⭕️ برنامهٔ «به وقت ایران»، هم از حیث فرم و محتوا و هم از نظر میزان مخاطب و تاثیر، برنامهای خوشساخت، موفق و گیرا و از استانداردهای صداوسیما بالاتر است. میتوان محتوایش را نقد کرد یا مطالبه کرد که سایر گرایشهای ملتزم به قانون هم چنین فرصت و تریبونی در رسانهٔ ملی پیدا کنند یا طیف مهمانان متخصص وسیعتر شود؛ اما اینکه به جای نقد محتوا، محل تولد یکی از میزبانان که ۴۳ سال ساکن ایران و به وضوح بیشتر از بسیاری از ایرانیان دلبسته و دغدغهمند ایران است دستمایهٔ حمله شود مصداق نقد سخیف است.
✍محمدرضا جلاییپور
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
جنگ تجاری آمریکا با چین به خاطر ایران؟
🔵«کریس مورفی» سناتور دموکرات در پاسخ به این سوال که آیا اتفاقی افتاده واقعاً در حد یک «D-Day اقتصادی» بود؟، گفت: این نشانهای است از اینکه ترامپ در جنگ نظامی شکست خورده و خودش هم دارد اذعان میکند که هیچیک از اهدافش محقق نشده است.
🔵حکومت ایران قدرتمندتر از همیشه است، ساختار آن کاملاً پابرجاست و همچنان موشکها، برنامه هستهای و پهپادهایش را در اختیار دارد و هر زمان که بخواهد میتواند ما را مورد آزار و حمله قرار دهد.
🔵او عملاً پذیرفته که نمیتواند این جنگ را از طریق نظامی پیروز شود؛ مسئلهای که یک فاجعه است. حالا هم بهنوعی دارد کارزار تحریمی جدیدی را به نمایش میگذارد، چون ما تقریباً هر چیزی را که میتوانستیم، پیش از این تحریم کردهایم.
🔵تنها اقدام باقیمانده این است که عملاً یک جنگ تجاری جدید با چین به راه بیندازیم تا چین را وادار کنیم خرید نفت ایران را متوقف کند زیرا اگر چین همچنان نفت ایران را بخرد، اقتصاد ایران میتواند سرپا بماند.
🔵اما به نظر نمیرسد رئیسجمهور تمایل داشته باشد حتی چنین کاری انجام دهد. بنابراین، به نظر میرسد این اقدامات بیشتر جنبه تبلیغاتی و لفظی دارند تا این تصور ایجاد شود که او همچنان در حال جنگیدن است، در حالی که این جنگ عملاً از پیش باخته شده است.
🔵این جنگ دستکم از نظر نظامی قطعاً شکست خورده است و اگر چین به خرید نفت ایران ادامه دهد که به نظر میرسد همین کار را خواهد کرد، حتی نمیتوان ضربه نهایی و مهلکی به اقتصاد ایران وارد کرد.
🔵بنابراین، آنچه میبینیم بیشتر مجموعهای از شعارها و لفاظیهای پر سر و صدا در میانه جنگی است که بهطور فزایندهای ناکارآمد مدیریت میشود و در حال آسیب زدن به منافع آمریکاست.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
تحلیل فارنافرز درباره نسخه دوم فشار حداکثری علیه ایران
🔵«نِیت سوانیون» مذاکرهکننده پیشین آمریکایی در مقالهای در فارنافرز نوشته است: رؤسایجمهور آمریکا یکی پس از دیگری در برابر مسئله ایران با بحران مواجه شدهاند، از شکست انتخاباتی جیمی کارتر پس از بحران گروگانگیری تا رسوایی ایران-کنترا در دوران رونالد ریگان و مناقشه بر سر توافق هستهای برجام در دوره باراک اوباما.
🔵ترامپ با آغاز جنگ علیه ایران تلاش کرد این الگو را بشکند و مدعی شد که برخلاف رؤسایجمهور پیشین، تهدید ایران را با اقدام نظامی و تغییر حکومت از بین خواهد برد.
🔵اما ۶ ماه بعد، ترامپ نیز با همان مشکلی روبهرو شده که دولتهای قبلی آمریکا تجربه کرده بودند. جنگ نهتنها ایران را تسلیم نکرد، بلکه هزینههای سیاسی و اقتصادی قابل توجهی برای واشنگتن ایجاد کرده است.
🔵سیاست آمریکا در قبال ایران طی دهههای گذشته عمدتاً بر دو ابزار استوار بوده است: تهدید نظامی و فشار اقتصادی.
🔵با این حال، این راهبرد نتوانسته رفتار ایران را به شکل مورد نظر واشنگتن تغییر دهد و تشدید فشارها در دوره ترامپ به جای حل تناقضهای موجود درباره ایران، آنها را عمیقتر کرده است.
🔵جمهوری اسلامی حکومتی با دو ویژگی همزمان است: ایدئولوژیک و عملگرا. تهران همچنان بر اصول ضدآمریکایی و ضداسرائیلی خود پایبند است، اما در مواقعی که منافعش ایجاب کند، تصمیمهای عملگرایانه میگیرد، مانند پذیرش محدودیتهای هستهای در برجام یا عادیسازی روابط با عربستان در سال ۲۰۲۳.
🔵جنگ اخیر نشان داد آمریکا توانایی محدودی برای شکست نظامی ایران دارد. حملات آمریکا و اسرائیل به ساختارهای نظامی و سیاسی ایران آسیب زد، اما نتوانست حکومت را سرنگون کند.تهران دریافت که آمریکا تمایلی به اعزام نیروهای زمینی به ایران ندارد و همین مسئله قدرت بازدارندگی ایران را افزایش داده است.
🔵ایران توانسته در یک جنگ فرسایشی، محاسبات آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد. تهران بر این باور است که تحمل هزینههای جنگ و فشار اقتصادی برای حکومت ایران بیشتر از تحمل افکار عمومی آمریکاست، بهخصوص زمانی که جنگ برای بسیاری از آمریکاییها یک درگیری غیرضروری تلقی میشود.
🔵تحریمهای اقتصادی آمریکا علیه ایران، اگرچه فشار زیادی بر اقتصاد این کشور وارد کردهاند، اما در دستیابی به هدف اصلی خود یعنی تغییر رفتار تهران موفق نبودهاند.
🔵تحریمها در طول دهههای گذشته به یک ابزار ثابت در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شدهاند، اما بیشتر از آنکه ایران را وادار به عقبنشینی کنند، به ابزاری نمادین برای نشان دادن واکنش واشنگتن تبدیل شدهاند.
🔵تلاش اخیر ترامپ برای محاصره اقتصادی ایران ممکن است بیش از آنکه به اقتصاد ایران ضربه بزند، اعتبار آمریکا را تضعیف کند. ایران با استفاده از موقعیت ژئوپلیتیکی خود در تنگه هرمز نشان داده فشار اقتصادی میتواند پیامدهایی برای اقتصاد جهانی و بازار انرژی داشته باشد.
🔵جنگ اخیر باعث شده ابزارهای سنتی فشار آمریکا علیه ایران کارایی گذشته را از دست بدهند. در گذشته، لغو تحریمها یک امتیاز مهم برای مذاکره با ایران محسوب میشد، اما اقدامات ترامپ نشان داد که واشنگتن حتی بدون دریافت امتیازات مشخص از تهران نیز حاضر به کاهش برخی فشارها شده است.
🔵آمریکا باید از رویکرد مبتنی بر فشار دائمی فاصله بگیرد و سیاستی واقعبینانهتر در قبال ایران اتخاذ کند.
🔵فشار نظامی و اقتصادی گاهی توانستهاند ایران را به تغییرات محدود وادار کنند، اما هرگز نتوانستهاند جمهوری اسلامی را سرنگون کنند یا زندگی مردم ایران را بهبود بخشند.
🔵شکست راهبرد فشار حداکثری میتواند فرصتی برای بازنگری در سیاست آمریکا باشد چرا که پس از ۴۷ سال تجربه، واشنگتن باید بپذیرد که ایران کشوری است که نمیتوان آن را صرفاً با تهدید و تحریم وادار به تغییر کرد.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
ماجرای قطر؛ هزینهای که امنیت نیاورد
🔵مجله آتلانتیک نوشته قطر برای جلب حمایت آمریکا میلیاردها دلار هزینه کرده، از میزبانی پایگاه العدید گرفته تا سرمایهگذاری در شرکتها، املاک، ورزش، هنر و شبکه گسترده لابیگری در واشنگتن.
🔵یکی از جنجالیترین اقدامات قطر، اهدای یک بوئینگ ۷۴۷ حدود ۴۰۰ میلیون دلاری به دولت آمریکا برای استفاده ترامپ بود؛ هواپیمایی که قرار است با هزینهای بیش از یک میلیارد دلار به هواپیمایی مناسب برای رئیسجمهور تبدیل شود.
🔵این هواپیما صرفاً یک هدیه نیست، بلکه نمادی از تلاش قطر برای جلب نفوذ سیاسی در واشنگتن است.
🔵قطر طی سالها تلاش کرده با همه طرفهای منطقه رابطه داشته باشد، هم متحد آمریکا باشد، هم با ایران روابط نزدیکی حفظ کند و هم با حماس و دیگر بازیگران منطقهای ارتباط داشته باشد.
🔵دوحه استدلال میکند که بهعنوان کشوری کوچک در منطقهای پرتنش، برای حفظ امنیت خود نمیتواند دشمنان زیادی داشته باشد بنابراین میانجیگری و حفظ کانال ارتباطی با طرفهای مختلف را به یک ابزار سیاست خارجی تبدیل کرده است.
🔵با وجود این سرمایهگذاریها، قطر در سال ۲۰۱۷ با محاصره عربستان، امارات، بحرین و مصر مواجه شد و ترامپ در ابتدا برخلاف انتظار دوحه، از فشار علیه قطر حمایت کرد. این تجربه نشان داد که رابطه با واشنگتن لزوماً به معنای برخورداری از حمایت تضمینشده آمریکا نیست.
🔵قطر از زمان نخستین ریاستجمهوری ترامپ حدود ۲۵۰ میلیون دلار به دستکم ۸۸ شرکت لابی و روابط عمومی در آمریکا پرداخت کرده و شبکه گستردهای از ارتباطات سیاسی در واشنگتن ایجاد کرده است.
🔵پایگاه العدید برای رابطه قطر و آمریکا اهمیت ویژهای دارد. حدود ۱۰ هزار نیروی آمریکایی در این پایگاه مستقر هستند و مقر فرماندهی مرکزی آمریکا در خاورمیانه نیز در آن قرار دارد.
🔵اما بحران اخیر نشان داد که میزبانی از نیروهای آمریکایی لزوماً امنیت قطر را تضمین نمیکند. پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، تهران به تأسیسات نظامی و انرژی قطر حمله کرد.
🔵ضربه اصلی به قطر، آسیب به زیرساختهای گاز و بستهشدن تنگه هرمز بوده است. قطر برای صادرات الانجی به مسیر دریایی وابسته است و برخلاف برخی کشورهای منطقه، جایگزین زمینی سادهای برای این مسیر ندارد.
🔵حمله به تأسیسات گاز قطر حدود ۱۷ درصد از ظرفیت صادرات انرژی این کشور را کاهش داده و توقف صادرات الانجی میتواند ضربهای جدی به اقتصاد قطر وارد کند.
🔵اهمیت این مسئله از آنجاست که تأسیسات گازی «میدان شمال» بخش اصلی ثروت قطر را تشکیل میدهد و درآمد الانجی حدود یکچهارم تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل میدهد.
🔵قطر در شرایط کنونی با یک تناقض جدی مواجه است: آمریکا مهمترین شریک امنیتی آن است، ایران مسیر حیاتی صادرات گازش را در اختیار دارد و اسرائیل نیز پیشتر اهدافی در دوحه را مورد حمله قرار داده است.
🔵راهبرد قطر برای «خرید امنیت از طریق سرمایهگذاری و ایجاد رابطه با همه طرفها» اکنون با بحران جدی روبهرو شده است.
🔵قطر در نهایت با فردی مواجه شده که نمیتوان او را «خرید»، بلکه باید دائماً به او «پرداخت» کرد، یعنی رابطه ترامپ با متحدانش بیشتر معاملهای و مبتنی بر منافع روزمره است تا تعهدات پایدار.
🔵درحالیکه هواپیمای ۴۰۰ میلیون دلاری قطر در آسمان واشنگتن پرواز میکند، مذاکرهکنندگان قطری در دوحه تلاش میکنند جنگ میان آمریکا و ایران را متوقف کنند.
🔵این تصویر نمادی از کشوری است که برای جلب حمایت آمریکا هزینه زیادی کرده، اما اکنون خودش در میانه بحران گرفتار شده است.
انبیسی: ایران میلیاردها دلار به مراکز اطلاعاتی آمریکا آسیب وارد کرده است
🔵بنا بر اظهارات چهار فرد مطلع، حملات موشکی و پهپادی ایران به مراکز اطلاعاتی و تجهیزات نظارتی آمریکا در خاورمیانه، خسارتی بهمراتب گستردهتر از هرگونه تخریبی که تاکنون متوجه نهادهای جاسوسی آمریکا شده، وارد کرده و تعمیر این خسارتها میلیاردها دلار هزینه خواهد داشت.
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اعمال تحریم علیه ایران بدون همراهی جهانی چقدر شدنی است؟
🔵«ریچارد نفیو» دیپلمات پیشین آمریکایی: وقتی در گذشته تحریمها را وضع میکردیم، در حال اجرای یک قطعنامه و مجموعهای از قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل بودیم و همچنین از یک هنجار جهانی در معاهدهی منع گسترش سلاحهای هستهای پیروی میکردیم که تقریباً همه کشورهای دیگر به آن ملحق شده بودند.
🔵ما پرونده قویای داشتیم و همچنین میتوانستیم به همه بگوییم که گوش کنید، این تحریمها برای همیشه باقی خواهند ماند، ما به دنبال فروپاشی رژیم نیستیم، بلکه میخواهیم به یک توافق برسیم.
🔵این حرفی بود که هم در دولت بوش و هم در دولت اوباما زدیم و بخشی از دلیلی بود که توانستیم همه را با خود همراه نگه داریم.
🔵بعد ما رفتیم و توافق ۲۰۱۵ را به دست آوردیم، اما چند سال بعد تصمیم گرفتیم آن را به هم بزنیم چون فکر کردیم کافی نیست.
🔵به گمانم این تغییر در سیاست آمریکا و خواستههای مطرحشده باعث شد که بسیاری از کشورها بگویند: «خب، گوش کنید، شما در گذشته که میگفتید خواستههای محدودی از ایرانیها دارید، به وضوح به ما دروغ میگفتید.»
🔵صادقانه بگویم، طرفهای دیگر به ما اعتماد ندارند و ما در حال حاضر اعتبار چندانی در عرصه دیپلماسی بینالمللی نداریم.
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برنز: نباید اجازه دهیم ایران «تونی سوپرانو» تنگه هرمز شود
🔵سفیر پیشین آمریکا در چین: من میفهمم دولت درباره ایران چه کاری میخواهد انجام دهد و از آن حمایت میکنم.
🔵ما باید مانع از وضعیتی شویم که ایران به «تونی سوپرانو»ی تنگه هرمز تبدیل شود و از کشتیهای تجاری عوارض بگیرد.
🔵این مسئله ضربه بسیار بزرگی به اقتصاد جهانی خواهد بود. بنابراین، آنها نقطه درد ایران، یعنی اقتصاد، را هدف گرفتهاند.
🔵اکنون اقتصاد ایران وضعیت بسیار بدی دارد. این همان نقطه درد است که دولت ترامپ تلاش میکند از طریق آن پیروز شود.
🔵اما همه اینها به یک بازی بزرگ بستگی دارد و آن، چین است. چینیها در ارتباطات عمومی خود به شکل قابلتوجهی منضبط هستند.
🔵آنها سخنگوی وزارت خارجه خود را به میدان فرستادند و گفتند که با طرح آمریکا همراه نخواهند شد.
🔵فکر میکنم این موقعیت بسیار دشواری است.
🔵سؤال کلیدی این است که آیا بهترین طرح آمریکا میتواند بدون حمایت چین موفق شود؟ من میگویم چینیها از آن حمایت نخواهند کرد.
هدایت شده از 𝗣𝗼𝗹𝗶𝘁𝗶𝗰𝗮𝗹 خبر و تحلیلسیاسی
چرا دشمن، یک طلبه را هدف گرفت؟
طلبه شهید حجتالاسلام محسن فتاحی؛
نخبه ۳۷ ساله اهل استان فارس که تحصیلات حوزوی خود را در آباده شروع و پس از آن در حوزه علمیه قم ادامه داد.
طلبهای که جهاد را به حجره و منبر محدود نکرد؛
علم، فناوری، خدمت و میدان مقاومت را عرصههای مختلف در یک مسیر میدید.
از تحصیل علوم حوزوی تا فعالیت در شرکتهای دانشبنیان؛
از بهکارگیری و هدایت حدود ۷۰۰۰ نیروی متخصص تا آبرسانی به مناطق محروم؛
و از راهیان نور تا حضور در جبهه مقاومت سوریه، زندگی او روایت پیوند ایمان و تخصص بود.
او سرانجام در جریان حمله آمریکایی ـ صهیونیستی به جزیره لارک (جنگ رمضان) به شهادت رسید؛
در حالی که سالها برای ساختن ایرانِ قوی و مستقل در میدان علم و فناوری مجاهدت کرده بود.
شهید فتاحی نشان داد طلبگی، اگر با جهاد همراه شود، میتواند تا خط مقدم علم و فناوری امتداد پیدا کند.
🇮🇷#تحلیل_سیاسی موثق، اخبارجنگ👇
@tahlill
هدایت شده از خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
🔰اندیشه سیاسی جان لاک در گفتوگو با کاوه حسینزاده راد؛
لیبرال عقلبنیاد یا مسیحی پیوریتن
از دید دان دغدغه اصلی لاک مشروعیت انقلاب بود، نه دموکراسی مدرن یا حقوق بشر
🔸کاوه حسینزاده راد گفت: مروجین لیبرالیسم عمدتاً در فضای فکری ما بهگونهای رفتار میکنند که گویی لیبرالیسم درختی است که هیچ ریشه و تنهای نداشته است. یعنی فقط میخواهند میوه آن را بچینند و تنها با محصول نهایی برخورد کنند و به ریشههای آن، که میتوانیم بگوییم اندیشمندان کلاسیک و پدران بنیادگذار لیبرالیسم هستند، بیتوجهی میشود. از این لحاظ فکر میکنم که نفس پرداختن به کسانی مثل جان لاک برای ما ضرورت دارد.
🔸جریان اصلی لاکپژوهی در دهه ۱۹۶۰ میلادی در سیطره خوانشهای لیبرال-سکولار مانند خوانشهای «سی.بی مکفرسون» و «لئو اشتراوس» قرار داشت. دان رویکردی جدید در تحلیل اندیشههای لاک اتخاذ کرد که توانست در تحلیل اندیشه سیاسی راهگشا باشد. حاصل کار، یعنی همین کتاب، امروزه به عنوان یکی از معتبرترین و تاثیرگذارترین تفسیرهای مدرن از اندیشه سیاسی لاک شناخته میشود.
🔸به باور دان لاک را نمیتوان صرفا به عنوان فیلسوفی تجربهگرا یا بنیانگذار لیبرالیسم سکولار فهمید، بلکه باید او را اندیشمندی دانست که در کانون نظام فکریاش دغدغههای اخلاقی و الهیاتی عمیقی قرار داشت. امروزه کتاب دان به عنوان منبعی اساسی برای پژوهشگرانی شناخته میشود که به دنبال درک رابطه پیچیده و چندلایه بین دین و فلسفه در اندیشه سیاسی غرب هستند.
🔸لاک در طول زندگیاش مواضعش را تغییر داد؛ مثلاً در جوانی بیشتر محافظهکار بود و بعدها به لیبرالیسم گرایش یافت. برخی هم معتقدند دان، لاک متأخر - بهویژه لاک «نامههایی در باب مدارا» و «دو رساله» را- با لاک اولیه که دغدغههای الهیاتی پررنگتری داشت، خلط میکند .
🔸زبان لاک با زبان امروز متفاوت است. هنگامی که لاک از آزادی یا برابری سخن میگوید، با آنچه برداشتهای سکولار امروزی مراد میکنند تفاوت بنیادی دارد. برای مثال، برابری نزد لاک، لزوما به معنای برابری اقتصادی و اجتماعی نیست بلکه به این معناست که همه انسانها در پیشگاه خدا برابرند. آزادی مدنظر لاک، حق اطاعت نکردن از حکومتی است که قوانین طبیعی-الهی و، نه آزادی فردی مطلق را، نقض میکند. دان هشدار میدهد اگر لاک را صرفاً بهعنوان لیبرال مدرن بخوانیم، بخشهای اساسی اندیشهاش را نادیده گرفتهایم.
ibna.ir/x6JHt
@ibna_official