eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
546 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻صادرات نفت عربستان به آمریکا صفر شد برای نخستین‌بار از سال ۱۹۸۵ میلادی، واردات نفت خام آمریکا از عربستان سعودی در ماه ژوئیه به صفر رسید. این اتفاق پس از آن رخ داد که اختلال در زنجیره تأمین در خلیج فارس، پالایشگاه‌های آمریکایی را مجبور به استفاده از منابع جایگزین کرد.
🇮🇷🇺🇸 ایران ممکن است یک پیروزی استراتژیک را به یک اشتباه محاسباتی فاجعه‌بار تبدیل کند. برندون وایچرت، تحلیلگر ژئوپلیتیک، می‌گوید که ایران برای هفته‌ها دست بالا را داشته است. ذخایر موشک‌های دوربرد آمریکا رو به کاهش بود، موقعیت آن در خلیج فارس آسیب‌پذیرتر شده بود، کشورهای منطقه می‌خواستند جنگ متوقف شود و تهران اهرم فشار را در دست داشت. اکنون، برندون فکر می‌کند که ایران ممکن است این اهرم فشار را بیش از حد به کار گیرد. در طول مصاحبه، گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه قانونگذاران ایرانی در حال تهیه قانونی هستند که طبق گزارش‌ها: - ممنوعیت عبور کشتی‌های آمریکایی و اسرائیلی از تنگه هرمز. - مسدود کردن محموله‌های مرتبط با اسرائیل. - درخواست غرامت از کشورهایی که از جنگ حمایت کرده‌اند. و اعمال جریمه تا 20 درصد از ارزش محموله برای متخلفان. در همان زمان، گزارش‌ها حاکی از آن بود که ایران به دنبال دریافت هزینه ترانزیت بین 5 تا 7 درصد از ارزش هر محموله است. اگر این اعداد ثابت بمانند، برندون معتقد است که کل روند دیپلماتیک می‌تواند از هم بپاشد. نه به این دلیل که ایران فاقد اهرم فشار است، بلکه به این دلیل که ممکن است بیش از آنچه جهان آماده پذیرش آن است، درخواست کند. نگرانی او واشنگتن نیست، بلکه همه افراد دیگر هستند. کشورهایی که پس از جنگ بی‌سروصدا به سمت ایران تغییر موضع دادند، ممکن است شروع به پرسیدن این سوال کنند که آیا تهران اکنون در حال زیاده‌روی است یا خیر. و اگر این اتفاق بیفتد، ترامپ دقیقاً همان چیزی را که نیاز دارد، به دست می‌آورد. توجیه سیاسی برای کنار کشیدن از مذاکرات، استدلال اینکه ایران هرگز در مورد صلح جدی نبوده و تشدید جنگ. برندون معتقد است که این همه چیز را تغییر می‌دهد. زیرا سریع‌ترین راه برای از دست دادن یک موقعیت برنده، متقاعد کردن حریف خود است که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.
پیمان دفاعی ترکیه، عربستان و پاکستان در مقابل چه کسی خواهد بود؟ 🔹رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه راهی عربستان شد تا به همراه پاکستان یک پیمان دفاعی 3 جانبه را امضا کند. اما این پیمان دفاعی قرار است در مقابل کدام کشور قرار بگیرد؟ 🔹تهدیداتی که متوجه هر یک از آنهاست: - عربستان: یمن، ایران و اسرائیل(احتمال کم) - ترکیه: اسرائیل(احتمال کم) - پاکستان: هند 🔹به نظر می رسد این پیمان علیه یمن و حامل پیامی برای ایران باشد. زیرا در گذشته پهپادهای ترکیه علیه یمن عملیات انجام داده اند و آنکارا چندین بار حملات یمن به عربستان را محکوم کرده است. 🔹از سوی دیگر پاکستان نیز با ارسال نیرو به عربستان به نوعی به یمن هشدار داده است. اسلام آباد نیز چندین بار حملات یمن به عربستان را محکوم کرده است. البته پاکستان در اثنای جنگ ایران نیز چنین رویکردی را با تهران داشته است.
هدایت شده از روایتِ پاک
🔴یک تجربه تاریخی در منطقه به ما می‌گوید که پیمان‌های دفاعی، برای آنکه واقعاً موفق و اجرایی باشند، دست‌کم به دو پیش‌شرط اساسی نیاز دارند: 🔻نخست، آمریکا در طراحی و مدیریت آن‌ها دخالتی نداشته باشد؛ و دوم، مفهوم «دفاع» در این پیمان‌ها، دفاع در برابر اسرائیل باشد، نه مقابله با کسانی که در برابر اسرائیل مقاومت می‌کنند. 🔻 @hossein_pak69
➖ منطق راهبردی پشت ائتلاف مکه | مصطفی نجفی مصطفی نجفی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بسیاری از مفروضات حاکم بر معادلات منطقه را به چالش کشید و نظم امنیتی و سیاسی منطقه را به مرحله‌ای تازه رساند. نتانیاهو در پی آن بود که به گفته خودش با حذف ایران و محور منطقه‌ای آن، موازنه قدرت در خاورمیانه را به سود اسرائیل تغییر دهد و زمینه شکل‌گیری نظمی جدید را فراهم کند. اما تحولات جنگ نشان داد که این محاسبه با واقعیت‌های پیچیده منطقه فاصله دارد. ساختار سیاسی ایران پابرجا ماند، تهران توانست دامنه جنگ را فراتر از مرزهای خود گسترش دهد و با منطقه‌ای‌کردن منازعه، هزینه‌های آن را برای سایر بازیگران افزایش دهد. ورود تنگه هرمز به معادله جنگ نیز نشان داد که در خاورمیانه، هیچ جنگ بزرگی را نمی‌توان در یک جغرافیای محدود نگه داشت. این وضعیت بیش از همه اعراب و مشخصا عربستان سعودی را نسبت به آسیب‌پذیری‌های نظم امنیتی موجود حساس کرده است. ریاض طی دهه‌های گذشته امنیت خود را تا حد زیادی بر شراکت راهبردی با آمریکا بنا کرده بود، اما جنگ با ایران نشان داد که اتکا به یک قدرت خارجی الزاماً به معنای مصون‌ماندن از تبعات جنگ نیست. از این رو، نزدیک‌شدن عربستان به ترکیه و پاکستان را باید بخشی از راهبرد ریاض برای متنوع‌سازی شرکای امنیتی، کاهش وابستگی به یک محور و جبران کسری موازنه در برابر تهدیدهای احتمالی ایران و اسرائیل دانست. بنابراین، توافق دفاعی میان عربستان، ترکیه و پاکستان نیز در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. برای عربستان، این توافق ایجاد یک لایه امنیتی جدید در کنار شراکت با آمریکاست؛ برای ترکیه، فرصتی برای تقویت نقش منطقه‌ای و ایجاد موازنه در برابر افزایش نفوذ اسرائیل و برای پاکستان، ترکیبی از منافع اقتصادی، امنیتی و تلاش برای حفظ جایگاه خود به‌عنوان یک قدرت نظامی مهم در جهان اسلام است. به همین جهت، سه کشور با انگیزه‌های یکسان وارد این توافق نشده‌اند، اما در یک نقطه اشتراک دارند و آنهم افزایش گزینه‌های خود در برابر محیط امنیتی متغیر منطقه است. بر اساس توافق دفاعی مکه، حمله مسلحانه علیه هر یک از اعضا، حمله علیه تمامی اعضا تلقی می‌شود. با این حال، مسئله اصلی نه متن توافق، بلکه میزان آمادگی اعضا برای تبدیل این تعهد سیاسی و حقوقی به اقدام نظامی است. پرسش اساسی این است که اگر در یک جنگ گسترده‌تر میان ایران، آمریکا و اسرائیل، تهران در واکنش به حملات آمریکا عربستان را هدف قرار دهد، آیا ترکیه و پاکستان نیز علیه ایران وارد جنگ خواهند شد؟ به نظر می‌رسد پاسخ منفی است و احتمال چنین سناریویی پایین باشد. ترکیه، با وجود رقابت‌های جدی با ایران، منفعتی در ورود به یک جنگ مستقیم و گسترده با تهران ندارد. ایران برای آنکارا همسایه‌ای مهم و بازیگری تأثیرگذار بر محیط امنیتی و اقتصادی آن است و ترکیه ترجیح می‌دهد در معادلات میان ایران، عربستان، اسرائیل و آمریکا امکان مانور داشته باشد، نه اینکه خود را به یکی از طرف‌های جنگ تبدیل کند. پاکستان نیز با توجه به محدودیت‌های اقتصادی و چالش‌های امنیتی خود، بعید است بخواهد با ورود مستقیم به جنگ با ایران، جبهه‌ای پرهزینه برای خود ایجاد کند. بنابراین، اگر ایران به عربستان حمله کند، واکنش ترکیه و پاکستان احتمالاً در نقطه‌ای میان «بی‌تفاوتی» و «ورود مستقیم به جنگ» قرار خواهد گرفت. حمایت سیاسی، همکاری اطلاعاتی، پشتیبانی دفاعی و لجستیکی، افزایش آمادگی نظامی و تلاش برای مهار بحران، گزینه‌هایی محتمل‌تر از ورود مستقیم و تمام عیار به جنگ با ایران خواهند بود. از این منظر، قدرت واقعی ائتلاف مکه را باید بیشتر در تلاش برای تقویت بازدارندگی آن جست‌وجو کرد تا در توانایی اعضا برای ورود به یک جنگ مشترک. اهمیت توافق در این نیست که عربستان مطمئن باشد ترکیه و پاکستان در هر شرایطی ارتش‌های خود را وارد میدان خواهند کرد؛ بلکه در این است که ... ادامه‌ی این یادداشت را در لینک زیر بخوانید: https://ensafnews.com/658410/
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در جهان مدیازده و خالی از معنای امروز بزرگترین کلاهی که بر سر بشر رفت این بود که انسان غرق در رفاه مادی دیگر نیازی به ایدئولوژی و مکتب و معنویت ندارد و تکنولوژی‌های مختلف، همه نیازهای او را مرتفع خواهند کرد. در این وضعیت همه ایدئولوژی‌ها و مکاتب دینی به نام «کلان‌روایت‌های توتالیتور» زیر سوال رفت و بشر در جایگاه خدا نشست. اما نتیجه این وضعیت بسیار غمبار بود. انسان گریزان از معنا و معنویت نه تنها به آرامش نرسید بلکه بیشتر از همیشه تاریخ دچار خمودگی و کرختی و افسردگی و بی‌معنایی شده و به تراپی و مخدر و قرص‌های آرامبخش و عرفانهای مبتذل و امثالهم پناه برد تا شاید کمی از بار بی‌معنایی خود را بر زمین بگذارد. در این وضعبت بود که عرفان و مولوی به صنعت پولسازی بدل شد، تراپیست‌ها به کشیش‌های جدید و به تاجران افسردگی بدل شدند، مسیح به ماکتی بی‌روح برای تجار و مجسمه سازان و نقاشان بدل شد، بودیسم به صنعت جذابی برای جذب توریسم و شوآف بدل شد و از آب و درخت تا هر چیزی در طبیعت به ابزاری برای آرامش و معنایابی بدل گشت..
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صنعت معنویت معنا و معنویت از جنس نمایش و شوی تلویزیونی نیست. بحران تفکر و بحران معنایی که بشر امروز درگیر آن است، درمانی از جنس صنعت معنویت و یوگا و مدیتیشن و خواندن کتابهای انگیزشی ندارد. بحران تفکر و بحران معنایی بشر امروز درمانی جدا از موعظه شومن‌ها و روانشناسی زرد و تراپیست‌ها وسلبریتی های تلویزیونی دارد و آنکه که تصور می‌کند با نازک کردن صدا و ابرو و چرخاندن زبان و تکان دادن مداوم دست‌ها و لغزاندن واژه‌ها در دهان هنگام سخن گفتن می‌تواند معنا و تفکری خلق کند، خود بیش از همه درگیر این بحران است. انسان منزوی و تنهای امروزی باید بداند که برای رهایی از افسردگی و بی‌معنایی و رنج فزاینده حاصل از آن به چرخیدن بی‌معنی دور درخت، خرید عکس و ماکت پیامبران، داشتن تراپیست و یخ زدن در زیر برف و کولاک نیاز ندارد. انسان قرن بیست و یکمی برای تولید معنا و معنویت و رسیدن به آرامش درونی بیش از هر چیز نیازمند خلوت‌گزینی و سکوت و تفکر و مطالعه و تأمل در آثار برجسته فلسفی و ادبی و عرفانی و دینی و تلاش برای فهم معنا و اندیشه پنهان در آنها و و مواجهه غیرابزاری و اصیل با جهان و محیط پیرامون خویش است.
ظاهراً مهم‌ترین بند توافق سه‌جانبه میان پاکستان، عربستان و ترکیه، «اصل دفاع جمعی» است. طبق این بند هرگونه حمله نظامی به یکی از ۳ کشور، حمله به هر ۳ عضو تلقی خواهد شد. - اشتباه است اگر این پیمان را یک پیمان منطقه‌ای تلقی نماییم. ترکیه و پاکستان و عربستان با دستور آمریکا وارد این توافق شده‌اند و هدف از آن باز کردن جبهه زمینی در شرق و غرب در جنگ آتی با ایران است. - ترکیه و پاکستان و عربستان سالهاست که در دشمنی با ایران از هیچ اقدامی دریغ نمی‌کنند اما اینبار به قمار خطرناکی روی آورده‌اند. - بازار انرژی و اقتصاد هر سه کشور به نفت و انرژی منطقه وابسته است و در جنگ آتی تمام زیرساخت‌های انرژی منطقه هدف مشروع ایران خواهد بود. - عمده افکار عمومی در ترکیه و به ویژه پاکستان «ضدآمریکایی، ضداسرائیلی» است و مشارکت آنها با اسرائیل و آمریکا در جنگ علیه ایران، به ناراضیتی‌های داخلی در آن کشورها منجر خواهد شد. - هر سه کشور می‌دانند که اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، در طولانی مدت باعث تبدیل ایران به قدرت برتر منطقه خواهد شد و به این واسطه تمام تلاش خود را برای جلوگیری از آن به کار خواهند بست.
⭕️چند نکته درباره توافق عربستان، ترکیه و پاکستان از منظر اسرائیل و ایران 🔵«دنی سیترینوویچ» مقام پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل درباره توافق مکه نوشته است: اسرائیل ممکن است نگران باشد، اما اسرائیل دلیل اصلی این توافق نیست. 🔵بدون تردید در اسرائیل صداهایی شنیده خواهد شد که این توافق را نشانه شکل‌گیری یک بلوک سنی قدرتمندتر می‌دانند که در آینده می‌تواند به چالشی برای اسرائیل تبدیل شود. اما چنین برداشتی، انگیزه اصلی عربستان را نادیده می‌گیرد. 🔵برای ریاض، این توافق پیش از هر چیز ناشی از نگرانی عمیق‌تری است؛ اینکه آیا به‌تنهایی قادر به مقابله با چالش‌های امنیتی پیرامون خود خواهد بود یا نه. 🔵این کشور در شرایطی که محیط امنیتی منطقه همچنان بسیار نامطمئن است، به دنبال ایجاد عمق راهبردی بیشتر و یافتن شرکای جدید است. 🔵آزمون واقعی زمانی خواهد بود که این توافق هزینه‌های واقعی نظامی به همراه داشته باشد. 🔵ادامه حملات انصارالله یمن به عربستان نخستین آزمون جدی این توافق است. آیا این حملات به مشارکت مؤثر پاکستان یا ترکیه در مقابله با انصارالله منجر خواهد شد؟ انصارالله پیش‌تر یک پهپاد بیرقدار ساخت ترکیه را سرنگون کرده است، هرچند ظاهراً این پهپاد توسط عربستان و نه خود ترکیه به کار گرفته شده بود. این تفاوت اهمیت دارد. 🔵اما پرسش مهم‌تر این است که در صورت وقوع یک تشدید تنش واقعی در منطقه چه رخ خواهد داد. برای مثال، اگر ایران در واکنش به حمله آمریکا، زیرساخت‌های نفتی عربستان را هدف قرار دهد، آیا ترکیه و پاکستان واقعاً حاضر خواهند بود علیه ایران وارد اقدام نظامی شوند؟ اینجاست که اعلام همبستگی با واقعیت‌های ژئوپلیتیکی روبه‌رو می‌شود. نه آنکارا و نه اسلام‌آباد تمایلی به رویارویی با تهران ندارند و رویکرد سنتاً محتاطانه پاکستان در قبال ایران نشان می‌دهد که چنین تصمیمی تا چه اندازه دشوار خواهد بود. 🔵این توافق، مسیر عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل را مسدود نمی‌کند. 🔵از نگاه اسرائیل، نباید این توافق را تعیین‌کننده آینده عادی‌سازی روابط با عربستان دانست. مشارکت‌های امنیتی ریاض و روابط احتمالی آن با اسرائیل، هرچند به یکدیگر مرتبط هستند، اما در نهایت در دو مسیر جداگانه حرکت می‌کنند. 🔵اگر اسرائیل در روند سیاسی مربوط به مسئله فلسطین پیشرفت چشمگیری داشته باشد، کاملاً محتمل است که عربستان بار دیگر به پیشبرد روند عادی‌سازی علاقه‌مند شود. این توافق، این محاسبه را به‌طور بنیادین تغییر نمی‌دهد. 🔵این توافق بازتاب تردیدهای عربستان نسبت به اتکای انحصاری به واشنگتن است. 🔵یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری این توافق، ناامیدی ریاض و کاهش تمایل آن به تکیه کامل بر آمریکا برای تأمین امنیت خود است. با این حال، واشنگتن لزوماً این توافق را منفی ارزیابی نخواهد کرد. ترتیبی که بدون نیاز به اختصاص منابع نظامی بیشتر آمریکا، به ثبات منطقه کمک کند، با خواسته دیرینه واشنگتن مبنی بر اینکه شرکای منطقه‌ای مسئولیت بیشتری در قبال امنیت خود بپذیرند، همخوانی دارد. 🔵ترامپ نیز بارها از ترکیه به‌عنوان یک بازیگر مهم منطقه‌ای یاد کرده است. با این حال، یک محدودیت جدی وجود دارد: منابع مالی و توانمندی‌ها. ترکیه با مشکلات اقتصادی قابل توجهی روبه‌روست و عربستان نیز با فشارهای مالی فزاینده مواجه است. 🔵این توافق شاید از نظر سیاسی و راهبردی مهم باشد، اما ایجاد یک ساختار نظامی یکپارچه واقعی، به پول، توانمندی و تعهد سیاسی بسیار بیشتری نسبت به صرف امضای یک توافق نیاز دارد. از این منظر، این توافق را می‌توان یکی دیگر از پیامدهای ناکامی تلاش‌های منطقه برای مهار ایران صرفاً از طریق تشدید تنش دانست. 🔵شاید در نهایت تهران بیش از تل‌آویو باید این توافق را با دقت زیر نظر بگیرد. 🔵ترکیه، پاکستان و عربستان به دنبال جنگ با ایران نیستند. با این حال، این توافق می‌تواند توازن قدرت منطقه‌ای را که در سال‌های اخیر بیش از پیش به سود تهران در حال تغییر بوده، دستخوش تحول کند. 🔵حتی اگر این توافق به تشکیل یک ائتلاف رسمی ضدایرانی منجر نشود، هماهنگی نزدیک‌تر میان سه کشور بزرگ سنی که هر یک از ظرفیت‌های نظامی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی متفاوتی برخوردارند، محیط راهبردی ایران را پیچیده‌تر خواهد کرد. 🔵اهمیت این توافق بیش از آنکه به اقدامات امروز این سه کشور مربوط باشد، به توانایی بالقوه آنها برای اقدام مشترک در یک بحران آینده بازمی‌گردد. 🔵امارات نیز این توافق را با دقت دنبال خواهد کرد. 🔵ابوظبی دلایل زیادی دارد که نسبت به گسترش نقش ترکیه در امنیت خلیج فارس چندان خوش‌بین نباشد. امارات از دیرباز نفوذ منطقه‌ای ترکیه، به‌ویژه روابط تاریخی آنکارا با جریان‌های اسلام‌گرای سیاسی مانند اخوان‌المسلمین، را یک چالش راهبردی تلقی کرده است.
🔵پررنگ‌تر شدن نقش ترکیه در مسائل امنیتی عربستان می‌تواند به منبع جدیدی از اصطکاک میان ابوظبی و ریاض تبدیل شود، هرچند دو کشور همچنان در بسیاری از موضوعات، شرکای مهم یکدیگر باقی خواهند ماند. 🔵بزرگ‌ترین آزمون‌های این مشارکت نوظهور هنوز در پیش است. 🔵تقابل عربستان و انصارالله یمن بعید است به این زودی پایان یابد و همچنان ظرفیت بالایی برای تشدید تنش دارد. عربستان در زمانی که چالش‌های امنیتی آن محدودیت‌های اقدام یکجانبه را آشکار کرده، از حمایت راهبردی معناداری برخوردار می‌شود. ترکیه نیز می‌تواند جایگاهی مهم در معادلات امنیتی خلیج فارس به دست آورد. پاکستان هم احتمالاً این امکان را خواهد یافت که بخشی از باری را که در گذشته هنگام تهدید امنیت عربستان عمدتاً به تنهایی بر دوش می‌کشید، با دیگران تقسیم کند. 🔵اما فاصله میان اعلامیه‌های راهبردی و تعهدات واقعی نظامی می‌تواند بسیار زیاد باشد. 🔵پرسش اصلی این نیست که متن توافق چه می‌گوید، بلکه این است که اگر یکی از این کشورها واقعاً مورد حمله قرار گیرد، به‌ویژه اگر پاسخ دادن به آن به معنای رویارویی با ایران باشد، چه اتفاقی خواهد افتاد. 🔵پاسخ به این پرسش مشخص خواهد کرد که آیا این توافق به یک معماری واقعی امنیت منطقه‌ای تبدیل می‌شود یا صرفاً در حد یک اعلامیه سیاسی برای ابراز همبستگی باقی خواهد ماند. 🆔@world_order
اربعین فرصتی برای مقاومت در برابر فردگرایی افراطی و بازگشت به همبستگی اجتماعی است 📌 گفت‌وگو با ایسکانیوز: «بیژن عبدالکریمی در پاسخ به اینکه آیا راهپیمایی اربعین در برابر اندیشه‌های الحادی و تقلیل‌گرایانه ایستاده است، ابتدا به تبیین مفهوم مرگ خدا از دیدگاه نیچه پرداخت و گفت: آنچه فردریش نیچه درباب مرگ خدا گفته لزوماً الحادی نیست و به درستی فهمیده نشده است؛ مرگ خدا به معنای انکار وجود خداوند نیست، بلکه به این معناست که خدا در قلب و احساس آدمیان مرده و دیگر خداوند به‌عنوان امر مطلق و متعالی در اندیشه، احساس، زبان و کنش انسان‌ها حضور و تجلی ندارد. او با طرح این نکته اضافه کرد: نیچه نمی‌خواهد بگوید انسان‌ها به خدا اعتقاد ندارند، زیرا اگر امروز از جمعیت هشت میلیارد نفری زمین بپرسیم جهان چگونه به وجود آمده است، بی‌تردید بیش از هفت میلیارد و نیم از آن‌ها پاسخ خواهند داد که جهان را خدا خلق کرده است؛ اما این پاسخ، تنها پاسخ به یک پرسش علمی است. این استاد دانشگاه در واکنش به این دیدگاه اظهار کرد: آنچه نیچه در این باب گفته را باید به عنوان یک امر اگزیستانسیل و وجودی فهمید؛ یعنی خدا در اعماق جان‌ها حضور ندارد و تنها لقلقه زبان شده است. درحالی که میلیون‌ها نفر به کلیسا، کنیسه، مسجد یا حج می‌روند، اما بنا به اعتقاد او این امر لزوماً به معنای آن نیست که خدا در زندگی واقعی بخش اعظمی از افراد جوامع زنده است. وی با بیان اینکه بحث بر سر نقش شعائر در جهان کنونی است، گفت: شعائر دینی در عالَم مدرن نمی‌توانند همان نقشی را ایفا کنند که در دوران پیش از مدرنیته داشتند. در بسیاری از جوامع، شعائر به منبعی برای تفریح و لذت تبدیل شده‌اند و به نوعی فستیوال برای سرگرمی بدل گشته‌اند که دیگر خودآگاهی دینی ایجاد نمی‌کنند؛ برای نمونه، جشن میلاد مسیح در کشورهای اروپایی دیگر هیچ نسبتی با مسیح و مسیحیت ندارد. عبدالکریمی در پاسخ به اینکه آیا راهپیمایی اربعین حسینی نیز یک فستیوال و منبعی برای سرگرمی و لذت است یا نشان‌دهنده زنده‌بودن خدا در برابر نیهیلیسم، گفت: بی‌تردید مراسم اربعین در عالم اسلام و تشیع منبعی برای لذت و تفریح نیست. اما پاسخ آری یا نه مطلق به این پرسش عوامانه است، و باید هر دو وجه مسأله را به نحو توأمان در آن دید.» 🔗 لینک گفت‌وگو در ایسکانیوز 🆔@world_order