eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
545 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️امنیت: حاکم بر توسعه، نه صرفاً پیش‌نیاز آن کشورها برای «توسعه»، «فعالیت اقتصادی»، ارتقاء «معیشت مردم»، توزیع «رفاه» بین مردم‌شان به «امنیت» نیاز دارند. 🔻امنیت حاکم است: نقدی بر دوگانه‌سازی هزینه‌ی نظامی و رفاه مردم گاهی دوگانه‌ای مطرح می‌شود: «این پولی که خرج موشک کردید را، خرج مردم می‌کردید تا سفره‌ی مردم رنگین‌تر می‌شد.» اما اگر «امنیت» نباشد، اصلاً «توسعه» اتفاق نمی‌افتد. کشورهای عربی حاشیه‌ی خلیج فارس، مانند امارات، برای «توسعه‌ی اقتصادی» نیاز به «امنیت» داشتند. اما قدرت تأمین امنیت خود را نداشتند. راه‌حل چه بود؟ «برون‌سپاری امنیت» به یک واحد سیاسی خارجی به‌نام ایالات متحد‌ه‌ی آمریکا: پرداخت هزینه، ساخت پایگاه، خرید تجهیزات و درخواست دفاع. حضور پایگاه آمریکا در منطقه قرار بود امنیت‌ساز باشد. پس هزینه‌کرد یک کشور برای «توسعه امنیت» خود، در واقع هزینه‌کرد برای «توسعه‌ی اقتصادی» آن است. لبنان هیچ‌وقت «توسعه‌ی اقتصادی» پیدا نمی‌کند؛ چون امنیت ندارد. «سرمایه» ترسو است و در امن‌ترین مکان‌ها مستقر می‌شود. وقتی هر آن احتمال درگیری، ناامنی، ناآرامی و بی‌ثباتی سیاسی وجود دارد، «سرمایه» اصلاً نمی‌آید و «توسعه» اتفاق نمی‌افتد. در جنگ آمریکا با ایران، دیدیم که امارات بدون «امنیت» هیچ‌چیز نیست. 🔻 «برون‌سپاری امنیت»: ضدامنیت و راهی به ناامنی اما اکنون چه اتفاقی افتاده؟ در میان کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس، تنها کشوری که مورد حمله قرار نگرفته، عمان است. عمان «امنیت» برای «توسعه» دارد؛ چون اجازه‌ی استفاده از خاک و آسمانش را برای اقدام علیه ایران نداده است. کشوری که «برون‌سپاری» کرده بود امنیت‌اش را و گفته بود من هزینه می‌کنم و پایگاه نظامی آمریکا می‌زنم تا «امنیت» برای «توسعه» داشته باشم، اکنون امنیت ندارد. در مقابل، کشوری که اجازه استفاده از مسیرش را به آمریکا نداده، «امنیت» دارد. این نشان می‌دهد که از این پس، این گزاره معنا پیدا می‌کند: حضور و وجود آمریکا در یک واحد سیاسی در غرب آسیا نه تنها امنیت‌ساز نیست، بلکه «ضد امنیت» است. به دیگربیان، برون‌سپاری امنیت، خود ضد امنیت است. بنابراین، تلاش برای کسب «امنیت» از طریق وابستگی به «قدرت خارجی»، در نهایت «ناامنی» می‌آفریند. ✍️تفرشی پینوشت: یادداشت برای قبل از تفاهم نامه است و برخی نکات آن باید مورد ویرایش قرار بگیرد؛ به عنوان نمونه، پایگاه های آمریکایی در عمان نیز مورد حمله نیروهای مسلح ایران قرار گرفت.
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻زنده از علی‌الطاهر آنچه مجاهدان مقاومت در علی‌الطاهر رقم زدند، به‌گمان من یکی از زیباترین قصه‌های مقاومت در سال‌های اخیر است؛ قصه مردانی که در سخت‌ترین شرایط ایستادند و برای حفظ این سنگر، از جان خود گذشتند. علی‌الطاهر پیش از آنکه نام یک نقطه روی نقشه باشد، امروز نام یک ایستادگی است. توضیحات این فیلم درباره آخرین وضعیت علی‌الطاهر و آن چیزی است که در میدان گذشته و اکنون می‌گذرد؛ اما در کنار روایت میدان، یک حرف دیگر هم باید روشن گفته شود. 🔴مقاومت و نهضتی که به آن باور داریم، تعصب بر هیچ شخص، جریان یا کاغذی را جز در مدار ولی خدا برنمی‌تابد. اینکه بگویند «تو روزی از یک تفاهم دفاع کردی، پس امروز حق نداری از نتایج یا کاستی‌هایش انتقاد کنی» دقیقا وارونه منطق مقاومت است. اگر دیروز در تصمیمی نقطه قوت دیده‌ایم، از آن دفاع کرده‌ایم؛اگر امروز در همان مسیر ضعف یا خطایی می‌بینیم، وظیفه داریم آن را بگوییم.وفاداری یعنی وفاداری به حقیقت و مقاومت،نه اسیر شدن در مواضع دیروز خودمان. 🔴نشنیدن عیب است. تخریب عیب است. ساختن سازوکار معیوب و اصرار بر آن عیب است. پوشاندن ضعف به‌جای اصلاح آن عیب است. و از همه خطرناک‌تر، تعصب بر اشخاص و کاغذها به‌جای تعصب بر مقاومت و خون مجاهدان عیب است. نقدی که برای حفظ سنگر گفته می‌شود،حمله به سنگر نیست. کسی که از ضعف سخن می‌گوید لزوما در برابر مقاومت نایستاده؛ گاهی درست به این دلیل سخن می‌گوید که نمی‌خواهد هزینه ضعف رادوباره همان مردانی بدهند که در علی‌الطاهر با خون خود ایستادند. 🔴علی‌الطاهر باید ما را دوباره به اصل برگرداند: اشخاص می‌آیند ومی‌روند، تفاهم‌ها نوشته ونقض می‌شوند، تحلیل‌ها درست و غلط از آب درمی‌آیند؛آنچه باید بماند مقاومت است، حقیقت است وحرمت خون مردانی است که برای این سنگر ایستادند. 🔻 @hossein_pak69
«سال از دست رفته» در خلیج فارس 🔵روزنامه وال‌استریت‌ژورنال نوشته جنگ علیه ایران پیامدهای اقتصادی عمیقی برای کشورهای خلیج فارس به همراه داشته و برخی مقامات منطقه اکنون معتقدند که امید به بهبود شرایط اقتصادی در سال ۲۰۲۶ عملاً از بین رفته است. 🔵افراد مطلع از دیدگاه رهبران کشورهای خلیج فارس می‌گویند این کشورها دیگر انتظار ندارند اقتصاد منطقه در پاییز به شرایط عادی بازگردد و سال ۲۰۲۶ را سالی از دست‌رفته تلقی می‌کنند. 🔵آن‌ها پیش‌بینی می‌کنند درگیری‌ها برای مدت طولانی در سطحی پایین ادامه یابد، بدون آنکه آمریکا در حال حاضر مسیر روشنی برای پایان جنگ داشته باشد. 🔵این ارزیابی با پیش‌بینی‌های ابتدای تابستان تفاوت زیادی دارد. در آن زمان، کشورهای خلیج فارس انتظار داشتند شدت درگیری‌ها کاهش یابد و مذاکراتی طولانی درباره برنامه هسته‌ای ایران آغاز شود، روندی که می‌توانست زمینه را برای بازگشت فعالیت‌های اقتصادی فراهم کند. 🔵حکومت دبی اطلاعات مربوط به خسارت‌های ناشی از جنگ را محدود کرده و انتشار برخی داده‌ها را متوقف کرده است. همزمان، تلاش‌هایی برای نشان دادن عادی بودن زندگی در این شهر ادامه دارد. 🔵پروژه «وین» (Wynn)، نخستین مجتمع کازینوی قانونی امارات نیز با ماه‌ها تأخیر و صدها میلیون دلار افزایش هزینه مواجه شده است. هزینه پایه این پروژه بیش از ۵ میلیارد دلار برآورد می‌شود و تأخیر در آن نشان می‌دهد پیامدهای جنگ به پروژه‌های بزرگ و راهبردی منطقه نیز سرایت کرده است. 🔵برخی فعالان اقتصادی می‌گویند حتی پس از پایان جنگ، بازگشت شرایط به حالت عادی ممکن است حدود ۶ ماه زمان ببرد زیرا حجم زیادی از محموله‌ها و کانتینرها در نتیجه بحران مسیر خود را تغییر داده‌اند. 🔵«نیل کویلیام» کارشناس مسائل خاورمیانه نیز احتمال می‌دهد عربستان در واکنش به تحولات اخیر، از تمرکز بر بخش‌های نرم اقتصاد مانند گردشگری و سرگرمی فاصله گرفته و بیشتر به سمت تولید، صنعت و فعالیت‌های مادی اقتصادی حرکت کند. 🔵جنگ همچنین به برگزاری رویدادهای بین‌المللی در کشورهای خلیج فارس آسیب زده است. 🔵مسابقات فرمول یک بحرین که قرار بود در اکتبر برگزار شود، به مالزی منتقل شده است. عربستان نیز جام جهانی ورزش‌های الکترونیکی را از ریاض به پاریس منتقل کرده و مسابقه فرمول یک این کشور در ماه آوریل لغو شده است. 🔵مسابقه فرمول یک ابوظبی همچنان برای دسامبر برنامه‌ریزی شده، اما مدیریت فرمول یک احتمال تغییر محل آن را در صورت ادامه شرایط نامساعد امنیتی منتفی ندانسته است. 🔵همچنین یک جشنواره موسیقی در امارات که قرار بود شکیرا از چهره‌های اصلی آن باشد، لغو شده، رویدادی که در کنار سایر لغوها نشان می‌دهد جنگ، توجیه اقتصادی و امنیتی برگزاری برخی برنامه‌های بزرگ در منطقه را از بین برده است. 🔵دبی که بخش قابل توجهی از اقتصاد آن به گردشگری، حمل‌ونقل و تجارت بین‌المللی وابسته است، یکی از اصلی‌ترین قربانیان این وضعیت محسوب می‌شود. 🔵شرکت‌های هواپیمایی اروپایی و آمریکای شمالی از جمله لوفت‌هانزا، KLM و ایر کانادا تعلیق پروازهای خود به دبی را تمدید کرده‌اند و در برخی موارد این تعلیق تا سال ۲۰۲۷ ادامه خواهد داشت. 🔵تعداد مسافران فرودگاه بین‌المللی دبی در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۱ درصد کاهش یافته است. همزمان، حمل‌ونقل بار هوایی در این فرودگاه نیز ۲۹ درصد کاهش داشته؛ موضوعی که نشان می‌دهد بحران فقط گردشگری را هدف نگرفته و به نقش دبی به عنوان یک مرکز لجستیکی جهانی نیز آسیب زده است. 🔵نرخ اشغال هتل‌ها نیز در نیمه نخست سال به ۵۶ درصد کاهش یافته، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۰ درصد بود. هتل‌های لوکس بیشترین آسیب را دیده‌اند. 🔵با وجود کاهش شدید تقاضا، قیمت هتل‌ها تنها حدود ۷ درصد پایین آمده و قیمت بلیت هواپیما همچنان بالا مانده است. به گفته مشاوران، این وضعیت نشان می‌دهد بازار هنوز تعدیل کامل قیمت‌ها را تجربه نکرده و احتمالاً اصلاح جدی‌تر قیمت‌ها در اواخر سال رخ خواهد داد. 🔵بازار املاک نیز از پیامدهای جنگ در امان نمانده است. شاخص شرکت‌های توسعه‌دهنده املاک در بورس دبی حدود یک‌سوم ارزش خود را از دست داده است. فروش مسکن در فصل بهار ۳۱ درصد کاهش یافته و فروش املاک با ارزش بیش از ۴ میلیون دلار نیز ۵۹ درصد افت کرده است. 🔵با این حال، متوسط قیمت فروش مسکن در سه‌ماهه دوم همچنان نسبت به سال قبل ۳ درصد افزایش داشته است. 🔵این اختلاف میان قیمت و حجم معاملات می‌تواند نشان‌دهنده آن باشد که مالکان و سازندگان هنوز حاضر به کاهش قابل توجه قیمت‌ها نیستند، بنابراین افزایش قیمت‌ها الزاماً به معنای بازگشت تقاضا نیست.
🔵جنگ همچنین اختلال گسترده‌ای در زنجیره‌های تأمین ایجاد کرده است. شرکت‌ها همزمان با کاهش تقاضا، با مشکلات حمل‌ونقل و تأخیر در رسیدن کالاهایی از ماشین‌آلات سنگین گرفته تا نوشیدنی‌های وارداتی مواجه هستند. 🔵تغییر مسیر کشتی‌ها و انباشت کانتینرها نیز هزینه کالاهای وارداتی را افزایش داده است. در نتیجه، شرکت‌های فعال در منطقه نسبت به هر دور جدیدی از تشدید تنش در تنگه هرمز حساس‌تر شده‌اند. 🔵دبی برای مقابله با این وضعیت در بهار بسته‌های حمایتی به ارزش حدود ۶۸۰ میلیون دلار تصویب کرد. 🔵این اقدامات شامل تعویق یا لغو برخی هزینه‌های دولتی، حمایت از هتل‌ها و تسهیل روند صدور اقامت بوده است. همچنین امارات برای تحریک گردشگری، کوپن‌هایی به ارزش صدها دلار ارائه کرده که شامل ورود رایگان به برخی پارک‌های آبی و تفریحی و اقامت با تخفیف در «پالم‌جمیرا» می‌شود. 🔵در همین حال، رقبای منطقه‌ای و جهانی نیز تلاش می‌کنند از فرصت ایجادشده استفاده کنند. سنگاپور در ماه اوت برای بخشی از سود سرمایه‌گذاری مدیران صندوق‌ها معافیت مالیاتی اعلام کرد و ترکیه نیز در ژوئن برای برخی درآمدهای خارجی افراد تازه‌وارد، معافیت مالیاتی ۲۰ ساله و کاهش مالیات بر ارث ارائه کرد. 🔵با این حال، اهمیت راهبردی این بحران فراتر از کاهش تعداد گردشگران یا لغو چند رویداد است. ضربه اصلی ممکن است متوجه اعتبار کشورهای خلیج فارس به عنوان مناطق باثباتی باشد که می‌توانند اقتصاد خود را از جنگ‌های منطقه‌ای جدا نگه دارند. 🔵ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نیز به اندازه خود حملات نظامی برای اقتصاد مخرب است. حتی زمانی که حمله مستقیمی رخ نمی‌دهد، شرکت‌ها، سرمایه‌گذاران و برگزارکنندگان رویدادها مجبورند احتمال وقوع یک بحران جدید را در تصمیم‌های خود لحاظ کنند. 🔵به همین دلیل، مشکل اقتصاد خلیج فارس تنها خسارتی نیست که تاکنون ایجاد شده، بلکه این است که جنگ، ریسک آینده را به بخشی دائمی از محاسبات اقتصادی منطقه تبدیل کرده است.
⚠️ کاهش دارایی‌های اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا توسط چین بی‌سابقه است: سهم چین از کل اوراق قرضه خزانه‌داری ایالات متحده به تنها ۲٪ کاهش یافته که پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۰۱ است. این امر نشان‌دهنده ۱۲ درصد کاهش نسبت به اوج آن در سال ۲۰۱۱ است؛ زمانی که دارایی‌های رسمی خزانه‌داری چین به ۱.۳ تریلیون دلار رسیده بود. از آن زمان، چین دارایی‌های خود را به بیش از نصف یعنی ۶۳۳.۴ میلیارد دلار کاهش داده که پایین‌ترین میزان از سال ۲۰۰۸ و دوران بحران بزرگ مالی است. طبق آخرین داده‌های سرمایه بین‌المللی خزانه‌داری (TIC) که دارایی‌ها و جریان‌های اوراق قرضه آمریکا توسط خارجی‌ها را ردگیری می‌کند، چین از ابتدای سال ۲۰۲۴ تاکنون دارایی‌های خود را ۱۸۳ میلیارد دلار دیگر کاهش داده است. چین در حال کاهش ریسک و مواجهه خود با بدهی‌های دولت آمریکا است که این موضوع یک مانع ساختاری دیگر برای تقاضای اوراق خزانه‌داری ایجاد می‌کند. روند دلارزدایی همچنان ادامه دارد. 🔴 واگرایی بازار اوراق قرضه آمریکا و چین در حال نزدیک شدن به سطحی بی‌سابقه است: شکاف بازدهی بین اوراق قرضه ۱۰ ساله دولتی آمریکا و چین به حدود ۳۱۲ نقطه پایه (bps) گسترش یافته که نزدیک به بالاترین میزان ثبت‌شده در تاریخ است. https://fxtwitter.com/GlobalMktObserv/status/2095854779045978481?s=20 منبع : https://api.fxtwitter.com/2/hit?url=https%3A%2F%2Fglobalmarketsinvestor.beehiiv.com%2Fp%2Fdo-global-government-bond-yields-have-further-room-to-rise
باراک راوید، خبرنگار آکسیوس در گزارشی در کانال ۱۲ با استناد به اظهارات مقامات ارشد آمریکایی و منابع مطلع گزارش داد که دولت دونالد ترامپ در حال تدوین یک استراتژی جامع و فراگیر برای خاورمیانه در دوران پس از جنگ است. به گفته این تحلیل‌گر، این طرح کلان که ترامپ در گفتگوهای محرمانه از آن تحت عنوان «اقدامی به‌مراتب بزرگ‌تر» یاد کرده، بر سه محور اصلی استوار است: نخست، ایجاد یک آرایش امنیتی-منطقه‌ای برای مهار ایران با تکیه بر متحدان منطقه‌ای واشنگتن، به‌طوری که آمریکا در نقش ضامن امنیت و نه پلیس منطقه عمل کند؛ دوم، مختومه کردن پرونده‌های باز منطقه شامل اجرای مرحله بعدی طرح ترامپ برای غزه، نهایی‌سازی توافق امنیتی میان اسرائیل و سوریه و اجرای کامل توافق با لبنان؛ و سوم، گسترش پیمان‌های ابراهیم و شتاب‌بخشی به روند عادی‌سازی روابط میان عربستان سعودی و اسرائیل. این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه تحلیل خود تصریح کرد که فرایند تدوین این استراتژی در قالب همکاری‌های بین‌سازمانی و جلسات تخصصی در واشنگتن پیگیری می‌شود و قرار است رونمایی از آن پس از انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل و انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر آمریکا انجام گیرد. بر اساس این گزارش، بررسی‌های محافل تحلیلی نشان می‌دهد که کاخ سفید قصد دارد این طرح جامع منطقه‌ای را فارغ از نتایج انتخابات اسرائیل یا حتی وقوع بن‌بست سیاسی احتمالی در تل‌آویو به پیش ببرد تا با پیوند زدن پرونده‌های گوناگون خاورمیانه، نظم امنیتی جدیدی را بر پایه تضعیف ایران و توسعه همگرایی منطقه‌ای شکل دهد. منبع: https://www.mako.co.il/news-world/2026_q3/Article-08e9ce6915d60a1027.htm
اجرای راهبرد چمن زنی علیه ایران کارآمد نخواهد بود اریک گارتزکه، استاد علوم سیاسی و مدیر مرکز مطالعات صلح و امنیت در دانشگاه کالیفرنیا، در تحلیلی برای نشریه نشنال اینترست استدلال می‌کند که استراتژی جدید دولت دونالد ترامپ مبنی بر به راه‌اندازی کمپین « طرد اقتصادی» علیه تهران، راهبردی ناکارآمد و محکوم به شکست است. وی با بهره‌گیری از رویکردی تحلیلی بیان می‌دارد که پس از ناکامی واشنگتن در تحمیل شکست نظامی به ایران، تغییر رویه به سوی سلاح‌سازی از اقتصاد بین‌الملل صرفاً بازتابی از نقاط ضعف ساختاری غرب و اعترافی ضمنی به اشتباه بودن استراتژی‌های پیشین است. از دیدگاه این کارشناس، در حالی که ایالات متحده به دنبال یک پیروزی قاطع است، دغدغه اصلی تهران صرفاً بقای رژیم و جلوگیری از شکست است؛ هدفی که به آن‌ها اجازه می‌دهد با بهره‌گیری از اراده‌ای قوی‌تر در برابر برتری نظامی آمریکا، درگیری را به یک جنگ فرسایشی مبتنی بر تقابل اراده‌ها تبدیل کنند. گارتزکه تأکید می‌کند که جنگ اقتصادی نیز به اندازه تقابل نظامی بی‌اثر خواهد بود، زیرا اقتصاد ایران پیش‌تر در اثر دهه‌ها تحریم آسیب جدی دیده است و از سوی دیگر، رهبران تهران نشان داده‌اند که فشارهای مالی بر شهروندانشان، آن‌ها را وادار به تسلیم در برابر خواسته‌های واشنگتن نخواهد کرد. در بخش دیگری از این گزارش و با تبیین پیامدهای این بن‌بست استراتژیک، این تحلیلگر ارشد خاطرنشان می‌سازد که ایالات متحده اکنون ناخواسته در وضعیتی گرفتار شده است که در اصطلاح به آن استراتژی «چمن‌زنی» می‌گویند. گارتزکه با ارجاع به این تاکتیک که پیش‌تر توسط اسرائیل در برابر دشمنان سازش‌ناپذیر به کار گرفته می‌شد، توضیح می‌دهد که واشنگتن به جای دستیابی به یک راهکار قطعی در میدان نبرد، به حملات دوره‌ای، مقطعی و محدود برای تضعیف توانمندی‌های ایران تن داده است و این امر به یک هنجار جدید در سیاست خارجی آمریکا تبدیل خواهد شد. بر اساس این تحلیل، جنگ حاضر پیامدهای غیرقابل بازگشتی همچون تثبیت حق وتوی عملی تهران بر تنگه هرمز و تسریع جاه‌طلبی‌های هسته‌ای آن را به دنبال داشته و ترامپ نیز با وجود جستجو برای یافتن بهانه‌ای جهت اعلام پیروزی، راه خروج آسانی از این اشتباه بزرگ سیاست خارجی ندارد. در نهایت، وی هشدار می‌دهد که این بحران‌های مستمر در خاورمیانه، بار دیگر تمرکز استراتژیک واشنگتن را از مهم‌ترین چالش سیاست خارجی آن یعنی چین منحرف ساخته است و نشان می‌دهد که بدون وجود اراده‌ای واقعی برای صلح، سیاست خارجی مبتنی بر خویشتن‌داری دست‌نیافتنی خواهد بود. منبع: https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/why-mowing-the-lawn-isnt-a-winning-strategy-for-the-iran-war
چاس فریمن: اسرائیل می‌خواهد ایران را تجزیه کند و مناطق آذری ایران را ضمیمه باکو کند، پس از آن نوبت ترکیه است! سفیر سابق امریکا در عربستان: 🔹اسرائیلی‌ها می‌خواهد هر کاری که با سوریه کردند با ایران نیز انجام دهد. 🔹رژیم را سرنگون کند و سپس کشور را به واحدهای کوچک‌تر تقسیم کند تا آنها را تجزیه کرده و تحت سلطه نگه دارد... 🔹بخشی از اقلیت‌های قومیتی در ایران گرایش‌های جدایی‌طلبانه دارند که اسرائیل با همه آنها در ارتباط است و مداخله دارد. 🔹بنابراین می‌توان گفت این روند بخشی از پیشروی یک طرح راهبردی است که نتانیاهو آن را مسیری برای سلطه صهیونیسم بر سراسر آسیای غربی می‌بیند. 🔹به‌جز ترکیه، چراکه برخی افراد نزدیک به او تصریح کرده‌اند پس از ایران، نوبت ترکیه خواهد بود. 🔹او به تحریکات قومی نتانیاهو علیه آذری‌های ایران نیز اشاره کرد و گفت: اسرائیل می‌خواهد آذری‌های ایران بخشی از جمهوری باکو باشند. این در حالی است که این منطقه زمانی بخشی از خاک ایران بوده و حالا پایگاه‌های سازمان جاسوسی سیا و موساد در آن قرار دارد.
🔹علیرضا دوستدار: https://fxtwitter.com/docstobar/status/2095697809437520057 گلوریا استاینم با افتخار در خدمت سازمان جاسوسی آمریکا درآمد تا با شوروی و کمونیسم مقابله کند. بعدها هم در دفاع از این کارش گفت سیا خیلی خوب و ناز و لیبرال است. https://hrnews1.substack.com/p/feminist-icon-gloria-steinem-was پس از درگذشت گلوریا استاینم، فمینیست برجسته، فاش شد که او مأمور سازمان سیا (CIA) بوده و برای بنیاد راکفلر و پل ارلیک کار می‌کرده تا طرحی را برای نابودی خانواده هسته‌ای به عنوان بخشی از یک برنامه بزرگ‌تر کاهش جمعیت جهت فروپاشی تمدن اجرا کند! https://fxtwitter.com/RealAlexJones/status/2095680960696099196
🔹دنی سیترونویچ(تحلیلگر امنیتی اسرائیلی): نشانه دیگری که آنچه را که باید اکنون درباره راهبرد کنونی ایران درک شود، تقویت می‌کند: ۱. ایران تداوم وضعیت موجود را نخواهد پذیرفت. تهران آماده نیست به واشنگتن اجازه دهد تا فشار اقتصادی شدید را بدون تحمیل هزینه از سوی ایران به ایالات متحده، تا ابد ادامه دهد. ۲. ایران اجازه نخواهد داد تنگه هرمز تا زمانی که تحت محاصره دریایی قرار دارد، به حالت عادی بازگردد. موضع بنیادی تهران روشن است: اگر ایران نتواند نفت خود را به صورت آزادانه صادر کند، به بقیه نیز اجازه نخواهد داد که به راحتی این کار را انجام دهند. ۳. ایران دیگر منتظر نمی‌ماند تا پیش از اقدام، مورد حمله قرار گیرد. این کشور بیش از پیش تمایل دارد در صورت احساس پیش‌آمدن یک حمله قریب‌الوقوع از سوی آمریکا، دست به عملیات پیش‌دستانه بزند. اتفاقی که امشب در اردن رخ داد، نشانه دیگری از این تغییر شیفت است. ۴. پیام مرکزی تهران اقتصادی است. ایران می‌خواهد واشنگتن متوجه شود که ادامه کمپین فشار فعلی، هزینه‌های قابل توجهی نه تنها بر ایران، بلکه بر اقتصاد جهانی و در نهایت بر مصرف‌کنندگان آمریکایی تحمیل خواهد کرد. ۵. رهبران ایران بر این باورند که می‌توانند در «مسابقه تحمل درد» با واشنگتن پیروز شوند. این محاسبات تا حد زیادی متکی بر ارزیابی آن‌ها از توانایی ایران در جذب فشارهای اقتصادی طولانی‌مدت، همزمان با ایجاد هزینه‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی برای ایالات متحده و شرکای آن است. ۶. فشار اقتصادی موثر را نباید با اجبار موفقیت‌آمیز اشتباه گرفت. تحریم‌ها و محاصره دریایی می‌توانند آسیب‌های قابل توجهی به ایران وارد کنند، بدون اینکه این کشور را به تسلیم نزدیک‌تر سازند. در واقع، هرچه فشار بیشتر باشد، احتمال اینکه تهران اقدامات خود را شدت بخشد بیشتر است. ۷. اردن در محاسبات راهبردی ایران اهمیت فزاینده‌ای یافته است، زیرا تجهیزات و توانمندی‌های نظامی بیشتری از آمریکا در خاورمیانه در آنجا متمرکز شده‌اند. این امر اردن را به یک هدف بالقوه مهم‌تر در یک رویارویی گسترده‌تر میان آمریکا و ایران تبدیل می‌کند. ۸. ایران همچنان مایل است به یادداشت تفاهم قبلی بازگردد، اما با شرایطی که آن را قابل قبول می‌داند. تهران به دنبال یک جنگ بی‌پایان نیست. اما تا زمانی که وضعیت فعلی ادامه داشته باشد، از به‌کارگیری توانمندی‌های خود نیز دریغ نخواهد کرد. ۹. روند تصمیم‌گیری ایران در مورد استفاده از زور به طور دراماتیکی تغییر کرده است. تردید و احتیاط شدیدی که پیش از این مشخصه تصمیمات مرتبط با اصطکاک مستقیم با نیروهای آمریکایی بود، امروز بسیار کمتر دیده می‌شود. ۱۰. ایران فعال‌تر، تهاجمی‌تر و دارای تمایل بیشتری برای به‌دست گرفتن ابتکار عمل است. به نظر می‌رسد تهران همچنان در چارچوب قواعد مشخصی از بازی عمل می‌کند و تنش‌ها را تنظیم و مدیریت می‌نماید. اما اگر ایالات متحده مستقیماً به ایران حمله کند، باید این فرض را مد نظر داشت که تهران برای گسترش رویارویی آماده خواهد بود. ۱۱. ایران پای میز مذاکره تسلیم نخواهد شد. واشنگتن نیز نباید انتظار داشته باشد که تهران امتیازات به‌طور چشمگیری بزرگ‌تری نسبت به آنچه قبلاً بحث شده اعطا کند، از جمله درخواست آن برای به‌رسمیت شناختن نقش ایران در ترتیبات آینده حاکم بر تنگه هرمز. این‌ها دیگر صرفاً پیش‌بینی‌هایی درباره آنچه ایران ممکن است انجام دهد نیستند. آن‌ها باید فرض‌های عملیاتی برای هر کسی باشند که سعی دارد راهبرد کنونی ایران را درک کند. تمایز حیاتی برای واشنگتن، میان «آسیب زدن به ایران» و «مجبور کردن ایران» است. ایالات متحده ممکن است قادر به انجام مورد اول باشد، اما شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد فشار اقتصادی و نظامی به تنهایی منجر به مورد دوم خواهد شد. اگر راهبرد ایالات متحده همچنان بر این فرض استوار باشد که فشار کافی در نهایت تهران را مجبور به تسلیم در برابر خواسته‌های اصلی خود می‌کند، واشنگتن ریسک ساختن سیاست خود حول واکنشی از سوی ایران را می‌پذیرد که وقوع آن روزبه‌روز ناپیداتر می‌شود. https://fxtwitter.com/citrinowicz/status/2095922802008203587 🔸خبر: چندین پرواز در حریم هوایی امارات متحده عربی در پی شلیک موشک‌های بالستیک از اصفهانِ ایران، به حالت تعلیق درآمده‌اند. این امر بدین معناست که موشک‌ها به سمت تنگه هرمز در حرکت بوده و احتمالاً جابه‌جایی‌های کشتی‌به‌کشتی را هدف قرار داده‌اند. https://x.com/MoloWarMonitor/status/2095908941943234745 🔻پیوند به این فرسته درX: https://x.com/FGhoddoussi/status/2096087288765624683
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مسئله قیمت گذاری انرژی از دوره حسنعلی منصور تا مسعود پزشکیان از مسائل پرچالشی بوده‌است که دولت‌ها با آن مواجه بوده‌اند. اینجا روایت علینقی عالیخانی در تاریخ شفاهی هاروارد از افزایش دوبرابری قیمت بنزین و نفت سفید در سال ۱۳۴۳ که آن را بزرگترین اشتباه خود می‌داند، شرح داده‌ام. این که نخست‌وزیر وقت و او تصور می‌کردند، از این طریق پروژه‌های عمرانی (که در آن زمان به دلیل هزینه‌های نظامی زیاد شاه فلج شده‌بود) تامین مالی خواهد شد. این که چطور تذکرات رییس شرکت نفت در این ماجرا نادیده گرفته شد و رییس ساواک که از طریق راننده اش از ماجرا مطلع شد و نهایتا اعتصاب تاکسیرانان و شورش مردم موجب لغو تصمیم را فراهم کرد. 🔗 میثم ظهوریان (@MeisamZohurian)