هدفگذاری برای تبدیل شدن به قدرت برتر جهان در سال ۲۰۴۹، تحت عنوان ایده «دو صد سالگی»، نشاندهنده یک برنامه مدون برای عبور از هژمونی فعلی غرب است.
اگرچه در داخل ایالات متحده در مورد نحوه برخورد با این پدیده تفاوتهایی وجود دارد — به گونهای که دولت بایدن بر ائتلافسازی و حفاظت از نظم قاعدهمند تاکید داشت و رویکرد ترامپ بیشتر معطوف به رئالیسم تدافعی و توازن قواست — اما اصل تقابل میان این دو قدرت، امری گریزناپذیر جلوه میکند. واشنگتن ممکن است در برخی حوزهها نفوذ چین را بپذیرد، اما قطعا اجازه تبدیل شدن آن به یک هژمون جهانی را نخواهد داد.
با در نظر گرفتن این فضا، این منطق که چین به خاطر ملاحظات واشنگتن از ایجاد پیوند راهبردی با ایران سر باز میزند، برداشتی کهنه و ناشی از عدم درک گذار در نظم بینالملل است. در واقع، در سایه این تقابل گریزناپذیر، همکاریهای راهبردی میان قدرتهای چالشگر هژمونی آمریکا، نه یک انتخاب فرعی، بلکه الزامی برآمده از تغییر توازن قوای جهانی است.
۲. چین در تنشهای ژئوپولتیک هیچ دخالتی نمیکند، لذا از هر جایی که درآن جنگ در جریان باشد فرار میکند.
بیطرفی اعلامی جمهوری خلق چین در نظام بینالملل، از منظر تحلیل سیاست خارجی، واجد خصلتی ذاتاً دوگانه است. پکن در سطح سیاست اعلامی (Declaratory Policy)، اصول پنجگانهٔ همزیستی مسالمتآمیز را بهمثابه گفتمان رسمی خود عرضه میکند و از هرگونه کنشی که تصویر آن را بهعنوان قدرتی مخرب در نظم مستقر جهانی به نمایش درآورد پرهیز مینماید.
این محافظهکاری گفتمانی، میراث مستقیم استراتژی «پنهان کردن توانمندیها و انتظار کشیدن» است که دنگ شیائوپینگ آن را در دوران گذار چین از یک قدرت درونگرا به بازیگری با بلندپروازی جهانی بنیان نهاد؛ اصلی که هرچند در گفتمان رسمی هنوز بازتولید میشود، اما در عمل بهتدریج جای خود را به رویکردی جسورانهتر داده است.
اما در عمل رفتار چین متفاوت است و چین به شکلی هوشمندانه شکاف نظاممند میان سیاست اعلامی و سیاست اعمالی (Operational Policy) خود را مدیریت کرده است. در سطح عملیاتی، چین رویکرد حفظ ظاهر تدافعی و پرهیز از رویارویی مستقیم را در کنار بهرهبرداری فعال از هر فرصت ساختاری برای گسترش عمق استراتژیک و تغییر تدریجی موازنهٔ قوا به نفع خود (بهویژه در ایندوپاسیفیک) دنبال میکند. حمایت همهجانبه اما حسابشدهٔ چین از فدراسیون روسیه پس از بحران اوکراین، نمونهٔ متعین این الگوست؛ رفتاری که از منظر تئوری موازنه، نه بازتاب همبستگی ایدئولوژیک، بلکه محاسبهای عقلانی برای جلوگیری از تضعیف کامل یک متحد کلیدی در برابر غرب است.
به بیان دیگر، پکن با درک این واقعیت که فروپاشی روسیه معادل از دست رفتن تنها بازیگر توانمند مقابل هژمونی آمریکاست، وارد فاز آگاهانهٔ «موازنهٔ نرم» (Soft Balancing) شده است — راهبردی که برخلاف موازنهٔ سخت (Hard Balancing)، فاقد تعهدات نظامی رسمی و اتحادهای علنی است، اما از طریق ابزارهای اقتصادی، نهادی و هنجاری، هزینهٔ اعمال قدرت یکجانبهٔ هژمون را افزایش میدهد.
مطالعهٔ موردی بحران اوکراین این الگو را بهروشنی آشکار میسازد. در حالی که پکن در مجامع بینالمللی، با تأکید مکرر بر منشور سازمان ملل و احترام به حاکمیت ملی، خود را در جایگاه میانجی معرفی میکند — از جمله از طریق طرح صلح دوازدهمادهای که بیشتر کارکرد نمادین و دیپلماسی عمومی دارد تا یک نقشهٔ راه عملیاتی برای پایان منازعه — واقعیتهای میدانی حکایت از یک مشارکت استراتژیک نانوشته دارد. در بعد اقتصادی و مالی، پس از اخراج روسیه از سیستم سوئیفت، افزایش بیسابقهٔ مبادلات تجاری دوجانبه (که در سال ۲۰۲۳ از مرز ۲۴۰ میلیارد دلار عبور کرد) و گسترش استفاده از سامانهٔ پرداخت یوآن (CIPS) بهعنوان جایگزین، عملاً مانع از فروپاشی اقتصاد جنگیِ تحتتحریم روسیه شده است.
در بعد فناورانه، شواهد پژوهشی حاکی از آن است که صادرات قطعات الکترونیکی، نیمههادیها، پهپادهای تجاری و ماشینآلات صنعتی چین به بازسازی زنجیرهٔ تأمین نظامی روسیه یاری رسانده است.
🔻به جهت ادامه مطالعهمتن کامل نوشته لطفا بر دکمه Instant View و یا لینک زیر فشار دهید.
https://telegra.ph/The-Puzzle-of-Iran-China-Relations-08-02
🔻پیوند به اصل مقاله:
https://virgool.io/@Kharratiyan/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%86%DB%8C%D9%86-mpgldb2kzzvs
https://substack.com/home/post/p-209056078
مسئله برای اسرائیل فقط «ایران هستهای» نیست؛ مسئله اصلی، «ایرانِ قادر» است. ایرانی که بتواند قدرت تولید کند، از انسجام سرزمینی و عمق راهبردی برخوردار باشد، توان موشکی خود را بازسازی کند، بر معادلات خلیج فارس اثر بگذارد و در برابر برتری نظامی اسرائیل نقشی موازنهگر ایفا کند. در چارچوب واقعگرایی تهاجمی، میتوان رفتار امروز اسرائیل را رفتار یک قدرت تجدیدنظرطلب منطقهای دانست؛ دولتی که امنیت را نه در پذیرش موازنه، بلکه در برهمزدن مستمر موازنه به سود خود جستوجو میکند. در این منطق، امنیت کالایی مشترک نیست که از طریق بازدارندگی متقابل حاصل شود؛ مزیتی انحصاری است که باید با محرومکردن دیگران از قدرت موازنهسازی حفظ شود.
این منطق صرفاً محصول دولت کنونی اسرائیل نیست، بلکه در لایههای مختلف دکترین امنیتی آن ریشه دارد. «دکترین بگین» بر جلوگیری پیشدستانه از دستیابی دولتهای متخاصم منطقه به ظرفیت هستهای استوار است؛ «کارزار میان جنگها» بر فرسایش دائمی توان نظامی دشمن پیش از رسیدن آن به نقطه بازدارندگی تأکید میکند؛ و «دکترین پیرامونی» نیز از دیرباز بر ایجاد رابطه با دولتهای غیرعرب، اقلیتها و بازیگران پیرامونی برای دورزدن قدرتهای رقیب منطقهای بنا شده است. حاصل ترکیب این سه منطق روشن است: دشمن نباید فقط در جنگ شکست بخورد، بلکه باید از امکان بازسازی قدرت خود نیز محروم شود.
از این منظر، برچیدن برنامه هستهای و موشکی ایران نه نقطه پایان، بلکه نخستین لایه یک راهبرد وسیعتر است. مواضع رسمی اسرائیل آشکارا از حذف دو تهدید هستهای و موشکی سخن گفتهاند و بنیامین نتانیاهو نیز تغییر یا سقوط نظام سیاسی ایران را، هرچند نه همیشه بهعنوان هدف رسمی، بهعنوان یکی از نتایج مطلوب عملیات نظامی مطرح کرده است. بنابراین هدف عملیاتی ممکن است انهدام سانتریفیوژها، مراکز تحقیقاتی، سامانههای پدافندی و زنجیره تولید موشک باشد، اما هدف راهبردی عمیقتر، شکستن قابلیت ایران برای تبدیل منابع مادی خود به قدرت ملی و بازدارندگی پایدار است.
در این قرائت، نقش آمریکا نیز فقط تأمین بمب، هواپیما و اطلاعات نیست. آمریکا ابزار تبدیل ضربه نظامی به فرسایش ظرفیت دولت است: انهدام زیرساختهای راهبردی، استمرار فشار اقتصادی، محدودکردن حاکمیت هوایی و دریایی، تضعیف زنجیره فرماندهی، ایجاد مناطق پرواز ممنوع و حمایت از بازیگران محلی رقیب دولت مرکزی. هدف آن است که ایران پس از پایان جنگ نیز نتواند بهسادگی اقتدار خود را بازسازی کند. تفاوت اصلی در همینجاست: مقصد نهایی، صرفاً «ونزوئلاییسازی» ایران نیست؛ یعنی باقیماندن یک دولت ضعیف، تحریمشده، اما یکپارچه که همچنان بر ارتش، نفت، مرزها و سرزمین خود کنترل دارد. سناریوی حداکثری، «لیبیاییسازی» ایران است؛ فروپاشی اقتدار مرکزی، تکثر مراکز مسلح قدرت، وابستگی هر منطقه به یک حامی خارجی و انتقال کنترل عملی منابع انرژی از دولت ملی به کنسرسیومهای خارجی و جنگسالاران محلی.
در افراطیترین صورتبندی این سناریو، ایران دیگر یک واحد ژئوپلیتیکی منسجم نخواهد بود، بلکه به موزاییکی از حوزههای نفوذ تبدیل میشود: منطقهای کردی در غرب، واحدی آذربایجانی در شمالغرب، حوزهای بلوچ در جنوبشرق، خوزستانی بازتعریفشده بهعنوان یک واحد عربی زیر نفوذ محور سعودی، و یک منطقه مرکزی محصور و فاقد دسترسی مؤثر به مرزها و منابع پیرامونی. در همین منطق میتوان تصور کرد که جزایر مورد مناقشه خلیج فارس به سود امارات از کنترل ایران خارج شوند و زیرساختهای نفتی جنوب نیز به جای دولت مرکزی، توسط شرکتهای غربی و قدرتهای محلی اداره شوند.
نهایت، هدف راهبردی را باید در سطحی فراتر از تغییر رژیم یا تخریب چند تأسیسات فهمید. هدف، جلوگیری از ظهور دوباره هر ایرانی است که بتواند به قطب موازنهگر در خاورمیانه تبدیل شود. امنیت اسرائیل، در این دستگاه فکری، با وجود یک ایران مستقل، منسجم و برخوردار از توان بازدارندگی سازگار نیست؛ بلکه در گرو تضعیف ساختاری پیرامون، تکثیر بازیگران کوچک و وابسته و یافتن متحدانی محلی در میان قطعات این موزاییک است. دکترین پیرامونی در چنین شرایطی از پیرامون مرزهای ایران به درون جغرافیای آن منتقل میشود: هر قطعه یک متحد بالقوه، هر شکاف اجتماعی یک اهرم نفوذ، و هر مرکز قدرت محلی مانعی در برابر بازسازی دولت ملی خواهد بود.
در این چشمانداز، ایران قرار نیست فقط شکست بخورد؛ قرار است امکان دوباره «ایرانشدن» را از دست بدهد
✍حسین قتیب
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
درس دشوار جنگ برای اردن؛ وابستگی به آمریکا هزینه دارد
🔵والاستریتژورنال نوشته برای بسیاری از مردم اردن، یک ماه گذشته با حملات روزانه موشکی و پهپادی ایران سپری شده اما بسیاری از آنها مقصر قرار گرفتن کشورشان در خط مقدم جنگ را نه ایران، بلکه ترامپ میدانند.
🔵اردن که فاقد منابع نفتی است و در میان قدرتهای بزرگ منطقه قرار گرفته، دهههاست برای امنیت خود به آمریکا تکیه کرده و سالانه تا دو میلیارد دلار کمک نظامی و اقتصادی از واشنگتن دریافت میکند.
🔵اکنون اما آمریکا بیش از هر زمان دیگری به همکاری امان نیاز دارد. فاصله بیشتر اردن از ایران و آمادگی این کشور برای در اختیار گذاشتن خاک خود به پنتاگون باعث شده است با طولانی شدن جنگ و کاهش نقش کویت و برخی دیگر از متحدان خلیج فارس، اهمیت راهبردی اردن افزایش یابد.
🔵با این حال، گسترش حضور نظامی آمریکا در پایگاههای اردن، هزینههای سنگینی نیز برای این کشور به همراه داشته، بهگونهای که اردن بیش از گذشته درگیر جنگی شده که اقتصادش را آسیب زده و احساس امنیت مردم را از بین برده است.
🔵تحلیلگران میگویند ایران با افزایش فشار نظامی تلاش دارد مخالفتهای داخلی با جنگ و همچنین حضور نظامی آمریکا در اردن را تشدید کند؛ راهبردی که ملک عبدالله دوم را در موقعیت دشواری قرار داده است.
🔵او بیش از بسیاری از متحدان منطقهای آمریکا به واشنگتن وابسته است، اما بخش بزرگی از مردم اردن، بهویژه جمعیت گسترده فلسطینیتبار این کشور، با سیاستهای آمریکا در خاورمیانه و حمایت آن از اسرائیل مخالف هستند.
🔵ایران تاکنون مناطق غیرنظامی اردن را هدف قرار نداده، اما در هفتههای اخیر آژیرهای خطر بارها در امان و دیگر مناطق کشور به صدا درآمده است.
🔵همین مسئله باعث شده بیش از ۳۰۰ نفر از نمایندگان سابق پارلمان، رهبران قبایل و فعالان مدنی اردن با انتشار نامهای خواستار خروج نیروهای آمریکایی از این کشور شوند.
🔵اردن سالها تلاش میکرد همکاری نزدیک نظامی و اطلاعاتی خود با آمریکا را کمرنگ جلوه دهد، اما اکنون نقش این کشور بیش از آن است که بتوان آن را پنهان کرد.
🔵پایگاه هوایی «موفق السلطی» و چندین پایگاه دیگر اردن میزبان جنگندههای آمریکایی، سامانههای پدافند هوایی و دیگر یگانهای نظامی مورد استفاده در عملیات علیه ایران هستند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
گزینههای آمریکا ته کشیده؟
🔵سیانان در خبری اختصاصی نوشته یک افسر ارشد سنتکام در ایمیلی خطاب به شمار زیادی از تحلیلگران نظامی نوشته که «ما به ایده نیاز داریم.»
🔵در این ایمیل که روز چهارشنبه ارسال شده آمده است: ما به دنبال راههای جدید، خلاقانه و غیرمتعارف برای اعمال فشار و مجازات ایران هستیم.
🔵به گفته مقامات نظامی، مطرح کردن چنین درخواست گستردهای از طریق ایمیل اقدامی غیرمعمول بوده و نشان میدهد گزینههای دولت ترامپ برای وادار کردن ایران به پذیرش توافقی مطابق خواسته واشنگتن محدود و از نظر سیاسی پرهزینه شده است.
🔵این مقام سنتکام امیدوار بوده از طریق این طوفان فکری، راهکاری متفاوت پیدا شود. منبع دوم نیز گفت سنتکام در حال بررسی همه گزینههاست و پذیرفته که باید در راهبرد خود بازنگری کند.
🔵این ایمیل پیش از آن ارسال شد که ترامپ تهدید به آغاز دور جدید حملات علیه ایران کرد؛ حملاتی که در نهایت پس از تماس و مداخله برخی مقامات منطقه، بهویژه ولیعهد عربستان سعودی که از او خواست تنشها را کاهش دهد، در آخر هفته لغو شدند.
🔵ترامپ همچنان در حال بررسی تشدید عملیات نظامی است، از جمله آغاز دوباره حملات سنگین به تأسیسات هستهای باقیمانده ایران که پیشتر مدعی شده بود در حملات تابستان گذشته «بهطور کامل نابود شدهاند».
🔵دو منبع آگاه گفتهاند ارتش آمریکا بهطور فعال در حال آمادهسازی طرح حمله به کوهکلنگ و دیگر سایتهای ایرانی است که تصور میشود مواد یا تجهیزات هستهای در آنها نگهداری میشود.
🔵با این حال، همین منابع تأکید کردهاند که حتی قدرتمندترین سلاحهای متعارف آمریکا نیز احتمالاً تأثیر تعیینکنندهای نخواهند داشت، زیرا این تأسیسات در اعماق زمین قرار دارند. برای نابودی کامل آنها، آمریکا احتمالاً به عملیات زمینی نیاز خواهد داشت؛ اقدامی بسیار پرریسک که ترامپ تاکنون حاضر به پذیرش آن نشده است، بهویژه در شرایطی که درباره میزان شفافیت دولت او در اعلام تلفات نظامیان آمریکایی نیز پرسشهایی مطرح است.
🔵یکی دیگر از منابع گفت ترامپ در حال بررسی حملاتی شبیه یک «نمایش آتشبازی» است؛ حملاتی نمادین که همان اهداف یا اهداف مشابه سال گذشته را هدف قرار دهد تا بتواند بدون تحقق یکی از اهداف اصلی خود، یعنی پایان دادن به برنامه هستهای ایران، با اعلام یک پیروزی نمادین از جنگ خارج شود.
🔵حتی چنین حملاتی نیز بعید است مسئله اصلی جنگ، یعنی ادعای ایران درباره حاکمیت و کنترل بر تنگه هرمز، را حل کند.
🔵یکی از منابع مطلع از مذاکرات اخیر برنامهریزی نظامی گفت: در نهایت رئیسجمهور به دنبال توافق خواهد بود، بنابراین دائماً به دنبال راهی است که هم فشار بیشتری وارد کند و هم از این جنگ خارج شود. وقتی گزینههای متعارف رو به پایان است، به ذهنهای خلاق نیاز دارید.
🔵سیا و آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا اخیراً ارزیابی کردهاند که بمبارانهای فعلی آمریکا بعید است موضع ایران در مذاکرات را تغییر دهد.
🔵طی ماههای گذشته گزینههای مختلف برای تشدید جنگ بارها به ترامپ ارائه شده و تجهیزات نظامی بیشتری نیز به منطقه اعزام شدهاند. یکی از طرحهای سنتکام شامل بمباران سنگین یک تا دو هفتهای برای نابودی توان موشکی ایران است.
🔵با این حال، ترامپ تاکنون از اجرای این طرح خودداری کرده است. بخشی از این تردید به نگرانیهای فرماندهان درباره کاهش ذخایر سامانههای رهگیر پدافند هوایی بازمیگردد. همچنین برخی مقامات هشدار دادهاند که حمله به زیرساختهایی مانند پلها و تأسیسات آبشیرینکن میتواند تلفات غیرنظامیان را بهشدت افزایش دهد.
🔵گزینه دیگر، اعزام نیروهای زمینی آمریکا است؛ تهدیدی که ترامپ بارها در قالب اشغال جزیره راهبردی خارک یا خارج کردن ذخایر اورانیوم با غنای بالا از ایران مطرح کرده است. اما چنین اقدامی با یکی از وعدههای اصلی او به حامیان جنبش «ماگا» در تضاد خواهد بود؛ وعدهای که در کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ داده بود: «من شما را برای جنگیدن و کشته شدن در جنگهای احمقانه و بیپایان خارجی اعزام نخواهم کرد.»
🔵در مقابل، ترامپ میتواند وضعیت فعلی را بپذیرد؛ یعنی ادامه چرخه حملات و ضدحملات میان ایران و آمریکا که احتمالاً به کشته شدن نظامیان آمریکایی بیشتر و تداوم ناامنی در تنگه هرمز منجر خواهد شد؛ وضعیتی که یادآور همان «جنگهای بیپایان» است که او همواره از آنها انتقاد کرده است.
🔵ترامپ روز جمعه در نشست کابینه، در پاسخ به پرسشی درباره پایان جنگ گفت: فکر میکنم فقط میخواهیم پیروز شویم. ما ضربات بسیار سختی به آنها وارد خواهیم کرد و در نهایت به جایی میرسند که بگویند دیگر نمیتوانیم تحمل کنیم.
توافق نفتی آنکارا-بغداد برای انتقال نفت کرکوک به جیحان و چند نکته
🔹روز شنبه آلپ ارسلان بایراکتار وزیر انرژی ترکیه از توافق یکساله با همتای عراقی خود برای انتقال نفت از کرکوک به جیحان خبر داد. بر اساس این توافق، ظرفیت انتقال روزانه ۷۵۰ هزار بشکه نفت برای عراق در نظر گرفته شده تا دو کشور در این مدت درباره یک قرارداد جامع و بلندمدت جدید مذاکره کنند.
اصل ماجرا چیست؟
🔹خط لوله کرکوک–جیحان از دهه ۱۹۷۰ فعال بوده و سالها یکی از مهمترین مسیرهای صادرات نفت عراق به دریای مدیترانه محسوب میشود.
همچنین عدد ۷۵۰ هزار بشکه در روز به معنای حجم فعلی انتقال نفت نیست، بلکه ظرفیتی است که در توافق جدید برای این مسیر در نظر گرفته شده است.
🔹در حال حاضر، روزانه حدود ۱۷۰ تا ۲۰۰ هزار بشکه نفت از مسیر کرکوک–جیحان منتقل میشود. این در حالی است که ظرفیت نهایی این خط لوله حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز برآورد میشود.
چرا توافق فقط یکساله است؟
🔹توافق اولیه خط لوله کرکوک–جیحان در سال ۱۹۷۳ امضا شد و در دهههای بعد چندین بار اصلاح و هر ۱۵ سال تمدید شد. آخرین تمدید در سال ۲۰۱۰ انجام گرفت و اعتبار آن در ژوئیه ۲۰۲۶ به پایان رسید. به همین دلیل بغداد و آنکارا برای جلوگیری از ایجاد وقفه در صادرات نفت، یک توافق موقت یکساله امضا کردهاند تا در این مدت درباره یک قرارداد بلندمدت جدید مذاکره کنند.
🔹در مذاکرات پیشرو، موضوعاتی مانند تعرفه ترانزیت، حجم انتقال نفت، توسعه خط لوله و چارچوب همکاریهای بلندمدت انرژی میان دو کشور تعیین خواهد شد.
هدف نهایی ترکیه از توافق نفتی چیست؟
🔹ترکیه علاوه بر انتقال نفت کرکوک، به دنبال انتقال نفت از جنوب عراق و همچنین نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس است. زیرا اولاً حق ترانزیتش افزایش می یابد و دوماً به راهبرد این کشور برای تبدیل شدن به هاب انرژی منطقه کمک قابل توجهی خواهد کرد.
🔵چین از منافع و حقوق خودش بی سرو صدا ولی به طور قاطع ومحکم دفاع میکند.
@NuryVittachi:
چین و پاناما دوباره رابطه دوستانهای برقرار کردهاند، اما این توافق پشت درهای بسته انجام شده و به همین دلیل هیچکس از جزئیات آن باخبر نیست.
ماجرا تا اینجا:
پس از فشارهای دونالد ترامپ، پاناما یک شرکت خوشهای هنگکنگی را از مدیریت ترمینالهای اصلی کانال پاناما کنار گذاشت؛ اقدامی که صنعت حملونقل دریایی در جهان را شوکه کرد.
اکنون این شرکت هنگکنگی (Panama Ports Company) خواستار دریافت ۲ میلیارد دلار غرامت است.
در پاسخ، چین بازرسیهای ایمنی را سختگیرانهتر کرد و تعداد کشتیهای با پرچم پاناما را که در بنادر خود توقیف میکرد، افزایش داد؛ بهطوری که امسال نزدیک به ۵۰۰ کشتی توقیف شدند.
به گزارش نشریه «لویدز لیست» (Lloyd’s List)، صاحبان نگرانِ کشتیرانی تغییر مسیر دادند و تنها در ماه ژوئن، ۲۶۴ کشتی باری پرچم پاناما را از روی خود برداشتند. این اتفاق ضربه بزرگی به این کشور کوچک وارد کرد.
اما رهبری پاناما در روزهای ۱۶ و ۱۷ ژوئیه به پکن سفر کرد و به توافقی دست یافت.
ظاهراً اوضاع به حالت عادی بازگشته است.
لویدز لیست گزارش داده که در سه هفته اول ماه ژوئیه، چین تنها ۱۷ کشتی پانامایی را توقیف کرده است.
این رقم به میانگین گذشته نزدیک است؛ یعنی زمانی که بهطور متوسط ۲۱ کشتی پس از رد شدن در بازرسیها متوقف میشدند.
اکنون پاناما نفسی از سر آسودگی میکشد.
چین درباره آنچه از این توافق به دست آورده، سکوت کرده است.
و واشنگتن که خود باعث ایجاد این مشکل شده بود؟ حالا کاملاً بیخبر و در تاریکی رها شده است.
https://x.com/i/status/2084099800421802194
🔹 خطرناکترین ویژگی بحران کنونی ایران و آمریکا | مصطفی نجفی
مصطفی نجفی، تحلیلگر مسائل بینالملل، در گفتوگو با انصاف نیوز گفت اراده استفاده از ابزار نظامی در تهران و واشنگتن از اراده حل اختلافات از مسیر دیپلماسی قویتر شده است. به گفته او، هر دو طرف تصور میکنند با افزایش هزینههای طرف مقابل و حتی یک رویارویی نظامی، میتوانند در نهایت به توافقی با شرایط مطلوبتر برسند و همین برداشت، خطرناکترین ویژگی بحران کنونی است.
او با اشاره به جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه گفت همچنان احتمال درگیری جدید را بیشتر از توافق پایدار میداند و معتقد است مذاکرات ادامه خواهد داشت، اما دیپلماسی دیگر تنها ابزار حل بحران نیست و به بخشی از فرآیند تقابل تبدیل شده است.
https://ensafnews.com/657422/
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📩 روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب اسلامی در اطلاعیهای تاکید کرد؛
⚠️ مرجع رسمی انتشار پیامها، اخبار و مطالب مرتبط با آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای، دفتر ایشان و دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب است و هرگونه مطلبی خارج از این چارچوب فاقد سندیت و صحت میباشد
📖 متن اطلاعیه روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:
✏️ بسمالله الرحمن الرحیم
▪️ با گرامیداشت اربعین حسینی و ادای احترام به روح بلند رهبر شهید انقلاب به اطلاع مردم شریف و مبعوث شده ایران میرساند، در روزهای اخیر برخی نقل قولها از رهبری معظم انقلاب اسلامی در فضای مجازی منتشر شده است که متأسفانه زمینهساز تشویش اذهان عمومی و ایجاد انشقاق و اختلاف در جامعه است.
🔻 بر همین اساس برخی نکات را درباره اخبار و مطالب مربوط به مقام معظم رهبری بیان میدارد:
1️⃣ مرجع رسمی انتشار پیامها، اخبار و مطالب مرتبط با آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای، پایگاه اطلاعرسانی دفتر رهبر انقلاب و یا پایگاه حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب است و هرگونه مطلبی که خارج از این چارچوب منتشر شود فاقد سندیت و صحت میباشد.
2️⃣ رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامهای خود از جمله در پیام اخیر بر حفظ اتحاد مقدس و حفظ حرمت مسئولان دلسوز و خدمتگزاران نظام اسلامی بهویژه دولت محترم تاکید داشتهاند. مطالبی که برخلاف توصیههای موکد رهبری، موجب انشقاق و دودستگی در جامعه و زمینهساز نسبتهای نادرست به مسئولان محترم میشود، در جهت اهداف بدخواهان و دشمنان قسمخورده ملت ایران است. بر همین اساس مطلب منتشر شده در فضای مجازی که در آن فردی ادعایی را درباره واکنش رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیسجمهور محترم مطرح کرده از اساس کذب و خلاف واقع است.
✍🏼 روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب اسلامی
🗓 ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
💻 Rahbar.ir | 📲 @Rahbar_ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
📩 روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب اسلامی در اطلاعیهای تاکید کرد؛ ⚠️ مرجع رسمی انتشار پیامها، اخبار و
فرض کنید رئیس جمهور واقعا رهبری را به استعفا تهدید کردهاند؛ چرا که ابزاری مرسوم و رایج در دست جناح اصلاحات در این سالها بوده است. خب ما وزیر خارجهای داشتیم که پنجبار تهدید به استعفا کرده بود.
و فرض کنید رهبری هم گفتند اینبار میپذیرم.
گفتنش در سطح عموم جامعه جز تخریبگری چه اثری دارد؟
اسم این کنش سیاسی نیست، خریت است؛ خریتی هزینهساز برای رهبری که مجبور شود تکذیب کند. بهخصوص اگر استعفای پزشکیان صحت داشته باشد. خب اتحاد جامعه و پرهیز حداکثری از شکاف اجتماعی، مصلحت بالاتر است.
و ضمناً فضای مجازی که فضای واقعی است، نشون میده هزینهسازی بیخودی و شکاف بیخودی درست کردن چقدر بده.
مهم اینه بازی رو طبق قاعده ببریم جلو. این نحوه بازی که بیایم بگیم: «رهبری گفته استعفاتو میپذیرم و...»، کار آدمهای کوتوله است.