eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
545 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
عراق نمونه آشکارتری است. پس از حمله سال ۲۰۰۳، آمریکا صندوق توسعه عراق را ایجاد کرد و درآمدهای نفتی این کشور در حسابی نزد بانک فدرال رزرو نیویورک قرار گرفت. این سازوکار بعدها در قالب حساب‌های بانک مرکزی عراق ادامه یافت. عراق نفت می‌فروشد، اما برای دریافت دلار، تأمین واردات و گردش مالی اقتصاد خود به انتقال پول از آمریکا نیاز دارد. واشنگتن می‌تواند دسترسی بانک‌های عراقی به دلار را محدود کند، انتقال منابع را متوقف سازد و برای آزاد کردن پول خود عراق شروط سیاسی و امنیتی تعیین کند. عراق مالک رسمی نفت است، اما اختیار کامل بر درآمد نفتی خود ندارد. این شکل جدید سلطه است: در استعمار کلاسیک، شرکت خارجی چاه نفت را اداره می‌کرد؛ در امپریالیسم مالی، کشور نفت را استخراج می‌کند، اما کلید حساب درآمد آن در نیویورک نگهداری می‌شود. تفاوت ایران با این مدل‌ها، میراث مستقیم مصدق است. ایران ممکن است در مدیریت صنعت نفت با فساد، تحریم، کمبود سرمایه و عقب‌ماندگی فناوری مواجه باشد، اما مسئله آن واگذاری مالکیت منابع یا سپردن حساب درآمد نفت به آمریکا نیست. تصمیم نهایی درباره منابع ایران، با همه ضعف‌ها و ناکارآمدی‌های داخلی، هنوز در داخل کشور گرفته می‌شود. در همین چارچوب باید حمله دائمی سلطنت‌طلبان، تراستی‌ها و جریان‌های وابسته به سرمایه خارجی به مصدق، علی شریعتی و ایده استقلال اقتصادی را فهمید. آنان می‌کوشند مصدق را سیاست‌مداری شکست‌خورده، شریعتی را منشأ عقب‌ماندگی و استقلال اقتصادی را شعاری بی‌معنا معرفی کنند. این حملات صرفاً یک نزاع تاریخی یا روشنفکری نیست. تخریب نمادهای استقلال، بی‌اعتبار کردن ملی شدن نفت و تمسخر هرگونه مقاومت در برابر سلطه سرمایه خارجی، از نظر فکری و سیاسی راه را برای همان نظمی باز می‌کند که ترامپ دنبال می‌کند: ایرانی که منابع دارد، اما اختیار آنها را ندارد؛ نفت تولید می‌کند، اما شرکت‌های خارجی درباره فروش و درآمد آن تصمیم می‌گیرند؛ و برای دسترسی به پول خود باید رضایت واشنگتن را جلب کند. سلطنت‌طلبان معمولاً از توسعه دوره پهلوی سخن می‌گویند، اما کمتر یادآوری می‌کنند که کودتای ۲۸ مرداد با هدف سرنگونی دولتی انجام شد که می‌خواست کنترل واقعی منابع ایران را از شرکت‌های خارجی پس بگیرد. تراستی‌ها نیز وابستگی به سرمایه جهانی را نه یک رابطه قدرت، بلکه ضرورتی فنی و اقتصادی جلوه می‌دهند. در این روایت، هرگونه سخن گفتن از حاکمیت اقتصادی، کنترل ملی منابع یا محدود کردن قدرت شرکت‌های خارجی به «ایدئولوژی»، «انزواطلبی» و «اقتصاد دولتی» تقلیل داده می‌شود. اما مسئله مصدق و شریعتی مخالفت با تجارت، فناوری یا ارتباط با جهان نبود. مسئله آنان این بود که رابطه ایران با جهان نباید رابطه تابع و متبوع باشد. سرمایه خارجی می‌تواند وارد شود، اما نباید اختیار منابع و تصمیم‌گیری ملی را تصاحب کند. فناوری می‌تواند خریداری شود، اما نباید به ابزار وابستگی سیاسی تبدیل گردد. توسعه زمانی واقعی است که ظرفیت تصمیم‌گیری کشور را افزایش دهد، نه آنکه منابع آن را در شبکه قدرت‌های خارجی ادغام کند. به همین دلیل، ترامپ را نباید یک استثنا دانست. او منطق دیرینه امپراتوری آمریکا را آشکارتر بیان می‌کند: قدرت نظامی باید به کنترل منابع، بازارها و جریان درآمد کشورها تبدیل شود. تجربه عراق، لیبی و ونزوئلا نشان می‌دهد که این منطق فقط در حد تهدید باقی نمانده است. در عراق، کشور اشغال و درآمد نفت آن به شبکه مالی آمریکا وابسته شد؛ در لیبی، دولت درهم شکست و منابع نفتی در اختیار شبکه‌ای از بازیگران خارجی و داخلی قرار گرفت؛ و در ونزوئلا، حذف رهبر سیاسی با تلاش برای تسلط بر فروش و درآمد نفت همراه شد. از این منظر، میراث مصدق نه یک خاطره تاریخی، بلکه یکی از آخرین موانع در برابر ادغام کامل ایران در نظم نفتی آمریکا است. حمله به مصدق، شریعتی و اندیشه استقلال اقتصادی نیز، ناخواسته یا آگاهانه، راه را برای همان نظمی هموار می‌کند که ترامپ نماینده صریح آن است. مصدق را سرنگون کردند، اما نتوانستند اصلی را که او تثبیت کرد کاملاً نابود کنند: نفت ایران باید نه فقط به نام، بلکه در عمل متعلق به ملت ایران باشد.
از نگاه من، مهم‌ترین پیامد ترور آیت‌الله خامنه‌ای نه تغییر افراد، بلکه تغییر در معماری تصمیم‌گیری راهبردی جمهوری اسلامی است. طی بیش از سه دهه، بازیگران غربی، اسرائیل و کشورهای منطقه، الگوی نسبتاً روشنی از فرآیند تصمیم‌گیری نظامی ایران به دست آورده بودند. آنان می‌دانستند که اگرچه تصمیمات از نهادهایی مانند ستاد کل نیروهای مسلح، سپاه، شورای عالی امنیت ملی و دفتر رهبری عبور می‌کند، اما در نهایت یک مرجع واحد وجود دارد که اختلافات را حل می‌کند و تصمیم نهایی را می‌گیرد. این ویژگی، هرچند ایران را برای رقبا خطرناک می‌کرد، اما در عین حال آن را قابل پیش‌بینی‌تر نیز ساخته بود. ‌پس از ترور آیت‌الله خامنه‌ای، این ویژگی تا حدی از میان رفته است. مسئله اصلی این نیست که چه کسی رهبر شده، بلکه این است که تصمیم نهایی چگونه و توسط چه سازوکاری اتخاذ می‌شود. در شرایط جدید، بازیگران خارجی با ساختاری مواجه هستند که هنوز قواعد درونی آن به طور کامل شناخته نشده است. این امر سطح ابهام راهبردی را به شکل محسوسی افزایش می‌دهد. ‌اما پس از تحولات اخیر، شرایط تا حدی دستخوش تغییر شده است. اگرچه بخش مهمی از ساختار نهادی و دکترین دفاعی ایران همچنان پابرجاست، اما سبک رهبری نظامی، فرآیند تصمیم‌گیری و نحوه اعمال فرماندهی در حال ورود به مرحله‌ای جدید است. این بدان معناست که بسیاری از فرضیات پیشین درباره الگوهای رفتاری ایران دیگر با همان میزان اطمینان قابل اتکا نیستند. ‌با وجود آنکه هنوز عناصر مهمی از این ساختار در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، نشانه‌هایی از الگوهای جدید نیز قابل مشاهده است؛ از جمله تغییر در شیوه مدیریت فرماندهی، بازآرایی شبکه تصمیم‌گیری، نحوه استفاده از بازدارندگی، میزان تمرکز یا تفویض اختیار، و سرعت واکنش به تهدیدات. این مؤلفه‌ها، هرچند هنوز در حال شکل‌گیری هستند، می‌توانند مبنایی برای تحلیل ویژگی‌های نسل جدید رهبری نظامی و پیامدهای آن برای محاسبات راهبردی بازیگران غربی باشند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
فارن‌افرز: خاورمیانه مطلوب آمریکا شکل نگرفت؛ نفوذ ایران پابرجاست 🔵مجله فارن افرز در مطلب جدید خود با عنوان «خاورمیانه جدیدِ قدیمی؛ جنگ‌هایی پرهیاهو اما بی‌نتیجه» نوشته که با وجود جنگ‌های گسترده ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶، ساختار اصلی خاورمیانه تغییر نکرده و منطقه همچنان گرفتار همان بحران‌های قدیمی است. 🔵«گرگوری گاس» معتقد است جنگ غزه و سپس جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اگرچه تحولات بزرگی مانند حمله مستقیم ایران و اسرائیل به یکدیگر، سقوط دولت اسد، تضعیف حزب‌الله و حماس و خسارات سنگین در غزه را رقم زد، اما نتوانست نظم جدیدی در خاورمیانه ایجاد کند. 🔵ایران برخلاف انتظار آمریکا و اسرائیل از جنگ جان سالم به در برد. با وجود ترور رهبر ایران، آسیب به زیرساخت‌های نظامی و فشارهای شدید، ساختار حکومت حفظ شد و سپاه پاسداران نقش پررنگ‌تری پیدا کرد. همچنین تهران با استفاده از اهرم تنگه هرمز دوباره قدرت بازدارندگی خود را نشان داد. 🔵جنگ نه تنها به تغییر نظام چ در ایران منجر نشد، بلکه انگیزه تهران برای دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای را بیشتر کرده است. 🔵در عراق، نفوذ ایران همچنان پابرجاست و گروه‌های نزدیک به تهران همچنان بازیگران مهم سیاسی و نظامی هستند. 🔵در لبنان، هرچند حزب‌الله تضعیف شد، اما از بین نرفت و حملات جدید اسرائیل بیش از آنکه حزب‌الله را نابود کند، دولت تازه لبنان را تضعیف کرد. 🔵کشورهای عربی خلیج فارس در ابتدا از جنگ فاصله گرفتند، اما پس از حملات ایران به زیرساخت‌هایشان، هم از ادامه جنگ و هم از توقف آن ناراضی شدند. با این حال، همچنان برای امنیت خود به آمریکا وابسته‌اند و جایگزینی برای واشنگتن نمی‌بینند. 🔵اعتماد کشورهای عربی به اسرائیل اما کاهش یافته است. جنگ غزه، حمله اسرائیل به قطر و جنگ با ایران باعث شده روند گسترش توافق‌های ابراهیم متوقف شود و تنها امارات همچنان روابط نزدیک خود با اسرائیل را حفظ کند. 🔵ریشه مسئله فلسطین هم با وجود خسارت‌های عظیم حل نشده است. حماس هنوز کاملاً از بین نرفته، اسرائیل همچنان بخش بزرگی از غزه را در اختیار دارد، شهرک‌سازی در کرانه باختری ادامه دارد و هیچ روند سیاسی جدی برای تشکیل دولت فلسطینی دیده نمی‌شود. 🔵سیاست‌های نتانیاهو عامل تضعیف دولت‌های لبنان و سوریه بوده و اسرائیل به جای تقویت دولت‌های مرکزی، از ضعف همسایگان خود سود می‌برد. 🔵تنها تحول ژئوپلیتیکی مهم سقوط حکومت بشار اسد و روی کار آمدن دولت جدید در سوریه است که روابط دمشق با ایران را به شدت کاهش داده است.
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻چرا آمریکا الگوی «جنگ پلکانی و فرسایشی» را برگزیده است؟ 🔴اگر این درگیری را صرفاً از زاویه حجم آتش و تعداد حملات تحلیل کنیم، ممکن است بسیاری از رفتارهای طرف مقابل غیرمنطقی به نظر برسد؛ اما اگر آن را در چارچوب «مدیریت ادراک میدان نبرد» ببینیم، تصویر متفاوتی شکل می‌گیرد. 🔴یکی از اهداف چنین الگویی می‌تواند جلوگیری از شکل‌گیری احساس «جنگ تمام‌عیار» در جامعه باشد. تجربه نشان داده است که در شرایطی که یک ملت احساس کند با یک نبرد سرنوشت‌ساز روبه‌رو است، ظرفیت بسیج اجتماعی، همبستگی ملی و آمادگی عمومی به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد. از این منظر، حفظ درگیری در سطحی کنترل‌شده و پلکانی می‌تواند به کاهش این احساس و جلوگیری از فعال شدن کامل این ظرفیت‌ها کمک کند. 🔴از سوی دیگر، تداوم حملات محدود و پراکنده ممکن است با گذشت زمان، احتیاط‌های ضروری دوران بحران را در ذهن مردم، نیروهای عملیاتی و خانواده‌های آنان به امری فرسایشی و عادی تبدیل کند؛ پدیده‌ای که در ادبیات نظامی از آن با عنوان «عادی‌سازی تهدید» یاد می‌شود. هنگامی که تهدید عادی جلوه کند، احتمال کاهش حساسیت و پایبندی به برخی ملاحظات حفاظتی افزایش می‌یابد. 🔴همزمان، تداوم این وضعیت می‌تواند برای هر طرف درگیر فرصت مشاهده و تحلیل الگوهای رفتاری، زمان واکنش، جابه‌جایی‌ها و شیوه‌های تصمیم‌گیری طرف مقابل را فراهم کند. این موضوع در بسیاری از درگیری‌های مدرن، بخشی از فرایند شناخت میدان نبرد پیش از تصمیم‌گیری‌های بعدی تلقی می‌شود. 🔴به همین دلیل، مهم‌ترین خطا در چنین شرایطی، عادی‌انگاری است. حتی اگر شدت درگیری در مقاطعی کاهش یابد، رعایت اصول حفاظتی، انضباط عملیاتی و هوشیاری عمومی نباید کاهش پیدا کند؛ زیرا در هر بحران، حفظ آمادگی تا پایان تهدید، بخشی از بازدارندگی و مدیریت ریسک است. 🔻 @hossein_pak69
هدایت شده از خبرگزاری فارس
دقت حملات ایران، آمریکایی‌ها را به تحقیق واداشت 🔹دلیل حملات دقیق نیروهای مسلح ایران به مواضع دشمن آمریکایی در منطقه یکی از سوژه‌های گمانه‌زنی در رسانه‌های غربی طی روزهای گذشته بوده است. 🔹پایگاه محافظه‌کار نیوزمکس در گزارشی نوشته که حملات دقیق ایران مقام‌های آمریکایی را به انجام تحقیقات دربارۀ نحوۀ ردیابی نظامیان این کشور وادار کرده است. 🔹این پایگاه به نقل از یک مقام اطلاعاتی ادعا کرده که ایران ممکن است از فناوری‌های تبلیغات دیجیتال برای تعیین محل دقیق نیروهای آمریکایی در سراسر خاورمیانه استفاده کرده باشد. 🔹رویترز هم روز گزارش داده بود عالی‌ترین فرماندۀ آمریکایی در خاورمیانه به نیروها هشدار داده است که فعالیت تلفن‌های همراه‌شان به ایران در انتخاب اهداف کمک می‌کند و ممکن است به‌زودی به برخی از نیروهای مستقر دستور داده شود که تلفن‌های همراه خود را به‌طور کامل تحویل دهند. @Farsna - Link
🔴 جهان در آستانه «عصر سوم موشکی»؛ گسترش بی‌سابقه موشک‌های بالستیک 🔹️بلومبرگ: 🔺️ جهان در آستانه «عصر سوم موشکی» است و موشک‌های بالستیک متعارف با سرعتی بی‌سابقه در حال گسترش‌اند، در پی به‌کارگیری گسترده آن‌ها در جنگ‌های ایران و اوکراین. 🔺️ ایران از آغاز درگیری در پایان فوریه حدود ۲٬۰۰۰ موشک بالستیک شلیک کرده که خسارات گسترده‌ای در منطقه به بار آورده و ذخایر رهگیرهای کمیاب را فرسوده است. 🔺️ به گفته کارشناسان، کاهش هزینه و افزایش دقت موشک‌ها باعث شده کشورهای بیشتری بتوانند از فاصله دور تهدید نظامی و اقتصادی ایجاد کنند و اهرم فشار تازه‌ای به دست آورند — امری که آمریکا را وادار به بازنگری در آرایش نظامی و لجستیک خود کرده است. 🔺️ در واکنش، کره جنوبی موشک هیونمو-۵، ژاپن موشک تایپ ۲۵ با گلایدر هایپرسونیک، و شش کشور اروپایی برنامه‌ای برای ساخت موشکی با برد دست‌کم ۲٬۰۰۰ کیلومتر تا ۲۰۳۰ را دنبال می‌کنند. 🔺️ناتو ۵۰ میلیارد دلار به تسلیحات دوربرد اختصاص داده، بریتانیا نخستین موشک بالستیک خود در بیش از نیم قرن اخیر را می‌سازد و اوکراین نیز به‌زودی تولید انبوه موشک بالستیک داخلی را آغاز می‌کند. 🔺️ کارشناسان هشدار می‌دهند ترکیب پهپادهای ارزان برای اشباع پدافند با موشک‌های بالستیک سریع و پنهان‌کار، وضعیت تهاجمی و دفاعی را پیچیده‌تر از همیشه کرده است. به تعبیر تحلیلگر بلومبرگ، این عصر جدید معضل تازه‌ای نیافریده، بلکه معضلات موجود — مانند هزینه دفاع — را حادتر کرده است.
‌نامه سرگشاده به جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، و جناب آقای دکتر محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور ‌جناب آقای دکتر پزشکیان ‌جناب آقای دکتر عارف ‌سلام علیکم ‌امروز که دستور تدوین «راهبرد دوساله دولت» را صادر کرده‌اید، ضروری است یک واقعیت بنیادین در مرکز این راهبرد قرار گیرد: اقتصاد در شرایط جنگ، تحریم و محاصره اقتصادی را نمی‌توان با منطق اقتصاد معمول اداره کرد. ‌هدف اقتصاد در وضعیت عادی، رشد، افزایش بهره‌وری و بهبود شاخص‌های کلان است؛ اما در شرایط جنگی و اضطراری، اولویت نخست باید بقای جامعه، تداوم زندگی روزمره، تأمین نیازهای اساسی و حفظ پایداری اجتماعی باشد. هنگامی که جنگ و محاصره اقتصادی، تورم را تشدید کرده و قدرت خرید خانوارها را کاهش می‌دهد، دولت نمی‌تواند صرفاً به سیاست‌های متعارف اقتصادی، آزادسازی قیمت‌ها یا جراحی‌های پرهزینه اقتصادی تکیه کند. ‌در دو سال پیش‌رو، کشور بیش از هر چیز به یک اقتصاد تاب‌آور و حمایت‌محور نیاز دارد؛ اقتصادی که بتواند دسترسی همه اقشار، به‌ویژه طبقات کم‌درآمد و آسیب‌پذیر، به مواد غذایی، دارو، انرژی، مسکن و خدمات ضروری را تضمین کند. معیار موفقیت چنین اقتصادی فقط نرخ رشد یا تراز بودجه نیست؛ بلکه این است که هیچ خانواده‌ای از حداقل کالری لازم، داروی ضروری و نیازهای اولیه زندگی محروم نماند. ‌از اجرای سیاست‌هایی که به نام «جراحی اقتصادی» فشار اصلی را بر دوش حقوق‌بگیران، بازنشستگان، کارگران و اقشار کم‌درآمد می‌گذارد، پرهیز کنید. جامعه‌ای که هم‌زمان زیر فشار جنگ، تحریم، تورم و نااطمینانی قرار دارد، توان تحمل شوک‌های تازه قیمتی را ندارد. اصلاحات ساختاری لازم‌اند، اما زمان، ترتیب و شیوه اجرای آن‌ها باید تابع ضرورت حفظ انسجام اجتماعی باشد. ‌از طعنه‌ها و اتهام‌هایی چون «اقتصاد دولتی» یا «کمونیستی» نیز نهراسید. جیره‌بندی، کنترل قیمت کالاهای حیاتی، تضمین توزیع عادلانه و مداخله مستقیم دولت در تأمین نیازهای اساسی، مختص حکومت‌های کمونیستی نبوده است. ایالات متحده و بریتانیا نیز در دوران جنگ، برای حفظ قدرت ملی و تأمین عادلانه نیازهای مردم، نظام جیره‌بندی و کنترل مصرف را به اجرا گذاشتند. ‌دولت باید از هم‌اکنون سازوکاری شفاف، عادلانه و غیرتحقیرآمیز برای تضمین حداقل نیازهای خانوار طراحی کند. احیای یک نظام هوشمند تأمین کالاهای اساسی، تشکیل ذخایر راهبردی، نظارت مؤثر بر زنجیره توزیع، جلوگیری از احتکار، حمایت هدفمند از اقشار آسیب‌پذیر و تضمین حداقل کالری و پروتئین مورد نیاز هر فرد، باید در قلب راهبرد دوساله دولت قرار گیرد. ‌این سیاست به معنای کنار گذاشتن بازار نیست؛ بلکه به معنای پذیرش مسئولیت دولت در وضعیتی است که سازوکارهای عادی بازار دیگر قادر به تضمین امنیت غذایی و معیشتی همه شهروندان نیستند. در شرایط اضطراری، دولت باید آخرین و مطمئن‌ترین پناه مردم باشد، نه نهادی که هزینه بحران را به ضعیف‌ترین اقشار منتقل می‌کند. ‌راهبرد دوساله دولت را بر سه اصل بنا کنید: بقا، تداوم و پایداری. ‌تأمین نان، غذا، دارو و انرژی مردم را مقدم بر پروژه‌های نمایشی و اصلاحات پرخطر قرار دهید. اقتصاد جنگی پیش از آنکه برنامه‌ای برای افزایش قدرت دولت باشد، تعهدی برای حفاظت از زندگی، کرامت و امنیت مردم است. ‌امروز زمان جراحی‌های تازه نیست؛ زمان جلوگیری از فرسایش بدن نحیف جامعه است. ‌با احترام ‌حسین قتیب ‌یک معلم و شهروند ایرانی
🔶پیش از جنگ بعدی؛ ایران چگونه معماری دفاعی آمریکا را فرسوده می‌کند؟ ✍️ شمس الدین شریعتی مهم‌ترین تحول میدان در جنگ جاری میان ایران و امریکا، کاهش حاشیۀ امنیتی آمریکا در منطقه است. حفاظت از پایگاه‌ها، نیروها و زیرساخت‌های این کشور هر روز پرهزینه‌تر و دشوارتر می‌شود. راهبرد ایران را باید در همین چارچوب دید: تبدیل جنگ از رقابتی برای کسب پیروزی فوری، به فرایندی بلندمدت برای فرسایش توان دفاعی و عملیاتی طرف مقابل. برآوردهای تازه نشان می‌دهد موجودی رهگیرهای پاتریوت آمریکا نسبت به پیش از آغاز جنگ دست‌کم ۶۵ درصد کاهش یافته است. ذخیرۀ رهگیرهای تاد نیز، با وجود جایگزینی بخشی از مهمات مصرف‌شده، همچنان دست‌کم ۳۸ درصد کمتر از سطح پیش از جنگ برآورد می‌شود. این ارقام، همان‌گونه که تحولات میدانی نیز نشان می‌دهد، به معنای کاهش توان و احتمال رهگیری موشک‌ها و پهپادهای ایران است. در کنار فرسایش ذخایر رهگیر، آسیب‌پذیری پایگاه‌های آمریکا نیز، به‌ویژه پس از انهدام رادارهای شناسایی، آشکارتر شده است. بررسی تصاویر ماهواره‌ای از سوی واشنگتن‌پست در گزارش 17 اردیبهشت ماه 1405، آسیب یا انهدام دست‌کم ۲۲۸ سازه و تجهیز را در ۱۵ مرکز نظامی آمریکا در منطقه تأیید کرده است؛ تحولات دو ماه اخیر نیز نشان می‌دهد این آسیب‌پذیری نه تنها برطرف نشده، بلکه بیشتر نیز شده است. موشک‌های ایران آشیانه‌ها، انبارهای سوخت و ساختمان‌های اقامتی، تجهیزات راداری، ارتباطات ماهواره‌ای و اجزای سامانه‌های پاتریوت و تاد را هدف قرار می‌دهند. بررسی‌ها همچنین نشان داده است که بسیاری از حملات ایران از دقت و خسارت قابل‌توجهی برخوردار بوده‌اند. خسارت‌های واردشده، توان آمریکا برای ادامۀ عملیات هوایی علیه ایران را به‌شدت محدود کرده، هرچند آن را به‌طور کامل از میان نبرده است. تحول دوم، ارتقای چرخۀ اطلاعاتی ایران است. انتشار تصاویر دقیق از خسارت پایگاه‌های آمریکا و حمله به اهداف حساس نشان می‌دهد تهران به اطلاعات به‌روزتر و دقیق‌تری از تحرکات اخیر دشمن، محل تجهیزات، مراکز فرماندهی و تجمع نیروها دسترسی پیدا کرده است. حملات پهپادی به مراکز مرتبط با سیا از این جهت اهمیت ویژه‌ای دارد. رویترز گزارش داده است که دست‌کم دو مرکز سرّی سیا، یکی در عربستان و دیگری در شرق عراق، هدف قرار گرفته‌اند. این شواهد نشان می‌دهد فاصلۀ میان شناسایی هدف، اجرای حمله و ارزیابی خسارت کوتاه‌تر شده است. میدان برای ایران شفاف‌تر و پنهان‌کردن تجهیزات حساس برای آمریکا دشوارتر شده است. در چنین شرایطی، تفاوت اصلی میان دو طرف را باید در افق زمانی آن‌ها جست‌وجو کرد. آمریکا معمولاً می‌کوشد با موج‌های سنگین حملات هوایی، پرتابگرها، مراکز فرماندهی، تأسیسات موشکی و پهپادی و زیرساخت‌های ساحلی ایران را در مدت کوتاهی تخریب کند. اما ایران با یک طرح بلندمدت، الزاماً در پی نتیجۀ فوری نیست. تهران می‌کوشد در هر دور درگیری، بخشی از توان دفاعی و حضور منطقه‌ای آمریکا را کاهش دهد: یک رادار شناسایی کمتر، یک پایگاه تخلیه‌شده، تجهیزاتی که برای حفاظت از آن‌ها باید منابع بیشتری اختصاص یابد و فشار ناشی از قیمت بالای نفت که باید برای مدتی طولانی‌تر حفظ شود. از این زاویه، درگیری محدود برای ایران صرفاً یک رویارویی مقطعی نیست؛ مرحلۀ آماده‌سازی میدان برای جنگ گستردۀ بعدی است. اکنون که اسرائیل مستقیماً در حملات مشارکت ندارد و رادارهای شناسایی و رهگیری آمریکا آسیب جدی دیده‌اند، ایران فرصت بیشتری پیدا می‌کند فشار خود را بر معماری نظامی آمریکا در منطقه متمرکز کند؛ معماری‌ای که در جنگ تمام‌عیار بعدی، پشتیبان اصلی عملیات آمریکا و دفاع از اسرائیل خواهد بود. از همین زاویه می‌توان حملات پیش‌دستانۀ ایران به اردن را در تاریخ 7 مرداد 1405 فهمید. موفقیت این راهبرد فقط به توان اصابت موشک‌ها وابسته نیست؛ به توان مدیریت تصاعد نیز بستگی دارد. تهران باید به‌اندازۀ کافی هزینه تحمیل کند تا حضور آمریکا در منطقه فرسوده و توان عملیاتی آن محدود شود، اما نه به‌گونه‌ای که واشنگتن را به یک جنگ تمام عیارِ زود هنگام و استفادۀ گسترده‌تر از برتری تهاجمی خود سوق دهد. ایران در حال تبدیل زمان به سلاح است: واداشتن طرف مقابل به مصرف مهماتی که جایگزینی آن‌ها سال‌ها طول می‌کشد، افزایش آسیب‌پذیری پایگاه‌های نظامی با انهدام رادارهای شناسایی، بالا نگه‌داشتن بلندمدت قیمت نفت و افزایش دائمی هزینۀ حضور نظامی آمریکا در منطقه.
🔰میزگرد بررسی و نقد بر لبه تنهایی/۳ چرا اسرائیل در «بر لبه تنهایی» کمرنگ است؟ «تنهایی استراتژیک» منحصر به ایران است؟ 🔹️اهمیت کتاب نصر از نظر من این است که در قالب یک روایت تاریخی، مجموعه‌ای از معماهای امنیت و توسعه را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. معمولاً این‌گونه گفته می‌شود که اگر امنیت نداشته باشی، توسعه پیدا نمی‌کنی. اما من از زاویه دیگری به مسئله نگاه می‌کنم و می‌پرسم: چگونه می‌توان توسعه پیدا کرد، بدون آنکه امنیت دیگران یا حتی امنیت خود را به خطر انداخت؟ 🔸کرمی: به نظرم شاید مهم‌ترین نکته این باشد که نهایتاً درست است که استقلال‌خواهی ایران واقعاً قابل درک است. این استقلال‌خواهی لزوماً به معنای بیگانه‌ستیزی نیست که مثلاً بگوییم با گروگان‌گیری همراه است. همچنین، همان‌طور که دکتر فاضلی هم اشاره کردند، این استقلال‌خواهی لزوماً ایدئولوژیک نیست. این استقلال‌خواهی محصول یک تجربه تاریخی از مداخله خارجی، نفوذ خارجی و تحقیر بین‌المللی است. اما نکته مولف «بر لبه تنهایی» این است که این استقلال‌خواهی، چون سویه‌های نظامی پررنگی پیدا کرده، در حالی که به زعم او می‌توانست سویه‌های توسعه‌ای و اقتصادی جدی نیز داشته باشد، رفتن به سمت نظامی‌گری، درگیری‌های منطقه‌ای و دفاع رو به جلو، آن را با نوعی تناقض مواجه کرده است. خدمت شما عرض کنم، این روند میدان جنگ را از آن دفاع پیشتاز یا رو به جلو در غزه، فلسطین، لبنان و سوریه به داخل ایران کشانده و در واقع به ضد خود تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که مشکلات و محدودیت‌های آن را به ما نشان می‌دهد. 🔸فاضلی: اهمیت این کتاب در طرح کردن معماها و سؤال‌های پیچیده‌ای است که در بستری پیچیده، پیشِ روی ایران به‌عنوان یک موجودیت ژئوپلیتیک قرار دارد. ایرانی وجود دارد که صرف‌نظر از اینکه در آن شاه در قدرت باشد یا جمهوری اسلامی، با مشکلاتی مواجه است؛ از جمله مشکلات امنیتی. با شکل‌گیری جمهوری اسلامی، این مشکلات امنیتی بیشتر می‌شود؛ یعنی نوع رویکردها و حتی دوره‌ای که جمهوری اسلامی در آن ظهور می‌کند، باعث تشدید این مشکلات می‌شود. در بستری تاریخی که نصر آن را توضیح می‌دهد، برخی ایده‌ها نیز به‌عنوان راهبردهای کلان شکل می‌گیرند؛ از جمله دفاع رو به جلو، جنگیدن با دشمن در جهان عرب یا نفوذ در جهان عرب. اما نکته مهم کتاب، که به‌ویژه در سه فصل پایانی به آن پرداخته می‌شود، همان چیزی است که من در شش قسمت پادکستم آن را شرح دادم. در قسمت ششم، تقریباً نیمی از بحث را به سؤال‌هایی اختصاص دادم که خودِ کتاب پاسخی برای آن‌ها ارائه نمی‌دهد، اما آن‌ها را پیش می‌کشد و مطرح می‌کند. مثلاً؛ استدلال نصر این است که پس از آنکه ایران محور مقاومت را شکل داد، به‌ویژه پس از جنگ لبنان، این محور مقاومت به موفقیت‌های قابل‌توجهی دست یافت. جهان عرب دریافت که محوری از مقاومت شکل گرفته که ایران حامی آن است. در نتیجه، بخش بزرگی از جهان عرب احساس نگرانی کرد. 🔸صادقی‌زاده: به نظر من، مهم‌ترین نکته‌ای که شاید بتوان در این کتاب یافت و از آن بهره گرفت، تصحیح برداشت ما از مفهوم امنیت ملی است. اینکه خاستگاه برداشت ما از مفهوم امنیت چگونه باعث شده است امنیت را به‌صورت تک‌بعدی ببینیم و با این خوانش تک‌بعدی، بسیاری از منابع اجتماعی و اقتصادی خود را، به یک معنا، در لبه پرتگاه قرار دهیم تا سیاستی خاص را پیش ببریم و در یک حوزه مشخص به پیروزی برسیم. واقعیت این است که شکست در همه جبهه‌ها برای پیروزی در یک جبهه، در نهایت مساوی با شکست در همان جبهه است. زیرا اگر در جبهه‌های موازی شکست بخورید، حتی اگر در آن جبهه پیروز شده باشید، این پیروزی عملاً ناپایدار خواهد بود. همان‌گونه که کتاب نیز توضیح می‌دهد، ایران هلال شیعی‌ را که شکل داده بود، در نتیجه همین عدم تقارن و عدم توازن، در تحولات اخیر از دست داد. ibna.ir/x6J99 @ibna_official
🔰تحلیلی درباره جنگ ایران و رژیم صهیونیستی؛ افقی تازه در تاریخ معاصر 🔸اگر بتوان از دل این بحران، افقی متفاوت در سازمان سیاسی و اقتصادی جامعه گشود، آن‌گاه شاید بتوان گفت که این جنگ، صرفاً بر سر تعیین قدرت مسلط خاورمیانه نبوده است؛ بلکه به نقطه‌ای تبدیل شده که در آن امکان گسست از منطق سرمایه و آغاز افقی تازه در تاریخ معاصر پدیدار شده است. 🔸️مسئله اصلی برای ایران، صرف پیروزی یا شکست در میدان جنگ نیست. پرسش تعیین‌کننده این است که اگر ایران بتواند موقعیت برتر منطقه‌ای را به دست آورد، آیا صرفاً جای اسرائیل را در همان منطق موجود اشغال خواهد کرد یا امکان گشودن افقی متفاوت را نیز دارد؟ به باور من، پاسخ به این پرسش مشروط است. 🔸️اگر ایران تنها در سپهر سیاست باقی بماند و خود را صرفاً به‌عنوان قدرت مسلط منطقه بازتعریف کند، تفاوت ماهوی با دیگر دولت‌های سرمایه‌دار نخواهد داشت. در این صورت، حتی اگر نفوذ منطقه‌ای بیشتری به دست آورد، تنها به یکی دیگر از بازیگران فرماسیون سرمایه‌داری منطقه‌ای تبدیل خواهد شد؛ فرماسیونی که منطق بنیادین آن همچنان انباشت سرمایه، رقابت دولت‌ها و بازتولید مناسبات موجود است. 🔸 ایران تنها زمانی می‌تواند نقشی تاریخی ایفا کند که تقابل سیاسی را به سطح مناسبات مادی جامعه ارتقا دهد. زیرا ریشه بازتولید نظم سرمایه‌داری نه صرفاً در آرایش نیروهای سیاسی، بلکه در شیوه تولید، مالکیت و توزیع ثروت نهفته است. تا زمانی که این بنیان اقتصادی دست‌نخورده باقی بماند، هر دگرگونی سیاسی، دیر یا زود، در همان منطق پیشین استحاله خواهد شد. تاریخ بارها نشان داده است که تغییر دولت‌ها، بدون دگرگونی در مناسبات مادی، اغلب به بازتولید همان ساختارها در شکلی تازه می‌انجامد. ibna.ir/x6JgF @ibna_official
در راستای توسعه ادبیات علمی و راهبردی کشور: 📌 فراخوان انتشار مقالات علمی درباره «جنگ رمضان» در فصلنامه‌های پژوهشکده تحقیقات راهبردی ▫️پژوهشکده تحقیقات راهبردی با انتشار فراخوانی، از اساتید، پژوهشگران، دانشجویان و صاحب‌نظران دعوت می‌کند تا مقالات علمی خود را با محوریت «جنگ رمضان» برای انتشار در فصلنامه‌های تخصصی این پژوهشکده ارسال کنند. این فراخوان با هدف تبیین ابعاد مختلف جنگ رمضان در شش فصلنامه علمی منتشر شده است. 🌐 مطالعه متن کامل خبر ➖➖➖➖➖ 💠 پژوهشکده تحقیقات راهبردی 🆔 @csr_ir_official