رویای دستنیافتنی اروپای واحد
🔵اروپا سالها تلاش کرد خود را بهعنوان یک بلوک یکپارچه با مرزها، سیاستها و منافع مشترک معرفی کند؛ اتحادیهای که داعیه شکلگیری نوعی «قلمرو واحد» و حرکت به سمت یک هویت سیاسی مشترک را داشت.
🔵اما در عمل، هر بحران بزرگ شکافهای درونی این پروژه را آشکارتر کرده است. از اختلاف بر سر جنگ اوکراین و سیاستهای دفاعی گرفته تا نحوه تعامل با آمریکا و اکنون بحران مهاجرت باعث شده هر بار منافع ملی کشورهای عضو بر ادعای وحدت اروپایی غلبه کند.
🔵تازهترین نمونه این چنددستگی، تنش میان مادرید و رم بر سر موج ورود مهاجران به قلمرو اسپانیاست.
🔵ایتالیا، دولت اسپانیا را به سهلگیری در حفاظت از مرزهای خارجی اتحادیه متهم کرده و در مقابل، نخستوزیر اسپانیا تأکید کرده که اروپا امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد و همبستگی نیاز دارد.
🔵همین تقابل نشان میدهد که حتی در یکی از بنیادیترین مسائل اتحادیه، یعنی مدیریت مرزهای مشترک، اجماع واقعی وجود ندارد.
🔵این اختلافات در شرایطی رخ میدهد که با کاهش تعهدات امنیتی آمریکا و فاصله گرفتن دولت ترامپ از اروپا، فشار بر کشورهای اروپایی برای حل بحرانها بدون تکیه بر واشنگتن بیشتر شده است.
🔵در چنین شرایطی، اگر اروپا نتواند اختلافات داخلی خود را مدیریت کند، پروژه «اروپای واحد» بیش از گذشته با چالش روبهرو خواهد شد و شکافهای میان اعضا عمیقتر میشود.
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
رویای دستنیافتنی اروپای واحد 🔵اروپا سالها تلاش کرد خود را بهعنوان یک بلوک یکپارچه با مرزها، سیاس
الگوی دولت-ملتها چالش بزرگی بر سر راه امتگرایان است.
در طیف امتگرایان، یک دسته بنام امتگرایان توهمی وجود دارند؛ اینان عاملیت گروهکها و پایینتر، افراد درجه چندم منتسب ب جریان های اسلامگرا را هموزان با دولتها حساب کرده و این ارتباطها را نمونهی امتگرایی مینامند.
والاستریتژورنال: ایران ایده تازهای برای بازگشایی تنگه هرمز و لغو تحریمها ارائه کرده/ امارات برخلاف عربستان خواستار اقدام علیه ایران است
🔵به نوشته رسانه آمریکایی، در حالی که میانجیها در طرحی جدید برای بازگشایی تنگه هرمز پیشرفتهایی حاصل کردهاند و برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از ترامپ خواستهاند به جای حمله، مسیر گفتوگو با تهران را در پیش بگیرد، رئیسجمهور آمریکا از اجرای حملات جدید علیه ایران صرفنظر کرد.
🔵به گفته منابع آگاه، میانجیهای منطقهای در تلاش هستند آمریکا و ایران را به آتشبسی جدید سوق دهند. میانجیهای قطری روز شنبه پیشنهاد تازهای را برای بازگشایی تنگه هرمز به ایران ارائه کردند و دیپلماتهای ایرانی نسبت به آن واکنش مثبتی نشان دادند؛ موضوعی که امیدها به دستیابی به یک مصالحه را افزایش داده است.
🔵یک دیپلمات ایرانی نیز تأیید کرد که تهران نسبت به پیشنهاد ارائهشده از سوی میانجیها رویکردی مثبت داشته، هرچند هنوز مشخص نیست که ایران در نهایت با آن موافقت خواهد کرد یا خیر.
🔵بر اساس این پیشنهاد، الگوهای جدیدی برای عبور کشتیها از تنگه هرمز ایجاد خواهد شد؛ آبراهی که از شمال به ایران و از جنوب به عمان محدود میشود. ایران هفته گذشته تأکید کرده بود که باید دستکم بخشی از هر دو مسیر کشتیرانی در این تنگه را تحت کنترل داشته باشد.
🔵با این حال، هنوز مشخص نیست پیشنهاد جدید چگونه یکی از مهمترین نقاط اختلاف را حل میکند، یعنی خواسته ایران برای دریافت عوارض یا حق عبور از کشتیهایی که از این آبراه عبور میکنند؛ موضوعی که آمریکا به شدت با آن مخالفت کرده است.
🔵به گفته مقامهای منطقهای، دیپلماتهای ایرانی روز جمعه همچنین ایدههای تازهای برای بازگشایی این گذرگاه راهبردی و لغو تحریمهای نفتی علیه ایران ارائه کردهاند.
🔵تنها چند ساعت پیش از اعلام لغو حملات، «محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان سعودی، در تماس تلفنی با ترامپ از او خواست از طریق گفتوگو مانع تشدید تنشها در منطقه شود. این خبر را رسانههای رسمی عربستان و مقامهای سعودی تأیید کردهاند.
🔵در پشت پرده، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از آنچه نبود یک راهبرد روشن از سوی آمریکا در ادامه جنگ میدانند، ناراضی هستند. به گفته منابع آگاه، ادامه درگیریها موجب شده سرزمینهای این کشورها بارها هدف حملات ایران قرار گیرد.
🔵مقامهای آمریکایی نیز گفتهاند متحدان عرب واشنگتن در هفتههای اخیر درخواست سامانههای رهگیر پدافندی بیشتری کردهاند و خواستار تضمینهای مستمر درباره حفاظت نظامی آمریکا در صورت ادامه درگیریهای متقابل شدهاند.
🔵با این حال، همه کشورهای عربی خواهان کاهش تنش نیستند. برخی کشورها از جمله امارات متحده عربی در روزهای اخیر ترامپ را برای اتخاذ اقدامات قاطعتر علیه ایران تحت فشار قرار دادهاند.
🔵به گفته مقامهای ارشد کشورهای عربی، این کشورها معتقدند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تا زمانی که آمریکا تنش را افزایش ندهد، کنترل تنگه هرمز را در دست نگیرد و حتی عملیات زمینی را بررسی نکند، حاضر به مصالحه نخواهد شد.
🔵در مقابل، عربستان سعودی همواره از کاهش تنش حمایت کرده است. این کشور پیشتر نیز با تلاش نظامی آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز مخالفت کرده بود؛ اقدامی که به شکاف دیپلماتیک میان ریاض و واشنگتن انجامید. هرچند عربستان در نهایت از موضع خود عقبنشینی کرد، اما مقامهای آمریکایی گفته بودند آسیب واردشده به روابط دو کشور به آسانی جبران نخواهد شد.
🔵به گفته یک منبع آگاه، مقامهای اسرائیلی نیز دریافتهاند که ترامپ همچنان ترجیح میدهد به جای بازگشت به یک جنگ تمامعیار که هزینههای سنگینی برای کشورهای منطقه خواهد داشت، به توافقی با ایران دست یابد.
🔵نظرسنجیها نیز نشان میدهد جنگ با ایران در داخل آمریکا از محبوبیت بسیار پایینی برخوردار است و میتواند به شانس جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای ماه نوامبر آسیب بزند.
🔵یک دیپلمات ایرانی گفته است مقامهای تهران از آسیبپذیری سیاسی ترامپ آگاه هستند و در صورت لزوم تلاش خواهند کرد از آن بهرهبرداری کنند. به گفته او، اگر دیپلماسی شکست بخورد، سپاه پاسداران در حال بررسی انجام حملات پیشدستانه است؛ حتی اگر آمریکا ابتدا حملهای انجام ندهد.
🔵«دنی سیترینوویچ» مقام پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل و پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو، معتقد است اگرچه اسرائیل در آغاز جنگ توانست برخلاف هشدار کشورهای عربی، ترامپ را به آغاز عملیات نظامی متقاعد کند، اما اکنون شرایط تغییر کرده است.
🔵او گفت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس اکنون نفوذ بیشتری بر ترامپ دارند، در حالی که نفوذ نتانیاهو در حال کاهش است.
🔵سیترینوویچ افزود: همه میدانند اگر زیرساختهای ایران هدف حمله قرار گیرد، ایران نیز زیرساختهای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را هدف قرار خواهد داد. ایران این درک را بهویژه در میان کشورهای خلیج فارس ایجاد کرده که چنین اقدامی هزینه بسیار سنگینی خواهد داشت.
🆔@world_order
🔵معمای رابطه ایران و چین
🔸پاسخی به مغالطات در مورد امکان ارتقای سطح روابط ایران و چین
✍️مهدی خراتیان
در این مقاله تلاش شده تا به ۱۰ مورد از استدلالها و مغالطات مخالفان توسعه روابط ایران و چین پاسخ داده شود که شامل موارد زیر است:
۱. چین صرفا در نظم آمریکایی بازی میکند، قصدی برای ایستادگی جلوی ایالات متحده ندارد و لذا با ایران همکاری نمیکند.
۲. چین در تنشهای ژئوپولتیک هیچ دخالتی نمیکند، لذا از هر جایی که درآن جنگ در جریان باشد فرار میکند.
۳. روابط ایران و چین یه سقف خود رسیده و امکان توسعه همکاریها مطلقا وجود ندارد.
۴. چین قصدی برای سرمایه گذاری و کار با ایران ندارد.
۵. چین تمایلی برای میانجی گری در جنگ خاورمیانه ندارد.
۶. چین در نهایت اعراب را به ایران ترجیح میدهد، چون با آنها ارتباط اقتصادی گستردهتری دارد.
۷. چین رابطه با اسرائیل را به رابطه با ایران ترجیح میدهد.
۸. بستن تنگه هرمز چین را بیش از آمریکا آزار میدهد.
۹. چین هیچ کمک تسلیحاتی به ایران نمیکند.
۱۰. گسترش روابط با چین موجب وابستگی کامل ایران به چین و استعمار آن خواهد شد.
اینروزها و پس از حملات سنگین ایالات متحده به ایران، مساله امکان یا عدم امکان ارتقای رابطه راهبردی ایران و چین به یکی از محورهای مباحثات سیاستی در حلقه های فکری و اندیشکدهای جامعه ایران تبدیل شده است.
با وجود اشتراک منافع فراوان میان تهران و پکن، در حال حاضر در میان سیاستگذاران و سیاستپژوهان ایرانی کم نیستنند افرادی که تلاش برای تعمیق روابط ایران و چین را اتلاف وقت میدانند؛ این جریانها برای این ادعای خود دلایل متعددی را اقامه میکنند که در این مقاله قصد داریم به اهم آنها و دلایل بی اعتباری آنها بپردازیم.
۱. چین صرفا در نظم آمریکایی بازی میکند، قصدی برای ایستادگی جلوی ایالات متحده ندارد و لذا با ایران همکاری نمیکند.
یکی از انگارههای مسلط در تحلیلهای روابط بینالملل که نیازمند بازنگری جدی است، مبتنی بر این ادعاست که چین به دلیل رشد و نمو در بستر نظم بینالمللیِ قاعدهمند و ساختار آمریکامحور، فاقد اراده لازم برای تقابل با ایالات متحده است.
قائلان به این دیدگاه معتقدند پکن برای حفظ ثبات اقتصادی خود، هرگز آگاهانه وارد مسیر تخاصم باواشنگتن نخواهد شد و بر همین اساس، از برقراری پیوندهای راهبردی عمیق با کشورهایی نظیر ایران که در تضاد بنیادین با آمریکا قرار دارند، پرهیز میکند. با این حال، واکاوی واقعیتهای سیاسی و تغییرات ساختاری در کانونهای قدرت در چین و آمریکا، نشاندهنده بطلان این فرضیه و صورتبندی نظمی نوین است.
تحول در ساختار قدرت چین با روی کار آمدن شی جینپینگ، بهویژه در دوره سوم اقتدار وی، وارد مرحلهای بنیادین شد. در این مقطع، حزب کمونیست چین بهطور سیستماتیک از جریانهای غربگرا که در دوران هو جینتائو نفوذ قابلتوجهی داشتند، پاکسازی شد. این چرخش ایدئولوژیک و ساختاری، از همان ابتدا توسط دستگاههای امنیتی ایالات متحده رصد شد و بهتدریج رویکرد تهاجمی چین در اسناد راهبردی واشنگتن انعکاس یافت.
در دوران ریاستجمهوری جو بایدن، سند استراتژی امنیت ملی آمریکا به صراحت چین را به عنوان جدیترین چالشگر نظم موجود معرفی کرد. در مقدمه این سند تاکید شده است که چین تنها کشوری است که همزمان اراده و توان لازم برای بازتعریف نظم جهانی را داراست. بر این اساس، در نگاه واشنگتن، مسئله دیگر تنها «توانایی» چین نیست، بلکه «اراده» پکن برای به چالش کشیدن هژمونی آمریکا به رسمیت شناخته شده است؛ امری که دهه آینده را به دههای سرنوشتساز در رقابتهای استراتژیک بدل خواهد کرد.
این تهدیدانگاری محدود به یک جناح سیاسی در آمریکا نیست؛ چنانکه در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ نیز سند امنیت ملی ۲۰۱۷ صراحتاً بر مهار چین تاکید داشت و دکترین «ایندوپاسیفیک باز و آزاد» را به عنوان سدی در برابر نفوذ پکن مطرح کرد. حتی در اسناد مرتبط با افق ۲۰۲۵ نیز، علیرغم تفاوت در لحن، ردپای چین به عنوان تهدیدی مستقیم و غیرمستقیم برای اقتصاد و امنیت ملی آمریکا در جایجای متون راهبردی دیده میشود.
این اجماع فراجناحی در آمریکا، با تغییر رفتار سازمانهای بینالمللی نظیر ناتو نیز همراه شده است؛ به طوری که بیانیههای تند این پیمان نظامی در سال ۲۰۲۳ در قبال پکن، نشان از خروج بحث تقابل با چین از دایره رقابتهای دوجانبه و تبدیل شدن آن به یک چالش سیستماتیک برای ناتو دارد.
در حوزه سختافزاری، شواهد نشاندهنده گذار چین از بازدارندگی سنتی به سوی برتری نظامی است. تلاش برای دستیابی به ۱۵۵۰ کلاهک اتمی تا سال ۲۰۳۵، توسعه شتابان ناوگان هواپیمابر برای رقابت با نیروی دریایی آمریکا و آزمایش موفقیتآمیز موشکهای بالستیک قارهپیما از زیردریاییهای هستهای، همگی گویای این واقعیت است که پکن خود را برای تقابلی همهجانبه آماده میکند.
هدفگذاری برای تبدیل شدن به قدرت برتر جهان در سال ۲۰۴۹، تحت عنوان ایده «دو صد سالگی»، نشاندهنده یک برنامه مدون برای عبور از هژمونی فعلی غرب است.
اگرچه در داخل ایالات متحده در مورد نحوه برخورد با این پدیده تفاوتهایی وجود دارد — به گونهای که دولت بایدن بر ائتلافسازی و حفاظت از نظم قاعدهمند تاکید داشت و رویکرد ترامپ بیشتر معطوف به رئالیسم تدافعی و توازن قواست — اما اصل تقابل میان این دو قدرت، امری گریزناپذیر جلوه میکند. واشنگتن ممکن است در برخی حوزهها نفوذ چین را بپذیرد، اما قطعا اجازه تبدیل شدن آن به یک هژمون جهانی را نخواهد داد.
با در نظر گرفتن این فضا، این منطق که چین به خاطر ملاحظات واشنگتن از ایجاد پیوند راهبردی با ایران سر باز میزند، برداشتی کهنه و ناشی از عدم درک گذار در نظم بینالملل است. در واقع، در سایه این تقابل گریزناپذیر، همکاریهای راهبردی میان قدرتهای چالشگر هژمونی آمریکا، نه یک انتخاب فرعی، بلکه الزامی برآمده از تغییر توازن قوای جهانی است.
۲. چین در تنشهای ژئوپولتیک هیچ دخالتی نمیکند، لذا از هر جایی که درآن جنگ در جریان باشد فرار میکند.
بیطرفی اعلامی جمهوری خلق چین در نظام بینالملل، از منظر تحلیل سیاست خارجی، واجد خصلتی ذاتاً دوگانه است. پکن در سطح سیاست اعلامی (Declaratory Policy)، اصول پنجگانهٔ همزیستی مسالمتآمیز را بهمثابه گفتمان رسمی خود عرضه میکند و از هرگونه کنشی که تصویر آن را بهعنوان قدرتی مخرب در نظم مستقر جهانی به نمایش درآورد پرهیز مینماید.
این محافظهکاری گفتمانی، میراث مستقیم استراتژی «پنهان کردن توانمندیها و انتظار کشیدن» است که دنگ شیائوپینگ آن را در دوران گذار چین از یک قدرت درونگرا به بازیگری با بلندپروازی جهانی بنیان نهاد؛ اصلی که هرچند در گفتمان رسمی هنوز بازتولید میشود، اما در عمل بهتدریج جای خود را به رویکردی جسورانهتر داده است.
اما در عمل رفتار چین متفاوت است و چین به شکلی هوشمندانه شکاف نظاممند میان سیاست اعلامی و سیاست اعمالی (Operational Policy) خود را مدیریت کرده است. در سطح عملیاتی، چین رویکرد حفظ ظاهر تدافعی و پرهیز از رویارویی مستقیم را در کنار بهرهبرداری فعال از هر فرصت ساختاری برای گسترش عمق استراتژیک و تغییر تدریجی موازنهٔ قوا به نفع خود (بهویژه در ایندوپاسیفیک) دنبال میکند. حمایت همهجانبه اما حسابشدهٔ چین از فدراسیون روسیه پس از بحران اوکراین، نمونهٔ متعین این الگوست؛ رفتاری که از منظر تئوری موازنه، نه بازتاب همبستگی ایدئولوژیک، بلکه محاسبهای عقلانی برای جلوگیری از تضعیف کامل یک متحد کلیدی در برابر غرب است.
به بیان دیگر، پکن با درک این واقعیت که فروپاشی روسیه معادل از دست رفتن تنها بازیگر توانمند مقابل هژمونی آمریکاست، وارد فاز آگاهانهٔ «موازنهٔ نرم» (Soft Balancing) شده است — راهبردی که برخلاف موازنهٔ سخت (Hard Balancing)، فاقد تعهدات نظامی رسمی و اتحادهای علنی است، اما از طریق ابزارهای اقتصادی، نهادی و هنجاری، هزینهٔ اعمال قدرت یکجانبهٔ هژمون را افزایش میدهد.
مطالعهٔ موردی بحران اوکراین این الگو را بهروشنی آشکار میسازد. در حالی که پکن در مجامع بینالمللی، با تأکید مکرر بر منشور سازمان ملل و احترام به حاکمیت ملی، خود را در جایگاه میانجی معرفی میکند — از جمله از طریق طرح صلح دوازدهمادهای که بیشتر کارکرد نمادین و دیپلماسی عمومی دارد تا یک نقشهٔ راه عملیاتی برای پایان منازعه — واقعیتهای میدانی حکایت از یک مشارکت استراتژیک نانوشته دارد. در بعد اقتصادی و مالی، پس از اخراج روسیه از سیستم سوئیفت، افزایش بیسابقهٔ مبادلات تجاری دوجانبه (که در سال ۲۰۲۳ از مرز ۲۴۰ میلیارد دلار عبور کرد) و گسترش استفاده از سامانهٔ پرداخت یوآن (CIPS) بهعنوان جایگزین، عملاً مانع از فروپاشی اقتصاد جنگیِ تحتتحریم روسیه شده است.
در بعد فناورانه، شواهد پژوهشی حاکی از آن است که صادرات قطعات الکترونیکی، نیمههادیها، پهپادهای تجاری و ماشینآلات صنعتی چین به بازسازی زنجیرهٔ تأمین نظامی روسیه یاری رسانده است.
🔻به جهت ادامه مطالعهمتن کامل نوشته لطفا بر دکمه Instant View و یا لینک زیر فشار دهید.
https://telegra.ph/The-Puzzle-of-Iran-China-Relations-08-02
🔻پیوند به اصل مقاله:
https://virgool.io/@Kharratiyan/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%86%DB%8C%D9%86-mpgldb2kzzvs
https://substack.com/home/post/p-209056078
مسئله برای اسرائیل فقط «ایران هستهای» نیست؛ مسئله اصلی، «ایرانِ قادر» است. ایرانی که بتواند قدرت تولید کند، از انسجام سرزمینی و عمق راهبردی برخوردار باشد، توان موشکی خود را بازسازی کند، بر معادلات خلیج فارس اثر بگذارد و در برابر برتری نظامی اسرائیل نقشی موازنهگر ایفا کند. در چارچوب واقعگرایی تهاجمی، میتوان رفتار امروز اسرائیل را رفتار یک قدرت تجدیدنظرطلب منطقهای دانست؛ دولتی که امنیت را نه در پذیرش موازنه، بلکه در برهمزدن مستمر موازنه به سود خود جستوجو میکند. در این منطق، امنیت کالایی مشترک نیست که از طریق بازدارندگی متقابل حاصل شود؛ مزیتی انحصاری است که باید با محرومکردن دیگران از قدرت موازنهسازی حفظ شود.
این منطق صرفاً محصول دولت کنونی اسرائیل نیست، بلکه در لایههای مختلف دکترین امنیتی آن ریشه دارد. «دکترین بگین» بر جلوگیری پیشدستانه از دستیابی دولتهای متخاصم منطقه به ظرفیت هستهای استوار است؛ «کارزار میان جنگها» بر فرسایش دائمی توان نظامی دشمن پیش از رسیدن آن به نقطه بازدارندگی تأکید میکند؛ و «دکترین پیرامونی» نیز از دیرباز بر ایجاد رابطه با دولتهای غیرعرب، اقلیتها و بازیگران پیرامونی برای دورزدن قدرتهای رقیب منطقهای بنا شده است. حاصل ترکیب این سه منطق روشن است: دشمن نباید فقط در جنگ شکست بخورد، بلکه باید از امکان بازسازی قدرت خود نیز محروم شود.
از این منظر، برچیدن برنامه هستهای و موشکی ایران نه نقطه پایان، بلکه نخستین لایه یک راهبرد وسیعتر است. مواضع رسمی اسرائیل آشکارا از حذف دو تهدید هستهای و موشکی سخن گفتهاند و بنیامین نتانیاهو نیز تغییر یا سقوط نظام سیاسی ایران را، هرچند نه همیشه بهعنوان هدف رسمی، بهعنوان یکی از نتایج مطلوب عملیات نظامی مطرح کرده است. بنابراین هدف عملیاتی ممکن است انهدام سانتریفیوژها، مراکز تحقیقاتی، سامانههای پدافندی و زنجیره تولید موشک باشد، اما هدف راهبردی عمیقتر، شکستن قابلیت ایران برای تبدیل منابع مادی خود به قدرت ملی و بازدارندگی پایدار است.
در این قرائت، نقش آمریکا نیز فقط تأمین بمب، هواپیما و اطلاعات نیست. آمریکا ابزار تبدیل ضربه نظامی به فرسایش ظرفیت دولت است: انهدام زیرساختهای راهبردی، استمرار فشار اقتصادی، محدودکردن حاکمیت هوایی و دریایی، تضعیف زنجیره فرماندهی، ایجاد مناطق پرواز ممنوع و حمایت از بازیگران محلی رقیب دولت مرکزی. هدف آن است که ایران پس از پایان جنگ نیز نتواند بهسادگی اقتدار خود را بازسازی کند. تفاوت اصلی در همینجاست: مقصد نهایی، صرفاً «ونزوئلاییسازی» ایران نیست؛ یعنی باقیماندن یک دولت ضعیف، تحریمشده، اما یکپارچه که همچنان بر ارتش، نفت، مرزها و سرزمین خود کنترل دارد. سناریوی حداکثری، «لیبیاییسازی» ایران است؛ فروپاشی اقتدار مرکزی، تکثر مراکز مسلح قدرت، وابستگی هر منطقه به یک حامی خارجی و انتقال کنترل عملی منابع انرژی از دولت ملی به کنسرسیومهای خارجی و جنگسالاران محلی.
در افراطیترین صورتبندی این سناریو، ایران دیگر یک واحد ژئوپلیتیکی منسجم نخواهد بود، بلکه به موزاییکی از حوزههای نفوذ تبدیل میشود: منطقهای کردی در غرب، واحدی آذربایجانی در شمالغرب، حوزهای بلوچ در جنوبشرق، خوزستانی بازتعریفشده بهعنوان یک واحد عربی زیر نفوذ محور سعودی، و یک منطقه مرکزی محصور و فاقد دسترسی مؤثر به مرزها و منابع پیرامونی. در همین منطق میتوان تصور کرد که جزایر مورد مناقشه خلیج فارس به سود امارات از کنترل ایران خارج شوند و زیرساختهای نفتی جنوب نیز به جای دولت مرکزی، توسط شرکتهای غربی و قدرتهای محلی اداره شوند.
نهایت، هدف راهبردی را باید در سطحی فراتر از تغییر رژیم یا تخریب چند تأسیسات فهمید. هدف، جلوگیری از ظهور دوباره هر ایرانی است که بتواند به قطب موازنهگر در خاورمیانه تبدیل شود. امنیت اسرائیل، در این دستگاه فکری، با وجود یک ایران مستقل، منسجم و برخوردار از توان بازدارندگی سازگار نیست؛ بلکه در گرو تضعیف ساختاری پیرامون، تکثیر بازیگران کوچک و وابسته و یافتن متحدانی محلی در میان قطعات این موزاییک است. دکترین پیرامونی در چنین شرایطی از پیرامون مرزهای ایران به درون جغرافیای آن منتقل میشود: هر قطعه یک متحد بالقوه، هر شکاف اجتماعی یک اهرم نفوذ، و هر مرکز قدرت محلی مانعی در برابر بازسازی دولت ملی خواهد بود.
در این چشمانداز، ایران قرار نیست فقط شکست بخورد؛ قرار است امکان دوباره «ایرانشدن» را از دست بدهد
✍حسین قتیب
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
درس دشوار جنگ برای اردن؛ وابستگی به آمریکا هزینه دارد
🔵والاستریتژورنال نوشته برای بسیاری از مردم اردن، یک ماه گذشته با حملات روزانه موشکی و پهپادی ایران سپری شده اما بسیاری از آنها مقصر قرار گرفتن کشورشان در خط مقدم جنگ را نه ایران، بلکه ترامپ میدانند.
🔵اردن که فاقد منابع نفتی است و در میان قدرتهای بزرگ منطقه قرار گرفته، دهههاست برای امنیت خود به آمریکا تکیه کرده و سالانه تا دو میلیارد دلار کمک نظامی و اقتصادی از واشنگتن دریافت میکند.
🔵اکنون اما آمریکا بیش از هر زمان دیگری به همکاری امان نیاز دارد. فاصله بیشتر اردن از ایران و آمادگی این کشور برای در اختیار گذاشتن خاک خود به پنتاگون باعث شده است با طولانی شدن جنگ و کاهش نقش کویت و برخی دیگر از متحدان خلیج فارس، اهمیت راهبردی اردن افزایش یابد.
🔵با این حال، گسترش حضور نظامی آمریکا در پایگاههای اردن، هزینههای سنگینی نیز برای این کشور به همراه داشته، بهگونهای که اردن بیش از گذشته درگیر جنگی شده که اقتصادش را آسیب زده و احساس امنیت مردم را از بین برده است.
🔵تحلیلگران میگویند ایران با افزایش فشار نظامی تلاش دارد مخالفتهای داخلی با جنگ و همچنین حضور نظامی آمریکا در اردن را تشدید کند؛ راهبردی که ملک عبدالله دوم را در موقعیت دشواری قرار داده است.
🔵او بیش از بسیاری از متحدان منطقهای آمریکا به واشنگتن وابسته است، اما بخش بزرگی از مردم اردن، بهویژه جمعیت گسترده فلسطینیتبار این کشور، با سیاستهای آمریکا در خاورمیانه و حمایت آن از اسرائیل مخالف هستند.
🔵ایران تاکنون مناطق غیرنظامی اردن را هدف قرار نداده، اما در هفتههای اخیر آژیرهای خطر بارها در امان و دیگر مناطق کشور به صدا درآمده است.
🔵همین مسئله باعث شده بیش از ۳۰۰ نفر از نمایندگان سابق پارلمان، رهبران قبایل و فعالان مدنی اردن با انتشار نامهای خواستار خروج نیروهای آمریکایی از این کشور شوند.
🔵اردن سالها تلاش میکرد همکاری نزدیک نظامی و اطلاعاتی خود با آمریکا را کمرنگ جلوه دهد، اما اکنون نقش این کشور بیش از آن است که بتوان آن را پنهان کرد.
🔵پایگاه هوایی «موفق السلطی» و چندین پایگاه دیگر اردن میزبان جنگندههای آمریکایی، سامانههای پدافند هوایی و دیگر یگانهای نظامی مورد استفاده در عملیات علیه ایران هستند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
گزینههای آمریکا ته کشیده؟
🔵سیانان در خبری اختصاصی نوشته یک افسر ارشد سنتکام در ایمیلی خطاب به شمار زیادی از تحلیلگران نظامی نوشته که «ما به ایده نیاز داریم.»
🔵در این ایمیل که روز چهارشنبه ارسال شده آمده است: ما به دنبال راههای جدید، خلاقانه و غیرمتعارف برای اعمال فشار و مجازات ایران هستیم.
🔵به گفته مقامات نظامی، مطرح کردن چنین درخواست گستردهای از طریق ایمیل اقدامی غیرمعمول بوده و نشان میدهد گزینههای دولت ترامپ برای وادار کردن ایران به پذیرش توافقی مطابق خواسته واشنگتن محدود و از نظر سیاسی پرهزینه شده است.
🔵این مقام سنتکام امیدوار بوده از طریق این طوفان فکری، راهکاری متفاوت پیدا شود. منبع دوم نیز گفت سنتکام در حال بررسی همه گزینههاست و پذیرفته که باید در راهبرد خود بازنگری کند.
🔵این ایمیل پیش از آن ارسال شد که ترامپ تهدید به آغاز دور جدید حملات علیه ایران کرد؛ حملاتی که در نهایت پس از تماس و مداخله برخی مقامات منطقه، بهویژه ولیعهد عربستان سعودی که از او خواست تنشها را کاهش دهد، در آخر هفته لغو شدند.
🔵ترامپ همچنان در حال بررسی تشدید عملیات نظامی است، از جمله آغاز دوباره حملات سنگین به تأسیسات هستهای باقیمانده ایران که پیشتر مدعی شده بود در حملات تابستان گذشته «بهطور کامل نابود شدهاند».
🔵دو منبع آگاه گفتهاند ارتش آمریکا بهطور فعال در حال آمادهسازی طرح حمله به کوهکلنگ و دیگر سایتهای ایرانی است که تصور میشود مواد یا تجهیزات هستهای در آنها نگهداری میشود.
🔵با این حال، همین منابع تأکید کردهاند که حتی قدرتمندترین سلاحهای متعارف آمریکا نیز احتمالاً تأثیر تعیینکنندهای نخواهند داشت، زیرا این تأسیسات در اعماق زمین قرار دارند. برای نابودی کامل آنها، آمریکا احتمالاً به عملیات زمینی نیاز خواهد داشت؛ اقدامی بسیار پرریسک که ترامپ تاکنون حاضر به پذیرش آن نشده است، بهویژه در شرایطی که درباره میزان شفافیت دولت او در اعلام تلفات نظامیان آمریکایی نیز پرسشهایی مطرح است.
🔵یکی دیگر از منابع گفت ترامپ در حال بررسی حملاتی شبیه یک «نمایش آتشبازی» است؛ حملاتی نمادین که همان اهداف یا اهداف مشابه سال گذشته را هدف قرار دهد تا بتواند بدون تحقق یکی از اهداف اصلی خود، یعنی پایان دادن به برنامه هستهای ایران، با اعلام یک پیروزی نمادین از جنگ خارج شود.
🔵حتی چنین حملاتی نیز بعید است مسئله اصلی جنگ، یعنی ادعای ایران درباره حاکمیت و کنترل بر تنگه هرمز، را حل کند.
🔵یکی از منابع مطلع از مذاکرات اخیر برنامهریزی نظامی گفت: در نهایت رئیسجمهور به دنبال توافق خواهد بود، بنابراین دائماً به دنبال راهی است که هم فشار بیشتری وارد کند و هم از این جنگ خارج شود. وقتی گزینههای متعارف رو به پایان است، به ذهنهای خلاق نیاز دارید.
🔵سیا و آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا اخیراً ارزیابی کردهاند که بمبارانهای فعلی آمریکا بعید است موضع ایران در مذاکرات را تغییر دهد.
🔵طی ماههای گذشته گزینههای مختلف برای تشدید جنگ بارها به ترامپ ارائه شده و تجهیزات نظامی بیشتری نیز به منطقه اعزام شدهاند. یکی از طرحهای سنتکام شامل بمباران سنگین یک تا دو هفتهای برای نابودی توان موشکی ایران است.
🔵با این حال، ترامپ تاکنون از اجرای این طرح خودداری کرده است. بخشی از این تردید به نگرانیهای فرماندهان درباره کاهش ذخایر سامانههای رهگیر پدافند هوایی بازمیگردد. همچنین برخی مقامات هشدار دادهاند که حمله به زیرساختهایی مانند پلها و تأسیسات آبشیرینکن میتواند تلفات غیرنظامیان را بهشدت افزایش دهد.
🔵گزینه دیگر، اعزام نیروهای زمینی آمریکا است؛ تهدیدی که ترامپ بارها در قالب اشغال جزیره راهبردی خارک یا خارج کردن ذخایر اورانیوم با غنای بالا از ایران مطرح کرده است. اما چنین اقدامی با یکی از وعدههای اصلی او به حامیان جنبش «ماگا» در تضاد خواهد بود؛ وعدهای که در کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ داده بود: «من شما را برای جنگیدن و کشته شدن در جنگهای احمقانه و بیپایان خارجی اعزام نخواهم کرد.»
🔵در مقابل، ترامپ میتواند وضعیت فعلی را بپذیرد؛ یعنی ادامه چرخه حملات و ضدحملات میان ایران و آمریکا که احتمالاً به کشته شدن نظامیان آمریکایی بیشتر و تداوم ناامنی در تنگه هرمز منجر خواهد شد؛ وضعیتی که یادآور همان «جنگهای بیپایان» است که او همواره از آنها انتقاد کرده است.
🔵ترامپ روز جمعه در نشست کابینه، در پاسخ به پرسشی درباره پایان جنگ گفت: فکر میکنم فقط میخواهیم پیروز شویم. ما ضربات بسیار سختی به آنها وارد خواهیم کرد و در نهایت به جایی میرسند که بگویند دیگر نمیتوانیم تحمل کنیم.