eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
545 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
💥 ما در دیپلماسی بین‌المللی، با سروکار داریم، نه با و سازمان‌های جهانی. 💥 اگر وضعیت روانی و رفتار جمعی ملت‌ها و مستضعفین جهان تغییر کند، خودبه‌خود دولت‌ها مجبور می‌شوند بدون آنکه ما نیروی زیادی خرج کنیم یا از موضع ضعف برخورد کنیم، به ما نزدیک شوند. این استراتژی ما را در جهان، در موضع قدرت قرار می‌دهد. 🔰 استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی: 1⃣ آیا ما روابط بین‌المللی را صرفاً برای رفع نیازهای مقطعی خود می‌خواهیم؟ یا رفع نیازها را تابعی از تغییر وضعیت مردم جهان می‌دانیم؟ حقیقت این است که اگر رفتار مردم و مستضعفین جهان تغییر کند، خودبه‌خود دولت‌ها مجبور می‌شوند بدون آنکه ما نیروی زیادی خرج کنیم یا از موضع ضعف برخورد کنیم، به ما نزدیک شوند. برای نمونه، وقتی مردم پاکستان از صمیم قلب به رئیس‌جمهور وقت ایران(حضرت آیت‌الله خامنه‌ای) احترام می‌گذارند، حاكم وقت پاکستان (ضیاءالحق) خواه ناخواه از سوی ملت خود تحت فشار قرار می‌گیرد و مجبور می‌شود نظام ما را بپذیرد. این قدرت از جانب نظامات بین‌المللی یا قطب‌های قدرت به ما داده نشده، بلکه «از درون جامعه و توسط ملت‌ها» اهدا شده است. در نمونهٔ كلی، اگر ما بتوانيم رفتار روانی و حركت‌های عينی مردم جهان را به‌نفع نظام اسلامی _ در آن جهتی كه نظام اسلامی، رشد را تعريف می‌كند _ [تغییر دهیم]، خود‌به‌خود نظام اسلامی در موضع قدرت قرار می‌گيرد. در اين صورت نه‌فقط نيازمندی‌های آن برطرف می‌شود، بلكه به بهترين وضع می‌تواند برطرف كند. اگر يک چنين چيزی باشد، هيچ‌گاه برای نيازمندی‌هاي حتی اورژانسی هرگز نباید به استراتژی اصلی ارتباطی ما ـ که اهمیت دادن به رفتار جمعی ملل بر پایۀ رشد الهی است ـ آسیب بنیادی وارد شود. 2⃣ تغییر وضعیت روانی جامعه، همان عاملی بود که بدون افزایش جمعیت، نظام شاهنشاهی را فرو ریخت. اگر وضعیت روانی و اعتبار سیاسی مستضعفین جهان نیز تغییر کند، رفتار جمعی بشر به نفع رشد اسلامی دگرگون خواهد شد. [البته] ملت‌ها در چهارچوب ساختارها و قراردادهای بین‌المللی با ما سخن نمی‌گویند؛ چرا که روح آن‌ها از همین قراردادها و مظالمی که به وسیلۀ این قواعد بر آن‌ها نازل شده، رنجیده است. بنابراین، استراتژی ما در برخورد با مستضعفین، درست در نقطۀ مقابل رویکرد ما در برخورد با قوانین و سازمان‌های بین‌المللی قرار دارد. مصوبات بین‌المللی عمدتاً به نفع مستکبرین تنظیم شده‌اند و آنچه ملت‌ها را رنج می‌دهد حاصل همین سازوکارهاست. کار یک دیپلمات مسلمان این است که بافت و ساختار مصوبات و قوانین بین‌المللی را دقیقاً بشناسد؛ اما این شناخت نه برای هضم شدن در آن، بلکه برای مواجهه از «موضع رشد رفتار بشری» است تا در مسیر تغییر وضعیت مستضعفین، کلاه سرش نرود. 3⃣ موضع نظام جمهوری اسلامی، حمایت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی از مستضعفین جهان برای تغییر وضعیت «رفتار جمعی» آن‌هاست. ما به ملل جهان یادآور می‌شویم که «فرهنگ حاکم» همان فرهنگ فاسدی است که مستکبرین برای خرد کردن و دوشیدن مستضعفین طراحی کرده‌اند. و«سیاست حاکم»، سازوکاری است برای تضعیف روحیه، سلب ثبات و از بین بردن قدرت رشد ملل ضعیف. و «اقتصاد حاکم»، ساختاری است برای انحلال قدرت تحرک اقتصادی ملت‌ها در جهت منافع افزون‌طلبانۀ مستکبرین. 4⃣ در نهایت، موفقیت دانشکده‌ها و دستگاه‌های دیپلماتیک ما مشروط به شناخت هم‌زمان چند مؤلفه است: ۱. اطلاع دقیق از وضعیت روانی، اعتقادی و باورهای فعلی مردم جهان؛ ۲. شناخت کامل قوانین و حقوق رسمی بین‌الملل؛ ۳. درک عمیق استراتژی، اهداف، جوهرۀ جریان رشد و ساختار مواضع نظام اسلامی. و تحقق این مهم، محال است مگر با «همکاری و پیوند جدی‌تر میان وزارت امور خارجه و فعالیت‌های ذهنی و عینی درون حوزۀ علمیه». 📖 منبع: «کلیاتی پیرامون روابط دیپلماسی»، کد پژوهشی ۰۰۸، ارائه‌شده در دههٔ شصت/ حدود ۴۰ سال قبل) ☑️ @AndisheMonir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
💥 ما در دیپلماسی بین‌المللی، با #ملت‌ها سروکار داریم، نه با #دولت‌ها و سازمان‌های جهانی. 💥 اگر وضعی
نظریهٔ مرحوم استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی در باب «دیپلماسی ملت‌محور»، حاوی نکات ارزشمندی است که هنوز پس از چهار دهه، تازگی و راهگشایی دارد. ایشان به درستی تذکر می‌دهند که «ما در دیپلماسی بین‌المللی، با ملت‌ها سروکار داریم، نه با دولت‌ها و سازمان‌های جهانی» و تأکید می‌کنند که «اگر وضعیت روانی و رفتار جمعی ملت‌ها و مستضعفین جهان تغییر کند، خودبه‌خود دولت‌ها مجبور می‌شوند... به ما نزدیک شوند». با این حال، مستندات ارائه‌شده، نیازمند تأمل و به‌روزرسانی است: ۱. مثال پاکستان: این مثال ناظر به کشوری با اکثریت مسلمان و پیوندهای عمیق مذهبی-فرهنگی با ایران است. تعمیم این منطق به کشورهای غیراسلامی یا جوامعی که اشتراکات هویتی کمتری دارند، فاقد پشتوانهٔ تجربی کافی در همان متن است و نیازمند تحلیل جداگانه است. ۲. قیاس داخلی با نظام بین‌الملل: در متن، فروپاشی نظام شاهنشاهی شاهدی بر تغییر رفتار بین‌المللی ملت‌ها گرفته شده است. این قیاس، منطقاً قابل مناقشه است. کنش امام خمینی (ره) در داخل یک کشور و علیه یک رژیم مشخص، با سازوکارهای پیچیده و چندلایهٔ نظام بین‌الملل تفاوت ماهوی دارد. در فضای داخلی، «فشار از پایین به بالا» مستقیماً به ساختار سیاسی منتقل می‌شود، اما در نظام بین‌الملل، دولت‌ها از فیلترها و مکانیسم‌های ریز و پنهان قدرت برای مدیریت و حتی خنثی‌سازی گرایش‌های ملت‌ها برخوردارند. آنچه در درون یک کشور رخ می‌دهد، لزوماً قابل تسرّی به عرصهٔ جهانی نیست و ممکن است به مغالطهٔ «تعمیم ناروا» بینجامد. ۳. کافی نبودن آگاهی‌بخشی صرف: متن به درستی «موضع نظام جمهوری اسلامی» را «حمایت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی از مستضعفین جهان برای تغییر وضعیت رفتار جمعی آن‌ها» تعریف می‌کند. اما اگر این حمایت در عمل به کنش‌های آگاهی‌بخش فرهنگی محدود بماند و با تدابیر جدی‌تر اقتصادی و امنیتی پیوند نخورد، نمی‌تواند منتهی به تغییر پایدار در «رفتار جمعی» شود. صرف آگاه شدن ملت‌ها از مظالم فرهنگ و اقتصاد حاکم، بدون ارائهٔ جایگزین‌های عملیاتی و ملموس، چرخهٔ سلطه را نمی‌شکند. ۴. دولت، موجودی منفعل در برابر ملت نیست: متن چنین القا می‌کند که «اگر رفتار مردم تغییر کند، خودبه‌خود دولت‌ها مجبور می‌شوند...». این گزاره یک لزوم منطقی نیست. دولت‌ها، به‌ویژه در جهان مدرن، نه تنها منفعل نیستند، بلکه خود با مکانیسم‌های پیچیدهٔ رسانه‌ای، اقتصادی و امنیتی (همان‌گونه که متفکرانی چون فوکو و بودریار نشان داده‌اند) به «دستکاری منطق دوستی و دشمنی» در درون ملت‌ها می‌پردازند. شناخت این مکانیسم‌های پنهان که اتفاقاً مرحوم الهاشمی نیز بر ضرورت آن صحه می‌گذارند و می‌گویند باید «بافت و ساختار مصوبات و قوانین بین‌المللی را دقیقاً بشناسیم تا کلاه سرمان نرود»، نیازمند یک «موضوع‌شناسی دقیق‌تر» از دولت است که در متن حاضر، بیش از حد ساده‌انگارانه به نظر می‌رسد. دولت صرفاً نوکری ملت را نمی‌کند، بلکه «روح» ملت را نیز هدف می‌گیرد. سخن آخر: با همهٔ این اوصاف، دستگاه فکری مرحوم حسینی الهاشمی چنان ظرفیتی دارد که نقد فوق را نه تنها تهدید، بلکه مسیری برای تکامل خود ببیند. با کیاست و هوشی که از ایشان سراغ داریم، اگر امروز در میان ما بودند، بی‌تردید خود پیشگام به‌روزرسانی این مبانی و تطبیق آن با پیچیدگی‌های جدید دولت‌ها و نظام بین‌الملل می‌شدند. روحشان شاد و راهشان پررهرو باد.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
نظریهٔ مرحوم استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی در باب «دیپلماسی ملت‌محور»، حاوی نکات ارزشمندی است که
دربارهٔ فرهنگستان علوم اسلامی و نحوهٔ مواجهه‌اش با آثار مرحوم حسینی الهاشمی، چند نکته قابل تأمل است: ۱. توقف در «متن» به جای امتداد «روش» مرحوم حسینی الهاشمی یک دستگاه فکری و روش‌شناسانه داشت، نه صرفاً یک سلسله آراء و فتاوا. وقتی فرهنگستان صرفاً به بازنشر عین سخنرانی‌های چهل سال پیش اکتفا می‌کند، در واقع «روح روش» ایشان را نادیده می‌گیرد. خود ایشان در همین متن می‌گوید «کار یک دیپلمات مسلمان این است که بافت و ساختار مصوبات و قوانین بین‌المللی را دقیقاً بشناسد» - یعنی دائماً در حال شناخت وضع موجود و تطبیق با آن است. حال اگر متولیان امر، همین کار را با نظریات جدید انجام ندهند، دقیقاً بر خلاف مشی استاد عمل کرده‌اند. ۲. خطای «تقدیس زدگی» به جای «اجتهاد روشی» این اتفاق معمولاً از سر دلسوزی و برای حفظ خلوص می‌افتد: «نکند با تطبیق‌های جدید، اصل نظریه تحریف شود.» اما نتیجهٔ عکس می‌دهد - نظریه منجمد می‌شود و کارایی خود را در میدان واقعیت از دست می‌دهد. مرحوم حسینی اگر زنده بود، قطعاً امروز دربارهٔ هوش مصنوعی، شبکه‌های اجتماعی و الگوریتم‌های قدرت نرم، تحلیل روز داشت و دستگاه فکری‌اش را به‌روز می‌کرد - نه اینکه صرفاً حرف‌های دههٔ شصت را تکرار کند. ۳. نبود تیم‌های میان‌رشته‌ای برای تطبیق نیاز جدی به «سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی خردمندانه و هوشمندانه» است‌؛ دقیقاً نیازمند یک اتاق فکر میان‌رشته‌ای است که: · از یک سو، مبانی و دستگاه روشی مرحوم حسینی را عمیقاً بشناسد. · از سوی دیگر، نظریات جدید و همچنین نظریات انتقادی را دقیقاً فهم کند. · و بتواند بین این دو پل تحلیلی بزند: اینکه «اگر مرحوم حسینی امروز بود، با این دستگاه تحلیلی، چه مواجهه‌ای با این نظریه داشت؟» نه اینکه صرفاً بگوید «ایشان ۴۰ سال پیش فلان را گفت». ۴. نمونهٔ عملی این خطا در همان متن دیپلماسی خود متن «کلیاتی پیرامون روابط دیپلماسی» پر از مفاهیمی است که امروز با زبان آکادمیک جهانی کاملاً قابل گفتگوست: · تمایز ملت/دولت ← مشابه بحث جامعه مدنی جهانی و دیپلماسی عمومی · نقد ساختارهای بین‌المللی ← مشابه نظریات انتقادی روابط بین‌الملل اما فرهنگستان این پل‌ها را نمی‌زند و متن را در یک خلأ تاریخی رها کرده است. نتیجه این می‌شود که مخاطب امروزی یا متن را کهنه می‌پندارد، یا مجبور است خودش به‌تنهایی کار تطبیق را انجام دهد. ۵. پیشنهاد برای یک سیاست هوشمندانه کاری که باید صورت بگیرد: · تشکیل حلقه‌های تطبیق با حضور نخبگان مسلط به نظریات جدید و آشنا با دستگاه فکری استاد. · انتشار یادداشت‌های تفسیری-تطبیقی ذیل هر متن، نه بازنشر خشک و خالی. · ایجاد فضای اجتهاد روشی در بدنهٔ متولیان: اینکه «وفاداری به استاد یعنی ادامه دادن راه او، نه توقف در کلمات او». · حتی می‌توان از دل این رویکرد، متن‌های بازتولیدشده (بازخوانی نظریات مرحوم حسینی در مواجهه با مسائل روز) منتشر کرد - بدون اینکه ادعا شود عین سخن استاد است، بلکه با صراحت گفته شود: «این امتداد دستگاه ایشان است». جمع‌بندی: این نقد، نقدی برون‌نگر نیست، بلکه درون‌گفتمانی و از سر دغدغهٔ زنده‌ماندن یک میراث فکری است. اگر دستگاه فکری مرحوم حسینی الهاشمی نتواند با مسائل جدید پیدا کند، به تدریج به یک «تاریخ اندیشه» تبدیل خواهد شد، نه یک «سرمایهٔ زنده برای کنش». و این بزرگ‌ترین خیانتی است که می‌توان به یک متفکر پویا کرد: مومیایی کردن اندیشه‌اش.
🔵 اپیزود ۲: ترامپ باید شکست در ایران را بپذیرد 🔸 جان جی. میرشایمر ​در ویدیو امروز توضیح خواهم داد که چرا معتقدم پیروزی آمریکا امکان‌پذیر نیست و چرا هرچه ترامپ بیشتر برای توافق با ایران معطل کند، نتیجه برای آمریکا بدتر خواهد بود. ​من استدلال خواهم کرد که ترامپ عاقلانه بود اگر ماه‌ها پیش، پس از شکست کمپین بمباران اولیه، جنگ را فیصله می‌داد. ​در عوض، او همچنان به دنبال راهی برای پیروزی در جنگ یا حداقل یافتن خروجی و راه‌حلی بود که به او اجازه دهد ادعا کند آمریکا به برخی از اهداف خود دست یافته و دستِ خالی از این نبرد بیرون نرفته است. ​اما این تلاش، اقدامی بیهوده است. هیچ استراتژی پیروزمندانه‌ای در جنگ در دسترس او نیست. ———————————————————— فصل‌ها 00:00 مقدمه 00:33 وضعیت فعلی در ایران 00:44 مرور کلی این قسمت 02:47 چهار هدف آمریکا 06:17 یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن: یک سند تسلیم 09:18 چرا استراتژی‌های ما شکست خورد؟ 09:51 پنج استراتژی نظامی ممکن 10:30 استراتژی ۱: کمپین هوایی هدفمند 11:51 استراتژی ۲: کمپین هوایی کور و گسترده 12:35 استراتژی ۳: اقدام متقابل (پاسخ پایاپای) 13:07 استراتژی ۴: محاصره دریایی 13:26 استراتژی ۵: گزینه زمینی 13:57 آنچه آمریکا در عمل انجام داد: خط زمانی 18:35 امضای یادداشت تفاهم و سپس نقض آن 22:46 چرا آن سه استراتژی شکست خوردند 36:20 اکنون در کجا هستیم: آمریکا باخته است 38:46 کاری که ترامپ اکنون باید انجام دهد 40:31 برگ‌های برنده در دست ایرانی‌هاست 41:13 خلاصه و نتیجه‌گیری 🔵Episode 2: Trump Must Admit Defeat in Iran 🔸John J. Mearsheimer In today’s video I’ll explain why I believe a US victory is not possible and why the longer Trump waits to cut a deal with Iran, the worse the outcome for the US. ​I’ll argue that Trump would have been wise to settle the war months ago, after the initial bombing campaign failed. Instead, he kept looking for some way to win the war or at least find an off ramp that would allow him to make the case that the US achieved some of its goals and did not walk away from the fight empty-handed. But that search is a futile enterprise. There is no war-winning strategy available to him. ​———————————————————— CHAPTERS ​00:00 Introduction 00:33 The Current Situation in Iran 00:44 Overview of the Episode 02:47 The Four Goals of the US 06:17 The June 17 Memorandum of Understanding: A Surrender Document 09:18 Why Did our Strategies Fail? 09:51 The Five Possible Military Strategies 10:30 Strategy 1: The Discriminate Air Campaign 11:51 Strategy 2: The Indiscriminate Air Campaign 12:35 Strategy 3: Tit-for-Tat 13:07 Strategy 4: The Naval Blockade 13:26 Strategy 5: The Land Option 13:57 What the US Actually Did: The Timeline 18:35 Signing the MoU, Then Violating It 22:46 Why the Three Strategies Failed 36:20 Where We Are: America Has Lost 38:46 What Trump Must Do Now 40:31 The Iranians Hold the Cards 41:13 Summary & Conclusions https://youtu.be/nRAtD7iAgwY?si=GPzFELPa5KE-yKF-
🔹​ایران از ناتوانی ترامپ بهره برده و دست به حمله می‌زند ✍پاتریشیا مارینز https://x.com/i/status/2084479209867563487 ​به نظر می‌رسد ایران تماس تلفنی ولیعهد عربستان سعودی، محمد بن سلمان، را به عنوان عاملی تفسیر کرده که دونالد ترامپ را فلج و زمین‌گیر کرده است. ​در نهایت، طبق گزارش‌ها، سخنان رهبر عربستان تهدید می‌کرد که حساس‌ترین عضو بدن ترامپ را نشانه رود: کیف پولش. ​ایران با آگاهی از اینکه ایالات متحده نمی‌تواند حملاتی انجام دهد که زیرساخت‌هایش را ویران کند، تصمیم گرفت با یک حمله پیشگیرانه وارد فاز تهاجمی شود. ​حمله امروز، ۳ اوت ۲۰۲۶، توسط پهپادها علیه تجهیزات و انبارهای مهمات پایگاه در «کمپ دوحه» انجام شد. پیش از آن نیز این پایگاه در هفته قبل، در ۲۳ ژوئیه، بمباران شده بود. ​در ۱ اوت، پایگاه هوایی «علی السالم» نیز هدف قرار گرفت و در ۳۱ ژوئیه، ایران حملاتی را علیه پایگاه‌های «احمد الجابر»، «کمپ عدیری» و «کمپ عریفجان» انجام داد که در دو پایگاه آخر با دستاوردهای سنگینی همراه بود. ​به نظر می‌رسد که وضعیت جنگی مانند ماه‌های اخیر حفظ خواهد شد، اما با حملاتی محدود از سوی هر دو طرف در این جبهه. ​با این حال، انتظار می‌رود اوضاع در جبهه‌های یمن و عراق به تحرک درآید و ایران فشار خود را بر صنایع عربستان افزایش دهد. ​بیشتر بخوانید: https://open.substack.com/pub/global21/p/iran-takes-advantage-of-trumps-impotence?utm_source=share&utm_medium=android&r=2sx805 https://x.com/i/status/2084479209867563487
🔹مجید شاکری: من ظرافت كار تبديل يك گلوگاه جنگى به يك گلوگاه در زمان صلح را مى فهمم. اما مى شود اين ظرافت را با حداقل عبور نفت برقرار كرد. https://x.com/i/status/2084176597058285855
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻بندر بیروت؛ انفجاری که شاید باید در متن یک جنگ طولانی‌تر خوانده شود 🔴شش سال از چهارم اوت ۲۰۲۰ می‌گذرد؛ روزی که انفجار بندر بیروت فقط بخشی از پایتخت لبنان را ویران نکرد، بلکه یکی از پایه‌های تاب‌آوری این کشور را نیز هدف قرار داد. اثر راهبردی آن حادثه بسیار فراتر از محدوده بندر بود: اقتصاد لبنان ضربه خورد، فشار اجتماعی تشدید شد، ساختار سیاسی وارد مرحله‌ای تازه از بحران شد و کشوری که پیش‌تر نیز با مجموعه‌ای از مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کرد، آسیب‌پذیرتر شد. 🔴از همین زاویه است که من همچنان معتقدم پرونده انفجار بندر را نباید صرفاً در چارچوب یک حادثه ناشی از فساد، اهمال یا سوءمدیریت بررسی کرد. فرضیه‌ای که باید جدی گرفته شود، قرار داشتن این انفجار در یک زنجیره بزرگ‌تر از اقدامات پنهان اسرائیل برای «آماده‌سازی محیط نبرد» در لبنان است؛ فرضیه‌ای که البته تاکنون به‌طور قضایی اثبات نشده است. 🔴برای فهم این منطق، پرونده پیجرها اهمیت ویژه‌ای دارد. آنچه بعدها درباره سابقه طولانی طراحی این عملیات منتشر شد، یک ویژگی مهم از شیوه عمل سرویس‌های اسرائیلی را آشکار کرد: فاصله میان تولد یک ایده و اجرای آن ممکن است نزدیک به یک دهه باشد. به عبارت دیگر، عملیاتی که در یک روز دیده می‌شود، لزوماً محصول تصمیم همان ماه یا همان سال نیست؛ ممکن است حلقه نهایی پروژه‌ای باشد که سال‌ها برای ایجاد زیرساخت، نفوذ، پوشش و انتخاب زمان مناسب آن کار شده است. 🔴اینجاست که باید چهارم اوت ۲۰۲۰ را دوباره و این بار از منظر «اثر راهبردی» آن بررسی کرد. سؤال فقط این نیست که چه چیزی منفجر شد؛ سؤال مهم‌تر این است که چه کسی از لبنانِ پس از انفجار سود برد و این حادثه چه مؤلفه‌هایی از قدرت لبنان را پیش از دوره بعدی رویارویی تضعیف کرد. 🔴در دکترین جنگ‌های جدید، نبرد الزاماً با نخستین حمله هوایی آغاز نمی‌شود. گاهی سال‌ها پیش از شلیک نخستین موشک، با فرسایش اقتصاد، اختلال در زیرساخت‌های حیاتی، نفوذ اطلاعاتی، ایجاد شکاف اجتماعی و کاهش ظرفیت بازیابی کشور هدف آغاز شده است. این همان چیزی است که می‌توان آن را «مهندسی میدان پیش از جنگ» نامید. 🔴از این منظر، انفجار بندر بیروت برای من یک پرونده بسته‌شده نیست. سابقه عملیات‌های پیچیده و بلندمدت اسرائیل در لبنان، به‌ویژه آنچه در پرونده پیجرها آشکار شد، دست‌کم این ضرورت را ایجاد می‌کند که فرضیه نقش اسرائیل در انفجار بندر نیز با جدیت بیشتری بررسی شود. 🔴شش سال بعد، شاید پرسش اصلی چهارم اوت دیگر فقط این نباشد که «چه اتفاقی در بندر افتاد؟»؛ بلکه این باشد که آیا آن روز، بخشی از جنگی آغاز شده بود که لبنان هنوز نمی‌دانست سال‌ها بعد با تمام ابعاد آن روبه‌رو خواهد شد؟ 🔻 @hossein_pak69
متأسفانه زدن نفتکش‌های بزرگ VLCC کافی نیست؛ ده‌ها روز هست که آمریکا و کشورهای عربی با همکاری بسیار خوب عمان، نفت سعودی و کویت رو با شاتل‌هایی عمدتاً از نوع Aframax که ظرفیتی بین ۵۰۰ تا ۷۵۰ هزار دارند از تنگه هرمز خارج می‌کنند و سپس در نزدیکی بند صحار عمان یا فجیره امارات به نفتکش‌های VLCC منتقل می‌کنند و سپس از دریای عمان بدون هیچگونه مشکلی خارج می‌شوند، این چرخه در ۲۱ روز اخیر بدون هیچگونه خللی ادامه داشته؛ https://x.com/i/status/2084035110974656917 این هم تصاویر ماهواره‌ای دو روز پیش: https://x.com/i/status/2083985316306698693
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
متأسفانه زدن نفتکش‌های بزرگ VLCC کافی نیست؛ ده‌ها روز هست که آمریکا و کشورهای عربی با همکاری بسیار خ
یکی از عزیزان‌ مطلع در نقد این‌پست‌ مطلب زیر را نوشتند. سلام، ادعا کرده اند که حدود ۷ونیم میلیون بشکه در روز از تنگه عبور داده میشه با فرض اینکه از Aframax استفاده کنند و ظرفیت هر کدوم ۷۵۰ هزار بشکه باشه نیاز به عبور ۲۰ تانکر است. ۱۰تانکر با محموله خارج بشه نیازمند این است که ۱۰ تانکر بدون محموله وارد بشه اساسا شدنی نیست. با اطلاع عرض می‌کنم ۱ دونه شناور هم فرصت سالم عبور کردن نداره
مجید شاکری https://x.com/i/status/2084687692755804280