eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
545 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
درس دشوار جنگ برای اردن؛ وابستگی به آمریکا هزینه دارد 🔵وال‌استریت‌ژورنال نوشته برای بسیاری از مردم اردن، یک ماه گذشته با حملات روزانه موشکی و پهپادی ایران سپری شده اما بسیاری از آن‌ها مقصر قرار گرفتن کشورشان در خط مقدم جنگ را نه ایران، بلکه ترامپ می‌دانند. 🔵اردن که فاقد منابع نفتی است و در میان قدرت‌های بزرگ منطقه قرار گرفته، دهه‌هاست برای امنیت خود به آمریکا تکیه کرده و سالانه تا دو میلیارد دلار کمک نظامی و اقتصادی از واشنگتن دریافت می‌کند. 🔵اکنون اما آمریکا بیش از هر زمان دیگری به همکاری امان نیاز دارد. فاصله بیشتر اردن از ایران و آمادگی این کشور برای در اختیار گذاشتن خاک خود به پنتاگون باعث شده است با طولانی شدن جنگ و کاهش نقش کویت و برخی دیگر از متحدان خلیج فارس، اهمیت راهبردی اردن افزایش یابد. 🔵با این حال، گسترش حضور نظامی آمریکا در پایگاه‌های اردن، هزینه‌های سنگینی نیز برای این کشور به همراه داشته، به‌گونه‌ای که اردن بیش از گذشته درگیر جنگی شده که اقتصادش را آسیب زده و احساس امنیت مردم را از بین برده است. 🔵تحلیلگران می‌گویند ایران با افزایش فشار نظامی تلاش دارد مخالفت‌های داخلی با جنگ و همچنین حضور نظامی آمریکا در اردن را تشدید کند؛ راهبردی که ملک عبدالله دوم را در موقعیت دشواری قرار داده است. 🔵او بیش از بسیاری از متحدان منطقه‌ای آمریکا به واشنگتن وابسته است، اما بخش بزرگی از مردم اردن، به‌ویژه جمعیت گسترده فلسطینی‌تبار این کشور، با سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه و حمایت آن از اسرائیل مخالف هستند. 🔵ایران تاکنون مناطق غیرنظامی اردن را هدف قرار نداده، اما در هفته‌های اخیر آژیرهای خطر بارها در امان و دیگر مناطق کشور به صدا درآمده است. 🔵همین مسئله باعث شده بیش از ۳۰۰ نفر از نمایندگان سابق پارلمان، رهبران قبایل و فعالان مدنی اردن با انتشار نامه‌ای خواستار خروج نیروهای آمریکایی از این کشور شوند. 🔵اردن سال‌ها تلاش می‌کرد همکاری نزدیک نظامی و اطلاعاتی خود با آمریکا را کم‌رنگ جلوه دهد، اما اکنون نقش این کشور بیش از آن است که بتوان آن را پنهان کرد. 🔵پایگاه هوایی «موفق السلطی» و چندین پایگاه دیگر اردن میزبان جنگنده‌های آمریکایی، سامانه‌های پدافند هوایی و دیگر یگان‌های نظامی مورد استفاده در عملیات علیه ایران هستند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
گزینه‌های آمریکا ته کشیده؟ 🔵سی‌ان‌ان در خبری اختصاصی نوشته یک افسر ارشد سنتکام‌ در ایمیلی خطاب به شمار زیادی از تحلیلگران نظامی نوشته که «ما به ایده نیاز داریم.» 🔵در این ایمیل که روز چهارشنبه ارسال شده آمده است: ما به دنبال راه‌های جدید، خلاقانه و غیرمتعارف برای اعمال فشار و مجازات ایران هستیم. 🔵به گفته مقامات نظامی، مطرح کردن چنین درخواست گسترده‌ای از طریق ایمیل اقدامی غیرمعمول بوده و نشان می‌دهد گزینه‌های دولت ترامپ برای وادار کردن ایران به پذیرش توافقی مطابق خواسته واشنگتن محدود و از نظر سیاسی پرهزینه شده است. 🔵این مقام سنتکام امیدوار بوده از طریق این طوفان فکری، راهکاری متفاوت پیدا شود. منبع دوم نیز گفت سنتکام در حال بررسی همه گزینه‌هاست و پذیرفته که باید در راهبرد خود بازنگری کند. 🔵این ایمیل پیش از آن ارسال شد که ترامپ تهدید به آغاز دور جدید حملات علیه ایران کرد؛ حملاتی که در نهایت پس از تماس و مداخله برخی مقامات منطقه، به‌ویژه ولیعهد عربستان سعودی که از او خواست تنش‌ها را کاهش دهد، در آخر هفته لغو شدند. 🔵ترامپ همچنان در حال بررسی تشدید عملیات نظامی است، از جمله آغاز دوباره حملات سنگین به تأسیسات هسته‌ای باقی‌مانده ایران که پیش‌تر مدعی شده بود در حملات تابستان گذشته «به‌طور کامل نابود شده‌اند». 🔵دو منبع آگاه گفته‌اند ارتش آمریکا به‌طور فعال در حال آماده‌سازی طرح حمله به کوه‌کلنگ و دیگر سایت‌های ایرانی است که تصور می‌شود مواد یا تجهیزات هسته‌ای در آنها نگهداری می‌شود. 🔵با این حال، همین منابع تأکید کرده‌اند که حتی قدرتمندترین سلاح‌های متعارف آمریکا نیز احتمالاً تأثیر تعیین‌کننده‌ای نخواهند داشت، زیرا این تأسیسات در اعماق زمین قرار دارند. برای نابودی کامل آنها، آمریکا احتمالاً به عملیات زمینی نیاز خواهد داشت؛ اقدامی بسیار پرریسک که ترامپ تاکنون حاضر به پذیرش آن نشده است، به‌ویژه در شرایطی که درباره میزان شفافیت دولت او در اعلام تلفات نظامیان آمریکایی نیز پرسش‌هایی مطرح است. 🔵یکی دیگر از منابع گفت ترامپ در حال بررسی حملاتی شبیه یک «نمایش آتش‌بازی» است؛ حملاتی نمادین که همان اهداف یا اهداف مشابه سال گذشته را هدف قرار دهد تا بتواند بدون تحقق یکی از اهداف اصلی خود، یعنی پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران، با اعلام یک پیروزی نمادین از جنگ خارج شود. 🔵حتی چنین حملاتی نیز بعید است مسئله اصلی جنگ، یعنی ادعای ایران درباره حاکمیت و کنترل بر تنگه هرمز، را حل کند. 🔵یکی از منابع مطلع از مذاکرات اخیر برنامه‌ریزی نظامی گفت: در نهایت رئیس‌جمهور به دنبال توافق خواهد بود، بنابراین دائماً به دنبال راهی است که هم فشار بیشتری وارد کند و هم از این جنگ خارج شود. وقتی گزینه‌های متعارف رو به پایان است، به ذهن‌های خلاق نیاز دارید. 🔵سیا و آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا اخیراً ارزیابی کرده‌اند که بمباران‌های فعلی آمریکا بعید است موضع ایران در مذاکرات را تغییر دهد. 🔵طی ماه‌های گذشته گزینه‌های مختلف برای تشدید جنگ بارها به ترامپ ارائه شده و تجهیزات نظامی بیشتری نیز به منطقه اعزام شده‌اند. یکی از طرح‌های سنتکام شامل بمباران سنگین یک تا دو هفته‌ای برای نابودی توان موشکی ایران است. 🔵با این حال، ترامپ تاکنون از اجرای این طرح خودداری کرده است. بخشی از این تردید به نگرانی‌های فرماندهان درباره کاهش ذخایر سامانه‌های رهگیر پدافند هوایی بازمی‌گردد. همچنین برخی مقامات هشدار داده‌اند که حمله به زیرساخت‌هایی مانند پل‌ها و تأسیسات آب‌شیرین‌کن می‌تواند تلفات غیرنظامیان را به‌شدت افزایش دهد. 🔵گزینه دیگر، اعزام نیروهای زمینی آمریکا است؛ تهدیدی که ترامپ بارها در قالب اشغال جزیره راهبردی خارک یا خارج کردن ذخایر اورانیوم با غنای بالا از ایران مطرح کرده است. اما چنین اقدامی با یکی از وعده‌های اصلی او به حامیان جنبش «ماگا» در تضاد خواهد بود؛ وعده‌ای که در کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ داده بود: «من شما را برای جنگیدن و کشته شدن در جنگ‌های احمقانه و بی‌پایان خارجی اعزام نخواهم کرد.» 🔵در مقابل، ترامپ می‌تواند وضعیت فعلی را بپذیرد؛ یعنی ادامه چرخه حملات و ضدحملات میان ایران و آمریکا که احتمالاً به کشته شدن نظامیان آمریکایی بیشتر و تداوم ناامنی در تنگه هرمز منجر خواهد شد؛ وضعیتی که یادآور همان «جنگ‌های بی‌پایان» است که او همواره از آنها انتقاد کرده است. 🔵ترامپ روز جمعه در نشست کابینه، در پاسخ به پرسشی درباره پایان جنگ گفت: فکر می‌کنم فقط می‌خواهیم پیروز شویم. ما ضربات بسیار سختی به آنها وارد خواهیم کرد و در نهایت به جایی می‌رسند که بگویند دیگر نمی‌توانیم تحمل کنیم.
توافق نفتی آنکارا-بغداد برای انتقال نفت کرکوک به جیحان و چند نکته 🔹روز شنبه آلپ ارسلان بایراکتار وزیر انرژی ترکیه از توافق یکساله با همتای عراقی خود برای انتقال نفت از کرکوک به جیحان خبر داد. بر اساس این توافق، ظرفیت انتقال روزانه ۷۵۰ هزار بشکه نفت برای عراق در نظر گرفته شده تا دو کشور در این مدت درباره یک قرارداد جامع و بلندمدت جدید مذاکره کنند. اصل ماجرا چیست؟ 🔹خط لوله کرکوک–جیحان از دهه ۱۹۷۰ فعال بوده و سال‌ها یکی از مهم‌ترین مسیرهای صادرات نفت عراق به دریای مدیترانه محسوب می‌شود. همچنین عدد ۷۵۰ هزار بشکه در روز به معنای حجم فعلی انتقال نفت نیست، بلکه ظرفیتی است که در توافق جدید برای این مسیر در نظر گرفته شده است. 🔹در حال حاضر، روزانه حدود ۱۷۰ تا ۲۰۰ هزار بشکه نفت از مسیر کرکوک–جیحان منتقل می‌شود. این در حالی است که ظرفیت نهایی این خط لوله حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز برآورد می‌شود. چرا توافق فقط یک‌ساله است؟ 🔹توافق اولیه خط لوله کرکوک–جیحان در سال ۱۹۷۳ امضا شد و در دهه‌های بعد چندین بار اصلاح و هر ۱۵ سال تمدید شد. آخرین تمدید در سال ۲۰۱۰ انجام گرفت و اعتبار آن در ژوئیه ۲۰۲۶ به پایان رسید. به همین دلیل بغداد و آنکارا برای جلوگیری از ایجاد وقفه در صادرات نفت، یک توافق موقت یک‌ساله امضا کرده‌اند تا در این مدت درباره یک قرارداد بلندمدت جدید مذاکره کنند. 🔹در مذاکرات پیش‌رو، موضوعاتی مانند تعرفه ترانزیت، حجم انتقال نفت، توسعه خط لوله و چارچوب همکاری‌های بلندمدت انرژی میان دو کشور تعیین خواهد شد. هدف نهایی ترکیه از توافق نفتی چیست؟ 🔹ترکیه علاوه بر انتقال نفت کرکوک، به دنبال انتقال نفت از جنوب عراق و همچنین نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس است. زیرا اولاً حق ترانزیتش افزایش می یابد و دوماً به راهبرد این کشور برای تبدیل شدن به هاب انرژی منطقه کمک قابل توجهی خواهد کرد.
🔵چین از منافع و حقوق خودش بی سرو صدا ولی به طور قاطع ومحکم‌ دفاع میکند.‌ @NuryVittachi: چین و پاناما دوباره رابطه دوستانه‌ای برقرار کرده‌اند، اما این توافق پشت درهای بسته انجام شده و به همین دلیل هیچ‌کس از جزئیات آن باخبر نیست. ماجرا تا این‌جا: پس از فشارهای دونالد ترامپ، پاناما یک شرکت خوشه‌ای هنگ‌کنگی را از مدیریت ترمینال‌های اصلی کانال پاناما کنار گذاشت؛ اقدامی که صنعت حمل‌ونقل دریایی در جهان را شوکه کرد. اکنون این شرکت هنگ‌کنگی (Panama Ports Company) خواستار دریافت ۲ میلیارد دلار غرامت است. در پاسخ، چین بازرسی‌های ایمنی را سخت‌گیرانه‌تر کرد و تعداد کشتی‌های با پرچم پاناما را که در بنادر خود توقیف می‌کرد، افزایش داد؛ به‌طوری که امسال نزدیک به ۵۰۰ کشتی توقیف شدند. به گزارش نشریه «لویدز لیست» (Lloyd’s List)، صاحبان نگرانِ کشتیرانی تغییر مسیر دادند و تنها در ماه ژوئن، ۲۶۴ کشتی باری پرچم پاناما را از روی خود برداشتند. این اتفاق ضربه بزرگی به این کشور کوچک وارد کرد. اما رهبری پاناما در روزهای ۱۶ و ۱۷ ژوئیه به پکن سفر کرد و به توافقی دست یافت. ظاهراً اوضاع به حالت عادی بازگشته است. لویدز لیست گزارش داده که در سه هفته اول ماه ژوئیه، چین تنها ۱۷ کشتی پانامایی را توقیف کرده است. این رقم به میانگین گذشته نزدیک است؛ یعنی زمانی که به‌طور متوسط ۲۱ کشتی پس از رد شدن در بازرسی‌ها متوقف می‌شدند. اکنون پاناما نفسی از سر آسودگی می‌کشد. چین درباره آنچه از این توافق به دست آورده، سکوت کرده است. و واشنگتن که خود باعث ایجاد این مشکل شده بود؟ حالا کاملاً بی‌خبر و در تاریکی رها شده است. https://x.com/i/status/2084099800421802194
🔹 خطرناک‌ترین ویژگی بحران کنونی ایران و آمریکا | مصطفی نجفی مصطفی نجفی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با انصاف نیوز گفت اراده استفاده از ابزار نظامی در تهران و واشنگتن از اراده حل اختلافات از مسیر دیپلماسی قوی‌تر شده است. به گفته او، هر دو طرف تصور می‌کنند با افزایش هزینه‌های طرف مقابل و حتی یک رویارویی نظامی، می‌توانند در نهایت به توافقی با شرایط مطلوب‌تر برسند و همین برداشت، خطرناک‌ترین ویژگی بحران کنونی است. او با اشاره به جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه گفت همچنان احتمال درگیری جدید را بیشتر از توافق پایدار می‌داند و معتقد است مذاکرات ادامه خواهد داشت، اما دیپلماسی دیگر تنها ابزار حل بحران نیست و به بخشی از فرآیند تقابل تبدیل شده است. https://ensafnews.com/657422/
📩 روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب اسلامی در اطلاعیه‌ای تاکید کرد؛ ⚠️ مرجع رسمی انتشار پیام‌ها، اخبار و مطالب مرتبط با آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، دفتر ایشان و دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب است و هرگونه مطلبی خارج از این چارچوب فاقد سندیت و صحت می‌باشد 📖 متن اطلاعیه روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است: ✏️ بسم‌الله الرحمن الرحیم ▪️ با گرامیداشت اربعین حسینی و ادای احترام به روح بلند رهبر شهید انقلاب به اطلاع مردم شریف و مبعوث شده ایران می‌رساند، در روزهای اخیر برخی نقل قول‌ها از رهبری معظم انقلاب اسلامی در فضای مجازی منتشر شده است که متأسفانه زمینه‌ساز تشویش اذهان عمومی و ایجاد انشقاق و اختلاف در جامعه است. 🔻 بر همین اساس برخی نکات را درباره اخبار و مطالب مربوط به مقام معظم رهبری بیان می‌دارد: 1️⃣ مرجع رسمی انتشار پیام‌ها، اخبار و مطالب مرتبط با آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر رهبر انقلاب و یا پایگاه حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب است و هرگونه مطلبی که خارج از این چارچوب منتشر شود فاقد سندیت و صحت می‌باشد. 2️⃣ رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام‌های خود از جمله در پیام اخیر بر حفظ اتحاد مقدس و حفظ حرمت مسئولان دلسوز و خدمتگزاران نظام اسلامی به‌ویژه دولت محترم تاکید داشته‌اند. مطالبی که برخلاف توصیه‌های موکد رهبری، موجب انشقاق و دودستگی در جامعه و زمینه‌ساز نسبت‌های نادرست به مسئولان محترم می‌شود، در جهت اهداف بدخواهان و دشمنان قسم‌خورده ملت ایران است. بر همین اساس مطلب منتشر شده در فضای مجازی که در آن فردی ادعایی را درباره واکنش رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیس‌جمهور محترم مطرح کرده از اساس کذب و خلاف واقع است. ✍🏼 روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب اسلامی 🗓 ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ 💻 Rahbar.ir | 📲 @Rahbar_ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
📩 روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب اسلامی در اطلاعیه‌ای تاکید کرد؛ ⚠️ مرجع رسمی انتشار پیام‌ها، اخبار و
فرض کنید رئیس جمهور واقعا رهبری را به استعفا تهدید کرده‌اند؛ چرا که ابزاری مرسوم و رایج در دست جناح اصلاحات در این سال‌ها بوده است. خب ما وزیر خارجه‌ای داشتیم که پنج‌بار تهدید به استعفا کرده بود. و فرض کنید رهبری هم گفتند این‌بار می‌پذیرم. گفتنش در سطح عموم جامعه جز تخریب‌گری چه اثری دارد؟ اسم این کنش سیاسی نیست، خریت است‌؛ خریتی هزینه‌ساز برای رهبری که مجبور شود تکذیب کند. به‌خصوص اگر استعفای پزشکیان صحت داشته باشد. خب اتحاد جامعه و پرهیز حداکثری از شکاف اجتماعی، مصلحت بالاتر است. و ضمناً فضای مجازی که فضای واقعی است، نشون میده هزینه‌سازی بیخودی و شکاف بیخودی درست کردن چقدر بده. مهم اینه بازی رو طبق قاعده‌ ببریم جلو. این نحوه بازی که بیایم بگیم: «رهبری گفته استعفاتو میپذیرم و...»، کار آدم‌های کوتوله است.
💥 ما در دیپلماسی بین‌المللی، با سروکار داریم، نه با و سازمان‌های جهانی. 💥 اگر وضعیت روانی و رفتار جمعی ملت‌ها و مستضعفین جهان تغییر کند، خودبه‌خود دولت‌ها مجبور می‌شوند بدون آنکه ما نیروی زیادی خرج کنیم یا از موضع ضعف برخورد کنیم، به ما نزدیک شوند. این استراتژی ما را در جهان، در موضع قدرت قرار می‌دهد. 🔰 استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی: 1⃣ آیا ما روابط بین‌المللی را صرفاً برای رفع نیازهای مقطعی خود می‌خواهیم؟ یا رفع نیازها را تابعی از تغییر وضعیت مردم جهان می‌دانیم؟ حقیقت این است که اگر رفتار مردم و مستضعفین جهان تغییر کند، خودبه‌خود دولت‌ها مجبور می‌شوند بدون آنکه ما نیروی زیادی خرج کنیم یا از موضع ضعف برخورد کنیم، به ما نزدیک شوند. برای نمونه، وقتی مردم پاکستان از صمیم قلب به رئیس‌جمهور وقت ایران(حضرت آیت‌الله خامنه‌ای) احترام می‌گذارند، حاكم وقت پاکستان (ضیاءالحق) خواه ناخواه از سوی ملت خود تحت فشار قرار می‌گیرد و مجبور می‌شود نظام ما را بپذیرد. این قدرت از جانب نظامات بین‌المللی یا قطب‌های قدرت به ما داده نشده، بلکه «از درون جامعه و توسط ملت‌ها» اهدا شده است. در نمونهٔ كلی، اگر ما بتوانيم رفتار روانی و حركت‌های عينی مردم جهان را به‌نفع نظام اسلامی _ در آن جهتی كه نظام اسلامی، رشد را تعريف می‌كند _ [تغییر دهیم]، خود‌به‌خود نظام اسلامی در موضع قدرت قرار می‌گيرد. در اين صورت نه‌فقط نيازمندی‌های آن برطرف می‌شود، بلكه به بهترين وضع می‌تواند برطرف كند. اگر يک چنين چيزی باشد، هيچ‌گاه برای نيازمندی‌هاي حتی اورژانسی هرگز نباید به استراتژی اصلی ارتباطی ما ـ که اهمیت دادن به رفتار جمعی ملل بر پایۀ رشد الهی است ـ آسیب بنیادی وارد شود. 2⃣ تغییر وضعیت روانی جامعه، همان عاملی بود که بدون افزایش جمعیت، نظام شاهنشاهی را فرو ریخت. اگر وضعیت روانی و اعتبار سیاسی مستضعفین جهان نیز تغییر کند، رفتار جمعی بشر به نفع رشد اسلامی دگرگون خواهد شد. [البته] ملت‌ها در چهارچوب ساختارها و قراردادهای بین‌المللی با ما سخن نمی‌گویند؛ چرا که روح آن‌ها از همین قراردادها و مظالمی که به وسیلۀ این قواعد بر آن‌ها نازل شده، رنجیده است. بنابراین، استراتژی ما در برخورد با مستضعفین، درست در نقطۀ مقابل رویکرد ما در برخورد با قوانین و سازمان‌های بین‌المللی قرار دارد. مصوبات بین‌المللی عمدتاً به نفع مستکبرین تنظیم شده‌اند و آنچه ملت‌ها را رنج می‌دهد حاصل همین سازوکارهاست. کار یک دیپلمات مسلمان این است که بافت و ساختار مصوبات و قوانین بین‌المللی را دقیقاً بشناسد؛ اما این شناخت نه برای هضم شدن در آن، بلکه برای مواجهه از «موضع رشد رفتار بشری» است تا در مسیر تغییر وضعیت مستضعفین، کلاه سرش نرود. 3⃣ موضع نظام جمهوری اسلامی، حمایت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی از مستضعفین جهان برای تغییر وضعیت «رفتار جمعی» آن‌هاست. ما به ملل جهان یادآور می‌شویم که «فرهنگ حاکم» همان فرهنگ فاسدی است که مستکبرین برای خرد کردن و دوشیدن مستضعفین طراحی کرده‌اند. و«سیاست حاکم»، سازوکاری است برای تضعیف روحیه، سلب ثبات و از بین بردن قدرت رشد ملل ضعیف. و «اقتصاد حاکم»، ساختاری است برای انحلال قدرت تحرک اقتصادی ملت‌ها در جهت منافع افزون‌طلبانۀ مستکبرین. 4⃣ در نهایت، موفقیت دانشکده‌ها و دستگاه‌های دیپلماتیک ما مشروط به شناخت هم‌زمان چند مؤلفه است: ۱. اطلاع دقیق از وضعیت روانی، اعتقادی و باورهای فعلی مردم جهان؛ ۲. شناخت کامل قوانین و حقوق رسمی بین‌الملل؛ ۳. درک عمیق استراتژی، اهداف، جوهرۀ جریان رشد و ساختار مواضع نظام اسلامی. و تحقق این مهم، محال است مگر با «همکاری و پیوند جدی‌تر میان وزارت امور خارجه و فعالیت‌های ذهنی و عینی درون حوزۀ علمیه». 📖 منبع: «کلیاتی پیرامون روابط دیپلماسی»، کد پژوهشی ۰۰۸، ارائه‌شده در دههٔ شصت/ حدود ۴۰ سال قبل) ☑️ @AndisheMonir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
💥 ما در دیپلماسی بین‌المللی، با #ملت‌ها سروکار داریم، نه با #دولت‌ها و سازمان‌های جهانی. 💥 اگر وضعی
نظریهٔ مرحوم استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی در باب «دیپلماسی ملت‌محور»، حاوی نکات ارزشمندی است که هنوز پس از چهار دهه، تازگی و راهگشایی دارد. ایشان به درستی تذکر می‌دهند که «ما در دیپلماسی بین‌المللی، با ملت‌ها سروکار داریم، نه با دولت‌ها و سازمان‌های جهانی» و تأکید می‌کنند که «اگر وضعیت روانی و رفتار جمعی ملت‌ها و مستضعفین جهان تغییر کند، خودبه‌خود دولت‌ها مجبور می‌شوند... به ما نزدیک شوند». با این حال، مستندات ارائه‌شده، نیازمند تأمل و به‌روزرسانی است: ۱. مثال پاکستان: این مثال ناظر به کشوری با اکثریت مسلمان و پیوندهای عمیق مذهبی-فرهنگی با ایران است. تعمیم این منطق به کشورهای غیراسلامی یا جوامعی که اشتراکات هویتی کمتری دارند، فاقد پشتوانهٔ تجربی کافی در همان متن است و نیازمند تحلیل جداگانه است. ۲. قیاس داخلی با نظام بین‌الملل: در متن، فروپاشی نظام شاهنشاهی شاهدی بر تغییر رفتار بین‌المللی ملت‌ها گرفته شده است. این قیاس، منطقاً قابل مناقشه است. کنش امام خمینی (ره) در داخل یک کشور و علیه یک رژیم مشخص، با سازوکارهای پیچیده و چندلایهٔ نظام بین‌الملل تفاوت ماهوی دارد. در فضای داخلی، «فشار از پایین به بالا» مستقیماً به ساختار سیاسی منتقل می‌شود، اما در نظام بین‌الملل، دولت‌ها از فیلترها و مکانیسم‌های ریز و پنهان قدرت برای مدیریت و حتی خنثی‌سازی گرایش‌های ملت‌ها برخوردارند. آنچه در درون یک کشور رخ می‌دهد، لزوماً قابل تسرّی به عرصهٔ جهانی نیست و ممکن است به مغالطهٔ «تعمیم ناروا» بینجامد. ۳. کافی نبودن آگاهی‌بخشی صرف: متن به درستی «موضع نظام جمهوری اسلامی» را «حمایت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی از مستضعفین جهان برای تغییر وضعیت رفتار جمعی آن‌ها» تعریف می‌کند. اما اگر این حمایت در عمل به کنش‌های آگاهی‌بخش فرهنگی محدود بماند و با تدابیر جدی‌تر اقتصادی و امنیتی پیوند نخورد، نمی‌تواند منتهی به تغییر پایدار در «رفتار جمعی» شود. صرف آگاه شدن ملت‌ها از مظالم فرهنگ و اقتصاد حاکم، بدون ارائهٔ جایگزین‌های عملیاتی و ملموس، چرخهٔ سلطه را نمی‌شکند. ۴. دولت، موجودی منفعل در برابر ملت نیست: متن چنین القا می‌کند که «اگر رفتار مردم تغییر کند، خودبه‌خود دولت‌ها مجبور می‌شوند...». این گزاره یک لزوم منطقی نیست. دولت‌ها، به‌ویژه در جهان مدرن، نه تنها منفعل نیستند، بلکه خود با مکانیسم‌های پیچیدهٔ رسانه‌ای، اقتصادی و امنیتی (همان‌گونه که متفکرانی چون فوکو و بودریار نشان داده‌اند) به «دستکاری منطق دوستی و دشمنی» در درون ملت‌ها می‌پردازند. شناخت این مکانیسم‌های پنهان که اتفاقاً مرحوم الهاشمی نیز بر ضرورت آن صحه می‌گذارند و می‌گویند باید «بافت و ساختار مصوبات و قوانین بین‌المللی را دقیقاً بشناسیم تا کلاه سرمان نرود»، نیازمند یک «موضوع‌شناسی دقیق‌تر» از دولت است که در متن حاضر، بیش از حد ساده‌انگارانه به نظر می‌رسد. دولت صرفاً نوکری ملت را نمی‌کند، بلکه «روح» ملت را نیز هدف می‌گیرد. سخن آخر: با همهٔ این اوصاف، دستگاه فکری مرحوم حسینی الهاشمی چنان ظرفیتی دارد که نقد فوق را نه تنها تهدید، بلکه مسیری برای تکامل خود ببیند. با کیاست و هوشی که از ایشان سراغ داریم، اگر امروز در میان ما بودند، بی‌تردید خود پیشگام به‌روزرسانی این مبانی و تطبیق آن با پیچیدگی‌های جدید دولت‌ها و نظام بین‌الملل می‌شدند. روحشان شاد و راهشان پررهرو باد.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
نظریهٔ مرحوم استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی در باب «دیپلماسی ملت‌محور»، حاوی نکات ارزشمندی است که
دربارهٔ فرهنگستان علوم اسلامی و نحوهٔ مواجهه‌اش با آثار مرحوم حسینی الهاشمی، چند نکته قابل تأمل است: ۱. توقف در «متن» به جای امتداد «روش» مرحوم حسینی الهاشمی یک دستگاه فکری و روش‌شناسانه داشت، نه صرفاً یک سلسله آراء و فتاوا. وقتی فرهنگستان صرفاً به بازنشر عین سخنرانی‌های چهل سال پیش اکتفا می‌کند، در واقع «روح روش» ایشان را نادیده می‌گیرد. خود ایشان در همین متن می‌گوید «کار یک دیپلمات مسلمان این است که بافت و ساختار مصوبات و قوانین بین‌المللی را دقیقاً بشناسد» - یعنی دائماً در حال شناخت وضع موجود و تطبیق با آن است. حال اگر متولیان امر، همین کار را با نظریات جدید انجام ندهند، دقیقاً بر خلاف مشی استاد عمل کرده‌اند. ۲. خطای «تقدیس زدگی» به جای «اجتهاد روشی» این اتفاق معمولاً از سر دلسوزی و برای حفظ خلوص می‌افتد: «نکند با تطبیق‌های جدید، اصل نظریه تحریف شود.» اما نتیجهٔ عکس می‌دهد - نظریه منجمد می‌شود و کارایی خود را در میدان واقعیت از دست می‌دهد. مرحوم حسینی اگر زنده بود، قطعاً امروز دربارهٔ هوش مصنوعی، شبکه‌های اجتماعی و الگوریتم‌های قدرت نرم، تحلیل روز داشت و دستگاه فکری‌اش را به‌روز می‌کرد - نه اینکه صرفاً حرف‌های دههٔ شصت را تکرار کند. ۳. نبود تیم‌های میان‌رشته‌ای برای تطبیق نیاز جدی به «سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی خردمندانه و هوشمندانه» است‌؛ دقیقاً نیازمند یک اتاق فکر میان‌رشته‌ای است که: · از یک سو، مبانی و دستگاه روشی مرحوم حسینی را عمیقاً بشناسد. · از سوی دیگر، نظریات جدید و همچنین نظریات انتقادی را دقیقاً فهم کند. · و بتواند بین این دو پل تحلیلی بزند: اینکه «اگر مرحوم حسینی امروز بود، با این دستگاه تحلیلی، چه مواجهه‌ای با این نظریه داشت؟» نه اینکه صرفاً بگوید «ایشان ۴۰ سال پیش فلان را گفت». ۴. نمونهٔ عملی این خطا در همان متن دیپلماسی خود متن «کلیاتی پیرامون روابط دیپلماسی» پر از مفاهیمی است که امروز با زبان آکادمیک جهانی کاملاً قابل گفتگوست: · تمایز ملت/دولت ← مشابه بحث جامعه مدنی جهانی و دیپلماسی عمومی · نقد ساختارهای بین‌المللی ← مشابه نظریات انتقادی روابط بین‌الملل اما فرهنگستان این پل‌ها را نمی‌زند و متن را در یک خلأ تاریخی رها کرده است. نتیجه این می‌شود که مخاطب امروزی یا متن را کهنه می‌پندارد، یا مجبور است خودش به‌تنهایی کار تطبیق را انجام دهد. ۵. پیشنهاد برای یک سیاست هوشمندانه کاری که باید صورت بگیرد: · تشکیل حلقه‌های تطبیق با حضور نخبگان مسلط به نظریات جدید و آشنا با دستگاه فکری استاد. · انتشار یادداشت‌های تفسیری-تطبیقی ذیل هر متن، نه بازنشر خشک و خالی. · ایجاد فضای اجتهاد روشی در بدنهٔ متولیان: اینکه «وفاداری به استاد یعنی ادامه دادن راه او، نه توقف در کلمات او». · حتی می‌توان از دل این رویکرد، متن‌های بازتولیدشده (بازخوانی نظریات مرحوم حسینی در مواجهه با مسائل روز) منتشر کرد - بدون اینکه ادعا شود عین سخن استاد است، بلکه با صراحت گفته شود: «این امتداد دستگاه ایشان است». جمع‌بندی: این نقد، نقدی برون‌نگر نیست، بلکه درون‌گفتمانی و از سر دغدغهٔ زنده‌ماندن یک میراث فکری است. اگر دستگاه فکری مرحوم حسینی الهاشمی نتواند با مسائل جدید پیدا کند، به تدریج به یک «تاریخ اندیشه» تبدیل خواهد شد، نه یک «سرمایهٔ زنده برای کنش». و این بزرگ‌ترین خیانتی است که می‌توان به یک متفکر پویا کرد: مومیایی کردن اندیشه‌اش.