندر مقدیشو از سوی دولت سومالی و اجرای پروژههای بزرگ سرمایهگذاری در حوزههای انرژی، کشاورزی و زیرساختی در بخشهای مرکزی قاره آفریقا، به حضور و نفوذ خود در این مناطق وسعت بخشیده است؛ حضوری که در رقابت میان قدرتهای منطقهای، گاه در تقابل یا همافزایی با بازیگرانی چون امارات و چین قرار میگیرد.»
🌐 منبع: پادکست الشرق
podcastalsharq
🎙#مشرق_پادکست
✨ @Mashreq_Media
هدایت شده از روزپلاس
🔺 وال استریت ژورنال: موشکهای ایران روزبهروز خطرناکتر میشوند
🔺موشک خیبرشکن ایران ارزان، دقیق و مرگبار است.
🔺ایران اخیرا از این موشک در حملات پیچیده استفاده کرده است . بهترین موشک ایران روزبهروز خطرناکتر میشود.
🔺خیبرشکن از ترکیبی از مسیرهای پروازی، حرکات و سرعتها برای گیجکردن سامانههای پدافند هوایی استفاده میکند.
🔺موشک خیبرشکن، سلاحی ارزانقیمت، متحرک و دقیق با برد حداقل حدود ۱۴۵۰ کیلومتر است.
🔺مقامات آمریکایی میگویند از زمانی که درگیریها مجدداً شدت گرفت، ایران موشک خیبرشکن را به سمت پایگاههای آمریکایی شلیک کرده است.
@roozplus_ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔺 وال استریت ژورنال: موشکهای ایران روزبهروز خطرناکتر میشوند 🔺موشک خیبرشکن ایران ارزان، دقیق
امنیت با قدرت عینی و میدانی به دست میآید.
#بازدازندگی
سیدجواد میری:
مستند "مرد ابدی" در شبکه دو را ببینید. داستان زندگی "حسن طهرانیمقدم" را به زیبایی روایت میکند. یکی از جملات کلیدی این مرد بزرگ
"فقط انسانهای ضعیف به اندازه امکاناتشان کار میکنند» میباشد."
روحش شاد
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔹نکات کلیدی درباره «حضور تیم عمانی در تهران» و «معمای تنگه هرمز»؛
▪️۱. عمان علیرغم مواضع سینوسی در مورد تنگه هرمز در اواخر جنگ رمضان پیشنهاد داد که یک وکیل اروپاییِ گرانقیمت _که ارتباطات قوی بین المللی دارد_ را برای احقاقِ سهم ایران و عمان از تنگه استخدام کند تا حقِ دو کشور را در مجامع جهانی بصورت قانونی پیگیری کرده و آن را بستاند!
▪️۲. در ادامه عمان با تشدید التهابات و همچنین فشار آمریکا جا زد و چندان تمایلی برای تعیین مسیر دریایی مشخص، اخذ عوارض و قانونمند کردن تنگه نشان نداد.
▪️۳. طی دو هفته اخیر که درگیریهای جدی در تنگه هرمز رخ داد، اصل ماجرا به آنجایی برمیگردد که کشتیها به جای مسیر شمالی تنگه (سازوکار ایرانیِ عبور از تنگه) از مسیر عمانی تنگه (یعنی جنوب) قصد تردد داشتند که ایران واکنش نشان داد و درگیریهای ۱۲ روز اخیر رُخ داد!
▪️۴. کشتیهای عبوری میگویند که مسیر ایرانی تنگه (شمال) ۵۰ مایل، مسیرشان را دورتر میکند و به دلیل عُمقِ کمِ برخی از قسمتهای آن باعث ایجاد سختی و به گِل نشستن کشتیها میشود؛ از طرفی مسیر عمانی تنگه دارای صخرههای تیزی است که عبور را برخی از نقاط تنگه برای کشتیها با مانع روبرو میکند؛ آمریکاییها با آوردن کشتیهای خاصی اقدام به تراشیدن صخرههای مسیر عمانی تنگه کردهاند.
▪️۵. بازگشت تیم عمانی به مذاکره و آمدن به ایران برای مُجابسازیِ تهران برای همراهی با شروط و امتیازات جدید واشنگتن و همچنین مشخص شدن سهم مسقط از تنگه کلیدی هرمز است!
🔻جمع بندی: ارسالِ میزان بالای لجستیک و زیرساختهای نظامی به منطقه _که در برخی از محافل نظامی، کمیتِ آن را بیشتر از جنگ رمضان میدانند_ اذهان را به هر چیزی غیر از توافق میبرد؛ در طرف مقابل نیز هزینه بالای حمله زمینی به ایران و واکنش متقابل ایران به ورود و فتحِ بخشی از خاکِ کشوری که از آن حمله شده، حمله گسترده به زیرساختهای منطقه توسط تهران پس از اصابت زیرساختهایش با عاملیت آمریکا، بسته ماندن تنگه هرمز در صورت ادامه تنش و بسته شدن بابالمندب و همچنین بازسازی نسبی توان موشکیِ ایران و اصابت قطعی سرزمینهای اشغالی توسط تهران، هزینه جنگِ گسترده را برای ترامپ زیاد کرده است!
▪️برآوردهای نظامی در ایران نیز میگوید کوه کلنگ با GBU_57 آسیب جدی نخواهد دید و حتی اتمیِ تاکتیکی نیز بیش از آنکه به قلبِ «کوه کلنگ» آسیب بزند به محیط زیست منطقه لطمه وارد میکند؛ در انتها راهی برای ترامپ غیر از «انتحارِ در میدان با نتیجه غیرقابل پیشبینی» نخواهد ماند!
https://x.com/i/status/2081109689220178052
✍️سکوت محض در سیلیکونولی
محمدرضا اسلامی
🔵 سیزده شب زیربناهای جنوب ایران زیر بمباران بیرحمانه قرار گرفت. نیروی مهاجم به ایران به صراحت و روشنی گفت که در این حملات، تنها «اهداف نظامی» نیستند بلکه زیرساختهای حیاتی کشور هدف بمباران هستند. برج مراقبت فرودگاه چابهار، تأسیسات حملونقل، پلها، دکلهای مخابراتی و بخشهایی از زیرساختهایی که به مردم عادی خدمت میکنند، هدف قرار گرفتند ولی از ایرانیان مقیم سیلیکنولی صدایی برنخاست.
دیدن چنین صحنههایی در جنوب کشور، برای هر ایرانی که اندکی احساس تعلق به این سرزمین داشته باشد، دردناک است.
اما آنچه بیش از خود این حملات تکاندهنده بود، سکوت بخش قابل توجهی از ایرانیان فعال در حوزه تکنولوژی در سیلیکونولی بود؛ افرادی که در ماههای گذشته تقریباً هر روز درباره آینده سیاسی ایران، دموکراسی، آزادی و حمایت از رضا پهلوی (به شکلرگباری) محتوا تولید میکردند. با این حال، هنگامی که زیرساختهای کشورشان هدف حمله قرار گرفت، بسیاری از آنان حتی حاضر نشدند یک جمله ساده بنویسند: «حمله به زیرساختهای ایران محکوم است.»
این سکوت، اتفاقی نیست. سکوت نیز یک موضع سیاسی است.
▪️دو پرسش از ایرانیان سیلیکونولی مطرح است:
🔴۱- نخستین پرسشی که این رفتار آنها ایجاد میکند، این است که آیا دغدغه اصلی این افراد واقعاً «ایران» است یا صرفاً تغییر «حکومت»؟ این دو، یکی نیستند. کسی که برای ایران فعالیت میکند، تخریب زیرساختهای کشور، آسیب دیدن مردم و ضربه خوردن به سرمایه ملی را، فارغ از اینکه چه حکومتی بر سر کار باشد، محکوم میکند. اما اگر همه حساسیتها فقط تا جایی ادامه داشته باشد که به «پروژه تغییر حکومت»بیندیشد، آنگاه باید پذیرفت که «اولویت او ایران نیست»؛ بلکه اولویت پروژه سیاسی مورد علاقهی فرد است.
میتوان با حکومت یک کشور مخالف بود و در عین حال، حمله به زیرساختهای کشور را محکوم کرد. این دو هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند. اتفاقاً وطندوستی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ آنجا که منافع ایران را از امر سیاسی تفکیک کنیم.
🔴۲- نکته دوم، مسئلهای است که شاید سالها درباره آن کمتر صحبت شده است: موفقیت در فناوری، لزوماً به معنای بلوغ سیاسی و اجتماعی نیست. بسیاری از ایرانیان موفق در سیلیکونولی، بدون تردید از برجستهترین متخصصان ریاضیات، مهندسی و علوم کامپیوتر هستند و دستاوردهای ارزشمندی دارند. اما تجربه این سالها نشان داده است که توانایی ساخت یک استارتاپ چند میلیون دلاری (یا طراحی پیچیدهترین سامانههای هوش مصنوعی)، الزاماً به معنای درک پیچیدگیهای تاریخی، اجتماعی و سیاسی سرزمین ایران نیست.
در واقع، یکی از خطاهای رایج نخبگان فناوری، این تصور است که چون در حل مسائل مهندسی موفق بودهاند، پس میتوانند مسائل چندلایه یک جامعه نَود میلیونی را نیز با همان نگاه خطی و سادهانگارانه تحلیل کنند. زیستن در فضای گلخانهای باعث میشود تا افراد فراموش کنند که سیاست، الگوریتم نیست. جامعه، کد نرمافزار نیست. ایران، مسئلهای نیست که با چند نمودار، چند توییت یا چند شعار قابل حل باشد.
اتفاقات اخیر این شکاف را آشکارتر از همیشه نشان داد. بسیاری از کسانی که ماهها خود را دلسوز ایران معرفی میکردند، در آزمونی بسیار ساده مردود شدند؛ آزمونی که حتی نیازمند هزینه دادن نبود. نه انتظار میرفت موضعِ پیچیدهای بگیرند و نه بیانیهای طولانی منتشر کنند. تنها انتظار این بود که حمله به زیرساختهای کشورشان را محکوم کنند. همین.
اما سکوت کردند.
و سکوت، همیشه بیطرفی نیست؛ گاهی بیانگر اولویتهای واقعی انسان است. چنین وانمود کردند که گویی ۱۳ شب بمباران زیرساخت جنوب امر مهمی نیست.
▪️▪️▪️
این روزها، بسیاری از چهرههای فعال ایرانی در حوزه فناوری، ناخواسته برای خود کارنامهای به جا گذاشتند؛ کارنامهای که نشان میدهد میان شعارهای وطندوستانه و واکنش در لحظات حساس، فاصلهای جدی وجود دارد. اعتماد عمومی نه با هشتگ ساخته میشود، نه با ویدئوهای پرمخاطب و نه با دنبالکنندههای شبکههای اجتماعی. اعتماد، در لحظهای ساخته میشود که منافع سرزمین و تمدن ایران، بدون هیچ قید و شرط سیاسی، بر هر ملاحظه دیگری مقدم شمرده شود.
شاید سالها بعد، کسی تعداد توییتها، لایکها یا مصاحبههای این افراد را به خاطر نیاورد؛ اما «غیبت صغری» و سکوتشان در روزهایی که زیرساختهای جنوب ایران بیرحمانه هدف حمله قرار گرفت، در حافظه بسیاری از ایرانیان باقی خواهد ماند.
✔️ جامعه موازی و چهرههای ناشناخته
✍🏻سهند ایرانمهر
شخصاً تا پیش از این، نام «نیما تکیدو» را نشنیده بودم؛ هرچند او بیش از یک میلیون دنبالکننده در اینستاگرام و رقمی نزدیک به همین میزان در یوتیوب دارد. اما طول نکشید که دریافتم او اصولاً در میان افراد بزرگسال شناختهشده نیست.
حالا خبر رویدادی که با هجوم ۱۵ هزار نفر از کنترل خارج شده تعجب بسیاری برانگیخته شده است.
البته این تعبیر که «کسی او را نمیشناسد»، شاید ناشی از نوعی قضاوت خودبرترپندارانه باشد؛ این باور غلط که نسل بزرگسال تنها زمانی کسی را به رسمیت میشناسد که یا همنسل خودش باشد یا دغدغههایش با دغدغههای آنان همسو گردد. معمولا واکنش کلیشهای ما به چنین خبرهایی، بی هیچ تقلای ذهنی، در همین یک جمله خلاصه میشود: «دیگر نسل جدید است؛ کاری نمیشود کرد!»
حال آنکه این ماجرا را نمیتوان با یک جمله ساده و تحقیرآمیز از سر گذراند که «نسل جدید سطحی شده است». آنچه رخ داده، نشانهای روشن و بیتعارف از یک دگرگونی آرام اما عمیق در ساختار مرجعیت اجتماعی است؛ تغییری که اگر نادیده گرفته شود، فهم ما از جامعه امروز بسیار ناقص و بیارزش خواهد بود.
وقتی یک بلاگر با یکونیم میلیون دنبالکننده میتواند تنها با یک فراخوان، پانزده هزار نوجوان را به نقطهای مشخص بکشاند، در حالی که بسیاری از بزرگسالان حتی نام او را نشنیدهاند، این اتفاق حامل چند پیام مهم است.
اولین پیام این ماجرا، شکاف نسلی در مرجعیت است به این معنا که مرجعیت دیگر از رسانه ملی، نهادهای رسمی، دانشگاه یا حتی چهرههای شناختهشدهی اجتماعی، سیاسی یا هنری دیروز نمیآید. نوجوان امروز در زیستجهان دیجیتال زندگی میکند؛ جایی که الگوریتم اینستاگرام و تیکتاک و یوتیوب برایش مرجع میسازند. ممکن است فردی برای والدین کاملا ناشناخته باشد، اما در جهان نوجوانان قدرت بسیج اجتماعی داشته باشد؛ قدرتی که نسلهای دیگر حتی از وجودش خبر ندارند چون اصولا دغدغههایش همسنگ دغدغه آنان نیست. کافی است به صفحه نیما تکیدو در اینستاگرام بروید و زاویه دید او از منظر یک نوجوان و چالشهایش با والدین یا نظام اجتماعی و فرهنگی پیرامونش را ببینید تا متوجه نزدیکی ذهنی و روحی نوجوانان با او شوید.( در محتواهای او رگه پررنگی از رویکرد سیاسی معناداری وجود ندارد).
پیام دوم این رویداد، پیدایش «جوامع موازی» است. جامعه ایران دیگر یک فضای عمومی مشترک ندارد. هر نسل در شبکهای جداگانه زندگی میکند. میلیونها نوجوان در جهانی فرهنگی رفتوآمد میکنند که نسلهای دیگر تقریباً به آن راهی ندارند و به همین علت است که بسیاری از بزرگسالان با حیرت میپرسند: «این آدم اصلا کیست؟»
پیام سوم این ماجرا، کمبود فضاهای هویتساز برای نوجوانان است. در جامعه ایران که امکان مشارکت اجتماعی، تفریح سازمانیافته و تجربه جمعی برای نوجوان محدود و مشمول اما و اگر است، یک گردهمایی ساده حول یک اینفلوئنسر، به فرصتی برای دیده شدن، احساس تعلق و تجربه هیجان جمعی تبدیل میشود. بسیاری از نوجوانان شاید بیش از آنکه برای دیدن بلاگر آمده باشند، برای حضور در یک «رویداد اجتماعی» آمدهاند؛ برای اینکه لحظهای از انزوای روزمره بیرون بیایند و در جمعی همسنوسال خود نفس بکشند آن هم در محیطی که سیاست یا جریانهای سیاسی در آن دست نبرند. این نوجوان البته آنقدر دقیق و سیاسی نیست که بنشیند و تحلیل کند که مبادا ماجرا سیاسی نباشد اما غریزه او این اطمینان را میدهد که وقتی دعوت به این رویداد در هیچ شبکه تلویزیونی داخلی و خارجی یا توسط فلان نهاد و موسسه نیست بلکه یکی مثل خودشان دعوتشان کرده مطمئن میشود که: «این یکی داستان نمیشود!»
نکته و پیام چهارم هم اهمیت و قدرت اقتصاد توجه است. مفهوم اقتصاد توجه را نخستینبار هربرت سایمون، مطرح کرد: «وقتی اطلاعات فراوان میشود، توجه انسانها کمتر به سوی چیزها جلب میشود.» اینجاست که شبکههای اجتماعی و رسانهها برای خریدوفروش توجه انسان دست به کار میشوند و هرکس بتواند توجه بیشتری را به خود جلب کند، به قدرت اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی بیشتری دست پیدا میکند .
قدرت در جامعه ایران همچون سایر نقاط جهان در حال جابهجایی است. زمانی نهادهای رسمی، رسانههای سراسری و چهرههای فرهنگی توان بسیج اجتماعی داشتند اما امروز بخشی از این قدرت به شبکههای اجتماعی و تولیدکنندگان محتوای دیجیتال منتقل شده و حتی نهادهای قدرت سنتی نیز در همین فضا دنبال مخاطب میگردند.
هر نخبه، سیاستگذار یا پژوهشگری که هنوز با الگوهای دهههای گذشته جامعه ایران را تحلیل میکند و میپندارد از مختصات فکری آن مطلع است یا نمایندگی مطلق آن را برعهده دارد عملا بخش بزرگی از واقعیت را نمیبیند.
🆔@world_order
فرقی اساسی ميان دوران ايران ساسانی با ايران عصر قاجار و پهلوی
در حالی که در عصر ساسانی ایران برای حفظ سلطه سرزمینی و سیاسی خود با قدرت سرزمین هایی حائل ميان خود و دشمنانش ايجاد می کرد در دوره قاجار و پهلوی، يعنی دوران سلطه استعماری و پس از آن در دوران جنگ سرد در غرب آسيا خود به سرزمينی حائل از سوی دول استعماری برای حفظ منافع استعماری شان در غرب آسيا و شبه قارّه هند و خليج فارس و شمال آفريقا تبديل شد. اين وضع چند دهه است به تاريخ پيوسته است...
✍دکتر حسن انصاری
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
فرقی اساسی ميان دوران ايران ساسانی با ايران عصر قاجار و پهلوی در حالی که در عصر ساسانی ایران برای
بحرین (1).pdf
حجم:
1.2M
حسن انصاری:
مکتوبی مهم از شادروان سيد حسن تقی زاده درباره اهميت پیگيری موضوع بحرين و تعلق تاريخی آن به ايران و کارشکنی دولت انگلیس در شناسایی مالکیت تاریخی بحرین از سوی ایران. تصحيح و انتشار از آقای دکتر محمد افشين وفائی
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
حسن انصاری: مکتوبی مهم از شادروان سيد حسن تقی زاده درباره اهميت پیگيری موضوع بحرين و تعلق تاريخی آن
محمدرضا پهلوی، شاه خودخوانده کودتایی و گريزپای ايرانستيز وقتی در اوج بلاهت و توهم به ميراثبرده از پدرش بحرين، اين سرزمين چند هزار ساله ايرانی را واگذار کرد و استقلال آن را به رسميت شناخت حتی دستکم نکرد شرط و شروطی برای اين به رسميت شناختنش در مقابل مطرح کند. حتی در مورد واگذاری هرات در دوره قاجار هم آنان برای بريتانيای استعماری شرطی گذاشتند مبنی بر اينکه از ناحيه هرات و افغانستان خطری متوجه ايران نباشد. محمدرضای پهلوی بیخرد اما اينقدر نسبت به تاريخ ايران بی اطلاع بود که حتی در حد قاجار هم درکی تاريخی و استراتژيک نداشت. نه اين موضوع را شرط کرد و نه حتی برای اکثريت شيعه و ايرانی تبار بحرين حق حاکميت دموکراتيک و حفظ حقوق سياسی و دينی و زبانی و اجتماعی و فرهنگیشان را شرط کرد؛ چيزی که می توانست در راستای منافع ملی ايران باشد. خاندان پهلوی به راستی خاندانی ايرانستيز و تباه و نادان بودند.
✍دکتر حسن انصاری