eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مجلۀ سوره
🔸️ آقای قوچانی! از ایران برو تا ایرانی‌تر شوی! ▪️ چند کلمه به بهانۀ درگیری قلمی محمد قوچانی و عبدالکریم سروش ✍️ سید جواد طاهایی ( بخش سوم ) قوچانی‌ها از طریق استدلال‌های به‌ظاهر متفاوت‌شان ادعای استقلال از دولت و اجتماع می‌کنند و سپس به نفی انقلاب و جمهوری اسلامی و مهم‌تر از همه، «امام» می‌پردازند. آن‌ها، صاحبان جان‌های پست، اراده‌های حقیر و بوی‌ناک از تمایلات زیستی-طبیعی را همچون انسانیت، آن هم از نوع برترش، مدح می‌کنند و اصلاً لیبرالیزم جز این نیست. ایده‌آل آن است که به آن‌ها نشان دهیم با نفی زیربنابودن امام، آنها لابشئ و حقیر می‌شوند. اما حیف! هنوز متفکری در جامعۀ آرمانگرایان انقلابی نداریم که آن‌ها را به عظمت فلسفی-تاریخی نقش امام در تاریخ ایران متنبه سازد: برادران باسواد و انقلابی ما، به عظمت‌ و آفرینشگرشدن‌شان فکر نمی‌کنند. حقیقت‌ ژرف‌شان را گسترش مفهومی نمی‌دهند، یا شاید زمانه‌اش نرسیده. به هرحال عظمتی که فقط در عمل و اجرا باشد، در مرئی و منظر باشد، ناقص است؛ باید پیوست نظری بیابد. چون انسان انقلاب 57 هنوز فیلسوفان خاص خود یا قشر فکری متعلق به خود را نیافته یا نساخته است، پس هنوز واقعیت نیافته است، هنوز آونگی بین واقعیت سیاسی و آرمان‌های بلند است. انسان انقلاب اسلامی را حتّی اگر واقعیت هم بدانیم (که می‌توانیم)، بااین‌حال واقعیتی اولیه و نسفته است، واقعیتی که هنوز بصورت تراشیده و صاف و یکدست قابل تصور نیست، خوب و کامل موضوع تعقل واقع نشده است. بنابراین هنوز باید انسان ویژۀ انقلاب ایران را یک تمایل تحلیلی فرض کرد. خلاصه، او فعلاً بیشتر یک مقولۀ تحلیلی است تا واقعیتی در سیاست کشور. انسان انقلاب اسلامی، چون به آگاهی‌اش آگاه نیست، فکر می‌کند مورچه‌های گازگیرنده (یعنی اصلاح‌طلبان یا لیبرال‌های صحرایی) دگرش یا دنیای معارضش هستند. باسواد انقلاب اسلامی فقط می‌خواهد همان‌ها را مجاب کند و از خجالت‌شان دربیاید. او غافل از اهمیت اندک معارضین غربگرای خود و عظمت بی‌انتهای خودش است. او گویی نمی‌داند که هرچه واقعه‌ بزرگتر باشد، منکرانش کوچکتر و حامیانش بزرگترند. این ضعف اما معقول و قابل دفاع است. هرآنچه را که تاریخ آورده معمولاً فقط تاریخ می‌تواند ببرد، متأسفانه. مگر آنکه پای بعثتی، انقلابی، واقعه‌ای، چیزی به میان بیاید. پدیدۀ اجتماعی را با پدیدۀ اجتماعی، با نیروی مردم باید جواب داد نه با مساعی فردیِ این یا آن باسواد طرفدار انقلاب. در همان معنا که جنبش اجتماعی، بیشتر با جنبش اجتماعی هم‌عرض فرو می‌خسبد. پرسش این است: پاسخ مردمی به کنش‌ ضدمردمی اصلاح‌طلبی چیست؟ بهتر است به این بیندیشیم. به‌نظر، باز هم مثل گذشته باید رنج کشید و منتظر طلوع و نهادیابی نیروی مردمی ماند. اینک اما در برابر پدیدۀ غربزدگی و نمادهای آن مثل قوچانی و سریع‌القلم، در برابر نیروی اجتماعی غربزدگی و غربزدگان، چگونه درست بیندیشیم و قضاوت کنیم؟ یک عقیدۀ کمی متفاوت آن است که میزان اندکی غربزدگی اگر در معنای پذیرفتن فضایل غربی باشد، بد نیست! قلب است که باید سالم و سلیم باشد. درعوض، ذهن باید عرصۀ انفعالات و تأثیرپذیری از هر جا، برای‌ حل مسائل زندگی باشد. مثلاً حضرت ابراهیم پیامبر ‌(ع) از نظر ذهنی و عقیدتی یک مشرک بود زیرا خورشید را که دید گفت «هذا ربی هذا اکبر» (انعام ۷۸). ولی ظاهراً این جور شرک نظری یا فکری برای خدا اهمیتی نداشت؛ اگر داشت که ابراهیم ‌(ع) امام نمی‌شد. اصل، یک چیز و فقط و تماماً همان است: امام را که دیدی به او ایمان بیاوری و بخواهی که حتی اگر شده برایش بمیری! دراین‌حال، تو با آن قلب سلیمِ پرشر و شورت، حسابی مورد تأییدی و اصلاً غیرممکن نیست که خدا با شمای گنهکاری که اعمالت را دوست نداری، قرارداد تکوین انقلابی و تأسیس دولتی برای بندگی را منعقد کند و واقعۀ 57 روی دهد. این، ایمانِ سلمانی، ایمان ایرانی است. عقیده و عمل نیز پس از این سامان می‌گیرد. 🌐Sourehmag.ir 🆔 @Sourehmagazin
بهروز قمری تبریزی، فعال ضدجنگ و زندانی سیاسی سابق (که سه سال را در صف اعدام در زندان اوین ایران گذراند) و در حال حاضر استاد دانشگاه در آمریکا این نامه را در پاسخ به نامه اخیر در گاردین نوشته است؛ به‌عنوان نمونه‌ای از اینکه چگونه جریان چپ می‌تواند در زمان جنگ با مردم ایران اعلام همبستگی کند. 🔸نامه سرگشاده (جایگزین) به زندانیان سیاسی ایران ما این نامه را با تحسین فراوان برای شجاعت شما و در همبستگی با مبارزه‌تان برای عدالت اجتماعی و کرامت انسانی در کشورمان، ایران، می‌نویسیم. ما می‌دانیم که مبارزه شما تداوم سنت طولانی در تاریخ ایران است؛ به‌ویژه در دوره‌ای که به انقلاب ایران و سرنگونی رژیم شاه انجامید. ما می‌دانیم که مبارزه برای عدالت همیشه ادامه دارد، حتی پس از فروپاشی یک رژیم و استقرار رژیم دیگر. الگوی متعهدانه شما به یک سیاست رهایی‌بخش، همان چیزی است که همه ما باید آرزو و تلاش برای رسیدن به آن را داشته باشیم. ما این نامه را از جایی می‌نویسیم که مبارزه شما را چندین برابر پیچیده‌تر کرده است. انقلاب ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) در ایران، نفوذ امپریالیسم آمریکا را در منطقه زخمی کرد، جاه‌طلبی‌های توسعه‌طلبانه صهیونیستی را برهم زد و نقشه سیاسی خاورمیانه را از نو ترسیم نمود. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که دولت‌های متوالی آن با روش‌های مختلف کوشیده‌اند کشور شما را بی‌پبات کرده و حاکمیت آن را تضعیف کنند. دهه ها تحریم‌های سخت‌گیرانه، محاصره‌ها، ترورها و در نهایت جنگ همه‌جانبه علیه دولت و مردم شما، مقاومت شما در برابر ظلم و سرکوب را بسیار پیچیده و بسیار پرخطرتر کرده است. ما کاملاً درک می‌کنیم که تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، سختی‌هایی را ایجاد کرده که از زمان جنگ ایران و عراق در اوایل دهه ۱۹۸۰ (دهه ۱۳۶۰) بی‌سابقه بوده است. این دشواری به‌ویژه در زندان‌ها احساس می‌شود. منطق دوران جنگ به معنای شفافیت کمتر، اعدام‌های بیشتر و خفه کردن روندهای قانونی است؛ صرف‌نظر از اینکه این روندها از قبل تا چه حد پرمسأله و سست بوده‌اند. شما سال گذشته پس از حمله اسرائیلی‌ها به زندان اوین، کرامت و انسانیت شگرفی از خود نشان دادید. آن‌ها تصور می‌کردند زندانیان از ویرانی استفاده کرده و خود را آزاد خواهند کرد. در عوض، شما زخمی‌ها و کسانی را که زیر آوار بودند، پاسداران، پرستاران و پزشکان بهداری، ملاقات‌کنندگان و مددکاران اجتماعی را دیدید و به جای فرار، ماندید تا آن‌ها را نجات دهید. ما این اخبار را از هزاران فرسنگ آن‌طرف‌تر خواندیم و شرافت عمیق و ازخودگذشتگی شما را پاس داشتیم. مقاومت کشور شما، یعنی دولت و مردم، در برابر سلطه امپریالیستی و توسعه‌طلبی صهیونیستی، یکی از ارزشمندترین دستاوردهای انقلاب ایران است. شما بخشی از آن مقاومت هستید و تاوان مطالبه برای گسترش آن مبارزه تا تحقق وعده‌های تحقق‌نیافته انقلاب را می‌پردازید: احترام به کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و آزادی. اجازه ندهید امپریالیست‌ها و صهیونیست‌ها از آرمان‌های برحق شما سوءاستفاده کنند تا نبض ضدامپریالیستی این انقلاب را بی‌اعتبار سازند. ممکن است بشنوید که دولت آمریکا نگران وضعیت حقوق بشر در ایران است، یا اسرائیلی‌ها می‌خواهند آزادی را به کشور شما بیاورند. همان‌طور که بسیاری از شما پیش از این علناً توضیح داده‌اید، آن‌ها می‌خواهند از مبارزه شما سوءاستفاده کنند تا سلطه خود را پیش ببرند. ما اطمینان داریم که شما می‌دانید چگونه سیاست رهایی‌بخش خود را سازماندهی کرده و پیش ببرید. این نامه صرفاً یادداشتی است تا به شما یادآوری کند که ما شما را می‌بینیم و برای فداکاری‌تان در راه عدالت اجتماعی احترامی عمیق قائلیم. ما باید از شجاعت شما درس بگیریم و تمام تلاش خود را بکنیم تا جلوی دولت خود را از جنایاتی که به نام ما مرتکب می‌شود بگیریم. ما باید به جهان و به شما نشان دهیم که وظیفه ماست که جلوی وحشی‌گری امپریالیستی دولت خودمان را بگیریم؛ توحشی که جان میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان گرفته و اکنون کشور شما را ویران می‌سازد و مانع مبارزات شما در جامعه خودتان می‌شود. ما باید تمام تلاش خود را برای بسیج نیروهایمان علیه دولت خود بکار گیریم تا به این جنگ و همه جنگ‌های تجاوزکارانه امپریالیستی دیگر پایان دهیم. تنها می‌توانیم امیدوار باشیم که توقف این جنگ، شما را در موقعیت بهتری قرار دهد تا دولت خود را در قبال نحوه رفتارش با شهروندانش پاسخگو کنید. در همبستگی! بهروز قمری تبریزی https://fxtwitter.com/niki888/status/2091602995318284553
🔸پس نویس دکتر بهروز قمری تبریزی: ​سوا از محتوای پرمسأله نامه، من از قرار دادن زندانی سیاسی به عنوان سوژه‌ای که بین دو تیغه قیچی گیر افتاده است بسیار آزرده‌خاطر شدم. این گونه بازنمایی، روایت «قربانی‌بودن» را تقویت می‌کند؛ همان روایتی که آثار خودِ این زندانیان به شیوه‌ای بسیار فصیح و رسا به نقد و چالش کشیده است. این کار امضاکنندگان را در موقعیت فرادست و سلسله‌مراتبیِ «نجات‌دهندگان» قرار می‌دهد که دست یاری به سوی قربانیانِ بدبخت و درمانده‌ی جنایات دراز می‌کنند. من در دوران حبس هرگز خود یا هیچ یک از رفقای دیگرم را با چنین تعابیری درک نکردم. ما—آن‌ها—قربانی نیستیم. ما—آن‌ها—کنشگران سیاسی هستیم. https://x.com/shawrami1/status/2091615873064952244 🔻پیوند به این فرسته در X: https://x.com/FGhoddoussi/status/2091855868023210157?s=20
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
نیویورک‌تایمز: آمریکا کنترل ایران بر تنگه هرمز را بپذیرد 🔵«رزماری کلانیچ» در مقاله‌ای در نیویورک‌تایمز نوشته است: آمریکا باید واقعیت کنترل قابل‌توجه ایران بر تنگه هرمز را بپذیرد و به‌جای تلاش برای باز کردن کامل تنگه با نیروی نظامی، با دریافت عوارض عبور توسط ایران موافقت کند. 🔵ایران نمی‌تواند هرمز را کاملاً ببندد، اما آمریکا هم نمی‌تواند آن را کاملاً باز نگه دارد. حملات آمریکا نتوانسته توان ایران برای تهدید نفتکش‌ها را از بین ببرد. 🔵پیش از جنگ حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از هرمز عبور می‌کرد، اما اکنون تنها حدود ۵ میلیون بشکه بدون تأیید ایران عبور می‌کند. 🔵تلاش طولانی‌مدت آمریکا برای تضمین عبور آزاد نفتکش‌ها، هزینه نظامی و مالی سنگینی برای واشنگتن خواهد داشت و احتمال تلفات آمریکایی‌ها را افزایش می‌دهد. 🔵دریافت عوارض عبور توسط ایران می‌تواند انگیزه تهران را برای باز نگه داشتن تنگه افزایش دهد؛ چون هرچه کشتی بیشتری عبور کند، درآمد ایران بیشتر خواهد شد. 🔵وابستگی ایران به درآمد هرمز ممکن است باعث شود تهران در آینده کمتر به بستن سیاسی تنگه تمایل داشته باشد. 🔵مدیریت مشترک ایران و عمان بر هرمز می‌تواند به همکاری منطقه‌ای و کاهش تنش با ایران کمک کند. 🔵درآمد عوارض، حتی اگر سالانه ۶ تا ۱۴ میلیارد دلار باشد، در مقایسه با حدود ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت جنگی ایران ناچیز است و جبران این خسارت نزدیک به ۲۰ سال طول می‌کشد. 🔵واگذاری نوعی کنترل به ایران سابقه خطرناکی ایجاد می‌کند، اما شرایط جغرافیایی و اهمیت اقتصادی هرمز آن‌قدر منحصربه‌فرد است که بعید است سایر کشورها بتوانند از این الگو تقلید کنند. 🔵پذیرش نقش ایران در مدیریت هرمز، از ادامه جنگ یا نیمه‌بسته ماندن تنگه کم‌هزینه‌تر است و حتی ممکن است در آینده آمریکا را از ورود به جنگ‌های مشابه بازدارد.
دنی سیترینوویچ در تحلیلی در واکنش به اظهارات ترامپ که گفته بود اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است، یادآور شد که اگرچه اقتصاد ایران دچار بحران‌ها و مشکلات عمیقی شده، اما هنوز فاصله زیادی تا فروپاشی کامل دارد. این پژوهشگر ارشد اندیشکده مطالعات امنیت ملی، همکار غیرمقیم شورای اتلانتیک و از کارشناسان برجسته حوزه خاورمیانه، امنیت ملی و امور اطلاعاتی با تاکید بر اینکه نباید رنج و فشارهای اقتصادی را با تسلیم استراتژیک اشتباه گرفت، خاطرنشان کرد که اگر دونالد ترامپ بر این باور باشد که فشارهای مضاعف، تهران را به تسلیم واداشته یا مجبور به پذیرش شروط آمریکا می‌کند، به‌زودی با محدودیت‌های آشکار این فرضیه مواجه خواهد شد. به گفته این تحلیلگر ارشد، ایران همچنان از ظرفیت بالایی برای تحمیل هزینه‌های سنگین نظامی و اقتصادی بر منافع آمریکا و متحدانش در منطقه خلیج فارس برخوردار است و بارها نشان داده که به جای تحمل انفعالی و بی‌انتهای فشارها، گزینه تشدید تنش را در دستور کار قرار می‌دهد. از سوی دیگر، سیترینوویچ معتقد است چنانچه اظهارات ترامپ درباره ضعف اقتصادی ایران، صرفاً با هدف زمینه‌سازی سیاسی جهت دستیابی به یک توافق و ادعای ورود به مذاکره از موضع قدرت باشد، می‌تواند روزنه‌ای برای دیپلماسی ایجاد کند. وی تصریح می‌کند که تهران مایل به یافتن یک راهکار دیپلماتیک است، اما هرگز بر پایه تسلیم وارد معامله نخواهد شد؛ از این رو، هرگونه توافق احتمالی مستلزم آن است که واشنگتن مطالبات تهران را مبنی بر به‌رسمیت شناختن نقش ایران در مدیریت آینده تنگه هرمز بپذیرد. در نهایت، این پژوهشگر برجسته هشدار می‌دهد بزرگ‌ترین خطر زمانی شکل می‌گیرد که واشنگتن خود در دام روایت‌های تبلیغاتی‌اش بیفتد. به باور وی، اتخاذ سیاست بر پایه فرضیه موهوم «ایرانِ در حال فروپاشی و آمریکای پیروز»، فوق‌العاده ریسک‌پذیر است؛ زیرا ایران اگرچه آسیب دیده و تحت فشار شدیدی است، اما شکست نخورده و بیش از پیش تمایل دارد توانمندی‌های نظامی خود را به نمایش بگذارد. او تاکید می‌کند که بی‌توجهی واشنگتن به این تمایز و واقعیت‌های میدانی، دیر یا زود به برخوردی سخت و بسیار پرهزینه میان واقعیت مجازی آمریکا و واقعیت‌های عینی خلیج فارس خواهد انجامید. منبع: https://x.com/citrinowicz/status/2091873955535548422
🔹حمید بهرامی: شاید مهم ترین نکته در مصاحبه رویش یک اراده در تغییر دستگاه شناختی سیستم باشد که در جمله «ما در دیپلماسی روش را تغییر داده ایم. ما دیگر مثل گذشته مثل یک بچه مؤدب نمیرویم پشت میز بنشینیم و صحبت کنیم» تجلی میابد. در صورت عدم ایجاد اخلال توسط لایه های متعدد بروکراسی و اقتصاد-سیاسی در ایران، عملیاتی سازی دکترین فوق به معنی برگزیدن 'دکترین تهاجمی' در حوزه های هسته ای، نظامی و امنیتی (از جمله امنیت اقتصاد و اجتماعی) است. https://fxtwitter.com/HaBahrami/status/2091489898863739065?s=20
هدایت شده از خبرگزاری فارس
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بقایی: وزارت خارجه مثل گذشته در هماهنگی کامل با شورای‌عالی امنیت ملی عمل خواهد کرد 🔹همهٔ جهان دید که کشور ما، کشور نهادهاست؛ نه کشور اشخاص؛ تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری در قالب مجموعه‌ای از نهادها صورت می‌گیرد و این نهادها هستند که دربارهٔ موضوعات مختلف از جمله مذاکرات تصمیم می‌گیرند. @Farsna
🔹جان میرشایمر در این مصاحبه: «افرادی مانند دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، محسن رضایی، من فکر می‌کنم کاملاً درست متوجه شده‌اند که هیچ مذاکره‌ای با ایالات متحده امکان‌پذیر نیست. به نظر من، نرم‌خوها یعنی رئیس‌جمهور ایران و رئیس مجلس در اشتباه هستند. من معتقدم وقتی با ایالات متحده آمریکا و اسرائیل طرف هستید، هیچ سازشی نمی‌کنید. شما باید کاملاً شفاف نشان دهید که سرسختانه بازی می‌کنید و تا پای مرگ خواهید جنگید؛ در غیر این صورت، ایالات متحده و اسرائیل از شما سوءاستفاده خواهند کرد. باید به یاد داشته باشید، همان‌طور که رز [@RKelanic] پیش‌تر توصیف کرد، ایالات متحده و اسرائیل یک تهدید وجودی برای ایران هستند. آنها می‌خواهند ایران را نابود کنند و این فکـر که می‌توان با ایالات متحده سازش کرد—من اگر دشمن ایالات متحده بودم، هرگز با آن سازش نمی‌کردم؛ تا جایی که می‌توانستم سرسختانه و محکم بازی می‌کردم. بگذریم، اگر به یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن نگاه کنید، معامله‌ای بود که در آن برخی بندها از همان ابتدا مورد توافق دو طرف قرار گرفت، اما قرار بود بقیه موارد ظرف یک دوره ۶۰ روزه به مذاکره گذاشته شود. ایرانی‌ها اکنون می‌گویند هیچ مذاکره‌ای در کار نخواهد بود و ما پیش از باز کردن تنگه، همه آنچه را که خواسته‌ایم به‌صورت یک‌جا و از پیش می‌خواهیم. بازمی‌گردیم به یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن؛ آنها حاضر بودند تنگه را باز کنند و سپس درباره تمام آن مسائلی که اکنون مطالبه می‌کنند باید پیش از بازگشایی تنگه حل‌وفصل شود، مذاکره کنند. ایرانی‌ها یاد گرفته‌اند که نمی‌توان با ایالات متحده سازش کرد. آنها در یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن سازش کردند و چه کسی از آن توافق عقب‌نشینی کرد؟ نه ایرانی‌ها، بلکه ایالات متحده این کار را کرد. بنابراین من فکر می‌کنم ۱) تندروها در مسند قدرت و هدایت هستند و این همان چیزی است که واقعاً اهمیت دارد، و ۲) از دیدگاه ایران—نه از دیدگاه ما [آمریکایی‌ها]—فکر می‌کنم در حال حاضر نباید هیچ امتیازی داد.» https://fxtwitter.com/m4h007/status/2091976283584692244 🔵Mearsheimer & Kelanic: Strangling Iran's Economy ▪️Tom Switzer Media https://www.youtube.com/live/rA7pgdKI5mc?si=3N1qlGNMyJhpaV3S
✅ جنگ، دو منطق، و سه سناریو برای پایان 🔹دکتر پرویز امینی در گفت‌و‌گو با «گذرگاه» تشریح کرد جدال دو منطق در مواجهه با نظام بین الملل؛ منطق محاسبه پذیر / منطق محاسبه ناپذیر 🔹 جامعه ایران پس از تجربه دو جنگ سهمگین ۱۲ و ۴۰ روزه، اکنون در وضعیتی خاص و بغرنج قرار دارد. در شرایطی که هنوز سایه جنگ نظامی از سر کشور، کوتاه نشده موج بلندی از نبرد اقتصادی به ایران تحمیل شده است.چنین وضعیتی، ایرانیان را در موقعیت تعلیق قرار می‌دهد؛ موقعیتی که اگر نه بیشتر، دست کم به اندازه خود جنگ می‌تواند مخرب و آسیب‌رسان باشد. 🌐 آپارات 🌐 یوتیوب 🌐 متن کامل گفتگو https://NourNews.ir/n/340295
693.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جهش فوق‌العاده ربات انسان‌نمای چین! واقعاً از این پرش شگفت‌زده شدم — به‌ راحتی در مسابقه پرش طول ۷٫۶۲ متر می‌پرد. https://fxtwitter.com/China_Fact/status/2091792190993469905
🔹رابرت مالی: چهار پرسش درباره به اصطلاح «تحریم‌های روز دی» (D-Day Sanctions) و یک نکته کلیدی و برتر: ویران کردن یک کشور، فاصله بسیار زیادی با دست‌یابی به یک هدف سیاسی مشخص دارد: ۱. آیا ما (یا دولت) می‌دانیم بعد از این چه خواهد شد؟ نه واقعاً. این بیانیه همان‌قدر که تهاجمی بود، مبهم نیز بود. افشاگرانه‌ترین اعتراف بسنت (Bessent) این بود که اعمال فوری و کامل این تحریم‌ها، سیستم مالی جهانی را منفجر خواهد کرد. اگر دولت ترامپ اکنون تمایلی به انجام این کار ندارد، چرا باید در آینده تمایلی داشته باشد؟ و اگر این‌طور نیست، وقتی طرف‌های ثالث از همکاری امتناع ورزند، آن‌ها چه خواهند کرد؟ ۲. آیا این طرح می‌تواند کارساز باشد؟ صرف‌نظر از این مسئله کوچک که دولت هنوز مشخص نکرده به دنبال دستیابی به چیست، موفقیت این طرح به این بستگی دارد که منظور از «کارساز بودن» چه باشد. آیا فشار بیشتر می‌تواند اقتصاد ایران را ویران کرده و درد و رنج عظیمی را بر مردم آن تحمیل کند؟ مطلقاً بله. باید انتظار داشت که دولت به‌طور مرتب آمار و ارقامی را برای نشان دادن انقباض اقتصادی و فروپاشی ارزش پول ملی ارائه دهد. اما آیا فشار بیشتر می‌تواند رهبری ایران را مجبور به تسلیم شدن از مواضعی کند که آن‌ها را حیاتی می‌داند؟ تقریباً یقیناً خیر. در واقع، هرچه آن‌ها بیشتر متقاعد شوند که واشنگتن به دنبال سرنگونی آن‌هاست، تمایل کمتری برای تسلیم شدن خواهند داشت. البته آن‌ها عمق بحران اقتصادی را می‌دانند و آشکارا به آن اعتراف می‌کنند. اگر توافقی عموماً قابل قبول به آن‌ها پیشنهاد شود، بسیاری از آن‌ها انگیزه کافی برای پذیرش آن خواهند داشت. اما آن توافق احتمالاً باید شبیه به تفاهم‌نامه (MOU) قبلی باشد، با این تفاوت که شفافیت بیشتری در مورد کنترل ایران بر تنگه هرمز داشته باشد. به عبارت دیگر، تقریباً همان توافقی که آن‌ها ممکن بود قبل از تحریم‌های روز دی و بدون نیاز به آن هم بپذیرند... ۳. اگر این طرح «کارساز» شود چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر تحریم‌ها به این معنی کارساز شوند که اقتصاد ایران را واقعاً به قعر دره بفرستند، احتمال تلافی از سوی تهران بسیار بیشتر از تسلیم شدن است؛ تا مطمئن شود آمریکا، منطقه و جهان، آن‌ها نیز بهای سنگینی برای این جنگ اقتصادی می‌پردازند. این امر به نوبه خود منجر به همان تصاعد و درگیری نظامی می‌شود که قرار بود تحریم‌های روز دی از آن جلوگیری کنند. ۴. در نهایت، صرف‌نظر از نتیجه، آیا چنین تحریم‌های اژدهاصفت و سخت‌گیرانه‌ای قابل توجیه هستند؟ شک نیست که بخش‌هایی از رهبری ایران تاوان آن را خواهند پرداخت. اما همان‌طور که yarbatman@ اشاره می‌کند، قربانیان اصلی، مردم عادی ایران خواهند بود؛ کسانی که رنج و عذابشان به شاخص اصلی موفقیت این سیاست تبدیل شده است و هدف یک رژیم تحریمی وجدان‌ستیز، بی‌تفکیک و تقریباً یقیناً غیرقانونی قرار گرفته‌اند. https://fxtwitter.com/Rob_Malley/status/2092010244620648851